سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

امام حسین علیه السلام فرمودند :أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند (بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

شنبه ۱ مهر

شاعر فرشته مینودری


فرشته مینودری

فرشته مینودری



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
چهارشنبه ۱ فروردين ۱۳۵۸

برج تولد:

برج حوت

گروه

:
عمومی

جنسیت

:
بدون اطلاعات

تاریخ عضویت

:
سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶

شغل

:
دانش آموز نویسندگی داستان ، فیلمنامه و نمایشنامه

محل سکونت

:
تهران

علاقه مندی ها

:
قصر مجلل و پر غروری که ( حالا ) هستم

امتیاز

:
۸۵
تا کنون 20 کاربر 65 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱

هر چیز در تو


اشعار ارسال شده


تو ، گفتی، با خدارو راست باش تاراه درست رو نشونت بده ...
این شعر را ۱۵ شاعر ۱۶۰ بار خوانده اند.
ابوالفضل رمضانی (ا تنها) ، باقر رمزی ( باصر ) ، سینا دژآگه ، مازیارملکوتی نیا ، فاطمه باقری ، مجتبی شفیعی (شاهرخ) ، ابوالحسن انصاری (الف رها) و ۷شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۵۶۳۵۱ در تاریخ دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ ۰۳:۰۶    نظرات: ۱۰

یکی بود ،یکی حالا نیست .... ...
ثبت شده با شماره ۵۶۱۴۰ در تاریخ يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۲:۳۱    نظرات: ۳۱

تو آنجا بودی وقتی من تنها آمدم ...
ثبت شده با شماره ۵۵۹۹۰ در تاریخ دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۳۰    نظرات: ۲۱

نسیم صبور حضور در تو معنی شده ...
ثبت شده با شماره ۵۵۸۸۵ در تاریخ سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۹:۴۰    نظرات: ۱۸

مطالب ارسالی در وبلاگ


اتاقی سرد در مسافرخانه ای سرد تر از برزخ در میدان راه آهن،من در تختی یک نفره به سختی آرمیده بودم با هزاران آرزوی بر باد رفته در دوردستهای آمدن بی هنگامم به شهر بی آرام تو ،به سقف خواسته های نابارورم ن
دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ ۰۴:۵۷    نظرات: ۴

اینقدر دنبال خودم در عمراز دست رفته ام گشته ام تا امشب رسید،که حالا تصویر واضحی از آن زمان که آمدم تهران نمیبینم،چشمهایم تار تار تار میبیند تصویر روز اولی که برای درس خواندن به تهران آمدم،با دنیایی از
شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۵۴    نظرات: ۱۱

چشمهایم هم از دست من خسته اند
اینقدر خواب تکراری دیده ام 
اما....
وقتی خوب فکر میکنم میبینم اون لحظه به تنها چیزی که فکر میکردم تو بودی،ببخش که میگم تو ،این آرزوم شده که بهت بگم تو
دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۵۷    نظرات: ۴

تو کلاس نشسته بودم که به آرومی اومدی ، باز احتمالا از خلوتی که همیشه تو مترو با خودت داشتی ،دیگه همه جا مثل سایه دنبالش بودم،مگه چه عیبی داره؟،نمیتونستم به این فکر کنم ....وقتی بهش نگاه میکردم باورم م
يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۳:۰۳    نظرات: ۹

سرد بود پله های بی پایان مترو 
سرد بود روح سرگردانم در راهروهای بلند در امتداد من تنها
سرد بود وقتی برای اولین بار سایه سوزانی را بر سنگفرش مترو صادقیه دیدم
سرد سرد سرد
ندیدی<
دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ ۰۴:۱۱    نظرات: ۹
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.