سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 10 آذر 1401
  • شهادت آيت الله سيد حسن مدرس، 1316 هـ ش و روز مجلس
9 جمادى الأولى 1444
    Thursday 1 Dec 2022
    • روز جهاني مبارزه با ايدز

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    پنجشنبه ۱۰ آذر

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    خداوند چرا شرّ افرید
    ارسال شده توسط

    روح اله سلیمی ناحیه

    در تاریخ : جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۶:۲۱
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۲۱ | نظرات : ۲۸

    ایا شر و گناه قبل از انسان وجود داشت 
    ایا وجود شیطان لازم الوجود بود برای خلق انسان و بهشت و جهنم ؟
    ایا شر و نیکی دوعنصر وجودی ذات خداوند است یا فقط نیکی است یا هیچ‌کدام 
    چرا خداوند با علم بر همه چیز در کنار نیکی شر و پلیدی را پدید اورد 
    با این حال ایا می شود ذات و پیدایش شر را شیطان دانست ، اگر چنین است چرا خداوند شیطان را افرید
     
    نظر شخص من این است که هیچ شیطانی جز خود انسان وجود ندارد
     

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۱۲۵۱۶ در تاریخ جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۶:۲۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    آریا رضایی
    جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۰۱
    استقلال فکریتون دوست داشتنی است .پس عروسک خیمه شب بازی پیچیده و پیشرفته نیستیم.در راه کشف حقیقت پیروز باشید
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۰۷
    سپاس جناب رضایی عزیز
    واقعا دوست دارم اندیشه و نگاهم بازتر باشد
    ممنون میشم دانسته های دوستان و شما را بخوانم
    🌹🌹🌹
    ارسال پاسخ
    روح اله سلیمی ناحیه
    جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۱۵
    ایا انسان عبادت و خدا پرستی اش واقعا بخاطر خود خداست یا بخاطر شیطان است
    و در صورتی ایا شیطان با گناه و تنفرانگیز بودنش خدا را بزرگ و والاتر نشان نمی دهد
    یعنی اگر شیطان نبود خداوند همین جایگاه فعلی را در نگاه بندگانش داشت
    لطفا مرا راهنمایی کنید
    عارف افشاری  (جاوید الف)
    شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۳۲
    با درود

    شیطان تنها زاییده ذهن ماست
    هر شخص میتواند فرشته یا شیطان باشد
    سخنانی مثل جایز الخطا بودن هم تنها برای توجیه عمل ناشایست خودمان است
    شیطان نمادی برای نسبت دادن اشتباهات خودمان به موجودی بیرونیست

    علیرضا شفیعی
    شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱ ۲۰:۵۲
    درود بر جناب آقای سلیمی ارجمند خندانک
    می گویند خداوند در قرآن مجید شیطان را رجیم (رانده شده از درگاه خود) خوانده است.
    نمی دانم درگاه خداوند محدوده خاصی است یا کل هستی، اگر کل هستی باشد آیا شیطان وجود حقیقی دارد یا نمادین است؟
    راستی اگر نباشد چقدر وحشتناک است پس ما اشتباهاتنان را گردن کی بندازیم ؟


    عارف افشاری  (جاوید الف)
    عارف افشاری (جاوید الف)
    شنبه ۹ مهر ۱۴۰۱ ۲۱:۲۹
    توضیحات مرا خواندید؟
    ارسال پاسخ
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۰:۱۴
    درود و ارادت جناب عارف افشاری عزیزو بزرگوارم
    خواندم متاسفانه نت بنده واقعا افتضاح است مانند قیافه رئیسی و وزیرانش
    بسیار لذت بردم از اگاهی شما
    مطمعن بودم هر کسی اگاهی حقیقی را دوست دارد اینجا چیزی خواهد گفت
    وگرنه خیلی ها چپن موضوع را ببینند اصلا وارد صفحه نخواهند شد
    جناب افشاری چرا انسان سمت حقیقت نمی رود
    چرا می ترسد
    چرا همیشه به یک حامی نیاز دارد
    حامی بنام شیطان
    دقت کنید وقتی گناه می کند برای نوعی حمایت گناه را از وجود شیطان می داند و با تبرا و توبه خود را ازاد می کند
    و جالب این است شیطان انعطافش بالانر است
    اما خداوند نه
    چرا خداوند مشکلش را شخصا با شیطان حل نمی کند و پیاده نظامی بنام انسان باید باشد
    نظرتان چیست ؟
    🌹🌹
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۰:۲۰
    درود و ارادت جناب شفیعی عزیز
    چقدر زیبا و ناب اشاره کردید
    کسی دقت نمی کند به این موضوع
    چون یا دروغ است یا تحریف شده

    با نگاهی خاص و بسیط تر باید درک کرد که اصلا اشتباه یا گناهی که انسان را به جهنم ببرد ممکن نیست
    هر جوری فک کنید گناه نمی تواند انسان را در دنیای بعدی به جهنم و نیکی به بهشت ببرد
    چون خیلی از نیکی ها در اینجا دلیل و اساس رشد گناه یا شر می شود
    و خیلی شرها پدید اورنده نیکی هاست
    ما مقطعی نگاه می کنیم
    ما نمی دانیم و نمی خواهیم که بدانیم چرا این اندازه از حقیقت گریزانیم
    جز خدا و شیطان اینجا نیز باید به عده ای خداوندگار پاسخگو باشیم

    ارسال پاسخ
    محمد گلی ایوری
    محمد گلی ایوری
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۱۹
    درود بر شما جناب شفیعی
    خندانک
    ارسال پاسخ
    علیرضا شفیعی
    علیرضا شفیعی
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۳۹
    درود بر شما جناب سلیمی که می اندیشید خندانک
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۵۷
    ارادت جناب شفیعی بنده هدف اصلیم اموختن است حتی یک کلمه
    چند وقت قبل ی مطلبی نوشتم که نتیجه گیریش عجیب شد
    مثلا چنگیز خان مغول یا هیتلر و استالین بزرگترین ناجی های دنیای خرد و اگاهی هستند
    و مرگ نوعی رهایی از زندان و ورود به خود حقیقی است
    اما ترسیدم از اشتراک نه ازکسی یا چیزی
    بلکه از روشن شدن نوعی نگرش خاص در ذهن که خودم را درگیر کرد
    🌹🌹
    محمد گلی ایوری
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۱۸
    درود و عرض ادب جناب سلیمی عزیز خندانک

    متاسفانه نمی دانم گردن شیطان بندازم یا گردن خودم که گاهی وقت ها امکان ورود به شعر ناب برایم ناممکن می شود.

    پست قبلی شما را خواندم و مثل این پست و دیگر پست هایتان تفکر بر انگیز است. و برایم جالبتر اینکه با تفکر به دنبال حقیقت خداوند هستین.
    و بنده معتقد هستم که خداوند را با تفکر می توان شناخت و یا با اندیشیدن میشه به خدا رسید
    و اگر همه اندیشه انسانها جمع شوند شاید نتیجه بهتری گرفته شود.

    در کتابی گفته ای را که به انشتین نسبت داده بود با چنین مفهومی خواندم: ما انسانها همچون طفلی هستیم که وارد کتابخانه ای بزرگ می شود که دیوارهایش از کف نا سقف با کتابهایی به زبانهای گوناگون پوشیده شده باشد
    کودک میداند که باید کسی آنهارا نگاشته باشد
    کودک نظمی اسرار آمیز در ترکیب کتابها می بیند و آن را درک نمی کند
    ولی می تواند با گمانی مبهم آن را حدس بزند.
    به نظر من وضعیت این کودک همانند وضعیت عقل انسان در برابر خداست. خندانک

    و نیز در بیان بزرگی آمده است که سرآغاز دین خدا شناسی است که آن هم مراحلی دارد.

    هرچند میدانم از نقل قول کردن زیاد خوشتان نمی آید ولی به ناچار باید گفته شود تا بتوانم برای خودم نتیجه گیری بکنم و آن اینکه:
    اگر ما بتوانیم خدا را بشناسیم و یا به عبارتی به خدا برسیم دیگر بی نیاز خواهیم شد از این همه قیل و قال موجود در جهان . خندانک

    از اینکه با تفکر به دنبال خداوند هستید و افکارتان را به اشتراک میگذارید متشکرم ولی قضاوت را قبول ندارم. خندانک

    پاینده باشید و سرافراز خندانک


    علیرضا شفیعی
    علیرضا شفیعی
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۳۷
    درود بیکران بر جناب ایوری عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۳۸
    درود جناب ایوری عزیز و بزرگوارم
    چقدر خوشحالم می کنید با چنین نگاه و نگرش
    در مورد مسئله انشتین فکر نکنم از انشتین باشد یا حداقلش نوعی دستکاریده است
    کمتر کسی پیدا می شود که فیزیک را درست بداند و با مذهبیون یا خدای انها موافق باشد
    شخصی چون انشتین خدا را طوری می بیند که نمی تواند بیان کند
    بنده اهل قضاوت نیستم فدات شوم
    انکه گفتم حقیقت است و کاملا مشهود
    من کسی را متهم نمی کنم اما کسانی را هم افتخار می کنم هم دوستشان دارم
    ارسال پاسخ
    محمد گلی ایوری
    محمد گلی ایوری
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۵۷
    درود مجدد جناب سلیمی عزیز

    هرچند بعید میدانم در یک کتابی که در دسترس همگان قرار میگیرد چنین دروغی را چاپ کنند ولی به فرض اینکه از انشتین نباشد ولی قابل تامل و تفکر است. خندانک
    شاید حقیر در یک عالمی که در مسیرم یا در مسیرش قرار دارم سیر کنم و از دیگر عوالم بی خبر باشم و این دلیل بر رد آنها نمی شود چون خیلی از عوالم موجود در جهان هستی را درک نکرده و نخواهم کرد.
    بعنوان مثال فردی در خواص ذرات و نور و انرژی و ... یا در علم فیزیک و یا شیمی و ... شاید سرامد باشد اما مطمئناً به حد نهایی نرسیده و آیندگان به حصوصیات و نتایج جدیدی خواهند رسید و جداول عناصر و خواص مواد و ذرات را تغییر خواهند داد. خندانک
    همانطور که ادراکات بشر امروزی با ادراکات بشر اعصار گذشته متفاوت است حتما ادراکات آیندگان نیز با ادراکات ما انسانهای امروزی فرق قابل ملاحظه ای خواهد داشت. ولی جای بسی خوشحالی است که همه دنبال گمشده ای مشترک هستند و این گمشده را هر اصطلاحی که بگذاریم در اصل قضیه فرقی نخواهد داشت و به معنای واقعی خالق جهان هستی است با هر اسمی که بیان کنیم . خندانک

    چقدر لذت بخش است وقتی در مورد خالق هستی متفکرانه دوستان نظر میدهند و مطلب می نویسند و فرصتی برای آموختن پیش می آید. خندانک

    سپاسگزارم
    محمد گلی ایوری
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۳۷
    درود مجدد
    گاهی وقت ها بعضی از افراد شاید در افکارشان به نتیجه ای می رسند که بیان آن ناممکن و یا قابل نگارش نیست
    و اگر بتوانیم به مرحله ای برسیم که همه ی افکار بشریت را راجع به خدا در یک مجموعه و در یک قالب قرار بدهیم
    و آنگاه ببینیم از نتیجه آن چه حاصل خواهد شد و آن موقع است که عظمت و شکوه تفکر و پس از ان عظمت و شکوه خداوند مشخص خواهد شد.
    تفکرتان پاینده خندانک
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۴۹
    مدتعا قبل انسانها کلمات را کم کم فهمیدند و کلمات فهم را ممکن ساخت بدون کلمه فهم فقط در اندازه نگاه کردنو جذب شدن یا دفع شدن است
    اما امروز انسان وقتی متولد می شود همان روز زبان فرهنگ و از همه بدتر و مصیبت وارتر دین است که بر اعضای بدنش افزوده می شود شاید نتوان دست را قطع کرد و دیگر نداشت اما یک مذهب را وقتی به انسان دادند دیگر شبیه یک عضو ناگسستنی است تقریبا انگار روح انسان است
    گرچه بنده مطلقا به روح اعتقاد ندارم
    اگر روح را همین کلمات و معنایش بدانیم بسیار قابل قبولتر است بنظرم
    این مطلب و در اشاره به فرمایشتان از انشتین نوشتم
    مدتهاست در رابطه با کلمات و انسان و خدا واگاهی فکر می کنم
    چندین بار نیز نوشته ای را خواستم بذارم که به دلایلی منصرف شدم
    اما هر کسی کمی عمیق فکر کند می داند که این انسانها نیستند که زندگی می کنند بلکه کلمات هستند که دنیا را تسخیر کردن و انسان را ساختند و برده خود کردند
    شاید کلمات و اگاهی همان فرازمینی ها هستنددکه ما قادر به تشخیص و درکشان نیستیم
    درودتان 🌹🌹
    ارسال پاسخ
    محمد حسنی
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۱۷
    درود
    شیطان از آتش و انسان از خاک، فلسفه وجود انسان در این دنیای دو قطبی شاید این باشد تا در پستی و بلندی به پختگی و درک لازمه از زندگی برسد..
    اما اینکه قرار بر جانشینی بود به نظر خود این مهم نیازمند مسلزماتی بود که انسان به یک سری از ادراک برسد شیطان شاید یک وسیله باشد در این مسیر..

    اما در بدو ورود(بقول استادی) مثل یک بچه است که به چند شکلات راضی می شود حال در طی مسیر هر چه ادراک بالا تر می رود خواسته ها هم بیشتر می شود تا اریکه قدرت را در دست گیرد و به مقام جانشینی به نحو احسن برسد

    به نظرم تمام این تضاد ها نقشه هوشمندانه ای ست که درمراحل رشد و تعالی انسان ..
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۵۲
    درود جناب حسنی عزیزو بزرگوارم
    مثل همیشه نوشته و نگاهتان را دوست دارم
    مشخص است که نسنجیده حرفی نمی زنید و غیر منطق بودن را قبول ندارید
    جناب حسنی عزیز چیزی بنام شیطان امکان وجودی ندارد چون وجود شیطان از هر نگاهی نشان ضعف و درماندگی خداست
    درودتان 🌹🌹🌹
    ارسال پاسخ
    عارف افشاری  (جاوید الف)
    عارف افشاری (جاوید الف)
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۴۶
    چنین جوابی عقلانی نیست دوست عزیز
    چرا عقلانی نیست
    چونکه هنگامی که بر طبق گفته ادیان انسان در بهشت بوده در نتیجه موجود کامل بوده حال این موجود کامل چرا بر طبق نقشه ای که خدا از آن آگاه بوده فریب شیطان را میخورد ناقص میشود و به زمین میاید تا روند تکامل را کامل کرده و به بهشتی که قبلا در آن بود بازگردد

    اینجا تعبیر از خدا موجودی بیهوده کار خواهد بود

    آیا شما چیزی میسازید با علم بر اینکه دقیقا چگونه عمل میکند و آنرا مورد امتحانی قرار میدهید که خود نیز نتیجه آنرا میدانید؟

    کمی بیشتر تعمل باید کرد
    ارسال پاسخ
    عارف افشاری  (جاوید الف)
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۴۲
    در جواب اینکه چرا انسان حقیقت گرا نیست باید گفت که اولا او خود را بسیار مهم پنداشته و زندگی خوش را از همه چیز با اهمیت تر میبیند دوما انسان علاقه عجیبی اولا به خودفریبی و در مرحله دوم خودساختگی دارد منظور از خودفریبی فریب اهمیت بخشی به خود به عنوان برترین موجود و منظور از خودساختگی خلق بهشت و جهنم ساختگی و پاداش و جزای ابدیست

    کسانی که حقی ر ا تباه یا بیگناهی را کشته اند قطعا مستحق جزا هستند اما نه به این شکل

    خدایی که در ادیان وجود دارد خدایی است که اولا به همه چیز آگاه است و در ثانی اگر شما خطایی کنید بر شما عزابی نازل میکند

    حال سوال اینجاست این خدا با علم بر اینکه شما اشتباه میکنیدشما را جزا میدهد این بیهوده نیست؟

    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    سه شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۴۹
    عرض ارادت جناب افشاری عزیز
    مطالب شما را خواندم
    بسیار عالی و تفکرانگیز
    درودتان باد🌹🌹
    ارسال پاسخ
    عارف افشاری  (جاوید الف)
    يکشنبه ۱۰ مهر ۱۴۰۱ ۱۲:۴۶
    در کتاب خودم این موارد را توضیح

    تعبیر عقلانی خدا را بیان

    و همچنین دین را نقد کرده ام
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۱:۰۵
    درودی مجدد جناب جاوید الف بزرگوار
    مشتاق شدم کتاب شما را بخوانم
    بی زحمت معرفی کنید تا تهیه کنم
    سپاس 🌹🌹
    ارسال پاسخ
    فاطمه بهرامی
    سه شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۱۲
    درود بر شما استاد تفکر
    بسیار زیباست که ذهن بزرگواران را به چالش دعوت می کنید و هنر یعنی همین وبس که بتوانید تفکری جدید رقم بزنید

    با کسب اجازه از محضر مبارکتان بنده نظر خودم را می نویسم

    در قرآن آیه ای دارم به نام جن که کاملا واضح و آشکار حقیقت وجود آنها بیان شده واثبات..... در قدیم مردم این مخلوقات را از ما بهتران صدا می زدند

    همانطور که ما هر کدام با نام در میان انسانها شناخته می شویم این مخلوقات هم نامی دارند
    یکی از این جن ها نامش شیطان است وچون قبل از آفرینش انسانها خلق شده اند به یگانگی خداوند ایمان آوردند و اورا می پرستیدند
    همانطور که مومنان خیلی متدین و نماز خوان وعابد داریم وعده ای هم در حد اعتدال در نماز ومذهب
    اینها هم عابدان خیلی مومن داشتند وهم عادی ودر حد اعتدال

    شیطان یکی از همان عابدان این مخلوقات است که خدا را بیش از آنچه می باید ستایش می کرد وهمیشه می دانیم وقتی بیش حد عابد وتند رو باشی غرور بر عابد چیره می شود
    با خلقت انسان این عابد از جنس جنیان چشم دیدن انسان برتر را نداشت چون انسان از خاک و روحش از نور خداوند بود ولی جنیان از آتش
    آفریده شده بودن وخداوند این مخلوق خود را اشرف مخلوقات وبرترین نامید..... ..واین عابد جنیان آتش را برتر از خاک می دانست و به مانند دیگر عابدان دین که به رسول خود خیانت کرده واز فرمانش سر پیچی کردند مثال مردم زمان پیامبر که ایشان علی را وصی بعد از خود معرفی کرد واصحاب رسول خدا نپذیرفتند و گفتند ما از علی برای جانشینی رسول خدا برتریم..........به آدم سجده نکرد واز فرمان خدا سر پیچی کرد واز درگاه خدا رانده شد ........وچون خواست پروردگار است ما انسانها با چشم سر آنها را نمی بینیم.... .....پس مخلوقی به نام شیطان وجود دارد وجودش بارها در قرآن تایید شده وخداوند او و پیروانش را به آتش جهنم وعده داده است

    پس خداوند شر را نیافرید چون با مخلوقات خود دشمنی ندارد شر که انسانها را از راه بدر می کند آن جن که شیطان نام دارد نیست بلکه ریشه از ذات مخلوق نا سپاس ومغرور دارد که زاییده وجود خود مخلوق است...ومنظور خداوند از پیروان شیطان یعنی که ما شنیدیم که این مخلوق بخاطر سر پیچی از فرمان خدا رانده شد ولی مانند او راهش را ادامه دادیم وپیرو راهش شدیم ........
    واین همان اثبات حرف شماست که فرمودید هیچ شیطانی بجز خود انسان وجود ندارد ...البته بهتر بگویم هیچ شیطانی بجز اعمال خود انسان وجود ندارد چون انسان با فطرتی پاک وعقل سلیم آفریده شده واین خودش هست که راه خوب یا بد را انتخاب می کند وخداوند کریم او را بخاطر عقل وقدرت انتخاب اشرف مخلوقات آفرید واگر عقل و درک واختیار نداشت با دیگر مخلوقات خداوند چه فرقی داشت که برتر باشد

    از ماست که بر ماست


    سپاس از تفکرهای ناب شما استاد گرانقدر
    روح اله سلیمی ناحیه
    روح اله سلیمی ناحیه
    سه شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۳:۴۷
    درود و احترام بانو بهرامی گرامی
    نظر شما را خواندم
    اما مسئله این است که هر چیزی را در جهان خدا افریده
    خیر یا شر شیطان یا انسان
    اگر خدا شیطان را افریده پس شر را افریده
    اگر خدا شر را افریده پس رحمن و رحیم نیست
    پایین تر گفتید شیطان نیز اعمال ماست
    اما باز هم مربوط است به مخلوقات خدا و خدا افریده
    مهم این که خدایی که به ما گفتند را درست نگفتند
    سپاس 🌹
    ارسال پاسخ
    زهرا آهن(ملکبانوی سیب)
    سه شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۱ ۲۲:۴۳
    این منم! رهگذری بی سر و پا در تاریخ
    زندگی با گذر از مسأله ی شر زیباست...
    روح اله سلیمی ناحیه
    پنجشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۱:۰۵
    درود و ادب بانو آهن شاعر و استاد گرام
    بیتی واقعا زیباست
    اما مرا تاریخ زائیده
    و مرا در ادوار و اعصار مختلف فهمانده است که در مسأله خیر و شر اگر دقت نکنم تاریخ مرا وادار خواهد کرد تا دقت کنم
    نمی شود از چنین مسائلی گذر کرد
    امروز داریم چوب همین مسائل را می خوریم
    در تاریخ
    در هر جایی مسئله خیر،به ظاهر و حتی قابل عموم را دقت کنید
    انچنان شر و فتنه ای را به بار اورده که مسیر تاریخ را عوض کرده
    مسحیت خیر بود اما جنگهای صلیبی و کاتولیک و ... را نگاه کنید
    در مصر خورشید پرستی یا امون اما شری که وجود اورد را بخوانید
    در ایران زرتشت خیر بود اما در زمان ساسانیان شری که وجود اورد یا مانی
    یا یهودیت و شرش
    و بارزتر از همه اسلام با ذات و ریشه خیر را نگاه کنید چگونه شر و فتنه ها را از شکمش بیرون می ریزد
    یادم است قبلا مطلبی نوشته بودم که زادگاه شر خیر است
    اما انچه به گمانم توان خنثی کردن هر شری را دارد دقت و پاسداری از تاریخ است و گرنه این شلاق تاریخ را همواره باید با جسم و جان پذیرفت
    مدتی پیش مستندی پیدا کردم و بارها و بارها تماشا کردم
    مستندی که چند باستانشناس دانشمند با کمک گرفتن از علم و کارشناسی روز دنیا و صد البته متکی به تاریخ و اشارات تاریخی قران کریم
    ثابت کردند که مکه واقعی و زادگاه پیامبر اعظم ص شهر پترا در جنوب اردن است
    این فریب که قرنهاست صدها میلیون مسلمان پذیرا و ادامه دار هستند از تحریف تاریخی حکومت نحس عباسیان است
    اما اگر به مسئله شرّ درست دقت می شد و تاریخ
    امروز یک کافر از لندن مرا به حقیقت خیر و نیکیِ دینم اشنا نمی کرد

    شاید این نظر من در پاسخ نظر شما یا مطلب وبلاگ ظاهرا بی ربط باشد اما در اصل نظر من همین مسائل است
    دروغهایی که ریشه شر را در تاریخ پنهان یا مقدس کرده است
    سپاس 🌹
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0