سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
پنجشنبه 29 شهريور 1397
    10 محرم 1440
    • عاشوراي حسيني
    Thursday 20 Sep 2018
      انسان آزاد آفریده شده است اما همیشه در زنجیری است که خود بافته است. ژان ژاک روسو

      پنجشنبه ۲۹ شهريور

      عادت

      شعری از

      سید حسین موسوی

      از دفتر مسیر بی پایان عشق نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۷:۲۵ شماره ثبت ۶۶۴۷۱
        بازدید : ۲۰۰   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سید حسین موسوی
      آخرین اشعار ناب سید حسین موسوی

      عادتم بوده که چشمانم به چشمانت بیوفتد
      آتش عشقم تمام عمر بر جانت بیوفتد

      دستهایت را برای من تکان میدادی آن شب
      با صدای خود به قلب من توان میدادی آن شب

      بِگِرد خود میچرخی ، مرا هرگز نمی یابی
      که تو هنگامه ی رفتن نه بیداری، نه در خوابی

      کاش میشد که در قلبت به رویم باز باشد
      دوستت دارم برایم فرصت اِبراز باشد

      دوستت دارم نوشتم ساده تر از هرچه ساده
       هر لب سرخی که طعم آن لبانت را نداده

      زیر پاهایت اگر احساس پاک من شکسته
      کیست جز من آنکه عمری چشم در راهت نشسته
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      جمعه ۲۹ تير ۱۳۹۷ ۱۸:۲۸
      زیر پاهایت، اگر، احساسِ پاکِ من شکسته؛
      کیست جز من، آنکه عمری، چشم در راهت نشسته؟

      درود... درود... سیّد نازنین!

      بسیار زیبا و سرشار از احساس؛ مخصوصا بیت پایان.
      آفرین!

      قالب شعر شما مثنوی است. به نظرم اگر چند بیت دیگر نیز با همین وزن و محتوا به عاشقانه‌تان اضافه کنید، زیباتر خواهد شد.
      وزن شعرتان:
      فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن هست؛ البته در برخی از مصراع‌ها، کمی از وزن خارج شده‌اید. صرفا جهت هم‌فکری، براساس احساس زلال خودتان؛ و براساس واژه‌ها و افعالی که خودتان استفاده کرده‌اید؛ فقط اندکی برای ر‌وانی وزن، مصراع‌هایی را که از وزن خارج شده‌اید، بازنویسی می‌کنم؛ و نیز اندکی نگارش متن شعر و افعال انتهای برخی از مصراع‌ها را _هرچند خارج از وزن نیستند_، ویراستاری ادبی می‌کنم؛ حاصل کار را با شعر خودتان مقایسه کنید؛ اگر مایل بودید، به کار ببرید؛ زیرا، همیشه در هر شعری، احساس و زبان شاعر حرف اصلی را می‌زند.

      عادتم بوده که چشمانم، به چشمانت بیفتد
      آتش عشقم تمام عمر، بر جانت بیفتد

      دست‌هایت را برای من تکان می‌دادی آن شب
      با صدای خود، به قلبِ من، توان می‌دادی آن شب

      گردِ خود می‌چرخی و، وانگه، مرا هرگز نیابی
      گو که در هنگامه‌ی رفتن، نه بیداری؛ نه خوابی

      کاش، می‌شد، کاین درِ قلبت، به رویم باز باشد
      دوستت دارم، برایم، فرصتِ اِبراز باشد

      دوستت دارم نوشتم، ساده‌تر، از هرچه ساده‌ست
       هر لبِ سرخی که طعمِ آن لبانت را نداده‌ست

      زیر پاهایت، اگر، احساسِ پاکِ من شکسته
      کیست جز من، آنکه عمری، چشم در راهت نشسته

      تیک نقد می‌زنم تا دیگر دوستان نیز زلال احساستان را بهتر بخوانند.

      بسرایید به مهر!
      سید حسین موسوی
      سید حسین موسوی
      ۲ هفته پیش
      ممنون از لطفتون
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷ ۲۱:۱۲



      سید حسین موسوی
      سید حسین موسوی
      ۲ هفته پیش
      🙏🙏
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷ ۲۲:۴۳
      درود گرامي
      زيبا بود
      سید حسین موسوی
      سید حسین موسوی
      ۲ هفته پیش
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ ۰۲:۳۵
      درود
      سید حسین موسوی
      سید حسین موسوی
      ۲ هفته پیش
      🙏
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.