سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 28 مرداد 1401
  • كودتاي آمريكا براي بازگرداندن شاه، 1332 هـ ش
  • گشايش مجلس خبرگان براي بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، 1358 هـ ش
23 محرم 1444
    Friday 19 Aug 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      جمعه ۲۸ مرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      زمان نمی گذرد
      ارسال شده توسط

      محمدحسن پورصالحی

      در تاریخ : چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۱۱
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۰۶ | نظرات : ۲۷

       
      زمان نمی گذرد
       
            همیشه توی جمع های خانوادگی وقتی صحبتی از عمر و بی وفایی دنیا و  ... بود ؛ بلاخره یکی اون وسط پیدا میشد  که این جمله ی تکراری وکلیشه ای رو به زبون بیاره  و جالب هم اینجاست که همه مثل اینکه اولین باره که شنیدنش  با ذوق تاییدش میکردند ؛ جمله این بود ...
                                     (زمان چه سریع میگذره انگار همین دیروز بود که ...)
          همین یه جمله کافی بود تا پشت بندش هرکسی یه آهی بکشه و... دیگه خودتون بهتر از من میدونین که
      نوبت به نوبت خاطراتِ بزرگای جمع دنباله ی جمله ی اصلی مرور می شد ...
                        از نوزادی خاله کوچیکم گرفته تا سربازی دایی بزرگم ... همه و همه ...
           اما من همیشه مخالف این جمله بودم ولی چیکار کنم که براساس سنم کسی برام پپسی هم باز نمی کرد در واقع از نگاهشون می فهمیدم که میخوان بگن وقتی چندتا پنج هزاری باهم صحبت میکنن یه پونصدی وسط نمی پره و من درون لحظه از حجم سنگین نگاه فاتحه ای نثار خود میکردم  و ...
                                 حالا بگذریم  ... برای شما میگم ...
      بنظرمن زمان نمیگذره بلکه این ماییم که میگذریم ؛ صبرکنین من صدای دلتونو میشنوما آخه شما دیگه چرا ...  الان توضیح میدم دیگه ... من فکر می کنم نامگذاری امروز و دیروز یا فردا برای این نبوده که روزها میگذرن ، بلکه صرفا برای اینه که روزها رو  گم نکنیم یا برنامه ریزی داشته باشیم وگرنه  اصلا  ...
           مثلا میگیم دیروز گذشت اما یه روز قبلش همین دیروز فردایی بوده که هنوز نیومده یا... به یه روزی میگیم فردا ولی پس فرداش همین میشه دیروز ؛ پس صرفا بازی با کلماته و گذر زمان به حساب نمیاد ... فکرکنم یکم پیچیده شد  یه حس شیش سیخ جیگر سیخی شش هزار بهم دست داد...  اما   مشکلی نداره خودمم یکم گیج شدم بزارین  دوباره بخونمش ... اها  ... من الان مطلبو گرفتم میدونم شما مثل من نیستین همون اول متوجه منظورم شده بودین   ...
      درواقع ؛ من زمان رو به یه مسیر بی آغاز و پایان تشبیه میکنم که مثل هر مسیر دیگه ای  ما ازش میگذریم
      ولی اون ثابته ...  گذراز روزی به روز دیگر ...  از سالی به سال دیگر
       و یا شاید در چرخش ثابتی هستیم که سهم ما ازش تکراره ... تکرار ...
      دیروز امروز فردا و دوباره  همین سیر ... اسامی که بشر انتخاب کرد تا توی صحبتاش کم نیاره ...
       
      احساس می کنم تازگیا زیادی فکر می کنم ...
      حالا راستی راستی زمان میگذره یا ... ؟؟
       
       
       
      بس غلط کردم گرفتم دستِ عقلم را به دست
      پُر شد این پرسشکده از حجمِ انبوه وُ گسست
       
      شب به روزم در پی حدس و گمان و فرضیه
      من گذر کردم ولی روحم به طین وُ گل نشست
       
      ای خدا از مخزنِ رازت  مرا  پاسخ نبود ؟
      پرسشم داری شد وُ عمرِ مرا درجا  ببست
       
      مولوی جان مرحبا ؛ ممنون ازین شعرِ بجا
      پایِ استدلالیان ، چوبین وُ بی تمکین شکست
       
      زندگی  ارزش  ندارد ، بندِ  تدبیرت  نشو
      روحِ خود تنظیمِ موجِ  دل کنی شاید بِرَست
       
      ای حسن از نظم و نثرت مصرعی  تقدیمِ تو
      عاقلی سودی ندارد ، پس چه بهتر حالِ مست
       
      محمدحسن
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۱۷۸ در تاریخ چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۱۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۴۰
      درود محمد جان خندانک
      زمان همیشه مقوله ای بغرنج بوده و خواهد بود. بیش از صد سال از بیان نظریه نسبت توسط انیشتن گذشته و اکنون فیزیک جدید به طور قطع ثابت کرده است که مقوله ای به نام زمان وجود ندارد.
      و برایم بسیار جالب بود که متن شما به توالی رویدادها اشاره دارد. خندانک
      اما واقعا مسیری به نام زمان وجود ندارد! خندانک
      اگر علاقه مند بودید بیشتر در مورد زمان بدانید می توانید کتاب زیر را تهیه کنید و بخوانید:
      عنوان کتاب: واقعیت ناپیدا (سفر به گرانش کوانتومی)
      نویسنده: کارلو روولی
      ترجمه: علی خدادادی شاهی
      نشر: فرهنگ نشر نو
      برایتان ذهنی پویا و خلاق آرزومندم. خندانک خندانک خندانک
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۲
      سلام جناب زراعتی بزرگوار خندانک
      من حتما می خونمش خندانک خندانک

      سپاس برای معرفی خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
      شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۵۱
      خندانک خندانک خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۹
      سلام استاد زراعتی بزرگوار
      در ابتدا بسیار متشکرم وقت گرانبهای خود را صرف حقیر کردید
      انشاالله همیشه سلامت و پابرجا باشید .
      اما پیرو فرمایشات شما من در واقع این عقیده ی خویش را قصد داشتم در جایی مکتوب کنم تا بزرگانی چون شما ایرادات ساخته ی ذهنی حقیررا رفع نمایند و میدانستم سال های متمادی دانشمندان بزرگی درباره اش نظریه داده اند و کتاب های بسیاری نوشته اند ولی من خواستم بدون تاثیر عقیده ام را چه بسا غلط بیان کنم
      در نهایت بسیار ممنونم از معرفی کتاب که قطعا تهیه خواهم کرد تا در اصلاح و بهبود افکار بنده موثر واقع افتد .
      سایه تان مستدام استاد مهربان
      شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
      شاهین زراعتی رضایی (آرمان)
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۵۱
      خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۴:۵۹
      احسنت تز این نگرشت لذت بردم ⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩
      ارسال پاسخ
      سیاوش آزاد
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۵۳
      سلام قلم قدمایی شما را دوست دارم ولی به محضی که پا در مجامع به اصطلاح ادبی بنهید ایرادها ایراد خواهد شد خویشتن را مهیای حملات حضرات بفرمایید فرمود فیا سیوف خذینی
      محمدحسن پورصالحی
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۱۷
      سلام استاد آزاد گرانقدر
      سپاس حضورتان و لطفتان بر حقیر زنده باشین اتفاقا خودم هم بسیار علاقه مند زبان کهنه و اصیل هستم .
      استاد بنده هماره پذیرای نقد یا نظر بزرگان در راستای بهتر شدنم هستم . خندانک خندانک

      ناظری(سراب ش ن)
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۰۸
      درود مرد خوش صدا.. خندانک خندانک
      زیبا..دلنشین.. خندانک خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۲۰
      سلام بزرگوار
      خیلی ممنون از حضورتان و لطفتان به حقیر
      سلامت و پاینده باشید خندانک خندانک خندانک
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۱۵
      درود برشما جناب پور صالحی

      بسیار عالی بود خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۰۵
      سلام استاد گرانقدر
      سپاس از حضورتان
      به مهرخواندید بزرگوار
      سلامت باشید خندانک
      مسعود آزادبخت
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۰۷
      سلام و احترام شاعر جوان جناب پورصالحی
      شعر زیبایی بود
      درودتان
      خندانک خندانک خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      محمدحسن پورصالحی
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۵۳
      سلام استاد آزادبخت
      حضورتان سعادت بزرگیست برای بنده
      ممنونم از لطف شما . مهرتان مانا باشد خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم کریمی (ایبو)
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۳۲
      سلام نازنین
      در زمان های که تازه سینما ایجاد شده بود ماشین می ایستاد صحنه حرکت می کرد و توهم حرکت ایجاد می شد
      اینقدر فلسفه بافی در زمان شده است که بسیاری زمان را و زمانی بسیاری را در برگرفت و کس نفهمید چه شد و چگونه گذشتیم و گذشت از ما زمان
      خندانک خندانک خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۵۵
      سلام جناب کریمی مهربان
      حضورتان واقعا مرا مسرور میگرداند
      و من چقدر به ذهن پویا و خلاق شما غبطه میخورم
      واقعا وجودتان گرانبها و ارزشمند است
      سلامت باشید همیشه خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۰۵:۰۵
      درود جناب پور صالحی شاعر گرامی
      زیبا نوشتید
      از انجایی از جوشش افکار خویش بیان کردید واقعا عالیست
      این بهترین مسیر درک اگاهی است
      با همین فرمون برو جلو زیاد درگیر تخیلات دیگران نباش
      قرار نیست کپی کتاب کسی شوید
      حتی اگر نوشته ای راهمه درست گفتند شما به فرض نادرست سعی کن جواب درست را پیدا کنید
      زمان در اصل نیست و زاییده خرد است
      اما در مقوله فیزیکی زمان هست و این زمان با زمان عامی بسبار متفاوت است
      بنظر من زمان در فیزیک همان فضاست و فضا یجورایی کلمه است
      افرین بر ذهنیت و افکار روشنگرتان
      ⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩🌹🌹🌹🌹🌹
      محمدحسن پورصالحی
      پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۳۴
      سلام استاد سلیمی
      سپاسگزارم از حضورتان
      و نظر مثبت شما که بسیار مایه دلگرمی و خرسندی بنده است
      خداوند به وجود پرمهر شما برکت بسیار دهد خندانک خندانک
      واقعا بزرگانی چون شما چراغ راه بنده هستند خندانک
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۴۴
      🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۰۱
      درودتان بزرگوار متن جالبی بود وتفکر برانگیز
      موید باشید وموفق خندانک خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      محمدحسن پورصالحی
      شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۶:۳۳
      سلام و عرض ادب
      اینکه وقت ارزشمندتان را گذاشتید و خواندید بسیار برایم گرانبها است انشاالله همیشه سلامت و پایدار باشید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی سمیاری
      شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۲۲
      خندانک خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      محمدحسن پورصالحی
      شنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۳۲
      سپاسگزار حضور خندانک
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      يکشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۴۴
      درود شاعر و نویسنده توانا خندانک
      متنی تفکربرانگیز و شعری گویای حال درون خندانک خندانک خندانک
      هر چیزی که انسان را به اندیشیدن وا دارد، به گردن او حق دارد، و نوشته ی شما از این دست بود خندانک
      من هم فکر میکنم زمان، حصاریست وابسته به بدن مادی، یعنی اعتبارش به این گوشت و پوست و استخوانی که روح ما را مثل لباسی پوشانده دارد.
      اگر تا حالا مرده باشید خندانک می بینید که پس از خروج روح از بدن، زمان معنایی ندارد یا لااقل به این پررنگی نیست، روح انسان، مجموعه ای از آگاهی های انباشته شده در هستی اوست، و هستی انسان، نقطه ای بسیار کوچک و در حد هیچ از هستی است(نسبت به کلیت هستی یا هستی کل که ادیان و مکاتب فلسفی ِ خداباور، خدا می نامندش).


      خواستم خلاصه حرف بزنم، فک کنم مبهم بود نه؟
      خودم که نفهمیدم چی گفتم ولی امیدوارم شما متوجه شده باشید😅

      بدرخشید در آسمان ادبیات خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      يکشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۰۲
      سلام استاد زارع مهربان
      چقدر حضورتان مایه ی دلگرمی بنده است وجودتان پربرکت باد
      توضیحات بجا و علمی شما روشنایی بخش ذهن تاریک بنده است
      ازینکه تحمل کردید و وقت گرانبهایتان را صرف کردید واقعا ممنونم
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      بسیار بسیار سپاسگزار لطفتان هستم
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۵۵
      سلام، صبح بخیر خندانک

      خندانک خندانک
      ما می گذریم نه زمان خندانک
      چه جالب .. شاید از نظر حضرت مولانا .. پای استدلالیان چوبین بود، پای چوبین سخت بی تمکین بود.. اما این افکار روزنه های جذابی از جهان هستی پیش رویمان می ذاره..

      جذب این تفکر شدم.. بهش فکر خواهم کرد و شاید براش مطلبی نوشتم.. چه بسا که قطعا زمان ثابت.

      در پناه خدای مهربان خندانک
      محمدحسن پورصالحی
      محمدحسن پورصالحی
      چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۰۸
      سلام بزرگوار
      سپاس بیکران دارم از حضور پرمهر شما
      والا من هم یه مدتی میشد این مسئله ذهنمو درگیر کرده بود
      و خواستم هرچیزی که به فکرم اومده رو بنویسم تا نظر بزرگوارانی چون شما رو بدونم
      سلامت و پاینده باشید
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0