سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
شنبه 28 مهر 1397
    11 صفر 1440
      Saturday 20 Oct 2018
        شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بدارید ،بی آنکه رنگ آنرا بیاد آورید.گوته

        شنبه ۲۸ مهر

        واگویه‌های احساس (۹)

        شعری از

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

        از دفتر کتاب واگویه‌های بانوی احساس(دوبیت، دوبیتی، رباعی.) نوع شعر رباعی

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۵ تير ۱۳۹۷ ۱۷:۱۹ شماره ثبت ۶۶۳۰۴
          بازدید : ۶۱۱   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

        چهارده رباعی از: «دل‌گویه‌های بانوی احساسم»، در موضوعاتِ گوناگون، پیشکشِ احساسِ همواره زلالتان:

        ۱
        سرتاسر آغوش تو گشته‌ست، سرایم!
        هُرمِ نفست، عطر خوش موج هوایم!
        باران‌زده شد، شورش دل، بی مهِ رویت؛
        «احساسِ نگاهت»، تبِ چتری‌ست، برایم!
        ۲
        سرتاسرم از مهر کشد، نغمه‌ی شوری؛
        دیگر، نتپد، در گلِ دل، طاقتِ دوری؛
        دل، «عاطفه می‌گیرد از احساسِ لبِ تو»؛
        زیباتر از امواجِ دلت، نیست سروری...
        ۳
        مهر تو برایم، دل و دین است و دگر هیچ!
        «احساسِ مرا»، نقش نگین است و دگر هیچ!
        خو کرده دلم، «با تپشِ واژه‌ی احساس»؛
        فرهنگِ بیانم، فقط این است و دگر هیچ!
        ۴
        «احساسِ محبّت»، به تو در دل، شده پیدا!
        بی‌تو، دلِ من، می‌شود این‌جا، تک و تنها!
        از جادّه‌ی عاطفه‌ها، سوی دلِ من،
        برگرد، بیا؛ تا که کنم، مِهر تماشا!
        ۵
        گاهی، تپش عشق، کمی، می‌خواهم؛
        «از بارشِ احساس»، نمی، می‌خواهم؛
        وقتی که دلم، خسته شود، از دنیا،
        چشمان و لبِ یار، دمی، می‌خواهم...
        ۶
        جز «شادی احساس»، ندارد گلِ مستی؛
        زیباست برای دلِ ما، مهرپرستی؛
        بنگر، زِ صفای دلِ خود؛ تا که ببینی،
        نبضِ تپشِ عشق بُوَد، در دلِ هستی...
        ۷
        مردادیِ مهرت، شده پُر، از تبِ امّید!
        گرمای دلت، پرتویی از، تابشِ خورشید!
        تو، «حسّ قشنگِ وزشِ مهر و وفایی»؛
        دلگرم‌تری، از تب و تابِ تپشِ شید!
        ۸
        دختر، گلِ یک‌دانه‌ی عشق است و صفا؛
        قلبش، سندی از تپشِ عاطفه‌ها؛
        «احساسِ زلالش»، نفسِ آبِ حیات؛
        در شرمِ نگاهش، گلِ محجوبِ حیا!
        ۹
        مادر، جز صفا، نمی‌شناسد؛
        جز مهر و وفا، نمی‌شناسد؛
        «احساسِ عمیق او»، خدایی است؛
        مادر، جز خدا، نمی‌شناسد...
        ۱۰
        چشمِ دلِ خود را به خداوند بدوز؛
        تا مهر زند، نغمه درونت، شب و روز؛
        تا «چشمه‌ی احساس»، رسی، با گلِ عشق؛
        خورشید شود، در دلِ تو، پرتب و سوز!
        ۱۱
        هرکس که، از اسرارِ جهان، باخبر است،
        «حسّ نفسش»، خوب‌تر از، برگِ تر است؛
        نبضِ دلِ هستی، پر از امواجِ صفاست؛
        کشفِ تپشِ نبضِ جهان، خود، هنر است...
        ۱۲
        شد عید و بشد شاد دل از، لطفِ خداوند!
        در «حسّ دلم»، گشته شکوفا، گلِ لبخند!
        در عید چو جویند همه، دلبر و دلدار،
        امّید که این عید شود، باعثِ پیوند!
        (اللهم عجل لولیک الفرج!)
        ۱۳
        در باغِ دلِ هر دوی ما، مهر و وفاست!
        این مهر، دمی، از وزشِ عشق خداست!
        «احساسِ قشنگی است»، که گل‌بوسه دهی؛
        حالا که شده عید و دلت شاد و رهاست!
        ۱۴
        در دست گرفتم، سبدِ عشق و عطش را؛
        رفتم دلِ صحرا، که بچینم، گل رویا...
        با «باورِ احساسِ دلم»، عاطفه چیدم؛
        تقدیم نمودم به شما، این گلِ زیبا...
        زهرا حکیمی بافقی (الهه‌ی احساس)
        ۱۶
        اشتراک گذاری این شعر
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.