سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 10 آبان 1399
  • شهادت آيت الله قاضي طباطبايي اولين شهيد محراب به دست منافقان، 1358 هـ ش
15 ربيع الأول 1442
    Saturday 31 Oct 2020
      شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

      شنبه ۱۰ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      مباحث مانا 3 ( قوانین قهر )
      ارسال شده توسط

      مهرداد مانا

      در تاریخ : ۲ هفته پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۳۰ | نظرات : ۶۵

      به نام خدا
      قوانین قهر
       
       گاهی تشخیص میدهیم که باید با یکنفر یا گروهی یا حتا عقیده ای قهر کنیم . ممکنست این تشخیص اشتباه باشد یا درست باشد . این یک بحث جداست . اما آیا دشمنی هم مانند دوستی قواعد و قوانینی دارد ؟؟ آیا پیروی کردن از قوانین قهر نمیتواند ما را در حصول به نتیجه ی دلخواه کمک کند ؟ بالاخره ما از قهر کردن هدفی داریم و میخواهیم به آن مطلوب برسیم . پس لازمست تکنیکهای قهر را بلد باشیم
       
      2- قهر باید آخرین گزینه باشد . یعنی ما در مورد موضوعی که با طرف اختلاف داریم تمام گزینه های رفع اختلاف را به شکل بحث و گفتگو امتحان کرده باشیم مثلا طرف به ما فحشی داده است . ما باید از او بپرسیم که چرا اینکار را کردی ؟ و بفهمانیم بابت این حرکتش از او دلخور شدیم . و بعد اگر عذرخواهی نکرد . با او قهر کنیم در قهر کردن باید واقعا طلبکار پوزش طرف باشیم . اگر او دشنامی داده ما هم دشنام دادیم دیگر قهر کردن نداره ، طلبی نمانده که بخواهیم آنرا وصول کنیم .
       
       3- در قهر کردن به اندازه ی طرف باید توجه کنی . این موردی بوده که همیشه رعایت کردم . مانا عادت نداره با کسی که از نظر شخصیتی و جایگاه جمعی باهاش قرابت نداره ، قهر کنه مثلا بارها بهم گفتند چرا پسر و دخترهای فلانی شب و روز ترا مسخره میکنند ولی باهاشان قهر نمیکنی ولی با پسرخاله ات دوسال قهر کردی ؟ میگفتم چون پسرخاله ام جایگاه اجتماعی داشت و حریف قابلی بود . و میشد با او گفتگو کرد . اما من چه قهری با آن گروه دارم که باکلاسترین شان هنوز " آیت احمدنژاد " گوش میده ؟ اگر باهاشان قهر کنم فکر میکنن مهم شدن . طرف وکیل دادگستریه ، و کلی هم از نظر جایگاه اجتماعی مورد توجهه . یا قهرمان یک رشته ی ورزشیه یا هنرمندی سرشناس و باشخصیته ، بعد داداشش یا پسرعمه اش یا باجناقش یا دخترداییش که معتاد شیشه س و سی و پنج بار تا حالا کمپ رفته ، میگه تا عمر دارم با فلانی حرف نمیزنم . خوب معلومه که هیچکسی حق را بهت نمیده . حتا اگر هم واقعا حق با تو باشد . پس در قهر کردن ببین طرف خیلی از تو پایینتر یا بالاتر نباشه . اگر خیلی بالاتر باشه فقط خودت را مسخره کردی . و اگر پایینتر باشه بهش بها دادی که یعنی برات مهم هست
       
      4- در قهر کردن هم از کلمات زمانشمول استفاده نکن . مثل "هرگز" و " تا عمر دارم " و " همیشه " و " تا ابد " و ..... چون تو خبر از آینده نداری . فردا میبینی بیست سال است که با طرف دشمنی و کدورتتان به فسیل تبدیل شده اما پسر همان یارو الان با دخترت دوست شده و یواشکی قرار ازدواج گذاشتند . میبینی طرف شده رییس یک اداره و تو هم بعنوان ارباب رجوع همان اداره به امضای او نیاز داری . اصلا اینها به جهنم ، میبینی طرف از دنیا رفت و تو هزار جور فرصت برای آشتی و دلجویی از او را از دست دادی . حالا هم شکر میخوری میری فاتحه اش . دنیا محل مناسبی برای کینه ورزی نیست . چون هیچ ثباتی ندارد . و ما هیچ اشرافی بر آینده نداریم . بیشتر موضوعاتی که سر آنها قهر کردیم واقعا ارزش حتا گلگی ساده ای را هم نداشتند . پس اگر هم قهر کردی نگو " تاابد با من حرف نزن " . پلهای پشت سرت را خراب نکن
       
      5- گاهی قهر کردن در واقع نوعی طلب کردن غیر مستقیم است . مثلا صداتو رو خانمت  بلند کردی و او رفته تو لاک خودش . او ظاهرا قهر است ولی در واقع اینطور نیست . او از تو انتظار دلجویی دارد . سیگارتو که کوفت کردی توی بالکن ، و لیوانی هم آبمیوه زهرمار کردی و الکی هم دو سه تا کانال عوض کردی و خلاصه کمی تشنج درونی ات آرام شد . بطرفش برو و ازش دلجویی کن . بگو که دست خودم نبوده . بگو سعی میکنم تکرار نشه . بگو مگه میشه من عشقمو یا داداش کوچیکمو یا خواهر باجیمو دوس نداشته باشم ... بگو حتا اگه کمی هم کشش داد . ادامه بده فقط یک قاطر سیبری ممکنست با خانم یا نامزد یا دوس دخترش قهر کند ، اگر دوسش داری به قهر ادامه نده  ، کاری نکنی دلش بشکنه . همینطور با داداش و ابجی کوچیکترت . هرچقدر هم اذیتت کنن نباید باهاشان قهر کنی . کلا طبیعت کار اینست که اونا قهر کنن تو بری کلی چاپلوسی کنی که آشتی بشه . این چیزها از ابهت و احترام تو کم نمیکنه . اونا باید بدونن که تو پشت و پناهشون هستی
       
      6- در قهر کردن هم همه را به یک چوب نزن . تو از داداش من طلاق گرفتی . دیگه چرا از من هم روبرمیگردونی؟ پدرم بهت فحش داده ، منو چرا فحش میدی ؟ آدم دیدم با من رابطه اش خراب شده گفته : " دیگه شعر هیچ شاعری را هم نمیخوانم " یعنی حافظ و سعدی هم شریک جرم مانا شدند 😌😌😌😌😌 حتا گاهی لازمه فقط با بخشهایی از شخصیت یک آدم قهر کنیم مثلا من برادرم توی ایران خودرو کار میکنه . بگم دیگه ماشین اونجا رو سوار نمیشم چون دست اون عوضی بهشان خورده یا طرف نویسنده س بگی دیگه کتاباشو نمیخونم !!!! با استادت هم اگر رابطه ای دوستانه داری قهر نکن . اگر هم قهر کردی در اندازه ی رابطه باشد . مثلا دیگه نرو باهاش رستوران . ولی کلاس درسشو کات نکن . بخصوص اینکه ممکنست با اینکار اعصابشو خرابتر کنی و به باقی دانشجوها هم آسیب بزنی . اینو قبلا هم گفته بودم
       
      7- و سخن آخر اینکه از قهر کردن چه هدفی داری ؟ ببین آیا واقعا به هدفت میرسی یا دورتر میشی ؟ توی فامیل داریم کسی جرات نداره اسم یکی از اقوامشو ببره ، عین خروس لاری میپره تو صورتت . خوب آیا اینکار او باعث میشه که من در قضاوتم تجدید نظر کنم ؟ مسلما خیر . به شاگردام و فامیلم هم بارها گفتم اگر خواستید از بنده دفاع کنید ، دفاعتان موجب تخریب بیشتر من نشه در نظر اون آدم مثلا یکی به علی نظری دوست نویسنده ام تهمت زده بود اون جاسوس اطلاعاته . من نباید برم یقشو جر بدم که گه خوردی با جد و آبادت که اینو گفتی . چون با اینکار طرف در عقیده اش بیشتر استوار میشد . برعکس بنده رفتم و با زبانی مودبانه و مهربان و با حفظ حرمت طرف ، دلایلم را در رد ادعایش نوشتم . ولی وقتی از شعر آقای "لک امیر " ( از شاعران محلی لک زبان بعلت تهی بودن از ایجاز و آرایه ، ایراد گرفتم . یکی از طرفداران ایشان به اسم " رحمعلی پرواز " ( معروف به رحملی سویل ) با خط چاقو و تبرزین و ساتور و شمشیر و گلوله ی تیربار گرینوف بدنش که خالکوبی کل نقوش تخت جمشید و اهرام ثلاثه و قانون حمورابی و منشور کوروش رویش بود ، امد پیوی بنده و با ارعاب و تهدید و خط و نشان مرا به عذرخواهی از لک امیر دستور داد خوب البته من که پاسخی مناسب با شان همان زنجیر و پلاک گردنش بهش دادم . و حتا ازش آدرس خواستم که روبرو حرفشو بزنه که دلیت اکانت نمودند . اما فرض کنید که مانا هم میترسید و میرفت از لک امیر عذرخواهی میکرد ، آیا نظرش در مورد شعر او عوض میشد ؟؟؟ هستند خیلیا که با پرخاش و تهدید و دعوا و تبلیغات ناشیانه نه تنها به مطلوب نمیرسند بلکه از آن فاصله میگیرند . به اطرافیانم گفتم اگر کسی گفت مانا خر است . شما هم نگید خودت خری و بعد منتش را سر من بذاری که ازت دفاع کردم . اگر واقعا به حرف آن طرف انتقاد داشتی ، دلایل منطقی و لطیف بیاور . همین اول عید امسال دو نفر را آشتی دادیم که سر من دعواشون شده بود . یکیشون گفته بود مانا اینکارش بد بوده . اینم اساسی برجک طرف رو زده بود . تازه کلی هم سر من منت گذاشت که این بدبختی را بخاطر تو کشیدم . گفتم : " از ته دل سپاسگزار خواهم شد اگر از بنده دفاع نکنی " در سایت شعر هم وقتی شاعری به شعر مانا ایراد گرفت . یکی از دوستام بهش توپید و نوشت " بر خرمگس معرکه لعنت "  دوستم را شماتت کردم. چون دفاعش دفاعی غیرمنطقی ، متعصبانه و رادیکال بود و باعث میشد من یک منتقد را از دست بدهم . آنهم در سایت شعر که منتقد به نرخ الماس هم پیدا نمیشد . ندیدی دفاع ناشیانه و دگماتیزم دوستان از دین و مذهب ، چطور ملت را از دین زده کرد ؟ ( باز هم سیاسی شد 😂😂 )
       
      ممنونم که هستید 😘😘 

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۰۴۰۶ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      ۲ هفته پیش
      سلام
      یادش بخیر بچگی ها جمله ی معروف شکرآب ها این بود :
      قهرم باهات تاقیامِ قیامت و قیامت که همین پنج دقیقه بعدش بود .
      ارجمند است وجودی که :
      قلبش کودکانه
      قهرش بی کینه
      آشتی اش پیشینه
      دوست داشتنش بی ادعا
      مسائلِ بی مرتبطش به قدرتِ ادراکِ تفکیک از هم سوا
      و بخششِ او بی منتهاست خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      و علیکم سلام خانم شیخ محمدی سارای عزیزسپاس خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      درود مهربانو جان خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      ۲ هفته پیش
      گمان نمی کردم جناب مانای عارف و عاشق قهر هم بلد باشند
      دلخوری های کوچک روی هم اگر جمع شوند مکدر می شود دل
      چه بهتر قبل رسیدن به این حالت گفتمان کرد ،،،امروزه حرف زدن با کسی که به هر دلیلی مارا برنجاند منطقی ترین راه هست
      گرچه بعضی ها هم بقول گلاله عزیز سکوت را اختیار می کنند
      ممنون از مباحث مانا ،،،ودرودها حضور شما
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام بر بانو کوهواره
      البته قهر نیستم و نمیشم... صرفا مطبی بود که حس کردم شاید دوستان خوششان بیاد
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک
      درودبرشما خندانک
      آموختم از کلام وقلم خوبتان جناب مانا
      موفق باشید همیشه خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب و احترام
      ارسال پاسخ
      مجید قلیچ خانی
      ۲ هفته پیش
      درود...اما قهر
      نکته ی اول :
      گاهی به یک جمع یا گروهی یا فردی توهین میشه
      یا چیزی باعث رنجش میشه...اینجا قضیه پیچیده هست و گاهی به این سادگی ها نیست
      مثلا فکر کن یک نمونه ی بارز بیشعوری پیدا میشه و به مذهب ،شرف ،یا عقاید مقدس گروهی یا عده ای توهین میکنه و آنچه از پدرش به ارث برده به نمایش میگذارد،
      اینجا اولا یک شخص از طرف خودش تنها نمیتونه تصمیم بگیره با اون شاخص بیشعوری آشتی کنه،
      چون به هم گروهان یا دوستانش خیانت کرده...مسئله گروهی بوده.
      نکته ی دوم:در شرایطی که به آرمان و عقاید و شرف کسی یا باورهایش که ارکان اصلی تفکر و اعمال هر بشری هستند توهین میشود نباید انتظار پوزش داشت
      چون اون نمونه ی بیشعوری که گوشش را پای این مطلب گرفتم و آوردم اصلا درکی از معذرت خواستن ندارد
      انگار از حیوانی بخواهی تا بابت صورت ژولیده اش و نشسته اش پوزش بخواهد و تعهد بدهد دفعه ی بعد با بوی خوش و سشوار شده تشریف بیاورد....
      در مقابل چنین افرادی بهتر است به نظر من لوس بازی را کنار گذاشت و جدی تر بود.

      نکته ی سوم:کنایه بهتر از فحش مستقیم است

      نکته ی چهارم : به این چهار بند همین امشب ایمان میاوری مانا...
      نکته ی پنجم: در مقابل کسانی که فقط شخص خودت را هدف میگیرند نه عقایدت یا ملیتت یا شرفت را باید فروتن بود و به شدت کوتاه آمد و جانب احترام و کلاس را رعایت کرد...

      نکته ی ششم:پرداخت دیه بسیار سنگین و سخت است اما من برای این بیشعورانی که به جمعیتی بی حرمتی میکنند همیشه ذخیره ای دارم...پس انداز یادت نره مانا
      اگر نداشتی تو دهنش نزن و بزار من بزنم
      و تمام فعلا خندانک
      گلاله محمدیان
      گلاله محمدیان
      ۲ هفته پیش
      و خشم تو
      گلوله ایست کز خشاب من کم میشود
      پس شلیک کن که اگرچه فک کفتار قوی ست و پاچه گیر اما کشتنش رسم خوشایندیست . مانا هم البته میخواست کاری کند که زمینه ی فتوای قتل کفتار را مهیا کند . بزن برادر که خشم همه ما در مشت توست . گاهی غرش شیر هم لازمه بخصوص وقتی شغالان و لاشخورها بیشه را بی صاحب میانگارند . بر پدر و مادر نالوطی لعنت
      راستی به اصلهای شما و مانا یک اصل دیگر اضافه کنم : " اصل گلاله ای : وسط دعوا حلوا پخش نمیکنند


      پ ن : دقت کردید گلاله و گلوله به هم شبیهند ؟
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      نکته سه خیلی کاربردیه و با کلاس تر خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام و مجید عزیز
      البته من زیاد کینه نگه نمیدارم ولی در کل به حرفات معتقدم دستکم در مورد حضرات بیشعور ... بخصوص که گاهی اگر پوزه ی کسی را به خاک نمالی فکر میکنه از ریش و پشمش ترسیدی
      ارسال پاسخ
      فاطمه عبدی
      ۲ هفته پیش
      با سلام خدمت استاد گرامی و عزیز❤️
      متن ٫که مثل همیشه عالی و بی نظیر بود.👏
      و ادم گاهی وادار به خوندن دوباره ی بعضی جمله ها
      می‌شد!🙈
      و اینقدر بعضی ترکیب ها و ارایه ها جذاب بود که ذوقی از دورن حس میشد🌸
      جمله ی (پشت سرت را خراب‌نکن ) منو به فکر وادار کرد
      ما همیشه توی اعصبانیت چیز هایی میگیم که بعدا پشیمون میشیم
      و اغلب توی جمله هامون از کلمه های تاکیدی استفاده میکنیم
      مثل هیچ وقت
      تا اخر عمر و،،،،
      و همین باعث میشه برامون بد تموم شه
      واگه دلمون راضی بشه با طرف مقابل قهر نباشیم
      دیگه رومون نمیشه با اون همه حرف تاکیدی باهم مثل قبل باشیم
      شاید هم غرورمون نزاره
      در هر صورت فاصله به وجود میاد
      قهر ،موضوع جالبی بود !
      ما از بچه گی یاد گرفتیم با قهر کردن کارامونو زود تر پیش ببریم
      مثلا قهر میکردیم و زود برامون بستنی میخریدن
      قهر میکردیم مارو همون شب میبردن شهر بازی و نیازی نبود تا اخر هفته صبر کنیم
      (البته من اصلا خودم واسه به دست آوردن چیزی قهر نکردم)
      اما بزرگ که شدیم فهمیدیم
      همیشه قهر کردن پاسخ گو نیست
      یاد گرفتیم برای این که کسی یا چیزی رو نگه داریم باید چاپلوسی کنیم براش ،
      ایراد هاشو نگیم و خوبی هاشو بُلْد کنیم
      زیراب بقیه رو بزنیم
      تا بتونیم دَوُم بیاریم
      حالا طرف میتونه
      رییس اداره
      مدیر مدرسه
      ویا حتی عشق آینده باشه
      و ما متاسفانه مردمانی هستیم که نون به نرخ روز خوریم
      وبه محض این که کارمون با اون فرد تموم شد میشوریمش میزاریم تو آفتاب از بس بدی هاشو میگیم
      مثلا وقتی دیگه کارمند اون اداره نیستیم
      واین ته خلا جامعه ست 😞
      مرسی جناب مانا از این که اینقدر خوب مینویسید که ادم با خوندن متناتون روحش تازه میشه❤️🌸👏💙


      فاطمه عبدی
      فاطمه عبدی
      ۲ هفته پیش
      🌸🌸
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      درود فاطمه عزیزم خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      زیرفرش خندانک خندانک خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فاطمه عبدی
      فاطمه عبدی
      ۲ هفته پیش
      اره دقیقاااا ❤️❤️❤️❤️❤️
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      ولی منو تو هیچ وقت باهم قهر نکردیم خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      سلام
      و مطلب جالبی بود اتفاقا دیروز داشتم با بابام سر همین قهر صحبت میکردم که فلانی با اونا قهره دیگه چرا مارو میبینه عین عزرائیل دیده ها فرار میکنه😐...واقعن که منطقی نیست 😄
      ولی ما از بچگی تو خونمون یه قانون داشتیم که هرکس قهر کنه یک ماه باید ظرفا رو بشوره و اونجایی که تنفر ما از ظرف شستن ژنتیکیه😂 خیلی کم قهر میکنیم
      اما
      راستش منم متاسفانه این عادت بدو دارم که وقتی از یه نفر بدم میاداز هرچیزی که مربوط به اون بنده خدا هم هست بدم میاد😄😄😄
      مثلا سال پیش سر مسائلی با معلم زیستم به مشکل خوردم
      و منی که واقعا عاشق زیست بودم و یه لحظه از دستم نمی افتاد از زیست متنفر شدم😐
      بنظر من همه این مسائل بر میگرده به دوران کودکی و رفتار خانواده
      مثلا مامان فلانی با همسایشون قهر میکنه بعد به بچه اش میگه تو حق نداری دیگه با دختر همسایه بازی کنی😐
      خب این تو ناخودآگاه اثر میزاره و به تدریج نسل به نسل هم ادامه پیدا میکنه
      و این مطلب تلنگری بود که روی رفتارم فکر کنم😊❤

      بعضیا هم که هستن کلا تا بهشون میگی بالا چشمشون ابروعه چنان بهشون بر میخوره که انگار...😐

       یه کارشناسی میگفت قهر کردن مثل ریختن زباله‌ها زیر فرش خونست، مشکل با قهر کردن حل نمیشه، چون افراد بعد از چند دقیقه، چند ساعت یا چند روز سعی می‌کنند دوباره با هم ارتباط برقرار کنند، ولی همچنان مشکل به جای خود باقی است🙂
      و یه مسئله دیگه بازیابیه عاطفیه که مثلا بچه که بودیم تا یه چیزو میخواستیم بهمون نمیدادن گریه و قهر میکردیم تا بهمون بدن😥 و میدادن😄
      البته من هیچوقت متاسفانه دوران بچگیم با گریه به هیچی نرسیدم و اگه مثلا برای خواستن چیزی گریه میکردم هیچوقت اون چیزو بهم نمیدادن😁
      اما الان تا بچه یه قطره اشک میریزه پدر مادرش میخوان کل دنیا رو بدن بهش
      و نمیدونن بچه داره باج گیری عاطفی میکنه و این در بزرگسالی بسی تاثیر گذاره

      ببخشید باز پر حرفی کردم🙈🙈😄🌻
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      وقتی تو حرف میزنی من گوش سرتاپا شوم سحر خندانک
      محمد راد
      محمد راد
      ۲ هفته پیش
      واقعا از زیست متنفر شدی؟ خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      مرسی فاطمه جان
      😁😁🌻🌻
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      درود متقابلا ساراجان خندانک خندانک
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      چشم آبجی کوهواره اصلا هرچی شما بگی خندانک خندانک خندانک خندانک
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      درود سحر نازنینم خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سلام خندانک
      میگم سحرجان آبجی آخه جاش میشه مگه زباله زیرفرش خندانک لااقل می نوشتی خورده نونی چیزی... که جارودستی نپتون می بُردِش خندانک خندانک خندانک خندانک
      خب یه دفعه میگفتی قهرکردن مثل ریختن که نه قایم کردنِ محموله ی شهرداری زیرفرشه دیگه خندانک
      اینطوری تشبیه مرکّبش بلیغ هم میشه خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فاطمه عبدی
      فاطمه عبدی
      ۲ هفته پیش
      سحر خوشگل خودمی❤️❤️
      (قهر کردن مثل ریختن زباله ها زیر فرش خونست)
      عاااالی بود این تکست👏👏👏👏
      ارسال پاسخ
      گلاله محمدیان
      ۲ هفته پیش
      سلام
      گاهی هم قهری در کار نیست اما چون دلخوری عمیقی اتفاق افتاده، سکوت با قهر اشتباه گرفته میشه.
      امادر کل قهر کردن نشانه ضعفه. در جایی باید کسانی رو با عقایدشون رها کرد تا در دنیای خودشون باشن، و این رها کردن با قهر کردن تفاوت زیادی داره.
      و به نظر من ، زمانی که از کسی رنجیدیم، بهتره ببخشیم و رها کنیم، یا رنجش رو یا شخصی که مارو رنجونده.
      سپاس بابت اندیشه های ناب خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      به همچنین آقای راد ارجمند و بزرگوار
      سپاسگزارم امیدوارم که مفید بوده باشه این تبادل افکار . برایم بهره وَر و آموزنده است جمیع دلنگاره های یکایک شما معرفت پیشگان
      لطفا ببخشید همگی که ضیق وقت بناچار مانع خدمت رسیدنهای هماره و انسجامِ تامِ بیان و همچنین توفیقم بر درک حضور بیشتر
      از لطف شما دل آگاهان است خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد راد
      محمد راد
      ۲ هفته پیش
      درود بانو حسین زاده
      از مطلب درجی شما استفاده بردم
      سپاس خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      سلام گلاله بانوی مهربان خندانک خندانک

      رنجاندنِ کسی مثل ریختن یه کیسه برنجِ کیلویی دویست و پنجاه هزارتومن زیر فرشه خندانک

      همیشه بخندی عزیزبانو آمین خندانک خندانک

      و‌حق باشماست باید گاهی رها کرد البته رها کردن نه به معنای بی اعتنا بودن چونکه وقتی از گفتار یا رفتارِ ناسنجیده ی کسی آشفته رنجیده خاطری ؛ اصلا نمیشود بی اعتنا به قضیه بود چون بالاخره گوشه ای از خمیرمایه و طینتِ انسان از اُنس و احساسه که این احساس ناخوشایند همچون خوره روح و دل و جان رو آزار میده برای همین هم هست که سعدی شیرازی در طنزی بسیار زیبا میگه که :
      گاوان و خرانِ باربردار
      بِه زآدَمیانِ مردم آزار

      و در کل مردم آزاری و تکبرِ منجر به رنجاندن نوعی بیماریِ سرایتی است لذا برای مبتلا نشدن به قولِ شما بانوجان باید رها کرد و این رهاکردن را من به معنای (به خداسپردن) می دانم (افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد ) چرا که خدا (من یشاء) است و بالاخره یا به دعای خیر شما ان شخص را هدایت به نیکی و عذرخواهی میکند یا اینکه خودِ خدا طبق حق الناس آن طرف را مجازات می نماید . و در کل باید در زمان حال زندگی کرد و از گذشته هرچندکه دشوار است و جانکاه ؛ عبور کرد و به قول مولوی (صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق / نیست فردا گفتن از شرطِ طریق ) و به قول خیام نیشابوری
      ( ( از دی که گذشت هیچ از آن یاد نکن / فردا که نیامده است فریاد نکن / برنامده و گذشته بنیاد نکن / حالی خوش باش و عمر برباد نکن )) .

      و اینکه بانوجانم رنج را (رَ ) به (دِ) تبدیل به نگاهِ دریایی ات و دِنج خیال باش که خدای بیننده هست و تمامِ رنجاندن ها؛ پنهانکاری ها و نامردمی ها و ایضاً خوبی ها را می بیند و به ثبت می نگارد و همچنین ناراحت که شدیم باید (نا) ش رو برداریم و (راحت ) بشیم به مددِ الهی و این نگاره هم تقدیم این صفحه ی نیک اندیشِ خیرکردار :

      به نام خدا

      روزی سقراطِ حکیم مَردی را دید که خیلی ناراحت و متاثّر بود.
      علّتِ ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد :
      در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم.
      جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
      سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟
      مرد با تعجّب گفت: خب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.
      سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد ؛ آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
      مرد گفت : مسلّم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودنِ کسی دلخور نمی شود.
      سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
      مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی را به او برسانم.
      سقراط گفت : همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی.
      آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود ؟
      و آیا کسی که رفتارش نادرست و دلشکن و دوراز ادراک مخاطب و قضاوتمنش و زننده است ؛ روانش بیمار نیست ؟
      اگر کسی فکر و روح و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود.
      بیماریِ فکری و روان ، نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجِش ، نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است و قاضی رفتار و رنجکار ؛ دل سوزاند و برای عاقبت بخیری اش دعایش کرد و کمک کرد و به او طبیبِ روح و داروی جان را رساند.
      پس از دستِ هیچ بیماری دلخور مشو و توقعِ درک از او نداشته باش و آرامش خودت را از دست مده و خودرا به خدا بسپار تا بیشتر اذیت نشوی .
      بدان که هر وقت کسی دارد به تو هر نوع بدی می کند یا دل می شکند ؛ آن شخص در آن لحظه بیمار است... .


      زندگی زیباست ا ی زیباپسند
      مُثبت اندیشان به زیبایی رسند
      آن قَدَر زیباست این بی بازگشت
      کز برایش می توان از جان گذشت (هوشنگ ابتهاج )


      از یگانه خدا برای همگی مان ( قلب سلیم ) دوراز غمها از ته دلم صمیمانه و صادقانه خواهانم خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      درود مهربانو جان خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      ۲ هفته پیش
      درود
      نکته ی کلیدی اینجاست که قلب و مغز با هم قهر کنند
      دنیای بیرون رو بیخیال چرا قلب و مغز باهم سر سازگاری ندارند خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

      مثل تمثیل عاقل و دیوانه من هرگز نفهمیدم چرا عاقل دیوانه رو از خودش میرونه آیا خدا اونو دوست نداشته☹️

      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      سپاسگزارم بانو خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      درست میفرمایین ثبات هر آدمی قلب و روح آنهاست
      همان مرکز عمیق متعالی که در همه ی آفرینش هستی
      نمود پیدا کرده و اگه ما به سطح هستی برای علت و معلول
      بگردیم مسئله های معلوم و مجهول زیادی خلق کرده ایم
      در حالی که روح متعالی قبل از اینکه به لایه ها و بعدهای مختلف تقسیم بشه و به سطح ماده بیاد خلقت و خالقیت همه چیز درش بوده این مخلوقه که دست به جدا سازی و تفکیک میزنه خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      بانوشیخ محمدی ارجمند
      آنچه مهم است و امام حسین (ع ) فقط به عنوان یک انسانِ تمام عیار نه بعنوان فردی از دیدگاهِ مذهبی ؛ در دعای عرفه اش به ان تاکیدِ تام دارند داشتن(( ثبات قدم )) در هرکار است یعنی ((ثبّت قلب سلیم )) که در هر موقعیت و شرایطی چه در زندگیِ فردی چه در رویکرد به زندگی ِ اجتماعی ، یک رفتار ثابتِ محترمانه ی عرف شده ی در روح و جانت و برخاسته از عشق و پاکیِ ذاتت با هرکسی و باتمام مخلوقات : چه عاقل چه دیوانه چه پیرچه جوان چه کودک چه خاص چه عام از جمیعِ جهات تعلل و تغیّرناپذیر و خداخواه داشته باشیم .

      دراین زمینه دلسروده ای هم دارم که البته کمی به طنز می زنه ؛ دوست داشتم درسایت منتشر کنم ولی می دانم که برداشت ها در موردش کاملاً مغایر و گوناگون و بحث برانگیز و شاید منجر به جدال شود خندانک چون بالاخره طبیعتاً دیدگاهها متفاوت و شعوب گاه متباین و تفکراتِ اذهان در باورهای مختلف گراییده است.

      سلامت باشید و درپناه خداشاد
      از اطاله ی کلام معذرت خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      چون دیوانه ها به هم تعلق دارند ساراجان خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد راد
      محمد راد
      ۲ هفته پیش
      اما گاهی دیوانه هم دیوانه رو از خودش میرونه خانوم شیخ محمدی
      چونکه... خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد راد
      ۲ هفته پیش
      درود مانا جان
      سپاس برای اشتراک مطالب به این مهمی به زبان شیرین خودت
      اینطور که پیداست قهر برای خودش فلسفه ای دارد وبعد از آن
      چنین مضمونی دارند: «چرا این اتفاق افتاد؟»،«نفهمیدم چی شد!»، «کاش این طوری نمی‌شد!»، «کاش به جاش، سکوت می‌کردم و بعدش حرف می‌زدم!» و… با این تفاسیر اگر قبول داشته باشید که قبل از شروع قهر با تجربه احساساتی مانند آزردگی، ناراحتی و خشم مواجه شده و تا زمان آشتی ممکن است به آنها گناه، اضطراب، عذاب وجدان، کینه و پشیمانی هم اضافه شود و نیز ذهن و روان هم مشغول خواهند بود و لاجرم به آن موضوع فکر خواهیم کرد. بهترین راه برای مدیریت هیجانات منفی و رفتارهای مخرب، افزایش تعاملات اجتماعی حرفه‌ای از طریق فراگیری مهارت برقراری ارتباط سالم، مدیریت خشم و مهارت رفتار با جرئت است. مهارت‌هایی که در آنها فرد می‌آموزد به راحتی درباره احساسات خود صحبت کند، مذاکره کند و به توافق برسد و حتی اگر توافقی حاصل نشد، بدون آسیب عاطفی (یا با کمترین آسیب) و با رعایت حقوق خود و دیگران به آن رابطه پایان دهد.منبا حرفام روانشناسی بالینی بود خندانک خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      درود برشما حقیقتاً همینه و البته اوّل تاثیرِ نانِ حلال در عوالمِ وجودیِ مخلوق و سپس تربیتِ خانوادگی و مهارتهایی که بدرستی اذعان نمودید و بعدش بکارگیری درستِ این مهارتها در جایگاههای خود و ایضاً در لحظه های آنیِ تصمیم ؛ به دور از هرگونه تَزَیُّغِ قلب و برکناراز هرنوع منفعت طلبی های بی فروغِ شخصی سازی شده ی ذهنِ نسبیت درگیر ، خیلی مهمّه در (( از ظلمت ها به نورِ شادی ها حرکتی پویا و آگاهی بخش (به خود و خلق) داشتن درسایه ی توفیقِ خدا و توکلِ همراه با تلاش )) خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      فاطمه عبدی
      فاطمه عبدی
      ۲ هفته پیش
      👏👏👏🌸🌸🌸عالی
      ارسال پاسخ
      حسین راستگو
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب
      بسیار زیبا می نویسید بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سپاسگذارم از حضورتان خندانک
      ارسال پاسخ
      منیژه قشقایی
      ۲ هفته پیش
      درود بر مانا شاعر

      لحظه هاتون لبریز از
      صلح و عشق استاد گرامی خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      درود و سلام متقابل و تقدیم گل خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      ۲ هفته پیش
      سلام ودرود فراوان
      بسیا عالی وزیبا
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      خوش آمدید خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0