سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 30 مهر 1399
    5 ربيع الأول 1442
      Wednesday 21 Oct 2020
        بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

        چهارشنبه ۳۰ مهر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مباحث مانا 5 ( جنس برتر )
        ارسال شده توسط

        مهرداد مانا

        در تاریخ : ۸ روز پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۹۸ | نظرات : ۸۹

        به نام خدا
        ...
        چه کسی هما دارابی را میشناسد یا به یاد میاورد ؟؟ یا کدامیک از شما نام طاهره قره العین را شنیده اید ؟؟ دخترآبی که خودش را سوزاند چه کسی بود ؟ شیرین عبادی و نسرین ستوده را چطور ؟ آیا نام این خانمها را شنیده اید و میدانید که کجایند و چکاره بودند ؟ به زن برگردیم .... نام دیگر خداوند
         
        از عمر جنبشهای فمنیستی که طرفدار حقوق زنان هستند در کره ی خاکی ما چندان نمیگذرد ، و تا به این لحظه زنان به برخی از آرزوهای اجتماعی خود رسیده اند یعنی حق رای دارند . حق سقط جنین حق انتخاب در ازدواج حق طلاق حق رانندگی حق وکالت حق ریاست جمهوری و .... البته این دستاوردها در کشورهای مختلف یکسان نبوده ، هنوز هم در همه ی کشورها کم یا زیاد حقوق زن بعنوان یک خواسته ی اجتماعی مورد بحث است . بسیاری از زنان برای احقاق این حقوق جان و مال و انرژی و زمان و آسایش خود را دادند . بسیاری از زنان برای حقوق اولیه ی خود ، هنوز در زندان هستند . هنوز هم هستند کسانی که معتقدند مرد از زن برتر است . هستند که از تولد دختر ناراحت و از داشتن اولاد پسر خوشحال خواهند شد . هستند زنانی که به پسرزا بودنشان افتخار کنند . حالا کسانی هم دم از روشنفکری میزنند که نه بابا مرد و زن برابرند . و کلی هم منت سر خانمها که مثلا در حقشان لطف کرده و جای خود را با آنها تقسیم کرده اند . البته فقط در حرف . وگرنه پای عمل که میرسد ، حاضر به همچین حاتم بخشی نخواهند بود . اما در واقع داستان کاملا برعکس است . یعنی نه تنها مرد بر زن برتری ندارد . و نه تنها مساوی نیستند . بلکه زنانند که جنس برترند .. حوصله کنید تا برایتان توضیح دهم .
         
        فرض کنید دو نفر بخاطر گرسنگی و پیدا کردن غذا ، به شکار میروند . نفر اول با مهارت یک بز کوهی را شکار میکند و نفر دوم هم با مهارت آنرا طبخ کرده و غذایی لذیذ میپزد . حال کدامشان کارشان مهمتر بوده ؟؟ ( توجه کنید که هیچکدام مهارت دیگری را ندارند ) نفر دوم علاوه بر آشپزی با پوست بز لباس میدوزد و باقی گوشت را هم به روشهایی نگهداری میکند . که تا چند هفته نیاز به شکار نباشد . جواب عادلانه به این سوال اینست : که هردو مکمل همدیگرند و هردو مهم هستند . حال سوال دوم : اگر نفر اول سر دومی منت بگذارد و بگوید اگر من نباشم تو از گرسنگی میمیری و نمیتوانی حتا یه مارمولکم شکار کنی ... شما به این نفر چه میگویید ؟ : 1 -خودخواه ؟؟ 2 -ناسپاس؟ 3 -بیشعور ؟ 4 -یا .... یعنی : یکی از آن دو نفری که در تیم شکار بزکوهی بودن سر دیگری منت بگذارد ، شما چه نامی بر او میگذارید؟ جواب عادلانه به این سوال هم اینست : که آن نفری که منت میگذارد ، بدون تردید فردی ستمگر و بی شعور است .
         
        به تاریخ مردسالاری در جهان نگاه کنید ، مردها بعلت برتری اقتصادی و فیزیکی ، ظالم شدند و زن را تضعیف کردند . در مثال فوق میخواستم برتری اقتصادی مرد را به چالش بکشم : مردها اگر نان آور خانه بودند ، زنان نیز نگهدار خانه تشریف داشتند . اگر مردها بواسطه ی قدرت اقتصادی بر زنان حاکم شدند . فقط از بیشعوری و نفهمی تاریخی و مذهبی و اجتماعیشان بود . برتری اقتصادی اساسا بی معنی ست .. زنان و مردان تاریخ ما هیچکدام به این شعور نرسیدند که خانه داری هم اشتغالست و حقوقی برابر میطلبد .. و صد البته احترامی صد چندان . دلیل دیگری که مردها را سالار نمود برتری فیزیکی شان بود . مردها زورشان بیشتر بود و بهمین دلیل حاکم شدند . خوب اجازه بدهید ، این امتیاز را هم مثل امتیاز اقتصادی به چالش بکشم :
         
        سوالی را مطرح میکنم : فرض کنید دو نفر ورزشکار هستند : اولی قهرمان تنیس و دومی قهرمان پرتاب دیسک . یا دو نفر هنرمند که اولی نقاشست و دومی بازیگر تئاتر یا دوتا استادکار ، اولی جوشکار و دومی الماتور بند. کدامشان بهترند ؟؟ اصلا بهتر بودن و مقایسه کردن اینها با هم آیا اشتباه نیست؟ نقاش خوبست یا خطاط ؟ جوشکار بهترست یا مکانیک ؟ حال مجددا به این سوال جواب بدهید : اگه مکانیک به جوشکار بگوید : من از تو برترم و نقاش به خطاط بگوید برو که در مقابل من هیچ پخی نیستی !! شما به این نقاش و مکانیک خودخواه چه میگویید : بیشعور ؟ نفهم ؟ آشغال ؟ یا .. اما نتیجه ی بحث : در واقع میخواهم برتری فیزیکی مرد را به محاق ببرم . هرکس توانایی و مهارتی دارد و هیچکدام دلیل فخرفروشی و تک سالاری نباید باشد . مردها عموما زور بازوی بیشتری دارند . در عوض خانمها زبان قویتر و احساس متعالیتری . و به علت شکیبایی که در امور جنسی دارند ، براحتی سلطنت میکنند و آقایان هستند که چه در طبیعت و چه در جامعه بدنبال آنها میروند و پاشنه ی دربشان را از ریشه درمیاورند . و زیر پنجره ی اتاقشان ویولن میزنند !! پس اگر مردی فکر کند ، چون زور بازویش بیشترست ، در لول بالاتری قرار دارد ، آن مرد به گواهی شما همان نقاش و مکانیک بیشعور است . و درین بیشعوری تاریخی حتا مذاهب و ادیان و حتا مکاتب مثلا مترقی تا قرن 19 اروپا هم همگی گناهکارند .
         
        خوب ' سوال آخر : حال که برتری اقتصادی و فیزیکی مرد را به چالش کشیدیم ، پس چه چیزی به مدت 11 هزارسال زنان را به محاق برده و مردان را سالار جامعه کرد؟؟ چه کسی میتواند جواب دهد ؟؟ سوال اساسی اینجاست که ظلم آیا یک پدیده ی یکطرفه ست ؟ و یا دو سر دارد ؟ و مظلوم نیز بعنوان پذیرای ظلم نقش دارد یا خیر ؟؟؟ چرا بعنوان مثال مادر من باید از اینکه دختر داشته باشد ، احساس شرمندگی کند ؟؟ و چرا برای رزق و روزی پسرانش دعا میکند ولی برای دخترانش لب تر نمیکند ؟؟ و چرا ؟؟؟ ..... آیا توقع خنده داری نیست که من خودم به خودم احترام نذارم ولی از دیگران توقع احترام داشته باشم ؟؟؟ فرصت مطالعه که الان دیگر برای زن و مرد یکسانست . چرا خانمها درصد کتابخوانشان ( در فامیل خودم بعنوان نمونه ) کمترست ؟؟؟ و وقتی زمان را صرفا برای امورات بیخود استفاده کنند ، و در کوچکترین بحثی شرکت نمیکنند و علاقه ندارند . چطور ممکنه تحت ستم قرار نگیرند ؟ میخواهم بگویم نقش زنان( بخصوص مادران ) در بیشعوری مردها در طول تاریخ کمتر از خود مردها نبوده ست . وقتی مادر من مرا فرزند برتر میداند ، منم یاد میگیرم که به زنها احترام نگذارم .
         
         ثابت شد که برتری اقتصادی و فیزیکی مرد برای سالار بودن کافی نبوده و تنها بهانه ای مضحک بود در دست طیفی از بیشعوران تاریخ . از نظر مانا مرد نباید تک سالار جامعه باشد ، این ممکنست باعث خوشحالی فمنیستها شود . ولی من با آنها هم مخالفم !  شما وقتی کتابهای فمنیستها را میخوانید متوجه سه اشتباه محاسباتی میشوید : اشتباه اول فمنیستها اینست که مردستیز هستند . این مشکل بخصوص در موج اول کاملا مشهود بود . خوب این یک ضعف ایدیولوژیک بود . هرچند میتوان علل روانی آنرا بررسی کرد . اشتباه دوم این بود که آنها برای تکامل و ترقی خانمها یک الگوی مردانه طراحی کردند . این بحث خیلی طولانی ست و بنده سربسته گفتم . شما میتوانید درین زمینه مطالعه کنید که چطور افکار فمنیستی که مثلا طرفدار زن بودند با "زنانگی" مشکل داشتند . و اشتباه سوم : فمنیستها میخواستند با مردها برابر باشند . و این یک نگاه حداقلی به زن بود . در حالیکه بنده معتقدم زن جنس برترست و مرد جنس دوم و مکمل حساب میشود !! اما چه دلیلی هست که معتقدم مرد نباید سالار جامعه باشد و زنان به این منصب شایسته ترند ؟؟؟
         
        دلیل اول : در طبیعت نرها اکثرا غیر از فصل جفتگیری به کار گرفته نمیشوند . ساخت خانه / شکار / تربیت بچه ها و... همه دست ماده هاست ( بخصوص در موجودات اجتماعی مثل زنبور و مورچه این امر یک بسآمد است ( آیا حیوان طبیعی بیشتر از انسان اجتماعی و عرف زده ، بادوامتر و با نشاطتر نیست ؟؟؟ )
        دلیل دوم : به ریشه ها نگاه کنیم : زن = زندگی مرد = مردن آیا انتخاب این دو نام ( که در بسیاری زبانهای دیگر این سرزمین هم اکثرا همین معناها را میرساند ) از هوشیاری انسان اولیه خبر نمیدهد ؟
        دلیل سوم تجارب نشان داده که زنان در حفظ خانواده پس از مرگ همسر به مراتب تواناترند . وقتی زن بمیره مرد قدرت نگهداری خانواده رو اغلب نداره . اما وقتی مرد از چرخه خارج بشه ، زنان نگهبانان نان و آفتاب و ایمنی اند . بی مادری از بی پدری به مراتب سخت تر است
        دلیل چهارم : مردها به ندرت میتوانند عهده دار وظایف زنانه شوند . اصلا زنانگی مردان هم با آن ظرف شستن افتضاح و بی دقتی در نظافت خانه به درد خودشان میخوره . اما مردانگی زنان بسیار برجسته بوده . شما جنگ کوبانی و عفرین را به یاد بیارید . ببینید زنان چگونه براحتی نقش مردها را میپذیرند ، در حالیکه مردها عموما از پذیرش نقش خانمها ناتوانند !!
        دلیل پنجم : ما با تردید از خود میپرسیم : آیا میشود به زنان اعتماد کرده و مدیریت را دست آنها بسپاریم ؟؟ هدف از مدیریت یک گروه یا جامعه چیست ؟ هدف ایجاد نشاط و پویایی و امنیت و عدالته . غیر از اینه ؟؟ آیا در این ده یازده هزارسالی که مردها مدیر بودند ، توانستند حتا یک روز در جهان امنیت را برقرار کنند ؟؟؟؟ پس قراره با مدیریت خانمها بر جهان چه چیزی را از دست بدهیم ؟؟ فراموش نکنید ، در جنگ تن به تن میان قدرتمندترین پادشاه تاریخ ایران ( کوروش ) با خانمی که سرپرست سرزمین ماساژتها بود ، این خانم بود که با تیر پیکانش ، گلوی کوروش را به تاریخ دوخت . کاری نکنید که مردانگی زنها به جوش بیاید ، در آنصورت همه ی ما رجاله هایی خواهیم بود که به قول مرحوم فروغ ،خورشید بر تباهی اجساد و عقایدمان قضاوت خواهد کرد  .
        دلیل ششم مانا : خنده دار است که مردها را شجاعتر بدانیم . هیچ مردی نمیتواند دردهای زنان را تاب آورد . هیچ مردی به اندازه ی زنان در ایثار و از خودگذشتگی ( که نشان اصلی شجاعتند ) به گردپای خانمها نمیرسد حتا در پایمردی و جانفشانی برای عشق این خانمها هستند که بی باکترند .
        دلیل هفتم : میزان بزهکاری در کدام جنس کمتر است ؟ خانمها آمار بسیار کمرنگی در بزهکاریها و جرایم اجتماعی دارند . آیا عجیب نیست که ارتش و پاسبان و دزدگیر و سیم خاردار و دیوار و پرده را همگی برای تجاوز و سوء استفاده ی دشمنانی میسازیم که عموما مرد هستند ؟؟ کسی از همسایگی با زنان بیمناک نیست.
        دلیل هشتم : زنان باهوشترند و راحتتر متوجه جزییات میشوند و رنگها را بهتر تشخیص میدهند . حتا دایره ی دید انها هم وسیعتره . یک مرد و یک زن را ببر یک خانه که ببینند و بخرند ، مرد میگه خانه ی بدی نبود . بزرگ و نوساز بود . اما زن حتا متوجه عبور موریانه ای در شمال شرقی خرپشتی خانه خواهد شد !! آیا هوش بالا نمیتواند دلیل برتری باشد ؟ ( لطفا آمار قبول شدگان کنکور را هم نگاهی بیندازید ) . حتا برعکس آنچه فکر میکنند خانمها میتوانند از مرد رازی را پنهان کنند . در حالیکه مردها قادر به پنهان کردن چیزی از خانمها نیستند . ممکنست به رویمان نیاورند اما به این معنا نیست که نفهمیده اند .
         دلیل نهم : میگویند مرد و زن هردو یکسانند و معیار برتری پرهیز و تقواست . خوب آیا کدام جنس پرهیزشان قویتره؟؟ سه روز آقایان را از سکس محروم کن و سه سال هم خانمها را . ببینید تحمل و پرهیز کدامشان بیشتره ؟ پس در تقوا و پرهیز و تحمل هم زنان برترند .
        دلیل دهم : دلیل گرایش انسان به گل و دریا و کوه و جنگل چیه ؟؟ چرا با دیدن اونها آروم میشیم ؟؟ دلیل اینه که آنها زیبا هستند و زیبایی هم آرامش میاره حال زنان زیباترند یا مردان ؟؟ ماندم اگر زنان نبودند ، هنر چگونه الهام میشد ؟؟ مثلا اگر زیبایی زن نباشه ، شاعر خاک بر سر از چه چیز مرد غزل بسازه ؟؟
        زن نام دیگر خداوند است
        همچنانکه نان
        همچنانکه عشق ...
         
        دلیل یازدهم : به نام خدایان باستانی توجه کنید : غیر از زئوس (در یونان ) میترا (در ایران ) و شیوا ( در هند ) اغلب خدایان خانم هستند . عجیبتر اینکه الان نام شیوا و میترا را هم برای دختران به کار میبریم . سوال اینجاست : چه چیزی باعث شد که انگاره های انسان از خدایان در طول تاریخ ، انگاره ای مونث باشد ؟ چه چیزی در مونثهاست که باید الهه ی باد و باران و زمین و ماه و خورشید و فراوانی و باروری و ... لقب بگیرند ؟
        دلیل دوازدهم : یک دلیل کاملا اسلامی ست . اینکه زنها از 9 سالگی مجاز و مکلف به گفتگو با خداوند میشوند . ولی مردها این افتخار را شش سال بعد و در 15 سالگی کسب میکنند . فرستنده و صاحب قرآن چرا زنان را زودتر به حضور طلبیده ؟ آیا قابل تامل نیست ؟؟
         
        و حرف آخر اینکه : مرد شدن یک اتفاق طبیعی ست و زن شدن یک انفاق طبیعی مرد ماندن یک انتخاب است و زن ماندن یک افتخار !! به دخترانم یاد میدهم که قدر زنانگیشان را بدانند ، چرا که به قول نزار قبانی : بی حضور زن ، مردانگی شایعه ای بیش نیست ....
         
        سپاس از حوصله ی بی انتهایتان
        مانا

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۰۴۳۵ در تاریخ ۸ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0