سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 6 ارديبهشت 1403
    17 شوال 1445
      Thursday 25 Apr 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        پنجشنبه ۶ ارديبهشت

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        نگاشتی در باب شعر3
        ارسال شده توسط

        سیده نسترن طالب زاده

        در تاریخ : دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹ ۰۵:۰۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۶۵ | نظرات : ۰

        یکی از دلایلی که من را بران داشت چندخطی در خصوص این شعر بنویسم ،ناتوانیم در اظهار نظر در خصوص مدرن بودن یا پست مدرن بودن اثر بود .
        شاعر ورای تمهیدات اندیشگانی که در آثار خود دارد و به صورت آگاهانه با تفکر منسجم و غنی شده ی منحصر به فرد قلم فرازی میکند،نوعی بدعت در عرصه ی کیفیت روایی و تداعی زیباشناسانه دارد که به نوبه ی خود بینظیر است .
        المان برجسته ی دیگری که شاعر در این اثر ازان بهره برده است‌مولفه ی بینامتنیت است.نشانه شناسی این شعر، انتخاب واژگان و پیوند میان تاریخ و فلسفه در این سرایش قابل توجه است .
        هگل تاریخ را منظومه ای منطقمند میداند ،که دارای قانون مندی خاص و سیر تحولیست .این شعر روند تکاملی تاریخ را در رسیدن به آزادی ،در حیات سیاسی و اجتماعی شاعر به عنوان فردی همراز و همدل با اجتماع رنج الود خویش بیان میدارد.من آثار شاعران بسیار داخلی و خارجی را برحسب علاقه میخوانم ،تامل میکنم و در ذهن به پردازشی شخصی میرسم،شعر تکرار تاریخیم ،از آن باب که رشته های فکری تکاملی خاص خود را ظاهر میکند و به نوعی ایده پردازی اجتماعی را در خلال گفتمان های احساسی -ادبی دارد،و از آن جهت که دریچه ای به رمانتیزم دارد و به موازات آن امریت اندیشه ی سیاسی و عرفانی خاص شاعر را بروز میدهد ،و در آن فراز از شعر که میراث عشق و پویایی را به سطور اعتراضی تزریق میکند ،بی زوال و فراتر از مرزهای ملی است .سطوح ریاضیات و دیالکتیک شاعر که اپیستمه و دوکسای او را به شدت تحت شعاع قرار داده و آشتی وی با هرچه ناخوشایندست (همه نیک پنداری) در بیان عاطفه مند ادبی ،در آن هنگام که سرشت انسانی را پشتوانه ی اصلی خود احساس میکند و به طبیعت و مخاطب و جهان و آینده دلداری میدهد،تضادهای نهادینه ی جامعه شناسی را به رخ میکشد و پارساگرایانه به اعتراض می ایستد، شاعر را در واقع اندیشمندی فرااقلیمی و فراجغرافیایی معرفی کرده است .سنتز ذهنی او از حقایق بیرونی ،احساسات درونی ،ادراکات و مکاشفات و تجربیات و اکتسابات و ... بسیار قابل تحسینست .
        در ابیات شعر، من امتزاجی از فیزیک کوانتوم ،فلسفه ،تاریخ ک زیبایی شناسی دیدم ،آنچه در این تفاسیر به صورت بسیار سطحی و گذرا ذکر شده است امتیازاتیست که به عقیده ی ادیبان بزرگ جهان به آثار ادبی ماندگاری و هویت هنری میبخشد.
        گاه ما اشعار را فرصتی برای تخلیه ی عقده ها می یابیم .گاه پندارهای به ناکجاکشیده را در شعر عصیانگری میکنیم ،تضادهای درونی را برون ریز میکنیم.گاه تا سرحد سقوط سرشار از بینشهای قهقرایی و غیر اصیلیم و شاعرانه پشت عینک کهنه گرایی و یا در مقابلش مدرن گرایی ،هویت پوچ و کالبد فکری عقب مانده ی خود را فریاد میکنیم تا دردهایمان تسلی یابد ...
        اما گاه اشعاری آغاز تحولند .این شعر ورای عروضی بودن و اگوستیک کلامی ،خلاقیت و تکثر ذاتی ریخته در جام وحدت وجود است.موجودیتی اصیل و متعهد دارد طیف گسترده ای از اقشار جوامع را در بر میگیرد و لاجرم نیاز به تحلیل های تخصصی و نقد علمی خواهد داشت .شاعر در این اثر مرگ مولف را در گوش مخاطب زمزمه میکند ،مخاطب را با خود به لامکان میبرد و به شعر رنگی از عدالت میزند.عناصر شعری را گاه نمادین و گاه بی پرده کنار هم میچیند تا رسالتش را در قبال جهان پیرامون به انجام رساند.زبان خطاب شعری اش مهرانگیز ،متواضع ، اندکی مطنطن و استوارست .
        مورد دیگر که در خصوص شعر تکرار،تاریخیم ،جا دارد با خوانندگان گرامی به اشتراک بگذارم،روابط،دال و مدلولی در اثرست .زبان پریشی اشعار پست مدرن در این سروده وجود ندارد و کلمات شاعر ذکاوتمندانه انتخاب میشوند و به خدمت داینامیک عناصر زیبای شعری اند. با نگاهی کلی به اشعار،دیگر،سراینده ی ارجمند،در میابیم که وی مانند بسیاری از پیشگامان پست مدرن ،واردات زرد خارجی را به شعر تزریق نمیکند ،شعر را به بازیگردانان سیاسی نمی آلاید ،تابوشکن نیست و رویکردی آکادمیکال و نوسنتگرا را در قلمش دنبال میکند و سعی دارد تراژدی این روزهای جامعه و سرزمینش را با زبانی شیرین به غزل بنشیند.
        این شعر بوطیقای سپیدسرایی در قالب غزل است .دترمنیزم اجتماعی را هدف قرار میدهد و اندیشه ی اگزیستانسیالیست خود را ابراز میکند و هیروگلیف کودکانه ای از اضطراب و رنجهای انسانی خود را در بیان پایانی نشان میدهد.
        در ادامه ،نمیتوانم التذاذ خوانشگریم را که برخاسته از بیس دانش شاعر در تقاطع تئوری کوانتوم و جبرگرایی و ...است انکار کنم ، یا ایراسیونالیزم عاشقانه ی نخستین بیت را نمیتوان دیباچه ی یک اثر ادبی بلیغ نخواند!
        نیز اومانیزم غیرمتخاصم شاعر، پختگی اندیشه های وی و اعتدال گرایی تفکر در خلال ابیات را نشان میدهد..
         
         
        # پاره ی سوم نگاشتی در خصوص شعر "تکرار تاریخیم"، به قلم جناب آقای مجتبی شفیعی

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۶۰۰ در تاریخ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹ ۰۵:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0