سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 17 اسفند 1399
    24 رجب 1442
      Sunday 7 Mar 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        يکشنبه ۱۷ اسفند

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        خستگی های جامانده...
        ارسال شده توسط

        رسول علی محمدی

        در تاریخ : پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۴:۴۷
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۷۸ | نظرات : ۲۵

        خستگی های جامانده...
        آمدم تا درروزهای سرد سکوت قصه تکرار یک فریاد باشم، آمدم تادستهای ساده احساسم را دستمالی برای پاک کردن گریه ها کنم ، میخواستم در بغض غریب واژه های تردید شعری به بلندای یک فریاد باشم و بگویم هنوز هم میشود مهربانی را تکرارکرد و محبت را زمزمه
        مرا باور نکردند و دستهای یاری گرم را نگرفتند و در پشت کاغذهای سبز غرورشان مستانه عربده سخاوت سردادندو صحبت از نجابت کردند و نجوای قناعت سردادند...
        روزگار روزگار آمدن من نبود ...اینجا با مهر فاصله ها هست و جاده های منتهی به عشق پراز تردید
        اینجا دل را به پاییز واژه ها گره زده اند و صحبت از بهار بی معناست
        آمدم اما از جنس دیگری بودند قبیله ام سالهاست که درحصاردیوارهای بلند آرمانشهر
        فراموش شده است و نسبم در میان واژه های جدید گم شد و شناسنامه ام که تنها هویتم بود در نوسازی آمارشان سوخت و من دیگر هیچ شدم و....
        من هنوز باهمان سادگی ام به دنبال هوای سخاوت میگردم به دنبال نور....
        سلامشان گفتم اما سلامم را جوابی ندادند .شکستم تا بایستند اما ایستادند و مرا شکستند به جمعشان رفتم غریبه ام خواندند و مرا به طعنه های کلامشان آزردند
        روزگار روزگار احساس من نبود و نیست من بغض فرو خورده سالهای تقدیر تعبیر شده فریاد وجودم بودم من غرور شکسته یک قوم بودم روزگار فراموش شده یک تبار .
        روزهای غبار نشسته یه آرزو...
        من برگشتم میان یک دشت که بوی هوای تازه می داد بوی پونه ها و بابونه ها
        تا کوچه پس کوچه های سبز طراوت را به یاد کودکی از دست رفته ام فتح کنم
        من آمدم تا رد پای علفهای هرز رنگ شده که بر شانه های خسته چمن ایستاده اند را هرس کنم
        من آمدم به جایی که هنوز اشنایی حرمت دارد و بوی تلخ غربت نمیدهد
        من آمدم تا تنم دوباره بوی علف دهد  بوی نجابتهای که شاید دیگر خریداری ندارد....
        من آمدم تا دوباره متولد شوم تولدی خودخواسته که خود خودم باشم ...
        (دلنوشته ای که کاستی هایش را برمن ببخاشیید به تاریخ مهر 1389)

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۴۷۱ در تاریخ پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۴:۴۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        بهرام معینی (داریان)
        پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۴۷
        درود فراوان ادیب فاضل ووارسته جناب علی محمدی دوست عزیز وگرانقدرم 🌷
        بسیار زیبا وپر از احساس به پاکی وزیبایی روح وقلب مهر بان وپر از محبت شما 🌷
        بدون اغراق بزیبایی قلم میزنید چه در شعر وچه در نثر به همان زیبایی که در اندیشه وتفکرات شما سراغ دارم 🌷
        زندگیتان پر از زیبایی 🌷
        قلمتان مانا بمهر 🌷
        ایام بکام 🌷
        در پناه حق 🌷
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۰:۲۴
        سلام بر پدر عزیزم و استاد بزرگوار
        بی شک حضور همیشگی و پدرانه شما در خواندن نوشته ها و اشعار من موهبتی است که در بیان بگنجد و نه قلم از توصیف آن توانمند
        تحسین شما با آن همه زلالی کلام و اندیشه برایم افتخارهست و موجب دلگرمی
        به امید دیدار روی پرمهرشما
        مانا و تواناباشید و سایه پرمهرتون مستدام خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منوچهربابایی
        پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۲۱:۲۶

        سلام دوست واستادم
        خوش احساس و جاری قلم زده اید
        براي داشتن احساسي چنين لطيفو قلمی چنین توانا بهتان تبريك ميگویم خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۰:۱۸
        سلام رفیق مهربان وعزیزم
        خوشحالم که دوباره حضورت پر مهرت و کلام زلالت را پای دلنوشته ام میبینم
        دوستی با تو برایم قابل توصیف نیست
        مانا و تواناباشید خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۱۵
        سلام رسول جان متن عالي و تاثيرگذاريه
        لبريز از احساس و حقيقت
        بايد بارها خونده بشه و تامل برانگيزه
        افرين احسنت

        سبك باران ساحل ها نديدند به دوش خستگان باريست دنيا
        مرا در اوج حسرتها رها كرد عجب يار وفاداريست دنيا خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۰:۱۹
        سلام بر امیرعزیز و دوستداشتنیم
        ممنون که مثل همیشه با احساس پاکت سراغ م آمدی و با گرمی کلامت تحسینم نمو.دی دوستی با تو سرمایه ای هست برایم که قابل بیان نیست
        مانا و تواناباشید خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۸:۰۶
        درود رسول عزیز و مهربان
        دوست خوب و فهیم من،دست کم بر من پوشیده نیست احساسات روان و زلال تو و کلام پر مهرت موجب افتخار است خندانک
        رسول علی محمدی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۰:۲۱
        سلام برمجید عزیزم
        ممنون که با مهربانیت مرا خواندی همیشه تورا دوست داشتم اما از روزی که دیدمت این مهر برایم ماندگار شد و این دوستی جاودانه تر
        مانا و توانا باشید خندانک خندانک خندانک
        حسین راستگو
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۶:۰۶
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹ ۰۸:۱۵
        سلام حسین جان دوست بزرگوارم
        ممنون که با مهربانی وجودت و با شاخه گل های زیبا سراغم آمدی
        دوستی با شما روشن شدن چراغی است که در دلم همیشه خواهد تابید
        مانا و توانا باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۳۶
        درود برشما جناب علی محمدی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹ ۰۸:۱۶
        سلام بر ادیب فرهیخته جناب فتحی عزیز
        خوشحالم از توفیق آشناییی با شما و سپاس از مهربانی وجودتان که به من سرزدید و با محبت خواندید
        مانا و تواناباشید خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد قنبرپور(مازیار)
        شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹ ۰۲:۱۲
        سلام دوست خوبم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        دلنوشته ای سراسر احساس و لطافت شاعرانه خندانک خندانک خندانک خندانک
        تصویر های نوستالژیک و زیبا را به خاطرم اوردی خندانک خندانک خندانک
        و چه زیبا قلم نوازی کردی خندانک خندانک
        هزاران هزار درود بر شما خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        شنبه ۳ آبان ۱۳۹۹ ۰۸:۱۹
        سلام مازیار عزیزم
        خوشحال هستم که باب دوستی با شما برایم گشوده شده و با مهربانی کلامت به دلنوشته های من رنگ تحسین پاشیدید
        خیلی دلم میخواهد ببینمت و حتما سراغت خواهم آمد
        مانا و توانا باشید خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۲۸
        مرا باور نکردند و دستهای یاری گرم را نگرفتند و در پشت کاغذهای سبز غرورشان مستانه عربده سخاوت سردادندو صحبت از نجابت کردند و نجوای قناعت سردادند...
        روزگار روزگار آمدن من نبود ...اینجا با مهر فاصله ها هست و جاده های منتهی به عشق پراز تردید
        اینجا دل را به پاییز واژه ها گره زده اند و صحبت از بهار بی معناست

        چقدر زیبا بود رسول عزیز
        تماما لحظه لحظه ی آن را حس کردم
        درود بر چنین قلم احساس سرایی خندانک

        پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۵:۴۷
        درود برادر گرانقدرم جناب علی محمدی
        مگر می شود لبخند خدا در این کلمات ندید
        نور جاری احساس تان را حس نکرد

        خیلی زیباست درود بی پایان و
        مادامی که ذهن تمامی کالبد رو دراختیار می گیره برای مهرورزی برای عشق ، جاری نمودن جلوه ی خداوند ، روح این دو را در سفری معنوی همراه می شود سفری به بی نهایت خودبه خدا .

        قد ر دان حضور این افراد کنارمون باشیم .
        افرادی که با حضورشون حال زمین و زمان را بهتر می کنند
        منشا مهر هستندو روشنی .بمانیدو بتابید برادر مهربانم .


        خندانک خندانک خندانک
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۰۸
        سلام برمهربانترین خواهر خوبم
        ممنون که مثل همیشه برادرت را از مهربانی کلامت سیراب نمودی و تحسین نمودی
        داشتن خواهری روشن ضمیری مثل شما در روزگار قحطی عاطفه ها همیشه براین مایه مباهت هست
        ممنون که هستی بقول بچه ها مهربانترین منیژه عالم خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۰۸:۰۴
        آه الثیای نسیم زاده ی من
        هوای شرجی استیصال
        از حوالی واحه ی آرزوها میگذرد
        بوی نمک
        از مسیر کابل می آید
        نکند رودابه هم
        اسیر آن آبی شور غمگنانه است!! خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۰:۲۶
        خوشا به حال الثیا که عاشق مهربان و زلالی مثل مجید دارد خندانک خندانک خندانک
        مجید قلیچ خانی
        مجید قلیچ خانی
        جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۲:۵۳
        ای بابا...خداوکیلی لوس نکنید خودتون رو
        چقدر تحویل میگیرید من رو!!!!
        سرطانی چیزی دارم خودم خبر ندارم؟؟
        خداوند هم منیژه رو هم برادرم رسول رو سالم و شاد نگه بدارد...آمین...
        ارسال پاسخ
        پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۶:۰۹
        درود و سلام برادر بزرگوارم خندانک

        خیلی ناب و دلنشین بود خندانک

        پر از حس خوب عصاره ای از عرفان بود

        من برگشتم میان یک دشت که بوی هوای تازه می داد بوی پونه ها و بابونه ها
        تا کوچه پس کوچه های سبز طراوت را به یاد کودکی از دست رفته ام فتح کنم
        چه هوایی … چه طلوعی!
        جانم …
        باید امروز حواسم باشد
        که اگر قاصدکی را دیدم
        آرزوهایم را
        بدهم تا برساند به خدا …!

        به خدایی که خودم می‌دانم!
        نه خدایی که برایم از خشم
        نه خدایی که برایم از قهر
        نه خدایی که برایم ز غضب
        ساخته‌اند!

        به خدایی که خودم می‌دانم!
        به خدایی که دلش پروانه‌ ست …

        و به مرغان مهاجر
        هر سال راه را می‌گوید !

        و به باران گفته ست
        باغ‌ها تشنه شدند …!

        و حواسش حتی
        به دل نازک شب بو هم هست!
        که مبادا که ترک بردارد …!

        به خدایی که خودم می‌دانم
        چه خدایی … جانم …!

        “سهراب سپهری”

        زنده باشید برادر خوب و آگاهم نیک مرد روزگار خندانک


        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹ ۱۸:۱۱
        سلام برمهربانترین حدیث شاعر
        خواهر گرانقدری که آشنایی با او سعادتی وصف نشدنی برایم هست
        ممنون که با سخاوت قدمهایت در باغچه کوچک اندیشه هایم پاگذاشتی و با مهربانی بر واژه های سپیدم دست محبت کشیدی
        ماناباشی به شعر و شور و مهر خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ ۰۹:۰۹
        سلام برادر مهربان و زلالم خندانک
        جدا از روشنی کلام و ساختار ادبی زیبای این نوشته.... خواندن دوباره اش ماشین زمانی شد که مرا برد به فضایی که قبلا آن را مامنی برای شعر و ادب دیده بودیم ولی دریغ از مهر و ادب!
        اما گردش ایام ما را مانا و به قبیله قلم رساند و بعد به ناب آمدیم و دوستی هایی ناب دیدیم....
        و گذر زمان، به نرمی و سخاوت پرده ها را کنار خواهد زد...
        عشق هر لحظه جریان دارد و دوستی هایی آسمانی جوانه خواهد زد... چه اگر عشق نبود، این جهان هم نبود....
        رسول علی محمدی
        رسول علی محمدی
        سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ ۱۰:۲۱
        سلام بر مهربانترین گلاله عالم
        خواهرعزیزی که سرشار از مهرهست و مهرورزی
        توفیق آشنایی با مانا پراز اتفاقات قشنگ بود که یکی از آنها آشنایی با شما بود و این سعادتی است برایم ماندگار
        و من هم امید دارم که روزی مهربانی بر شاخه ها جوانه خواهد زد و جهان پر میشود از نور و روشنایی
        به امید آنر روز
        ممنون که با سخاوت کلام زلالتان مرا خواندی خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0