سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 3 آبان 1399
    8 ربيع الأول 1442
    • شهادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 260 هـ ق
    Saturday 24 Oct 2020
      بزرگ ترین شكوه و سربلندی ما نه در هرگز سقوط نكردن، بلكه در برخاستن پس از هر شكست است. رالف والدو امرسون

      شنبه ۳ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      مباحث مانا 1 ( اینرسی افکار )
      ارسال شده توسط

      مهرداد مانا

      در تاریخ : ۲ هفته پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۸۲ | نظرات : ۴۲

      به نام خدا
      مبحث اول : اینرسی افکار 
      ..
      شاید یادتان بیاید در دروس دوره ی راهنمایی کتاب علوم تجربی بحثی به نام اینرسی داشتیم . قانونی هست که اثبات میکند اجسام به حفظ حالت خود تمایل دارند . یعنی اگر جسمی ساکن است برای اینکه آنرا حرکت دهیم ، باید بر " اینرسی سکون " آن  جسم ابتدا غلبه کنیم . یا اگر جسمی در حال حرکت است برای متوقف کردن آن میبایست ابتدا بر " اینرسی حرکتی " آن جسم فائق آمد . 
      تا اینجای کار بحث ما در واقع بحث فیزیک و طبیعت بود . حالا میخواهیم ببینیم آیا بحث اینرسی فقط شامل اجسام است یا به اشخاص و اذهان و افکار هم مرتبط است ؟؟ 
      ..
      جامعه ی خود را در نظر بگیریم :
      تا وقتی پدران من و شما فهمیدند که دختر هم حق انتخاب همسر و ارتباط با نامزد را دارد ، هفت پشتمان سوخت . و هنوز هم خیلی از هم نسلان پدرم ، ارتباط دختر با نامزد را گناه و فساد میدانند . و اگر نعوذبالله متوجه این ارتباط شوند ، غیرت رادیکال آنها به جوش آمده و مانع خواهد شد . اینکه دختران از جنس مخالف دوست داشته باشند هم پیشکش !!!
      همه ی ما سالها به یکنوع آرایش موی سر ، طرز پوشیدن لباس ، داشتن یا نداشتن سبیل و ریش ، استفاده از غذای یک رستوران ، دیدن یک جور فیلم ، خواندن کتابهای یک نویسنده ، طرفداری از یک تیم فوتبال ، تعصب روی یک عقیده ، عادت داریم 
      تا بیست سال پیش که مانا سبیلش را از ته زد ، بسیاری از فامیل آنرا نشانه ی مردانگی میدانستیم و هنوز هم برای اکثر اقطاب طریقت جا نیفتاده که میتوان صفات و خصال مردانگی و زنانگی را بدون حفظ نشانه های ظاهری بدست آورد .
      در عالم مذاهب دیگر هم چنین تعصباتی داریم و نه فقط در مذهب که در بسیاری از ارکان زندگی مان عادت کردیم "یکه شناس" و "یکه پسند" باشیم :
      تیم فقط رئال مادرید 
      پیتزا فقط فلان جا
      کباب فقط فلان رستوران
      چایی فقط سیلان چکش سبز
      سبزی خوردن فقط از مشدی حسن
      هواپیما فقط ایرباس
      تفنگ فقط برنو
      ماشین فقط دویست و شش 
      مکان تفریحی فقط کیش 
      فیلم فقط بهرام بیضایی
      و.....
      ما اغلب عادت نداریم شروع کننده باشیم
      و جربزه ی اولین بودن در اکثر ما نیست :
      هروقت همه چادر پوشیدند منم میپوشم
      هروقت همه کلاه گذاشتند منم میذارم
      هروقت همه کمک کردند منم کمک میکنم
      هروقت همه به خیابان ریختند منم میام
      هروقت همه .....

      دقت کنید وقتی به یک فروشنده یا شاگرد هم نیاز داریم ، سابقه او هم برایمان مهم است . مثلا مینویسند به یک  خانم جهت کار در فروشگاه " با سابقه ی فروشندگی " نیازمندیم . یعنی ما حاضر نیستیم که خود سابقه ساز باشیم . میگوییم مگر ما سر کچلیم که سلمانی را روی سر ما یاد بگیرند ؟؟
      حالا میخواهم به این نتیجه برسم که علاوه بر "اینرسی اجسام " ما با پدیده ی دیگری به نام "اینرسی افکار " هم مواجهیم . همانطور که اجسام بر حفظ حالت خود اصرار دارند . افکار هم وقتی در ذهنی جا خوش کنند به این راحتی عوض نمیشوند . اینرسی افکار بود که مصلحان تاریخ را به زحمت و مشقت مینداخت و به کشتن میداد . چه رنجی که محمد و عیسا و سقراط و کنفوسیوس و بودا کشیدند تا بر اینرسی افکار جامعه غلبه کنند . شاید شما خنده تان بیاید که گالیله را بخاطر اینکه برعکس فکر مردم فکر میکرد به اعدام محکوم کردند . اینرسی افکار آنزمان روی مرکزیت زمین اصرار داشت و گالیله میگفت که زمین دور خورشید میگردد !!!!
      حالا که ابعاد بحث روشن شد ، بنشینید و با خود فکر کنید که چقدر به اینرسی فکر دچار هستید و چطور میخواهید بر آن غلبه کنید ؟ 
      باور کنید اگر به جای پیتزا زاگرس به دو جا دیگر هم بروید ، هیچ اتفاقی نمیفتد 
      اگر تا حالا موی سرتان فشن بوده ، حالا بوکسوری درست کنید اعدامتان نمیکنند 
      اگر تا حالا رژلب یاسی و واریاسیون بنفش میزدید ، با اجرای طرح دیگری هیچ چیزی از شخصیتتان کم نمیشود 
      اگر فقط با مینی بوس جافر به شهر آمدید ، یکبار هم با پیکان رمضان بیایید
      اگر تا حالا فقط به فلان سید یا روحانی وجوه شرعی دادید ، یکبار هم وجوه شرعیتان را جای دیگری مصرف کنید . 
      اگر مرجع تقلیدتان تا الان فلانی بوده ، عوض کنید شاید این یکی بهتر بود . 
      .......
      و اما غلبه بر اینرسی افکار ، در واقع راهی برای نشاط و پویایی فکر شما و به تبع آن جامعه ی شماست . اما این تغییر را بدون مطالعه انجام ندهید . به خودتان جرات تحقیق بدهید . و سپس جرات انتخاب ......
       
      سپاس از حوصله ی دریایی تان
      مانا

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۰۳۸۴ در تاریخ ۲ هفته پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      سلام مانا. شاید سهل انگاری و خلط مبحث را بتوان نقطه ضعف این نوشته دانست. پیداست تعصب در بسیاری امور وطنی، مذهبی، افکار و عقاید لازم است. تعصب نباشد در هجمه ی فرهنگ غرب و شرق واداده نباشی خیلی است.
      این که گالیله در اثر همچین تعصبی کشته شده جای تاسف است اما نه خنده دار است و نه مسئله مسئله ساده ای است. مسئله حاکمیت کلیساست و تضاد دین و علم و این تضاد امر ساده ای نیست. شخصا نمی توانم بگویم اگر من در زمان گالیله بودم به دفاع از او می پرداختم، چه بسا در حمایت کلیسا اقدامی انجام می‌دادم. به عقیده و نظر من دین اگر صدجا اشتباه داره میلیون ها برابر علم اشتباه داره اصلا اساس علم بر اشتباه کردن است چنانکه ادیسون چند صد مرتبه اشتباه کرد تا بالاخره موفق به ساخت لامپ شد. این طرف بر دین اگر اشتباهی مترتب هست ناشی از تحریف و دخالت دادن عقل ناقص بشری و شهوت است.
      امروز که نظریه ی نسبیت انیشتین بیان شده، از منظر علم فرقی ندارد بگوییم زمین مرکز یا خورشید مرکز. اگر زمین را ثابت در نظر بگیریم، حرکت زمین به دور خود معادل است با حرکت خورشید به دور زمین.
      آن طرف قضیه را هم نگاه کنی می بینی گالیله هم به خاطر تعصب و پافشاری اش بر علم کشته شده، چنانکه اگر توبه می کرد و به راه کلیسا می آمد به آن طرز کشته نمی شد.
      البته این مسائل با پیتزا و چای و ماشین متفاوت است و قیاس مع الفارق.
      باری سپاس به خاطر انتشار مطلب و اندیشه خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام مهدی جان
      صرفا خواستم به وجود معضلی به نام اینرسی افکار اشاره کنم و حالا فرقی نمیکند آن فکر در چه حوزه ای باشد . بهرحال ما اغلب به این عارضه دچاریم . از بحثهای خرد شخصی بگیر تا مسائل کلان عقیدتی و اجتماعی خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین راستگو
      حسین راستگو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سلمان مولایی
      ۲ هفته پیش
      سلام

      و

      با احترام بی شمار به هر کسی که در راه انتشار معرفت قلم برمی دارد و حتی خود اگر به بیراه می رود ، راه راست را عیان می دارد ...
      اما
      در عجب ام از این که انسانی که داعیه هنر دارد بتواند قلم در دفاع از جنایات بی شمار عالمان و کاهنان دینی بی دین بچرخاند و تعصب را لازم بداند و شکی ندارم تا زمانی که این گونه دیدگاه ها موجود باشد گذشتن از این اینرسی افکار به قول مانا ممکن نیست ...
      جای احتجاج ندارد این مبحث و فقط یک سوال دارم که اگر کسی جواب دهد مسرور می شوم و دست بوس ...

      چرا آن چه که کلیسانشینان و مسجدمقیمان بر زبان جاهل خویش جاری می دارند برای ما حکم اصول دینی دارد ؟
      کجای انجیل و تورات و قرآن و ... حتی در ورژن تحریف شده ی شان ، حکم صریح داریم بر این که زمین مرکز جهان است و این مزخرفات ؟

      پس آگاه باشیم و دیده ور که هر دو موضع چه از جانب کلیسا و چه از جانب گالیله به نمایندگی از دانشمندان ، از علم انسان بر می خیزد و جنگ بین دین و علم نیست بلکه جنگ بین علم است و علم ، اما یکی از دهان انسانی بی ادا و اطوار و روراست خارج می شود و دیگری را مخنثان در دهان دین و از گلوی خداوند می گذارند و جاری می دارند تا بعد بتوانند با استناد بر این تقدس هر که را خواستند گردن بزنند و داغ کنند و به آتش بسوزند و بهشت پلشت و پست خویش بر مردمان سکه دار غالب کنند و جیب ها از صدای سکه ها ، سرشار تا بتوانند لشکری عظیم فراهم آورند برای جنگ های صلیبی و باز هم دعوای بین سود و زیان آدم ها و تعصبات برخاسته از غرور و خودبینی شان که این بار هم دین بی نوا باید سپر باشد و پوشش برای شان ... کدام سو ی جنگ فرقی نمی کند هردو سو خدای شان سود بیشتر است و سودای شان مرزهای گسترده تر و باج و خراج افزون تر و دلبرکان رنگ به رنگ تر ...

      ای کاش لااقل حواس ما شاعران جمع باشد و فریب جنجال رسانه و افکار دلبرانه را نخوریم چرا که جنس واژه ها را می شناسیم و توفیر بین وحی خداوندی و تلقین ابلیس خفته در درون خویش را به نیکی می دانیم ....


      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      و اشاره ای بکنم همانطور که در صفحه شخصی خودم توضیح دادم که در علم منطق تعصب دو گونه است
      تعصب منطقی و تعصب غیرمنطقی
      مقصود حمایت از تعصب منطقی است که در نظام باورها آرمان خواهی، در آیین وطن دوستی دفاع از خاک و عرض و جان ایران زمین، در اخلاق پایبندی به ارزش ها و مذموم شمردن غیرارزش هاست.

      سپاسی دیگر مانای عزیز خندانک
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درود مانا. درود به این نکته سنجی و حسن نظر. الحق که فرزند خلف تاریخ هستی خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام سلمان جان
      البته در جانی بودن بسیاری از متولیان عقیدتی جوامع بشری شکی نیست ولی نمیتوان آتئیستها را از این مقوله مبرا دانست چه اینکه برخلاف باور رایج چهار پنجم از جنگهای تاریخ انگیزه های غیر دینی داشتند . و البته موضوع بحث صرفا اشاره به معضل اینرسی افکار بود که خوب جناب محمدی بخشهایی از آن اینرسی را شاید لازم بداند و مانا و سلمان به رفرم همان بخش معتقد باشند
      سپاس که نوشتید و همیشه از خوانش کلماتت لذت میبرم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      و یک نکته دیگر برای شفافیت بیشتر
      نوشته بودم
      «شخصا نمی توانم بگویم اگر من در زمان گالیله بودم به دفاع از او می پرداختم، چه بسا در حمایت کلیسا اقدامی انجام می‌دادم.»
      مقصود بیان پیچیدگی مسئله است. اکنون که در این زمان زندگی می کنیم خیلی راحت از گالیله حمایت می کنیم اما اگر واقعا همزمان با گالیله بودیم در کدام صف قرار می گرفتیم؟ آیا می توانستیم تعصب را تشخیص دهیم یا خودمان جلوتر از همه آتش روشن می کنیم.
      خیلی ها امروز می گویند مردم کوفه وفا ندارند یا خیلی راحت می گویند قاضی شریح فلان، ابوموسی اشعری احمق، فلانی ترسو، عمر سعد طمع کار
      وفاداری، بصیرت، شجاعت، حق طلبی به لق لق زبان نیست. واقعا اگر همزمان با امام حسین علیه السلام بودیم در کدام رسته خواهیم بود؟ ترسویان، طمع کاران، ساده لوحان، معاندین، معاونین؟
      مقصود سخت بودن شرایط تصمیم گیری است و نظام فکری مقابل، حاکمیت کلیسا بزرگترین ابزار را در اختیار دارد که شرع است و نظام فکری و دستگاه زور و زر و تزویر
      این که در این زمان راجع به گذشته قضاوت کنیم نه شجاعت است نه زیرکی است نه روشن بینی است و نه هیچ چیز
      فقط درسی است برای امروز
      خوش به حال عزیزانی که قهرمان زمان حال خود هستند.
      خندانک
      حسین راستگو
      حسین راستگو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود جناب مولایی. عرض ادب و احترام. اما بعد
      همه می دانیم که جناب مولایی از اساتید توانا در شعر و نقد هستند. غزل هایشان، اشعار سپیدشان، چهارپاره ها و اشعار نو نشانه ی توانایی قلم ایشان بوده ، بگذریم. جناب مولایی نیاز به معرفی ندارند. قلمشان همواره ستودنی است و رشک برانگیز.
      در خصوص این مقال که ظاهراً سخنان بنده را هدف گرفته در مورد نکاتی که در مورد تعصب عرض کردم و آن را لازم دانستم در امور وطنی، مذهبی و افکار و عقاید
      اول یک شوخی داشته باشم که اگر متن پیام بنده، حمایت از تعصب باشد متن پیام جناب مولایی عین تعصب است نهایت مطلبی که جناب مولایی می توانند مطرح کنند این است که ایشان تعصب در علم دارند و بنده تعصب در شریعت
      اما ما یک تعصب در انسانیت هم داریم. انسانیت و اصول اخلاقی که در همه ما انسان ها مشترک هست و نیازی هم به درج دیدگاه ندارد. از منظر انسانیت قائلیم به آزادی بیان و اندیشه، قائلیم به صلح و آشتی، قائلیم به راستی و درستی. از همین منظر از دروغ و خدعه و نیرنگ بیزاریم و با ظلم و دستگاه ظالم می جنگیم.
      شاید اگر از هر کدام از ما بپرسند تعصب خوب است یا بد؟ سریع پاسخ بدهیم بد است. اما درست تر این است که بپرسیم تعصب در چه زمینه؟ مصداقش چیست؟ شخصاً تعصب در هر سه زمینه علم ، شریعت و انسانیت را جایز می دانم اما آیا شما می توانید اثبات کنید که گالیله به خاطر تعصب در علم کشته شده یا تعصب در دین؟ یا اصلاً دلایل دیگری داشته؟ و آن بقا بر ظلم دستگاه ظالم؟
      به نظر بنده جناب مولایی در سطر آخر به نکته خوبی اشاره کردند، توفیر بین وحی خداوندی و تلقین ابلیس خفته در درون خویش که ما را به موضوع نزدیک می کند اگر چه راهکاری که ایشان ارائه می دهد این است:
      ما جنس واژه ها را می شناسیم
      باید دید در عمل این راهکار تا چه اندازه عملی است.
      بدون شک سوزاندن یک عالم مرتبط است با سرشت انسانی و هر انسانی به شرط انسانیت آن را محکوم می کند. در این جای شک و تردید نیست. اما اگر درس گذشته برای عبرت گرفتن است و گذشته را به حال آوردن، آیا مقایسه ای بین اسلام و مسیح صورت گرفته، کجاها مصداق پیدا می کند و کجاها مصداق پیدا نمی کند؟ و اگر از این حیث هم بخواهیم مقاله ی مانا را بسنجیم می بینیم که اشاره نشده است. بنا به دلایلی که ارائه دادم از نقاط ضعف مقاله به عنوان سهل انگاری و خلط مبحث یاد کردم. استفاده از همین دو واژه احتمالاً باعث شده قلم جناب مولایی را کمی برآشفته ببینیم. سهل انگاری که طبیعی است بسیاری از ما در امور خود سهل انگاری می کنیم و سهل انگاری در ابعاد یک نوشته ی علمی اما کمی متمایز جلوه گری می کند. در یک مقاله علمی که نویسنده از وقت و تلاش و فکر خود برای آگاهی جامعه استفاده می کند، این جا از خودگذشتگی است و نه سهل انگاری، مقصود این بوده که می توانست با کنکاش بیشتر در ابعاد مسئله به نتیجه های بهتر و شفاف تری می رسید. خلط مبحث هم مقصود این نبوده که جناب جمشیدی به قصد و غرض این کار را انجام داده اند بلکه سهواً اموری مثل نوشیدن چای و سبزی و رستوران را که امور روزمره است با دین و علم مقایسه کرده اند. و بنده می پذیرم که در این دو مورد خوب نتوانسته ام مقصودم را بیان کنم. اول عذرخواهم از مانا و دوم از محضر اساتید و عزیزان فرهیخته و دوستان هم اندیش . با این وجود باز هم اگر جناب مولایی نقد و اشاراتی دارند بنده در خدمتم و سراپا گوش و البته ما مرید آن پیامبریم که فرمودند " صبح و شب در کار تعلیم علم به سر بردن نزد خدا از جهاد بهتر است."
      و همچنین مرید آن دانشمندیم که گفت " ما فرزندان دلیلیم "
      پس محل بحث نیست که تعصب بدون دلیل را رد می کنیم و نمی پذیریم. اما همین تعصب در جای خودش با عقل و منطق می تواند ابزار مفیدی باشد.
      جناب مولایی از به اشتراک گذاشتن اندیشه هایتان استفاده می کنیم ، هر چند که ممکن است تفاوت دیدگاه داشته باشیم. با وجود این تفاوت دیدگاه ها که هر چند اغلب تفاوت دیدگاه هم نیست سوء تفاهم هست و زاویه دیدمان فرق دارد، از قلمتان می خوانم و می آموزم؛ چرا که این تفاوت ها است که به بحث می رسد و به نتیجه و شناخت منجر می شود.
      نگاهتان سبز
      دلتان دریایی
      و قلمتان وسیع مهربانی.


      ارسال پاسخ
      رضا بلالی
      ۲ هفته پیش
      با سلام استاد مانای عزیز .
      در مورد فرمایشات شما موافقم . برای رهایی از این اینرسی فعلا کار زیادی نمیتوان انجام داد که در اینصورت حساب و کتابمان ، با از ما بهتران است و بس .
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      بزرگوار ... ممنونم که درین بحث شرکت کردید خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین راستگو
      حسین راستگو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین راستگو
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب مانای عزیز
      واقعیت اعتقادات و عادات هر شخص هر چند اتفاقی به نظر می آیند ولی در واقع پایه ای برای زندگی آن شخص بنا می کنند. چیزی شبیه به یک چهارپایه که فرد روی آن می ایستد. تکان دادن پایه های چهار پایه باعث نمیشود تعصبات کنار گذاشته شود، باعث می شود که آن فرد با تمام چنگ و دندان به شما حمله کند تا پایه ی چهار پایه اش را تکان ندهید و سرنگوش نکنید.
      راه عبور کردن از تعصب این نیست که با شاخ گاو تعصب و عادت روبرو شویدبلکه این است که وزن زندگی فرد را بر روی چهارپایه های دیگری تقسیم کنید. آنموقع فرد خودش اعتقاداتش را مورد بررسی قرار خواهد داد. ولی چطور می شود چهارپایه های جدید ساخت؟ آیا آگاهی مستقیم می تواند کار کند؟ مطمئنا خیر. چون منطق هر فرد حول هویتش شکل گرفته و منطق هر فرد در واقع وکیل مدافعی بسیار موذی و کارکشته است برای حفظ اعتقادات آن فرد. پس چطور؟ با آگاهی غیر مستقیم. آگاهی غیر مستقیم یعنی بدون ایجاد هیچ نوع تناقض برای فرد به او اجازه دهیم اعتقاد خود را حفظ کند و در کنار اعتقادش به او آگاهی هایی که متناقض با اعتقادش نیست بدهیم. به این صورت فرد کم کم بار وجودی زندگی اش را بر چارپایه های جدید قرار می دهد و سپس بدون ترس و واهمه می تواند چارپایه ی قدیمی اش را بررسی کند. البته بعد از مدتی فرد درک می کند زمین محکم تر از چارپایه هاست و قدم بر زمین میگذارد.
      البته این هم نگفته نماند که بعضی اعتقادات و عادت ها ریشه ای نیستند و فقط یک شرطی شدن ساده هستند. در مورد آن ها می شود از روشی که شما پیشنهاد فرمودید استفاده کرد.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      جناب راستگو
      از شرکتتان درین گفتمان سپاسگذارم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درودها جناب راستگو خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      ۲ هفته پیش
      بسیار درنگ آور بود گرامی ..
      اینرسی روانشناختی ،فیلد گسترده و پژوهشپذیری در علم روان -جامعه شناسیست ..
      عموما ،تغییرات در تفکر افراد و تبعا جوامع به همین مبحث منتهی میشود و نیز ازان نشات میگیرد ..
      نیز دوست میدارم در این بین ،تابوشکنی را فرضیه ی مجزایی در نظر بگیریم(زیرا تاملات و مطالعات مجزایی میطلبد)..
      ما کاملا،نیاز به شکست چهارچوبهای دگم نظام اندیشه داریم تا بتوانیم رادیکالیزم نژادی،ناسیونالیزم افراطی و فیدئیزم مرموز نهادینه شده در افراد بشر را ویران کنیم و ارزشهایی چون جهان وطنی ،عشق آیینی و برابری را به ارمغان بیاوریم ،بدون اینکه به ارزشها لطمه وارد سازیم و یا ارزشها را در برابر هم قرار داده باشیم ...

      در ابعادی فراگیرتر و گسترده تر ،بتوانیم بر تکرر و سکون غلبه کنیم ،دستاوردهای علمی و بینشی و اقتصادی سترگ داشته باشیم ،هنر زندگی کردن را بیاموزیم و به اطرافیانمان آموزش دهیم که چگونه از روزمرگی و بیتفاوتی به برنامه ریزیهای سیال و پربازده ی حائز ارزش نائل شوند ،موفقیتهای مستمر داشته باشند ،و در عین حال فرم- ورکهای اخلاقی،خانوادگی و اجتماعی صحیح خود را مستحکم و پرتقریر حفظ کنند ..

      تلنگری خواندی بود ..


      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      ممنون از شما بانو
      خجسته و دلشاد شدم از حضورتان درین بحث
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درود خندانک
      ارسال پاسخ
      سینا خواجه زاده
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما...
      آری به یاد دارم.
      میگفتند اگر اینرسی پایین باشد، فرکانسِ نوسانها افزایش می یابد ...
      و اگر فرکانسِ نوسانها تا جایی افزایش یابد که با بارگذاری(مثلاً بهای تخم مرغ) هم آوا گردد، پدیده ی تشدید رخ خواهد داد، سیستمِ فیزیکی ناپایدار و خیلی زود سرنگون می شود ...
      و میدانیم سیستم های غیر فیزیکی دوست ندارند سرنگون شوند.
      پس جای تعجب نیست که (همه ی )سیستمها از وجودِ اینرسی در طرز فکرِ شهروندان(لااقل اقلیتی به تعداد کافی زیادْ جهتِ خاموش کردنِ اکثریتِ انعطاف پذیر) استقبال می کنند. و حتی با خنثی سازیِ حرکتهای روشنفکری، به این اینرسی دامن می زنند.
      و با اینکه در اینباره حسی مشابه به حسِ شما و (تقریباً) همه دوستانِ حاضر در این بحثِ (براستی) مانا دارم، در اینجا بنده به سیستم ها حق می دهم. چون بخشِ بزرگی از جماعت، علاقه ای به اندیشیدن ندارند.
      آماده خور اند. و بویژه در زمینه ی اندیشه، همه چیز خور اند!
      برای اثباتِ این مدعی کافیست نگاهی به آمارِ بازدیدکنندگانِ بعضی لایوهای اینستاگرامیِ بیندازیم.
      وقتی این اکثریتِ بی فکر، توسطِ یک جناحِ خیرخواه و مسلط، هدایت نشوند، لاجرم بدخواهانی پیدا می شوند که از این خلاء ایجاد شده، بهره و منفعت شخصی و جناحی برده و جماعتی را به گمراهی بکشانند.
      در جامعه ی موفقِ واقعی، همه ی اعضا، اندیشمند و تولید کننده ی فکر نیستند.
      شاید یک اقلیتِ اندیشه گرا هم بتوانند اکثریتِ اندیشه گریز را به بهروزی برسانند.
      ... چون دنیا با همه ی زیبایی هایش، ایده آلی که ما می پسندیم که در آن همه ی مردم، اهلِ انعطاف و اندیشه باشند نیست.
      یا اینکه ما ایده آل را بدرستی ترسیم نمی کنیم.
      اینکه بخواهیم برای رسیدن به \\"جهان ایده آل\\" همگان را به اندیشیدن و انعطافِ همیشگی و تغییر در لحظه وادار کنیم، شاید بجای رسیدن به ایده آل از آن فاصله هم بگیریم.
      (پی نوشت: البته حزب باد را هم نباید فراموش کرد. اینرسی بسیار سنگینی را در پشتِ نقابی از روشنفکری و انعطاف پذیری پنهان کرده اند.)
      سینا خواجه زاده
      سینا خواجه زاده
      ۲ هفته پیش
      درود بسیار جناب محمدی خندانک خندانک خندانک
      سینا خواجه زاده
      سینا خواجه زاده
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما
      ببخشید، بنده بدون رخصت گرفتن از شما و دیگر استادان وارد بحث شدم.
      شاید آداب ادب عملکرد دیگری رو ایجاب می کرد. از اینرو از شما و بزرگواران خواهشمندم پوزش بنده رو پذیرا باشید.
      موضوع مطرح شده اینقدر جذاب بود و از سویی ذیق زمان هم احساس می کردم و نکات رفتاری ام از دست برفت.
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام سینای عزیز
      از شرکتتان درین جلسه تشکر میکنم خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درودها جناب خواجه زاده خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا شیخ محمدی ( دیانا )
      ۲ هفته پیش
      درود استاد مانا

      ( اینرسی افکار )

      موضوع و محوریت خیلی جالب و پر نغزیست ! مخصوصا اینکه از بزرگانی چون بودا و کنفسیوس ، گالیله و .... نام بردید ! در زمان حیات کنونی ؛ ما با انسانهای مختلفی با روح های مختلف و با درجه بندی های ادراکی در ابعاد جهان ِ متفاوت مفهومیات مواجه ایم !

      انسانهایی که هنوز تولدی در اندیشه ندارند به قول معروف در حیات اولیه ی جهان روح به سر میبرند که در احساسات و خلأهایی که وجود دارد مجبورند که به ریسمانی هدایت کننده چنگ بزنند و یا تکیه گاهی مشخص و قابل اعتماد برای هویدا کردن مفهوم زندگی و حرکت کردن در این مسیر داشته باشند که این تکیه گاه به صورت های مختلف و معناهای گوناگون در دین های متفاوت تجلی نموده است !
      که هدف نزدیکی به خداوند است منتها ریسمان هر آیینی به شیوه ای بافته شده است !


      و اما انسانهایی که تکیه گاه آنها از اصطحکاک خوبی برخوردار نبوده است و خاک زمین رو لمس کردند مجبور شدند خودشان تکیه گاه خودشان باشند بدون توجه به هرگونه عوامل بیرونی که حتی این تکیه گاه برای طراحی منحصر به فرد در شناخت عمیق زمان بر می باشد که هویت فردی و شخصیت فرد نامیده میشود و دیگر معنای ریسمان و تکیه گاه خیال و تجسم یافته از میان برداشته می شود که این نوع روح ها در حد وسط و میانه قرار میگیرند کسانی هستند که متولد شده در حقیقت معنا هستند


      اما در روح درجه سوم نه دیگر معنا حائز اهمیت است نه هویت فردی و اجتماعی و شخصیت و نفس یک شخص ؛ این روح دیگر بریده شده و جدا شده ای بیش در زندگی مادی نیست ! یعنی قلبش دیگر با حجم عظیم نادانی ها کششی نسبت به دنیا و ارتباطات ندارد ....، و مجبور است برای گذاشتن از نفس خود و حجم دشمن ستیزی که در روح درجه دوم رخ می دهد کنار بکشد و برای آسودگی خیال و آرامش روح به دور از هر گونه آلودگی جهل به سر ببرد !
      که در این حین گالیله و زکریای رازی و .... از باور و اندیشه ی خود ضربه ی فراوانی متحمل میشوند چون جمعیت نادان از دانا بیشتر می باشد همانطور که صف بندی در تقلید تحت محوریت یک نظام آموزشی ، حرکات موزون و هماهنگی را می طلبد ....

      به نظرم انسان برای نزدیکی به ذات المنتها نیازمند دین نیست چون چهره ی دیگر دین سیاست اجتماعیست بلکه نیازمند دیانت است برای شناخت عصاره ی وجودی و منحصر به فردش که خالق آن خداوند یکتا می باشد و تنها با عشق به همدیگر میشود به این قدرت عظیم الهی پی برد !


      و در آخر :

      در قسمتی از نوشته های ارنست همینگوی خواندم :

      تمام انسانهای متفکر کافرند !

      که جای بسی تأمل دارد خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سارای عزیز ، همیشه شما را انسانی فهمیده و باسواد میدانم
      ممنونم از همراهیتان
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درودها بانو خندانک
      ارسال پاسخ
      غلامحسین جمعی
      ۲ هفته پیش
      درودو سپاس بر مانای بزرگوار که انگیزه

      اینگونه موارد را مهیا می سازد که هم علم واطلاع

      را بالا می برد و هم باعث شناخت از یکدیگر می گردد

      با مهرو ارادت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام جناب جمعی گرامی
      سرافرازم نمودید با حضورتان خندانک
      ارسال پاسخ
      مهدی محمدی
      مهدی محمدی
      ۲ هفته پیش
      درودها استاد جمعی عزیز خندانک
      ارسال پاسخ
      فرهاد شریف
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب و خوشامد خندانک
      ارسال پاسخ
      سحر غزانی
      ۲ هفته پیش
      در این باره از پیامبرمون حدیث هم داریم
      لیس منا من دعا الی عصبیة و لیس منا من قاتل علی عصبیة، و لیس منا من مات علی عصبیة
      کسی که مردم را دعوت به تعصب کند از ما نیست، و کسی که به خاطر تعصب بجنگد از ما نیست، و کسی که با تعصب بمیرد از ما نیست خندانک


      هر قدر سطح فکر مردم کوتاه تر و فرهنگ آنها ضعیف تر باشه تعصب‌های جاهلانه و لجوجانه و تقلیدهای کورکورانه بینشون بیشتره، به عکس هر قدر سطح فکر بالاتر بره و فرهنگ کامل تر شود توجه به منطق و استدلال و نفی تعصب و لجاجت و جانشین ساختن تحقیق به جای تقلید کورکورانه بیشتر می‌شه
      و امان از این تقلید کوکورانه...😑
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      مرسی وروجک
      داشتن نوه ی باهوشی مث تو مایه ی غرور من و گلاله است خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود و ارادت
      آن گونه که بنده خواندم و دریافتم،
      حرف های جنابان مانا، محمدی و سلمان مولایی
      قابل جمع اند و اگر ژرف بنگریم، تضادی در آنها نیست....
      و سخن، بسیار است. خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام دوست عزیز
      شرمنده به خدا
      درگیر کاری هستم در خرمشهر و چندوقتی ست تا ده شب کار میکنم . ایشالا در صفحات عزیزان بعد از پایان کار بیشتر خواهم بود خندانک
      ارسال پاسخ
       مینا جونبخش
      ۲ هفته پیش
      سلام وعرض ادب خدمت شمااستادمانا برادر خوش قلب ، بامرام وبزرگوار
      مثل همیشه بسیارزیبا وپرمحتوانوشته اید
      خواندم واستفاده کردم
      درپناه حق سلامت وشادکام باشید
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام
      خوشحالم که در مورد قلم مانا اینگونه فکر میکنید خندانک
      ارسال پاسخ
      رسول علی محمدی
      ۲ هفته پیش
      سلام برمانا
      مباحث مانا برگی دیگر از اندیشه های مانا و دغدغه هایش هست وجه تمایز مانا با دیگران دراین هست که دایره اطلاعاتش وسیع هست و درجدا از شعر دغدغه های اجتماعی و سیاسیش هم بالاست و رک و صریح حرفهایش را می نویسد و بدون هیچ چشمداشتی داشته ایش را در اختیار دیگران قرار میدهد
      قبلا با مباحث عاشورایش اشنا بوده و جنس دغدغه هایش را لمس کرده بودم و خوشحالم که در شعر ناب این مباحث را شروع کرده شاید فصل تازه ای برای همگان باشد
      مانا را دوست دارم و اندیشه هایش را
      مانا باشی به شعر و شور و مهر خندانک خندانک خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      من هم شما رو دوست دارم رسول جان
      و بزودی هم میام شیراز دیدنت خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      ۲ هفته پیش
      سلام رفیق
      خسته نباشی
      راستش منم پونزده روز شیفت بودم خیلی نتونستم شعر و مطلب بخونم
      امروز فرصتی شد و این بحث رو مطالعه کردم و جالب بود
      واقعیت اینه کلا ما ایرانی ها با چیزی به نام تغییر میانه خوبی نداریم عادت کردیم به یک روال خاص
      استفاده کردم دمت گرم خندانک
      مهرداد مانا
      مهرداد مانا
      ۲ هفته پیش
      سلام مازیار جان
      خوشحالم کردی رفیق خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0