سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

تا مرد خاموش است براو خطری نیست ، زیرا سرنوشت او به زبانش بسته است.گوته

يکشنبه ۱ بهمن

شاعر ابوالفضل رمضانی (ا تنها)


ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)

ابوالفضل رمضانی (ا تنها)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۷۷

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
شاعران کلاسیک

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
من عصاره ی تاک های ترشیزم

علاقه مندی ها

:
انسانم آرزوست

امتیاز

:
۱۰۵۰۶
تا کنون 241 کاربر 1893 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
باشه وقتی مردم،یکی بیوگرافیمو مینویسه... خودم قاضی خوبی نیستم.

اشعار ارسال شده


تقدیم به سینا دژآگه عزیز دل ...
ثبت شده با شماره ۶۲۲۷۸ در تاریخ ۳ روز پیش    نظرات: ۲۱۱

سق میزند دنیای کابوست جنینم را ...
ثبت شده با شماره ۶۲۱۴۶ در تاریخ ۸ روز پیش    نظرات: ۱۵۶

تقدیم به استاد عزیز جناب احمدی زاده ...
ثبت شده با شماره ۶۲۰۹۳ در تاریخ ۱۰ روز پیش    نظرات: ۱۳۹

انشای من شروع دو خط درد بیخودیست... ...
ثبت شده با شماره ۶۱۹۴۲ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۱۸۰

گویی میان بری به خیابان گرگ بود ...
این شعر را ۴۸ شاعر ۴۴۲ بار خوانده اند.
محمد خسروی فرد ، وحید کاظمی ، فرشید افکاری ، جمیله عجم(بانوی واژه ها) ، حمیدنوری(احمد) ، ماهی (مهدیس جهان بین) ، سعید میرزامحمدلو و ۴۰شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۶۱۶۹۲ در تاریخ ۲ هفته پیش    نظرات: ۱۸۴

مجموع ۷۱ پست فعال در ۱۵ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ


به نام حق
 عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه ی دوستان و بزرگوار سایت ناب؛بنده از همه ی عزیزانی که در مدت یک ماه اندی در داستان ملنگ همراه بنده بودند صمیمانه سپاس گزارم من جمله بانو عجم،جناب ش
چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ ۰۷:۳۴    نظرات: ۱۶


ملنگ قسمت نوزدهم...
مند حسن خان،خیلی شکسته شده بود،از هشت ،نه سال پیش که دیده بودمش انگار هشتاد سال پیرتر شده بود،پیرمرد مرا به خانه برد و اول از همه گفت:تمام ملک و املاک پدرت را بالا کشیدی
يکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۰۱    نظرات: ۲۹


ملنگ قسمت هجدهم...
خبر را که شنیدم  لحظه ای مات و مبهوت شدم،جنگ!
واژه ای غریب اما آشنا،باطنی ننگ و ظاهری منفور،آه که چه اتفاق بدی ...
لحظه ای همه ی اتفاقاتی که ممکن بود در یک
شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۵۰    نظرات: ۲۱

Abolfazl Ramezani:
ملنگ قسمت هفدهم
دلهره برم داشته بود،انگار پدرم خانه نبود،چراغ هارا روشن کردم دیگر مطمئن شدم،زود به سمت خانه ی خان روانه شدم،مقداری از راه را دویدم،وقتی به آنجا رسیدم،در را
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۱۲    نظرات: ۹

Abolfazl Ramezani:
ملنگ قسمت شانزدهم
پسرک گیلکی شیرین زبان با چشم های سبزش حال همبستر خاک میشد!خاک! آه که هروقت چهره اش توی ذهنم می آید موهای تنم سیخ میشود،اصلا سردم میشود حتی در گرم ترین هو
سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ ۰۵:۱۷    نظرات: ۱۹
مجموع ۵۰ پست فعال در ۱۰ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.