سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
شنبه 28 مهر 1397
    11 صفر 1440
      Saturday 20 Oct 2018
        شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بدارید ،بی آنکه رنگ آنرا بیاد آورید.گوته

        شنبه ۲۸ مهر

        امام صادق

        شعری از

        منصوره محمدی مزینان

        از دفتر اشعار آئینی منظومه آل طاها (ع) نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۰ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۰۰ شماره ثبت ۶۶۳۹۹
          بازدید : ۱۲۵   |    نظرات : ۱۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        #السلام_علیک_یا_جعفر_ابن_محم_ایها_الصادق_💐
        #مرثیه_امام_صادق 
        #دل_سروده_های_مزینانی🌹
        امشب که غم کنجِ دلم گردیده نازل 
        در شهر غم میگردم هِی منزل به منزل
        میگردم و  می سوزد و می گِریَد این دل 
        تا که کند شمعی زِ سوز اشکش حاصل
        شمعی که در قبرِ شما کاشانه دارد
        دورش هزاران عاشق و پروانه دارد
        امشب دوباره  با دعا و با توکّل
        بر آستانت می زنم دستِ توسّل
        چون مجتبی' و عابدین و همچو باقر
        ای بی حرَم ، قبرت ندارد خیلِ زائر 
         دل های ما چون کفتَرانِ آستانت
        پر می کشد سوی حریم بیکرانت
        امشب سخن ازآفتابِ روز دارم
        از یک غروب پُر شرار و سوز دارم
        شد خانه ابیاتِ قلبم شهر غم ها
        گل واژه ها پژمرده  از شرحِ ستم ها
        با بیت ها و واژه ها و با بیانم
        امشب هوس دارم برایت روضه خوانم
        از" محتشم "خوانم به سوز و اشک و ماتم
         باز این چه نوحه آمده بر قلبِ عالَم؟
        باید برایت ختمِ الرَحمٰن بخوانم
        یک روضه یِ مادر کنار آن بخوانم
        از غربتِ موسیِ ابنِ جعفر مثلِ باران
        هِی اشک ریزم هی بگویم ای پدر جان
        شیخُ الائمه! جان ما، یک یک  فدایت
        می سوزد آقا شیعه از این غُصه هایت
        آقا چرا از مِهر مردم بی نصیبی؟!
        در شهرِ خود همچون اسیران تو غریبی؟
        آقا چرا عمامّه ای رویِ سرَت نیست؟
        قدری رَمق در جای...جایِ پیکرت نیست؟
        آقا چرا یک آشنا دور وبرت نیست؟
        یک هم زبان در لحظه های آخرت نیست؟
        قلبت شده از بی کسی ،دنیای غربت  
        چشمت شده از درد وغم ،شهر مصیبت 
        آتش زدند آقا چرا پس خانه اَت را؟
        سوزانده اَند قلب و دل و کاشانه ات را
        آقا مگر کنج ِدلت مانده چه رازی؟
        که در خم کوچه چو آتش میگدازی 
         وقتی حرامی بر سرَت هِی داد می زد
        اِبنِ رَبیع ، در خانه اَت  فریاد می زد...
        آنجا فقط در کربلا بودی تو... اِنگار
        شاید هم افتادی چو زهرا کنجِ دیوار
        در آتشِ کاشانه اَت با یادِ مادر
        انگار بودی مثل زهرا پشت آن در 
         
        مثلِ خلیلُ الّلهی و در آتش و دود
        راحت نداری هرگز از این قومِ نمرود   
        سجاده اَت را می کِشَند از زیر پایَت
        مهلت نداده تا کُنی کفشی به پایت
        تا می کشیدَندَت... پریشان ،سویِ مرکَب
        با ناله می گفتی اَمان از قلبِ زینب
        زلفِ پریشان تو در دستِ حرامی
        آقا مگر اینها نمی دانَند، امامی؟!
        از  ماجرای کوچه و حالِ حزینه
        از کربلا یَت روضه خوانم یا مدینه؟
        در کوچه تا که بر زمین خوردی،مسلّم
        در هر نگاهت کربلا می شد، مجسّم
        دستت چو حیدر شد اسیر ریسمانی
          هم از علی... هم فاطمه داری نشانی 
        سراتر سرِ چشمت شده ابری پر از غم
        از آسمان چشمت هِی می باره ماتم 
        گاهی نظر بر کوچه و گَه آب داری
        در هر نگاهت روضه یِ محراب داری
        افتاده ای در هِق هق و در آه و  ناله
        گویی به یادت آمده...طفل سه ساله
        تیغی کشیدند و به رویت خنده کردند
        شمشیر را این مُلحدان ،شرمنده کردند
        گل واژه های قول تو حبلُ المَتین است
        هر یک حدیثَت مایه ی احقاقِ دین است
         
        از قالَ الصادق....در طیِ این دوره مادام
        جان دوباره می گرفته دین اسلام
        در مکتبِ صادق،گرفته علم و ایمان
        حَمران و بو حَمزه...هِشام...بُهلول و حَیّان
        اَهْلیلْجِه ،اَلْتوحيد ، مِصباحُ الشَريعه
        جان دوباره از تو دارد، دینِ شيعه
        از قوم عباسی بجز  خدعه ندیدی
        از جور منصورِ دَوانیـقی ،شهیدی
        انگور زهر آگین شده شهدِ شهادت
        پر می گشایی  تا بلندایِ سعادت 
        آتش زبانه می کشد در قلب و جانت
        نام علی و فاطمه وِرد زبانت
        انداخته بر سر علی شال عزا را 
        آید نوای" قَدْ قُتِلْ" از عرش والا 
        شامِ عزای صادقِ آل پیمبر
        فصل یتیمی گشته بر موسیَ ابنِ جَعفر
         
                                 ─═ঊঈ(📔✏🇮🇷 )ঊ
        #منصوره_محمدی_مزینان📝
         #دل_سروده_های_مزینانی🇮🇷 
        #اشعار_آیینی_منظومه_آل_طاها📔
                 ─═ঊ (✏️📔🇮🇷 )ঊঈ═─
        #السلام_علیک_یا_جعفر_ابن_محم_ایها_الصادق_💐
        #شب_شهادت
        #مرثیه
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        پنجشنبه ۲۱ تير ۱۳۹۷ ۱۹:۰۵
        صل الله علی مولا جعفر الصادق فی کل دقایق و اللحظات

        سلام ودرود

        شعر زیبایی ست که بر مبنای مطالعه از زندگانی حضرت صادق ع نگاشتید ولی در برخی مصاریع ایراد وزنی البته (غلط تایپی و هجای افزون ) دارد مثلاً :

        - سراتر سرِ چشمت شده ابری پر از غم
        - از قالَ الصادق....در طیِ این دوره مادام

        درپناه حق
        منصوره محمدی مزینان
        منصوره محمدی مزینان
        يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۲۹
        سلام وادب خدمت شما استاد گرامی ممنونم که توجه کردید بله سرتاسر به اشتباه تایپ شده در قال صادق به گمانم ال را نباید میڱذاشتنم
        #الصادق را باید تایپ میکردم #صادق
        از این همه دقت شما بسیار ممنونم
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۱ تير ۱۳۹۷ ۲۲:۲۴
        درود بانو
        آیینی بسیار زیبا و با شکوه
        مزین به نقد نافذ استاد بانو کوهواره گرامی
        مرتضی سلیمی
        پنجشنبه ۲۱ تير ۱۳۹۷ ۱۷:۴۳
        سلام
        مأجور باشید در پناه حق
        قلمتان مانا
        علی مزینانی عسکری
        جمعه ۲۲ تير ۱۳۹۷ ۱۰:۳۱
        سلام و عرض ادب خدمت بانوی هنرمند و فرهنگی زادگاهم
        خدا را شکر که بازهم به خواندن شعر زیبا و آئینی شما در این محفل مفتخر شدم
        حمیدنوری(احمد)
        جمعه ۲۲ تير ۱۳۹۷ ۱۸:۴۸
        درود بانوی گرامی
        بسیار زیبا بود دست مریزاد
        منصوره محمدی مزینان
        منصوره محمدی مزینان
        يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۳۰
        سلام به لطف خواندید🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        منصوره محمدی مزینان
        منصوره محمدی مزینان
        يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۳۱
        سلان و ادب ممنون از حسن نظرتون🌺🌺🌺
        ارسال پاسخ
        غلامعلی همایونی (شمیم)
        يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۲۴
        سلام شاعر عزیز
        احسنت بر شما
        عزت زیاد
        ⚘⚘⚘
        منصوره محمدی مزینان
        منصوره محمدی مزینان
        يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۳۱
        سلام
        سپاسگزارم🌺🌺🌺
        ارسال پاسخ
        منصوره محمدی مزینان
        يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۲۹
        سپاس از هر دوی شما بزرگوار🌺🌺🌺
        منصوره محمدی مزینان
        يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۳۰
        سلام و ادب جناب عسگری بزرگوار به لطف خواندید
          مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)
        جمعه ۵ مرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۵۵
        درود بانو
        زیبا و دلنشین
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.