سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 6 خرداد 1397
    14 رمضان 1439
      Sunday 27 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        يکشنبه ۶ خرداد

        وصیت

        شعری از

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        از دفتر مانامه نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۱۰ روز پیش شماره ثبت ۶۵۲۱۸
          بازدید : ۴۷۱   |    نظرات : ۶۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        آخرین اشعار ناب مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ........................................وصیت......................................................
        پسر جان!!!!!!!
        ..............
         میهمانی عبور خواهد کرد
        از  آسمان هفتم این شهر.
        یادت باشد اما
        که چنگیز فرار کرده دیروز
        از جهنم خدایانمان.
        و چه عادت دارد هنوز
        بریدن سر و جیب جماعت  سر به هوا را.
        ...............
        تقویم عرق فروش شهرمان
        صادق ترین نشان برج ها ست.
        گشنه بودی اگر.
        بدان
        که اجاق کور مطبخ خانه مان
        رمضان را
        بهانه میگیرد
        در خاموشی هر روزش.
        ...........
        منقرض میشد
         لباس های کودکی دیروزم
        اگر
        لخت نبود قانون زاییدن
        از روز نخست.
        ...............
        نزدیک است
        فصل اهدای
        سبدهای کالا.
        وچه هیز
         چشمهای مقسم محل
        عکس کارت های ملی را
        اندازه میگیرد
        در سنگینی ترازو.
        ............
        دست به دامان تبرباش.
        که  سرو باغچه مان
        لو خواهد داد
        درختی را
        که باز کرد برگ از سر
        در سپیدی اشعار خزان.
        مبادا!!
        بی حکم بهار
        حدی جاری سازی
          باکینه ی... دستهای... تبر.
        ...........
        کورند
         تیر های برق محل.
        اما همیشه باور کن
         قدرت اعجاز سپیدی عصا را.
        بی پرده... فرزند!
         شکر نخور هرگز
        در این منزل اوقافی.
        ...........
        ریشه ها را به زور جا دادم
        در گلدان باغچه ی مسجد.
        ترک ها
         حکایت دارد از بلوغ ریشه ها.
        پس
        گل را بخشکان.
        و یا
         بزرگتر بگیر
         حجم گلدان مغز ها را.
        اما
         هیچوقت نگو به خاک های این باغ
        حکم (ابد ) ریشه ها را در زندان.
        ...........
        قضایم را که خواندی
        رسید  بگیر
        از محراب (آبی).
        اینجا ..در برزخ
        مناره ها کلفتند و نامهربان.
         
        ......
        باز خواهم گشت .
        اینبار
        در لباس عنکبوتیی یک  مرد.
        رمز  حقوق کارت را حک کن
         زیر حشره کش کنار طاقچه ی اتاق مادرت.
        ...............
        من را
        در توازی دنیا ی پس از مرگ
        خواهی دید.
        روزی اگر
        راز و زمان را بخیسانی
        زیر دندان های تفکر تکرار.
        ببین... اینجایم...
        سوار بر فیلی
        که ابابیل
        هرگز به انقراضش تن نخواهند داد.
        .........
        روحم طاقت فشار کینه ی سنگی را ندارد
        که زخم از تیشه فرهادی دارد
        که شیرینش به خسرو رسید اخر.
        اگر برامد از دستت
        به خرمایی و قرانی
        باجی بده
        تا ...............................شادی روح درگذشتگان این تاریخ تکراری.
        .....................................شاهرخ.
        ۱۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        ۱۰ روز پیش
        سلام
        قالب دلسروده تان حجم سبزی ست که باید چندین بارخواند و آموخت .
        امید که خدابخواهد و ستون نقد فعال گردد و دلگویه ی ارزشمندتان را که اقیانوس فهم است فانوس تاریکخانه ی دلها مان گردد .
        زنده باشید شماوخانواده ی ارجمندتان درطول عمر باعزت
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام
        بسیار ممنون از لطف شما و اینکه هموره بنده در خدمت دوستان جهت نقد های مفید شان هستم


        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        ۱۰ روز پیش
        درودتان استادبزرگوارم

        ...واگر صداقت
        ورق زدن این تقویم است
        بگذاریم
        که دروغ
        وبازهم دروغ در شهر برقصد...بداهه
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        بسیار خوش امدید الاله سرخ سایت
        و ممنون بابت بداهه ی زیبایتان
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۱۰ روز پیش

        دروداستادبزرگوارم
        زیباواندیشمندانه
        احسنت

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام بانو عجم
        بسیار ممنون از تشریف فرمایی شما
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        ۳ روز پیش

        به به
        بسیار زیبا شعری که شمشی را از رو بسته با نگاهی قلندرانه..
        شعرتان بیشتر از تعریف ارش دارد . قلمی توانا می خواهد تا نقدی در خور ارزشهای این اثر را نمایان سازد.
        یک نفس خواندم و کسب فیض شد مگر این قسمت شعر
        پس
        گل را بخشکان.
        و یا
        بزرگتر بگیر
        حجم گلدان مغز ها را.
        اما...
        مغزها هجو است زیرا درباطن شعر معنای مغز مستتر می باشد.
        خیلی متشکرم
        برای آفرینش این شعر ارزشمند
        سلام
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        ۳ روز پیش

        یادم رفت
        بگویم
        استاد شاهرخ عزیز...
        سجادمیردادی(درویش)
        ۱۰ روز پیش
        استادعزیز آنقدر پرمعناست که چند بار باید خواندش.
        درود برشما.امیدوارم بتوانم شاگردی تان را بکنم.
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام دوست خوبم
        شما لطف دارید
        بنده در حد فرمایشات شما نیستم و اگر خدمتی از دستم بر اید با دیده منت بفرمایید
        ارسال پاسخ
        محمدرضا زارع (م فریاد)
        ۱۰ روز پیش
        درود بر شاهرخ
        احساسی لطیف
        و اندیشه ای روشن
        و صداقتی کمیاب
        و مهارتی در خور، دست به دست هم داده اند تا شعری چنین زیبا و دلنشین و پرمعنا خلق شود
        ممنون بخاطر به اشتراک گذاشتن این اثر به یادماندنی
        شاد و تندرست باشید

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام دوست خوبم
        لطف دارید از این جملاتی که فرمودید
        بسیار خوشحلم از زیارتتان
        ارسال پاسخ
        مرتضی سلیمی
        ۱۰ روز پیش
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سللام دوست من
        ممنون از لطفتان
        ارسال پاسخ
        عمادالدین صفائی(صاد)
        ۱۰ روز پیش
        ترک ها
        حکایت دارد از بلوغ ریشه ها.
        پس
        گل را بخشکان.
        و یا
        بزرگتر بگیر
        حجم گلدان مغز ها را.

        سلام...
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام دوستم
        خودم هم این بند را خیلی دوست داشتم
        ممنون بابت تشریف فرماییتان
        و بسیار خوشحلم از اینکه به بنده سر میزنید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        ۱۰ روز پیش
        گشنه بودی اگر.
        بدان
        که اجاق کور مطبخ خانه مان
        رمضان را
        بهانه میگیرد
        در خاموشی هر روزش.

        سلام و عرض ادب جناب شفیعی بزرگوار
        حقیقتا زیبا بود...ژرفای اندیشه تان را می ستایم.مثل همیشه
        پاینده باشید
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        دوست خوب و با استعدادم
        افرین به حضورتان و افرین به شما بابت شعر های زیبایتان
        ما بی وزنیم و گاهی هنگام نوشتن به فکر دوستان کلاسیک سرا میافتم که ایا از این اشعار بی در و دیوار بنده لذت کافی را میبرند
        ارسال پاسخ
        یدالله عوض پور آصف
        ۱۰ روز پیش
        جناب شاهرخ درودها برشما
        مانا باشید و استوار دوست خوبم
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام استاد عزیز
        بنده نوازی کردید
        ممنون از شما
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        ۱۰ روز پیش
        درودها برشما ارجمند
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ستاد عزیز و مهربانم
        ممنون بابت تشریف فرمایی شما
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ۱۰ روز پیش
        گشنه بودی اگر.
        بدان
        که اجاق کور مطبخ خانه مان
        رمضان را
        بهانه میگیرد
        در خاموشی هر روزش
        درود ها استاد شاهرخ عزیز
        چه درد عمیقی تو این بند هست که بندبند تنم رو لرزوند.
        یه حس خیلی عجیبی دارم انگار یکی با قیف تو مغزم قهوه ی داغ ریخته و بعد رفته نشسته روبروم منتظره فالشو بگیرم. منم که تو همه فالها فلاکت میبینم دارم میبینم هفت گاو لاغر دارن میرن به سمت هفت گاو فربه و بعد هفت روز و هفت ماه و هفت سال قحطی با اعمال شاقه. اینورمان که توازنی نبود بعد از مرگ شاید آنورمان توازن به خودش دید. هر چند نگران قیف آنور هم هستم که به خاطر زبان سرخم سرب داغ در حلقم بریزند. ببخشید اینها خزعبلات ذهن همیشه آشوب منه وگرنه که شعر شما همیشه عالیست و من با افتخار قلمتان را می خوانم
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام بر بانوی سایه ها
        ممنون بابت فرمایشاتتان و ممنون بابت اینکه هم فکری میکنید و وقت میگذارید بر اشعار ناقابل بنده
        نوشته های شما در زیر نوشته های دوستان همیشه با ر معنایی بیشتری ز خود شعر دارد...افرین بر شما
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        ۹ روز پیش
        درود استاد سپیدهای زیبا
        چه وصیتی بود آفرین
        کاش چشم ها باز می شد
        در وقت زاییدن
        حیف جز گریه نصیبش نشد
        وقت خندیدن
        خود را خاک کرد
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام
        واقعا خوب میشه اینجور وصیتی....
        وارث میماند که چکار کند....
        خیلی خوش امدید بانو ناصری
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی(امید)
        ۹ روز پیش
        سلام و عرض ادب استادودوست گرامی جناب شاهرخ
        درحدبضاعت استفاده‌کردم.
        درپناه خداوندمنان موفق باشید.
        طاعات وعبادتهامقبول درگاده احدیت قرارگیرد..ان شاءالله
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام
        شکسته نفسی میکنید....هم زیبا فکر میکنید و هم زیبا مینویسید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ۹ روز پیش
        ریشه ها را به زور جا دادم
        در گلدان باغچه ی مسجد.
        ترک ها
        حکایت دارد از بلوغ ریشه ها.
        پس
        گل را بخشکان.
        و یا
        بزرگتر بگیر
        حجم گلدان مغز ها را.
        اما
        هیچوقت نگو به خاک های این باغ
        حکم (ابد ) ریشه ها را در زندان.

        بنده خواندن شما را پیشنهاد میکنم به آن ها که رشته را پیچ میدهند،مخاطب را گیج میکنند،آخرش هم خودشان نمیفهمند چه گفته اند.
        کارتان خیلی درست است،پویا فکر میکنید.شما و جناب پارکی باعث علاقه بنده به شعر سپید شده اید،سابقا به اسم احمد شاملو آلرژی داشتم،الان ندارم.

        منقرض میشد
        لباس های کودکی دیروزم
        اگر
        لخت نبود قانون زاییدن
        از روز نخست.

        بقول خودتان ممنونم که اجازه می دهید بخوانمتان.
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام
        خب خدا را شکر که بیخیال شاملو شدی
        اتفاقا یادم هست مطلبت بین اقای شفیعی و شاملو را
        ...ولی باید بگم یه زمانی دوستان سپید سرایی بودند مثل مسیحا...یا علی غلامی ..یا اقای احمدی و....که من وقتی شعر های انها را میخواندم تازه مزفهمیدم که چقدر عقب افتاده ام
        ...خیلی خوشحالم وقتی که هستی
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        ۹ روز پیش
        سلام رفیق عزیز جناب شفیعی
        که اجاق کور مطبخ خانه مان
        رمضان را
        بهانه میگیرد
        در خاموشی هر روزش
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام
        اقا کیف کردم شعر تلگرامتون را خوندم
        و ممنونم از اینکه تشریف میاورید
        ارسال پاسخ
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        ۹ روز پیش
        درود بر استاد گرامی جناب شفیعی
        احسنت بسیار عالی سرودید
        سلامت و برقرار باشید در پناه خداوند
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام بانوی گرامی
        بسیار ممنون از تشریف فرمایی شما
        ارسال پاسخ
        علی غلامی
        ۹ روز پیش
        سلام و عرض ادب
        ممنونم بابت لطف همیشه از سر مهربانی شما به بنده و این چند روزه همه اش در فکر پاسخی در شان والای شما بودم که نیافتم.
        شعرتان بسیار نزدیک به حال و هوای این روزهای من است که بگذریم و انشالله وقتی نرم بیشتری در حال و هوای ابری این روزهای من بارید خدمت شما خواهم رسید.
        عمادالدین صفائی(صاد)


        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        علی اقای غلامی
        سلام
        امید وارم که از شما خبر های خوب بگیرم و بلا همیشه بدور باشد از شما و خانواده عزیزتان
        بسیار خوشحال شدم از دیدنتان
        همیشه قدمتان بر چشم بنده جای دارد
        ارسال پاسخ
        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
        ۸ روز پیش
        سلام بر شما جناب استاد شفیعی
        لذتی وصف نشدنی بردم از سروده ی شما
        منقرض میشد
        لباس های کودکی دیروزم
        اگر
        لخت نبود قانون زاییدن
        از روز نخست.

        بیشتر از همه این بخش را دوست داشتم

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام دوست خوبم
        بله این تکه در مورد این بودکه انسان لخت افریده میشود (ضمیر پاک)
        و انچه بر تن ضمیرش میپوشانند افکار پدر و مادر است
        ....
        ممنون از حضورتان
        ارسال پاسخ
        یاسررشیدپور
        ۸ روز پیش
        سلام و عرض ادب استاد گرامی
        بسیار عالی قلم زدید
        احسنت به شما
        سپاس فراوان نثارتان
        قلمتان همواره نویسا
        🌹🌻🌼🌷🍀🍀🌷🌸🌼🌻
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام دوست خوب من
        ممنون از حضورتان
        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        ۸ روز پیش
        پرمحتوا
        ژرف
        تلخ
        هنرمندانه
        سپاس و صد سپاس


        درود بر شما
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سلام بر ارام سایت
        خیلی ممنون از شما
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.