سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 17 اسفند 1399
    24 رجب 1442
      Sunday 7 Mar 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        يکشنبه ۱۷ اسفند

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مرده‌ام
        ارسال شده توسط

        سید محمدرضا لاهیجی

        در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۵۵ | نظرات : ۱۳

         
         
         به دست‌هایِ ذلیل‌مردهٔ از دیر ـ روز نداشته
         
         به پاهایِ از پس‌پری‌شبِ نه سال پیش تنهایم گذاشته
         
         به چشم‌هایِ اجاره‌نشینِ جاخوش کرده و خاموش
         
         به لب‌هایِ لب‌پَر گشته‌ٔ لبخندبستهٔ از یادم حرف فراموش
         
         به گوش‌هایِ خلاص به مرخصی رفتهٔ دقیقاً عمیقاً خفقان
         
         بگو: مو به مو
         
         بعد از او
         
         در مقرِ اقرار
         
         بلافاصله پشتِ پلکِ هیچ‌ستان
         
         چپ‌کوک و کله‌پوک
         
         با وضعِ حملِ درد
         
         فرادیٰ بی اجازه از قابله مرده‌ام
         
         ـــ آبرویِ عشق را خریده،نبُرده‌ام!
         
         
          ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
         
         سیدمحمدرضالاهیجی
         ساکوتی.هند
         
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۸۳۶ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        حدود ۱ ماه پیش
        درودتان ارجمند
        عمرتان با برکت
        قامتتان سبز
        وقتی این پست شما راخواندم یاد جمله معروف موتوا قبل ان تموتوا افتادم واین سوالی بود که قبل ترها برایم پیش امده بود با اجازه شما پاسخ ان را در صفحه ارزشمندتان می گذارم سپاس تان

        مرگ قبل از مرگ چیست؟
        سؤال:
        در حدیث شریف از پیامبر (ص) (یا امامان معصوم) آمده که فرمودند: «موتوا قبل ان تموتوا; بمیرید پیش از آن که به مرگ طبیعی بمیرید؟» (1) منظور از این سخن چیست؟

        پاسخ:
        امیرمؤمنان علی (ع) در فرازی از یکی از خطبه هایش در توصیف سالک الی الله و پوینده راه خدا می فرماید: «قد احیا عقله و امات نفسه، حتی دق جلیله، و لطف غلیظه; عقلش را زنده ساخته، و شهواتش را میرانده است، تا آن جا که جسمش به لاغری گراییده، و خشونت اخلاقش به لطافت و مهرورزی تبدیل گشته است.» (2)

        با توجه به این بیان، مرگ قبل از مرگ طبیعی عبارت است از این که انسان عقلش را بر سراسر وجود خود حاکم گرداند، و هوس های نفسانی انحراف گر خود را بمیراند و پژمرده کند.

        علامه مجلسی (ره) در این راستا می فرماید: «میراندن نفس آن است که انسان آن را مقهور عقلش قرار دهد، به گونه ای که همه حرکات و سکناتش در تحت فرمان عقل قرار گیرد، چنین کسی در رابطه با هوس های نفسانی اغواگرش، مرده است، یعنی خواسته های نامشروع نفسانی خود را نابوده نموده، چنان که گفته اند: قبل از مرگ طبیعی بمیرید.» (3) یعنی در تزاحم بین حیات ابدی معنوی با حیات فانی مادی، اولی را بگیر و دومی را فدای آن کن تا بر قله سعادت دست یابی.

        در معنی حدیث مذکور معنی دیگری نیز نموده اند با توجه به حدیث معروفی که از پیامبر اکرم (ص) نقل شده آن جا که فرمود: «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا; مردم در خوابند، هنگامی که مردند بیدار می شوند.» (4)

        بنابراین، حدیث مورد سؤال به این معنی است، همان گونه که انسان بعد از مرگ، متنبه می شود، و پرده های غرور از او دور شده، و چشم دلش باز می گردد و همه چیز را می بیند، اکنون نیز شما قبل از مرگ طبیعی، متنبه شوید، و پرده ها و حجاب های غرور و غفلت را بدرید، و بیدار و هوشیار گردید، مباد قفس مادیت شما را از فضای وسیع و معطر ملکوت غافل سازد. چنان که از حضرت عیسی (ع) نقل شده فرمود: «لم یلج ملکوت السموات من لم یولد مرتین; کسی که دو بار زاییده نشود، به ملکوت آسمان ها راه نیابد.» (5)

        توضیح بیشتر این که: مولانا در کتاب مثنوی به این مطلب با این بیان اشاره کرده که از پیامبر (ص) سؤال می کردند قیامت چه وقت است؟ و چقدر راه تا قیامت مانده است؟

        پیامبر (ص) با زبان حال به آنها فرمود: در خودت قیامت به طور نقد، وجود دارد، چرا در آیینه وجودت، آن را نمی بینی، و از آن سؤال نمی کنی، در حقیقت حضرت محمد (ص) دو بار زاییده، و زاده ثانی است، و نشئه دنیا و آخرت را با هم می نگرد و رمز «بمیر قبل از آن که به مرگ طبیعی بمیری » همین است.

        زاده ثانی است احمد در جهان

        صد قیامت بود او اندر عیان

        زو قیامت را همی پرسیده اند

        کی قیامت تا قیامت راه چند؟

        با زبان حال می گفتی بسی

        که زمحشر حشر را پرسد کسی؟

        بهر این گفت آن رسول خوش پیام

        رمز موتوا قبل موت یا کرام

        همچنان که مرده ام من قبل موت

        زآن طرف آورده ام ز این صیت و صوت

        پس قیامت شو، قیامت را ببین

        دیدن هر چیز را شرط است این

        عقل گردی عقل را دانی کمال

        عشق گردی عشق را بینی جمال

        نار گردی نار را دانی یقین

        نور گردی هم بدانی آن و این (6)

        آری اگر بخواهی عقل را درک کنی، باید وجودت را به عقل بسپاری، مانند عشق که تا عاشق نشوی، جمال عشق را نخواهی دید، و تا آتش نشوی، آتش را به طور حقیقی نخواهی یافت، و تا نور نشوی، هیچ چیز را درک نمی کنی. در حقیقت می توان گفت: کسانی که بار دوم در این دنیا زاییده شده اند، یعنی حیات و شخصیت وابسته به کمال ماورای طبیعت را به دست آورده اند، لحظه نفی همان حیات طبیعی است که برای دسته دیگر لحظه مثبت می باشد. (7)

        منبع ،نت
        سعید صادقی (بیدل)
        سعید صادقی (بیدل)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود فراوان بابت چنین نوشتار زیبایی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری
        آرزو نامداری
        حدود ۱ ماه پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد عزیز
        بسیار زیبا و جالب بود
        مزین به نقد نافذ استاد بانو آلاله سرخ
        و نظر ارزشمند سایر دوستان
        موفق باشید خندانک
        ابراهیم هداوند
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۱۴:۲۲
        با خود عهد کرده بودم که هیچگاه و پای هیچ‌ کدام از آثار جناب لاهیجی نیایم و مطلبی ننویسم. اما...
        "هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق" تا مدام بسوزد و بسازد و طعم این قمار بچشد که "ثبت است بر جریده‌ی عالم دوامِ" عشق.
        و از آنجا که "هزار جهد بکردم که سرِّ عشق بپوشم" و "نبود بر سرِ آتش مُیسرَم که نجوشم"؛ پایِ دلم بر این تربت کشاند تا همدردی کنم با مُرده‌اش که خود سالهاست مُرده‌ام.

        با احترام به عشق خندانک

        محمد قنبرپور(مازیار)
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۱۴:۲۷
        سلام جنااب لاهیجی
        بی شک با اینکه خودتان هم میدانید چقدر این اواخر موجمان به هم نگرفت و گاهی باهم اختلاف ولی عمیقا دوستتان دارم و این شعر زیبا و غم بار و پر از احساس در وصف از دنیا رخت بسته تان بینهایت تاثیر گذار است
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        شهین عمرانی
        يکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۹ ۱۴:۰۶
        درود

        خندانک خندانک خندانک
        مجتبی شهنی
        دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹ ۱۸:۱۹
        درود خندانک
        عليرضا حكيم
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بسیار
        خندانک خندانک خندانک
        سعید صادقی (بیدل)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد ارجمند
        آرزو نامداری
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام جناب لاهیجی بزرگوار
        سلامت باشید خندانک خندانک خندانک
        حدود ۱ ماه پیش

        آبرویِ عشق را هر کس خرید ،
        حق دهد او را زِ رحمت این نوید:

        آبرویت را شوَم خود ضامن وُ
        نزدِ خَلق ات می نمایم رو سپید
        .
        بداهه

        درود بر شما برادر فرهیخته و ارجمند خندانک خندانک خندانک
        غم از دلتان بدور و عزّتتان روز افزون خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0