سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 10 فروردين 1399
  • همه پرسي تغيير نظام شاهنشاهي به نظام جمهوري اسلامي ايران، 1358 هـ‌.ش
5 شعبان 1441
  • ولادت حضرت امام زين العابدين عليه السلام، 38 هـ ق
Sunday 29 Mar 2020
    یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

    يکشنبه ۱۰ فروردين

    شاهنامه خوانی در وصف کرونا

    شعری از

    خداداد آدينه (آدينه)

    از دفتر آدینه نوع شعر قصیده

    ارسال شده در تاریخ ۳ روز پیش شماره ثبت ۸۳۱۴۷
      بازدید : ۲۵   |    نظرات : ۶

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر خداداد آدينه (آدينه)

    خداوند دانا خداوند جان
    بشر را نمود در ید امتحان
    به آنان که غرق گشته بودند بناز
    نه در فکر فقر، بلکه دنبال آز
    به هرکس دروغگو و بد اعتماد
     نشان آفرید تا کند عدل و داد
    فرود آفرید مرگ خاموش و سرد
     بمانند مخروبه ای پر زگرد
    کرونای ویروس را بردمید 
     چنانکه بدستان آدم رسید
    خبر چون بگوش جهان برسيد
    ز مهمان ناخوانده روح پليد
    دل شاه ورعیت بیامد بجوش
    همه انجمن یکصدا گشت خموش‏
    چو آگه شدندمردم از مرگ ها
     ز بیماری سخت درچین هو وا
    فراوان ز هر سو بسی كشته شد
     هر آنکس به ویروس آغشته شد
    فكند صد هزارتن بسختی خاك
     بچنگال مرگش نمود چاک چاك‏
    برون گشته  مردم  ويله كنان
     زنان بر سر و موى خویش  را كنان‏
    همه جام ها گشت تیره برنگ
     همه چشمها گشت خونين برنگ‏
    بسی رخ پر ازخون دل سوگوار
      دو ديده پر از اشک چو ابر بهار
    دگر پول و ثروت نیامد بکار
     بشر گشت در تاروپودش دچار
    همه بی قرارمی نمودند فرار
    که شاید گرفتار گردند و زار
    همی سایه ی مرگ آمد پدید
      بسی کشته گشتند به درد شدید
    نشستند سال جدید سوگوار
    همه اضطراب و همه   بی قرار  
    پيام آمد از هر رسانه برون
    زنید ماسک و دستکش نگردید بخون
    بپوشيد دهان را بماسک خدنگ
    نه گرد وغبار و نبود بوی رنگ‏
    که ویروس بد عنصر نابکار
    نشاید که وارد شود از نثار
    نه دیده شود در خیابان وشهر
     که بس ریز باشد نمایید حذر
    بشویید دستانتان زود زود
     نظافت به هر کس بود سود سود
    دد و مرغ و ماهی نمایید رها
     به خانه نشینید ‏بگیرید پنا
    ملل کرد قرنطینه را پیشنهاد
     زمین گشت بفرمان حکم جهاد
    نشستند مردم به کاشانه ها
    که سالم بمانند در خانه ها‏
    چنین منفصل گشت زنجیردرد
    که نابود گردد کرونا ی زرد
    چو ایام بگذشت زین درد ورنج
    بشر تازه فهمید چه بودست گنج
    سلامت همی گنج و ثروت بود
    که این مال دنیا ی کسرة بود
    برو شاد باش ای بشر در زین میان
    به نیکی بگیر دست پیرو جوان
    نما  رحمت  و  الفت  بیکران
    به هم نوع خود در تمام جهان
    که خالق شود شاد زکردار ما
     سلامت بشر را کند رهنما
    شاعر: خداداد آدینه
    ۴
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    ۲ روز پیش
    درود جناب آدینه عزیز
    بسیار زیبا و حکیمانه بود
    دستمریزاد خندانک خندانک
    ایمان اسماعیلی (راجی)
    ۲ روز پیش
    بسیار زیبا بود جناب آدینه
    درود به شما خندانک
    مانا باشید به مهر گرامی
    محمدعلی رضاپور(مهدی)
    ۲ روز پیش
    بلا به دور خندانک
    محمدعلی رضاپور(مهدی)
    ۲ روز پیش
    سلام و احترام،
    برای شناساندن بهتر قالب های تازه و توانمند سروش، سه گلشن و شعر سبز(چندآهنگ) به همیاری تان نیازمندیم.
    تقدیمی:
    در قالب سروش:
    1- از زمانی که دیکتاتور شد/
    سیکل را نگذرانده، دکتر شد/
    ناظر فنّی رِآکتور شد/
    و ترقّی کرد.//
    2- نردبان ترقّی آوردند/
    نردبان؟ – پلّه برقی آوردند/
    هر چه غربیّ و شرقی آوردند/
    در احزاب.//
    3- آن سرِ نردبانِ جمهوری/
    قله ی لامَکانِ جمهوری/
    جانِ جمهوری/
    پایه، پیدا نیست.//
    نمونه شعری در قالب جدید سه گلشن
    (تنها قالب مهندسی شده در شعر فارسی که هر سه بخش آغازگر، بدنه و پایانبخش را در خودِ ساختارِ قالب دارد:)
    “شعر، زیباترین تریبون است؛ حرف هایی بلند می طلبد/
    تا تَسَلّا و مرهمی بشود، شاعری دردمند می طلبد//”
    مشکلاتِ زیادِ ما کم نیست. شاعر از زلف یار می گوید/
    بچه های طلاق، بد یُمن اند؛ شعرِ بوس و کنار می گوید/
    پدری، مدتی ست بیکار است؛ غم گرفتار و تلخ گفتار است/
    همسرش باردار و بیمار است؛ از غمِ انتظار می گوید/
    دست های لطیفِ بیوه زنی مثل دستانِ پیرمردان شد/
    چشمِ پاکِ همیشه پُر شرمش، از غمی بُردبار می گوید/
    چار راهِ رفاه، پشت چراغ، دختران، گل حراج کردَه ند و /
    گلِ بی عطرِ کاغذی، چیزی، از بدِ روزگار می گوید/
    فاصله بین ملت و دولت، راهِ این جلگه است تا قله/
    شاعرِ بی غمِ تغزّلباز، باز وصف بهار می گوید/
    “شاعران در شبِ ملایمِ شعر فقط از شوق و آرزو گفتند/
    عده ای از دو چشم دلبرشان، جمعی از حلقه های مو گفتند/
    باز هم دخترانِ گل در دست …. باز هم مردمانِ پایین دست … ./
    باز هم شاعران در این بُن بست، غزل از مهرِ ماهرو گفتند . //”
    نمونه ای در شعر سبز(چندآهنگ)، گونه ای از شعر میان سپید و نیمایی، با الزام به کاربرد (حدّ اقلّی یا هر از گاهِ) قافیه و ایجاد چندآهنگی باتغییر اوزان:
    ناگاه/
    آه!/
    زیر آوار ماند خاطر من/
    رفتی و رفتم و رفت/
    و هیچ کس نفهمید جز عشق/
    که از عشقت/
    ای سراسر عشق!/
    بر سرم چه ها رفت .//
    شعله(م جلیلی)
    دیروز
    درود شاعر گرامی
    زیبا سرودید
    مسعود میناآباد  مسعود م
    دیروز
    بسیارعالی
    درود بر شما ... خندانک خندانک
    خاك من گِل شود و گُل شُكفد از گِل من
    تا ابد مهــــــــــــــر تو بيرون نرود از دِل من
    -----------------------------------مولانا
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0