سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 30 شهريور 1397
  • روز گفت و گوي تمدن‌ها
11 محرم 1440
  • روز تجليل از اسرا و مفقودان
Friday 21 Sep 2018
    انسان آزاد آفریده شده است اما همیشه در زنجیری است که خود بافته است. ژان ژاک روسو

    جمعه ۳۰ شهريور

    وصیت

    شعری از

    مجتبی شفیعی (شاهرخ)

    از دفتر مانامه نوع شعر سپید

    ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۷:۲۹ شماره ثبت ۶۵۲۱۸
      بازدید : ۷۱۵   |    نظرات : ۸۰

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    آخرین اشعار ناب مجتبی شفیعی (شاهرخ)

    ........................................وصیت......................................................
    پسر جان!!!!!!!
    ..............
     میهمانی عبور خواهد کرد
    از  آسمان هفتم این شهر.
    یادت باشد اما
    که چنگیز فرار کرده دیروز
    از جهنم خدایانمان.
    و چه عادت دارد هنوز
    بریدن سر و جیب جماعت  سر به هوا را.
    ...............
    تقویم عرق فروش شهرمان
    صادق ترین نشان برج ها ست.
    گشنه بودی اگر.
    بدان
    که اجاق کور مطبخ خانه مان
    رمضان را
    بهانه میگیرد
    در خاموشی هر روزش.
    ...........
    منقرض میشد
     لباس های کودکی دیروزم
    اگر
    لخت نبود قانون زاییدن
    از روز نخست.
    ...............
    نزدیک است
    فصل اهدای
    سبدهای کالا.
    وچه هیز
     چشمهای مقسم محل
    عکس کارت های ملی را
    اندازه میگیرد
    در سنگینی ترازو.
    ............
    دست به دامان تبرباش.
    که  سرو باغچه مان
    لو خواهد داد
    درختی را
    که باز کرد برگ از سر
    در سپیدی اشعار خزان.
    مبادا!!
    بی حکم بهار
    حدی جاری سازی
      باکینه ی... دستهای... تبر.
    ...........
    کورند
     تیر های برق محل.
    اما همیشه باور کن
     قدرت اعجاز سپیدی عصا را.
    بی پرده... فرزند!
     شکر نخور هرگز
    در این منزل اوقافی.
    ...........
    ریشه ها را به زور جا دادم
    در گلدان باغچه ی مسجد.
    ترک ها
     حکایت دارد از بلوغ ریشه ها.
    پس
    گل را بخشکان.
    و یا
     بزرگتر بگیر
     حجم گلدان مغز ها را.
    اما
     هیچوقت نگو به خاک های این باغ
    حکم (ابد ) ریشه ها را در زندان.
    ...........
    قضایم را که خواندی
    رسید  بگیر
    از محراب (آبی).
    اینجا ..در برزخ
    مناره ها کلفتند و نامهربان.
     
    ......
    باز خواهم گشت .
    اینبار
    در لباس عنکبوتیی یک  مرد.
    رمز  حقوق کارت را حک کن
     زیر حشره کش کنار طاقچه ی اتاق مادرت.
    ...............
    من را
    در توازی دنیا ی پس از مرگ
    خواهی دید.
    روزی اگر
    راز و زمان را بخیسانی
    زیر دندان های تفکر تکرار.
    ببین... اینجایم...
    سوار بر فیلی
    که ابابیل
    هرگز به انقراضش تن نخواهند داد.
    .........
    روحم طاقت فشار کینه ی سنگی را ندارد
    که زخم از تیشه فرهادی دارد
    که شیرینش به خسرو رسید اخر.
    اگر برامد از دستت
    به خرمایی و قرانی
    باجی بده
    تا ...............................شادی روح درگذشتگان این تاریخ تکراری.
    .....................................شاهرخ.
    ۱۹
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    طاهره حسین زاده (کوهواره)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۸:۲۳
    سلام
    قالب دلسروده تان حجم سبزی ست که باید چندین بارخواند و آموخت .
    امید که خدابخواهد و ستون نقد فعال گردد و دلگویه ی ارزشمندتان را که اقیانوس فهم است فانوس تاریکخانه ی دلها مان گردد .
    زنده باشید شماوخانواده ی ارجمندتان درطول عمر باعزت
    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۵۶
    ارسال پاسخ
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۶
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۲۸
    سلام
    بسیار ممنون از لطف شما و اینکه هموره بنده در خدمت دوستان جهت نقد های مفید شان هستم


    ارسال پاسخ
    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۵۶
    درودتان استادبزرگوارم

    ...واگر صداقت
    ورق زدن این تقویم است
    بگذاریم
    که دروغ
    وبازهم دروغ در شهر برقصد...بداهه
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۶
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۲۹
    بسیار خوش امدید الاله سرخ سایت
    و ممنون بابت بداهه ی زیبایتان
    ارسال پاسخ
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۸

    دروداستادبزرگوارم
    زیباواندیشمندانه
    احسنت

    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۰
    سلام بانو عجم
    بسیار ممنون از تشریف فرمایی شما
    ارسال پاسخ
    صحبت  پارکی ( صُبی )
    چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ ۲۱:۵۷
    به به
    بسیار زیبا شعری که شمشیر را از رو بسته با نگاهی قلندرانه..
    شعرتان بیشتر از تعریف ارزش دارد . قلمی توانا می خواهد تا نقدی در خور ارزشهای این اثر را نمایان سازد.
    یک نفس خواندم و کسب فیض شد مگر این قسمت شعر
    پس
    گل را بخشکان.
    و یا
    بزرگتر بگیر
    حجم گلدان مغز ها را.
    اما...
    مغزها حشو است زیرا درباطن شعر معنای مغز مستتر می باشد.
    خیلی متشکرم
    برای آفرینش این شعر ارزشمند
    سلام
    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
    دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۷ ۰۱:۴۹
    درود

    زیبا و ناب
    صحبت  پارکی ( صُبی )
    ۲ هفته پیش

    هر چه بیشتر می خوانم
    عظمت شعر بیشتر می شود
    جوان بمانی عزیز
    سلام
    صحبت  پارکی ( صُبی )
    ۲ هفته پیش
    چقدر این شعر را دوست دارم
    به همین خاطر
    گاه و بی گاه با چراغ خاموش میام می خوانم و می روم
    سلام
    سجادمیردادی(درویش)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۳۲
    استادعزیز آنقدر پرمعناست که چند بار باید خواندش.
    درود برشما.امیدوارم بتوانم شاگردی تان را بکنم.
    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۵۶
    ارسال پاسخ
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۱
    سلام دوست خوبم
    شما لطف دارید
    بنده در حد فرمایشات شما نیستم و اگر خدمتی از دستم بر اید با دیده منت بفرمایید
    ارسال پاسخ
    سجادمیردادی(درویش)
    سجادمیردادی(درویش)
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۸:۰۰
    محمدرضا زارع (م فریاد)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۰:۲۲
    درود بر شاهرخ
    احساسی لطیف
    و اندیشه ای روشن
    و صداقتی کمیاب
    و مهارتی در خور، دست به دست هم داده اند تا شعری چنین زیبا و دلنشین و پرمعنا خلق شود
    ممنون بخاطر به اشتراک گذاشتن این اثر به یادماندنی
    شاد و تندرست باشید

    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۲
    سلام دوست خوبم
    لطف دارید از این جملاتی که فرمودید
    بسیار خوشحلم از زیارتتان
    ارسال پاسخ
    مرتضی سلیمی
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۱:۲۲
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۳
    سللام دوست من
    ممنون از لطفتان
    ارسال پاسخ
    عمادالدین صفائی(صاد)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۱:۵۰
    ترک ها
    حکایت دارد از بلوغ ریشه ها.
    پس
    گل را بخشکان.
    و یا
    بزرگتر بگیر
    حجم گلدان مغز ها را.

    سلام...
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۴
    سلام دوستم
    خودم هم این بند را خیلی دوست داشتم
    ممنون بابت تشریف فرماییتان
    و بسیار خوشحلم از اینکه به بنده سر میزنید
    ارسال پاسخ
    سینا دژآگه
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۲:۳۷
    گشنه بودی اگر.
    بدان
    که اجاق کور مطبخ خانه مان
    رمضان را
    بهانه میگیرد
    در خاموشی هر روزش.

    سلام و عرض ادب جناب شفیعی بزرگوار
    حقیقتا زیبا بود...ژرفای اندیشه تان را می ستایم.مثل همیشه
    پاینده باشید
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۶
    دوست خوب و با استعدادم
    افرین به حضورتان و افرین به شما بابت شعر های زیبایتان
    ما بی وزنیم و گاهی هنگام نوشتن به فکر دوستان کلاسیک سرا میافتم که ایا از این اشعار بی در و دیوار بنده لذت کافی را میبرند
    ارسال پاسخ
    یدالله عوض پور آصف
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۳:۳۸
    جناب شاهرخ درودها برشما
    مانا باشید و استوار دوست خوبم
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۶
    سلام استاد عزیز
    بنده نوازی کردید
    ممنون از شما
    ارسال پاسخ
    ابوالحسن انصاری (الف رها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۳۰
    درودها برشما ارجمند
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۷
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۷
    ستاد عزیز و مهربانم
    ممنون بابت تشریف فرمایی شما
    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۷
    ارسال پاسخ
    فاطمه باقری (سایه)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۵۶
    گشنه بودی اگر.
    بدان
    که اجاق کور مطبخ خانه مان
    رمضان را
    بهانه میگیرد
    در خاموشی هر روزش
    درود ها استاد شاهرخ عزیز
    چه درد عمیقی تو این بند هست که بندبند تنم رو لرزوند.
    یه حس خیلی عجیبی دارم انگار یکی با قیف تو مغزم قهوه ی داغ ریخته و بعد رفته نشسته روبروم منتظره فالشو بگیرم. منم که تو همه فالها فلاکت میبینم دارم میبینم هفت گاو لاغر دارن میرن به سمت هفت گاو فربه و بعد هفت روز و هفت ماه و هفت سال قحطی با اعمال شاقه. اینورمان که توازنی نبود بعد از مرگ شاید آنورمان توازن به خودش دید. هر چند نگران قیف آنور هم هستم که به خاطر زبان سرخم سرب داغ در حلقم بریزند. ببخشید اینها خزعبلات ذهن همیشه آشوب منه وگرنه که شعر شما همیشه عالیست و من با افتخار قلمتان را می خوانم
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۳۹
    سلام بر بانوی سایه ها
    ممنون بابت فرمایشاتتان و ممنون بابت اینکه هم فکری میکنید و وقت میگذارید بر اشعار ناقابل بنده
    نوشته های شما در زیر نوشته های دوستان همیشه با ر معنایی بیشتری ز خود شعر دارد...افرین بر شما
    ارسال پاسخ
    نیره ناصری نسب
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۹:۱۶
    درود استاد سپیدهای زیبا
    چه وصیتی بود آفرین
    کاش چشم ها باز می شد
    در وقت زاییدن
    حیف جز گریه نصیبش نشد
    وقت خندیدن
    خود را خاک کرد
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۴۰
    سلام
    واقعا خوب میشه اینجور وصیتی....
    وارث میماند که چکار کند....
    خیلی خوش امدید بانو ناصری
    ارسال پاسخ
    علی رفیعی(امید)
    پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۲۲:۴۹
    سلام و عرض ادب استادودوست گرامی جناب شاهرخ
    درحدبضاعت استفاده‌کردم.
    درپناه خداوندمنان موفق باشید.
    طاعات وعبادتهامقبول درگاده احدیت قرارگیرد..ان شاءالله
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۳۹
    سلام
    شکسته نفسی میکنید....هم زیبا فکر میکنید و هم زیبا مینویسید
    ارسال پاسخ
    ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۳۰
    ریشه ها را به زور جا دادم
    در گلدان باغچه ی مسجد.
    ترک ها
    حکایت دارد از بلوغ ریشه ها.
    پس
    گل را بخشکان.
    و یا
    بزرگتر بگیر
    حجم گلدان مغز ها را.
    اما
    هیچوقت نگو به خاک های این باغ
    حکم (ابد ) ریشه ها را در زندان.

    بنده خواندن شما را پیشنهاد میکنم به آن ها که رشته را پیچ میدهند،مخاطب را گیج میکنند،آخرش هم خودشان نمیفهمند چه گفته اند.
    کارتان خیلی درست است،پویا فکر میکنید.شما و جناب پارکی باعث علاقه بنده به شعر سپید شده اید،سابقا به اسم احمد شاملو آلرژی داشتم،الان ندارم.

    منقرض میشد
    لباس های کودکی دیروزم
    اگر
    لخت نبود قانون زاییدن
    از روز نخست.

    بقول خودتان ممنونم که اجازه می دهید بخوانمتان.
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۳۷
    سلام
    خب خدا را شکر که بیخیال شاملو شدی
    اتفاقا یادم هست مطلبت بین اقای شفیعی و شاملو را
    ...ولی باید بگم یه زمانی دوستان سپید سرایی بودند مثل مسیحا...یا علی غلامی ..یا اقای احمدی و....که من وقتی شعر های انها را میخواندم تازه مزفهمیدم که چقدر عقب افتاده ام
    ...خیلی خوشحالم وقتی که هستی
    ارسال پاسخ
    مهدی صادقی مود
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۳:۱۸
    سلام رفیق عزیز جناب شفیعی
    که اجاق کور مطبخ خانه مان
    رمضان را
    بهانه میگیرد
    در خاموشی هر روزش
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۹:۳۲
    سلام
    اقا کیف کردم شعر تلگرامتون را خوندم
    و ممنونم از اینکه تشریف میاورید
    ارسال پاسخ
    رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۲:۲۴
    درود بر استاد گرامی جناب شفیعی
    احسنت بسیار عالی سرودید
    سلامت و برقرار باشید در پناه خداوند
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۸:۵۵
    سلام بانوی گرامی
    بسیار ممنون از تشریف فرمایی شما
    ارسال پاسخ
    علی غلامی
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۴:۲۲
    سلام و عرض ادب
    ممنونم بابت لطف همیشه از سر مهربانی شما به بنده و این چند روزه همه اش در فکر پاسخی در شان والای شما بودم که نیافتم.
    شعرتان بسیار نزدیک به حال و هوای این روزهای من است که بگذریم و انشالله وقتی نرم بیشتری در حال و هوای ابری این روزهای من بارید خدمت شما خواهم رسید.
    عمادالدین صفائی(صاد)
    عمادالدین صفائی(صاد)
    شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۸:۳۰


    ارسال پاسخ
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۸:۵۴
    علی اقای غلامی
    سلام
    امید وارم که از شما خبر های خوب بگیرم و بلا همیشه بدور باشد از شما و خانواده عزیزتان
    بسیار خوشحال شدم از دیدنتان
    همیشه قدمتان بر چشم بنده جای دارد
    ارسال پاسخ
    امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
    جمعه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۲۱:۱۹
    سلام بر شما جناب استاد شفیعی
    لذتی وصف نشدنی بردم از سروده ی شما
    منقرض میشد
    لباس های کودکی دیروزم
    اگر
    لخت نبود قانون زاییدن
    از روز نخست.

    بیشتر از همه این بخش را دوست داشتم

    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۸:۵۳
    سلام دوست خوبم
    بله این تکه در مورد این بودکه انسان لخت افریده میشود (ضمیر پاک)
    و انچه بر تن ضمیرش میپوشانند افکار پدر و مادر است
    ....
    ممنون از حضورتان
    ارسال پاسخ
    یاسررشیدپور
    شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۵۱
    سلام و عرض ادب استاد گرامی
    بسیار عالی قلم زدید
    احسنت به شما
    سپاس فراوان نثارتان
    قلمتان همواره نویسا
    🌹🌻🌼🌷🍀🍀🌷🌸🌼🌻
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۸:۴۳
    سلام دوست خوب من
    ممنون از حضورتان
    ارسال پاسخ
    فریبا غضنفری  (آرام)
    شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۵:۴۷
    پرمحتوا
    ژرف
    تلخ
    هنرمندانه
    سپاس و صد سپاس


    درود بر شما
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    مجتبی شفیعی (شاهرخ)
    يکشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۸:۴۳
    سلام بر ارام سایت
    خیلی ممنون از شما
    ارسال پاسخ
    حسین شفیعی بيدگلی
    جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷ ۱۱:۲۶
    گیتی رسائی(رسا)
    دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۷ ۰۰:۳۲
    سلام به شما شاعرگرامی

    خواندم . بسیار برایم جالب بود

    عالی سرودید. عالی
    داریوش عرفانی(محزون)
    سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۳۷
    دست مریزاد استاد
     موسی عباسی مقدم
    سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۴۶
    سلام شفیعی عزیز زیبا وعالی بودند بزرگوار
    گیتی رسائی(رسا)
    جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۹۷ ۲۱:۵۲
    سلام به شما شاعر گرانقدر

    بسیار عالی

    فرشید افکاری
    دوشنبه ۱۱ تير ۱۳۹۷ ۱۵:۳۸
    درود به شاهرخ عزیز
    شعری زیبا و هنرمندانه بود موفق باشی
      مرتضی اربابی حکم ابادی (مسیح)
    چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷ ۱۵:۰۹
    گاهی به این فکر میکنم که اگه به این نوشته ها میگن شعر نوشته و خط خطی های من میشه چی باشه؟
    لذت بردم لذت
    علی   صادقی
    چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷ ۱۸:۰۶
    درود بر استاد حرف وکلام

    عالی قلم میزنید

    حسام الدین مهرابی
    دیروز
    درود بر شما استاد عزيز و توانمند
    فقط ميتوان گفت كه زيباي زيباي زيبا سروديد
    احسنت
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی
    آموزش و نقد شعر
    نظرات
    مشاعره
    گفتگوی کارگاهی
    کاربران اشتراک دار
    ورود به کارگاهها
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.