سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 24 مهر 1400
  • روز پيوند اوليا و مربيان
11 ربيع الأول 1443
    Saturday 16 Oct 2021
    • روز جهاني غذا

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

    شنبه ۲۴ مهر

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    مباحث مانا 4 ( عشق )
    ارسال شده توسط

    مهرداد مانا

    در تاریخ : پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۲۵
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۷۶ | نظرات : ۵۵

    به نام خدا مبحث چهارم : عشق
     
    1- همه میدانید که اساس فلسفه بر عقل و تردیده و اساس عرفان بر قلب و یقین . به همین جهت راهی به هم ندارند و پیوند زدن این دو کاری معجزه آساست . عقل و دل راهشون جداست و ظاهرا نقطه ی اشتراکی با هم ندارند . عقل مظهر انتخاب و اختیار انسانست . و قلب مظهر تسلیم و تمنا ...
     
    2- شهاب الدین سهروردی از بچه های اطراف زنجان ، هم فیلسوف بود و هم عارف . او تنها کسی بود که عقل و دل را به هم پیوند زد . و عرفان و فلسفه را به هم تزویج نمود . و محصول آنرا " اشراق " نام نهاد . در فلسفه ی اشراق ، مباحثی مانند عرفان و عشق و احساس و ایمان ، بیگانه نیستند ... شهاب الدین سرانجام در سوریه زندانی شد . دقیقا بدستور فاتح جنگهای صلیبی یعنی صلاح الدین ایوبی !!! ( حالا جایی هم یادم هست از این سردار بزرگ که متهم به قتل شیخ اشراق است در دروس فلسفه دفاع کردم ) شیخ شهاب جوان را در زندان گرسنگی دادند تا وقتی از دنیا رفت . اما کتابهای آتشین او نامش را تا ابد جاودانه ساختند . بهمین جهت مناسب دیدم به احترام او که عاشقی عاقل و عاقلی عارف بود ، عشق را از زبان او تعریف کنم ...
     
    شیخ اشراقی چه تعریفی از عشق دارد ؟؟
    3- شیخ اشراق ، عشق را نه تنها با عقل بیگانه نمیداند ، بلکه عشق را فرزند عقل میداند . و زیبایی ( حسن ) و غم ( حزن ) را دو برادر عشق میداند . میگوید : " بدان اول چیزی که در جهان خدای تعالی آفرید عقل بود . و عقل را سه همسر بود : شناخت خود ( معرفه النفس ) که حسن یعنی زیبایی از او پدید آمد معرفت الناس (شناخت دیگران) که حزن یعنی اندوه ، فرزند این مادر است و معرفه الله ( شناخت خدا ) که عشق هم فرزند این مادر است پس از مدتی عقل ناپدید شد . و سه برادر ( عشق و حسن و حزن ) به دنبال او به زمین آمدند . حسن به کالبد یوسف رفت و یوسف زیبا شد حزن به سراغ یعقوب رفت و یعقوب چشمانش را به او داد و کلبه اش را خانه غم ( بیت الاحزان ) نام نهاد و عشق هم به سرزمین مصر رفت و در وجود زلیخا جای گرفت . اما عقل ( خداوند ) این سه را از هم دور نگاه داشت تا وقتی که متوجه او شوند . یعقوب پس از سالها از خدا استغفار کرد و یوسف در زندان بابت غفلتش عذر خواست و زلیخا هم به ناگهان پی به وجود خداوند برد پس خداوند یعقوب و یوسف و زلیخا را در پایان قصه به هم پیوند داد . و عشق و حسن و حزن به هم رسیدند و عشق و حزن هر دو در پای حسن ( زیبایی ) سجده کردند .... و عقل از این اتفاق خرسند شد
     
    4- پس عشق از نظر سهروردی فرزند عقل است . اما این سخن چگونه قابل اثبات است ؟ مانا معتقده وقتی آدمها در دام عرف گرفتار میشن و از ابراز عشق بدلایل شرعی و قانونی و عرفی خودداری میکنند . یا کلا معتقدتد که ازدواج باید عاقلانه باشه و به سمت عشق نمیروند . در واقع ناشی از عقل نیست . بلکه ناشی از ترس است . پس عقل هرگز برای انسان عشق را ممنوع نکرده . چون عشق به کشش و کوشش عاطفی و جنسی منجر میشود که آرامش روحی و ادامه ی نسل را ممکن میسازد . عقل همواره طرفدار مصلحت است و کدام مصلحت برای انسان از ادامه ی نسل مهمتر است ؟ بهمین جهت اگر فکر میکنید عشقتان را بیان نمیکنید و دنبال عاشقی نبودید کارتان از روی عقل بوده کاملا خنده دار است . کار شما از روی ترس بوده عقل به جاودانه بودن تو کمک میکند . نه به عقده ای شدن و نابودی خودت و انقطاع نسلت ..
     
    5- عشق از عشقه میاید . و آن نام گیاهی ست در هند که به دور هر موجودی که میپیچد ، شیره ی درونش را میمکد . و عشق از آنجهت به عشقه ( ashaghah ) شبیه است که درون انسان را از پلیدی و ناپاکی تخلیه میسازد اینهم تعریف دیگری بود از شیخ اشراق . پس با این حساب نشانه ی عشق صادق اینست که ترا از خودخواهی و منیت و نفسانیت و دروغ و دغل و ترس و خبث و حرص و حسد ، دور کند و به اخلاص و یکرنگی برساند . نشانه ی عشق فروتنی ست . تو اگه با چاقو و گرز در خانه ی طرفت رو گرفتی و یا تهدیدش کردی به خودکشی . اینها نشانه ی خودخواهی هستند . عشق کاملا برعکس خودخواهی ست . عاشق از خود خالی میشود و همه وجودش او میشود . پس چگونه میتواند به خود فکر کند ؟؟ و البته عشق مراحلی دارد . گعتم که گرز و شمشیر کشیدن نشانه عشق نیست . اما نگفتم بی غیرت باش . اگر او هم ترا دوست دارد برایش بجنگ . اما اگر او ترا نمیخواهد صبر کن .
     
    6- عشق هم از دایره ی اختیار انسان بیرون است . همانطور که در حالت طبیعی نمیتوانی برای روز تولدت و مرگت تصمیم بگیری . برای عشق هم نمیتوانی تصمیم بگیری که چه کسی را دوست بداری یا از کسی متنفر باشی . بهمین جهت ملامت بر عشق واقعا گناه بزرگی ست . کسی را بخاطر اینکه عاشق کسی شده ملامت نکنید . عشق اصولا قاعده مند نیست . دستکم تابع قوانین مسخره ی بشر نیست . به سن و سال و موقعیت و شغل و نژاد و اقلیم و ... کاری ندارد . برای همینست که هرگز قابل پیش بینی نیست . ممکنست پنج تا بچه داشته باشی . ممکنست عروس و داماد داشته باشی . ممکنست سید یک فرقه باشی یا رهبر یک مملکت یا بزرگ یک قبیله ، اما دچار عشق شوی . عشق ممنوع و غیرممنوع نداریم . عشق همیشه عزیزست به قول حافظ : "جانب عشق عزیزست فرو مگذارش"
     
    7- ما دو جور پیوند داریم : پیوند عاشقانه که حاصلش ، آرامش روح و روان . امنیت و ایمان . نشاط و پویایی و خرسندی و تولد کودکانی طبیعی و قوی و سالم و باهوش است و پیوند قانونی که فقط به حکم  عرف و قانون و بایدها و نبایدها جعلی انسان صورت میگیرد . و حاصلش تکلیف و تحمل و تکرار است . و بچه هایی بی رمق و روحی بی نشاط و دلی بی دلخوشی البته میتوان پیوند عاشقانه را قانونمند کرد . ...
     
    حالا مایلم ببینم پیش از شیوع شرع ، چگونه کسی حرامزاده نبود ؟؟ و اصولا چطور انسان تن به این خفت داده که کودک حاصل از رابطه ی عاشقانه را حرامزاده بداند و بچه ی محصول شرع و قانون را حلال فرض کند ؟؟ از نظر مانا ، قاعده و احترام و رعایت برخی اصول که پایه ی فرهنگ هستند خوب است . اما دلیل توجیه یک رابطه عشق است و دیگر هیچ . تا وقتی همسرم بر من حلالست که دوستش دارم و دوستم دارد . وگرنه همخوابگی با کسی که ترا دوست ندارد . تجاوز و ظلم محض است . راستی شما اهل عشقید یا تجاوز ؟؟
     
    و سخن آخر اینکه عشق تنها دلیل زندگی و پویش و تلاش و نشاط است . نه فقط در انسان که در تمامی کائنات عارفان حتی چرخش ذرات را هم معلول عشق میدانند . و البته عشق به غیرخدا را مقدمه ی ورود به عشق خدا میدانند و معتقد به گذر از مرحله ی عشق زمینی هستند . اگر تا حالا عشق را تجربه نکردی برایت متاسفم . تو یک ماشین هستی و هنوز انسان نشدی . چون پس از عشق رنگها را میشناسی و نواها را میشنوی . دیدن و شنیدن ، پس از وقوع عشق اتفاق میافتند وگرنه تو قبلا فکر میکردی که رنگ گل و نوای قناری را متوجه هستی . اما آن فقط یک وهم باطل بوده . تا عاشق نشدی نمیتوانی مدعی درک و بصیرت باشی . راستی زر مفت هم نزن و ناصح خیرخواه دیگران هم نشو به سمت عشق برو تا دچارش شوی . و جزو رندان بلاکش قرار بگیر ساده تر اینکه اگر خانم و آقایی را کنار هم دیدید که دست در گردن هم انداخته اند ، به حریمشان احترام بگذارید . آنها دلیل وجود و چرخش و حیاتند . و تو بر سفره ی سخاوت آنهاست که ریزه خوار هستی و از صدقه سر احساس آنهاست که نفس میکشی باور کنید فقدان عشق چیزی نیست جز تاریکی جهان و سخن صمیمانه تر اینکه : مانا هم همسرش را دوست دارد 😊😊
     
    ممنون از حوصله ی آبی تان 😘😘😘
    مانا

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۱۰۴۱۷ در تاریخ پنجشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۲۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید
    ۴۵ شاعر این مطلب را خوانده اند

    پرستو پورقربان (آنه)

    ،

    عیسی نصراللهی ( سپیدار )

    ،

    فاطمه رضایی برما(آینه عدم)

    ،

    محمد حسین اخباری

    ،

    فاطمه الله مرادی

    ،

    حدیث عبدلی (یارا)

    ،

    قربانعلی فتحی (تختی)

    ،

    مجتبی شفیعی (شاهرخ)

    ،

    سحر غزانی

    ،

    حسین راستگو

    ،

    علیرضا بنایی

    ،

    محمد قنبرپور(مازیار)

    ،

    مهدی محمدی

    ،

    مینا جونبخش

    ،

    جمیله عجم(بانوی واژه ها)

    ،

    مهرداد مانا

    ،

    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

    ،

    منیژه قشقایی

    ،

    محمد راد

    ،

    مجید محمدی

    ،

    عرفان آغنده

    ،

    وحید سلیمی بنی

    ،

    مسيحا الهیاری

    ،

    سارا شیخ محمدی ( دیانا )

    ،

    مدیر ویراستاری

    ،

    طاهره حسین زاده (کوهواره)

    ،

    معصومه خدابنده

    ،

    محبوبه امیری

    ،

    علی برهانی(ودود)

    ،

    شریف شریفیان

    ،

    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

    ،

    سلمان مولایی

    ،

    موسی ظهوری آرام(آرام)

    ،

    سید حاج احمدی زاده(ملحق)

    ،

    گلاله محمدیان

    ،

    مجید ساری

    ،

    برهنه در بارانِ دره ی کومایی

    ،

    احسان کریمیان علی آبادی

    ،

    اصغر ناظمی

    ،

    سوگند (دنیا)

    ،

    صحرا درویشی

    ،

    حمیدنوری(احمد)

    ،

    امید کیانی (امید)

    ،

    امینی

    ،

    علی اسماعیلی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0