سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 6 خرداد 1397
    14 رمضان 1439
      Sunday 27 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        يکشنبه ۶ خرداد

        عشق یعنی

        شعری از

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        از دفتر پاره پاره های تنهایی نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۱۱ روز پیش شماره ثبت ۶۵۲۰۴
          بازدید : ۱۹۶۰   |    نظرات : ۱۹۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        مثل سگ های هار می ماند،چشم هایش به استخوان کسی
        عشق این کیمای دور از دست،آفتی بود در جهان کسی
         
        عشق یعنی سکوت را خوردن،یا شبی از قطار جا ماندن
        عشق یعنی که بشنوی حرفِ....[دوستت دارم] از زبان کسی
         
        زخمی از عشق های بی حاصل،جفت گیری به شیوه ی سگ ها*
        ابتدا انتها سگی ولگرد،سر در آورده از رمان کسی
         
        شکل هایی عجیب اصلا هیچ،خط خطی های گنگ و نامفهوم
        فکر در فال قهوه داریُ و زل زدی توی استکان کسی
         
        عشق یعنی که آیه می خوانی،با دعا با سلام با فریاد!
        در تکاپوی آیه خواندن هات فکر یک بوسه بر لبان کسی
         
        حرف داری برای خودکارت،حرف دارد برای تو خودکار
        تا تهش را دروغ میگویی وَ قسم میخوری به جان کسی
         
        بُگْذر اندیشه هام مسمومند،مثل باران: _اسیدی و تندم_
        ابر عصیانگری که من باشم،گیر کردم در آسمان کسی
         
        میوه(سیب) های درخت را خوردند،نصفه نیمه رهایشان کردند
        بگذر از من عزیزِ من بگذر،من نمی خواهم از دهان کسی
         
        گفته بودی که فال را بلدی،رفته ای فال را بهم زده ای
        من همان خط خطی گنگم که گیر کردم در استکان کسی
         
        ا.تنها
        اردبیهشت 97/
        * سگ ولگرد،از چندین جهت قابل بررسی است،از "با حیوانات مهربان تر باشیم" تا "هوس هبوط می آورد"؛من فکر میکنم تمام بدبختی های" پات "از همان  جفت گیری ناهنگام شروع شد که صاحبش را گم کرد و الخ!(احتمالا خیلی های دیگر هم همین فکر را میکنند)
        این را عرض کردم برای عزیزانی که سگ ولگرد را نخوانده اند.
        اراتمند عزیزان
        ابوالفضل.رمضانی/
         
        ۱۶
        اشتراک گذاری این شعر
        ۵۱ شاعر این شعر را خوانده اند

        آرزو نامداری (عتیق)

        ،

        علی صادقی

        ،

        عمادالدین صفائی(صاد)

        ،

        سینا دژآگه

        ،

        بابک فاضل

        ،

        حمید رفیعی راد (کوروش)

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        علیرضا آرین مهر

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        نیره ناصری نسب

        ،

        فریبا غضنفری (آرام)

        ،

        علی رفیعی(امید)

        ،

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        مونس ارجمندی

        ،

        علی جعفری

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        نادر مسلمی ( ن م قطره )

        ،

        جواد کریمی

        ،

        محمدرضا زارع (م فریاد)

        ،

        منیژه قشقایی

        ،

        ایپک

        ،

        سجادمیردادی(درویش)

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        مرتضی سلیمی

        ،

        محمد خسروی فرد

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        حمیدنوری(احمد)

        ،

        عیسی نصراللهی

        ،

        نجمه طوسی (تینا)

        ،

        یدالله عوض پور آصف

        ،

        فاطمه باقری (سایه)

        ،

        زهرا منصوری

        ،

        مهدی صادقی مود

        ،

        هنری داودیان

        ،

        یاسررشیدپور

        ،

        سمانه باقرزاده

        ،

        علی اسماعیلی

        ،

        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        سهیل بهنود

        ،

        حمیدرضا محمودی (ناجی)

        ،

        جمشید همایون

        ،

        صحبت پارکی ( صُبی )

        ،

        مجید مقصودی

        ،

        طاهره حسین زاده (کوهواره)

        ،

        معصومه خرم بخش

        ،

        فرشید افکاری

        ،

        اردشیر بزرگ نیا

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        ۵ روز پیش
        سلام و عرض ادب

        رمضان بر شما مبارک طاعاتتان قبولِ حق

        شعر ِ زیبا و ارزشمندتان گرایش به شیوه ی مکتبِ ناتورال است نه پُست مدرن . هر مکتبی ویژگیِ بارزتری برای خوددارد مثلاً پست مدرن ها پوچ گراهستند و خداراانکار می کنند . لطفا در بکارگیری ِ عنوان ِ شیوه ها بیشتر دقت کنیم . صادق چوبک نماینده ی آثار ناتورالیسم است .


        سرافراز بمانید و شاد .
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام و عرض ادبی متقابل خدمت شما بررگوار.
        ناتورالیسم(نچرالیسم_نشرالیسم) مکتبی است برظمده از دل رئالیسم.
        شاید یک رئالیسم غلیظ باشد که روزمره گرایی،واقع گرایی های سفت و سخت را دربر میگیرد.
        برداشت مخاطبان متفاوت است و بنده خوشحالم که این اثر به چندین زاویه مورد محبت قرار گرفته است،از نقد ایدئولوژیکی گرفته تا نقد فنی و لغوی و هرمونتیک و مکتب شناسی و بسیار تشکر میکنم.
        البته عرایض شما در باب اینکه پست مدرنیسم ها خدا را انکار میکنند و از این صحبت ها،بنده جایی چنین چیزی را ندیده ام.آن که به پوچ کرایی مینگرد،نهلیسم است و گرنه اگر توجه فرمایید پست مدرنیسم پس از مدرنیسم افراطی که از دل اکسوامپریلیسم(تقابل با امپریال) بیرون آمده بود،آمد.
        در واقع آنچه شما میفرمایید،نگاه به مکاتب فلسفی است،که هرچند نزدیک به هنر است اما در هنر نمود متفاوت پیدا میکند.(و ما در هنر توجه نداریم که چه کسی خدا را قبول دارد،چه کسی ندارد.نگاه ما صرفا فنی است)
        پست مدرنیسم نقطه ی عطفیست بر تاریخ هنر و دیری نمیپاید که همه متوجه میشوند که امثال سید مهدی موسوی هرچند در بی مهربی مطلق چه خدمتی به ادبیات شعر کلاسیک ما کرده اند.
        آوانگارد ها مانند گوهر های پنهان در صدفند،در پایان عرایضم عرض کنم باتوجه به مطالعات و پژوهش ها در شعر کلاسیک قرون گذشته میتوان حافظ را هم یک آوانگارد دانست.
        یعنی یک نوع مدرن گرایی در قرن هشت!
        و اعجاب انگیز است..
        سپاس از وقتی که گذاشتید.
        زبان الکن بنده را هم باز کرد فرمایشات شما.
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۰ روز پیش
        درود بزرگوار
        غزلی ناب و زیباست
        موثر و پر معنی
        دستمریزاد
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب استکی
        خیلی ممنونم.به مهر خواندید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        استاد استکی عزیز
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        ۱۰ روز پیش
        عشق یعنی که بشنوی حرفِ....[دوستت دارم] از زبان کسی

        بسیارهم عالی

        خوش ذوقید همیشه
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام
        خیلی ممنونم بانوی عزیز
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        استاد آلاله سرخ
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۹ روز پیش

        سلام ابوالفضل عزیز
        شعربسیارزیبایی بودمثل همیشه
        ازتوضیحات ومطالب خوب دوستان هم استفاده کردم



        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بربانوی واژه ها
        خیلی ممنونم از حضورتان.
        عزیزان لطف فرئودند واقعا به بنده،سپاس گزارشان هستم.
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        استاد مهر و شعر و ادب
        جمیله بانوی عزیز
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        ۶ روز پیش
        استاد ابوالفضل رمضانی
        شاعری پراز اندیشه های ارزشی...
        تصرف در روایت ، در زبان ،در تصاویر کار شاعر است . به جهت رفت و برگشت ، و تداخل مشاهده و بازنمایی ، در برجسته یا کم رنگ کردن ، دربرهم ریختن تداول ها و .... وهرچه این تصرف هنری تر ، جذاب تر ، و درگیر کننده تر باشد شعر نافذ تر و با وجود خواننده یکی شونده تر است و راهی باز می کند که می تواند متل رودی آرام در نهاد وی برود و ادامه یابد.
        توجه کنید که هیچ دو واژه ای در زبان بطور کامل هم معنی نیستند. حتی اگر شما ”پوشیدن“ و ”تن کردن“ را مترادف بدانید نیز این دو هرگز کاملا هم معنی نیستند!
        به نظر این کمترین شاعر در رساندن پیام و البته بکار گیری ملزومات شعر به جهت نشانه شناسی و زیبا شناسی و... درآفرینش این اثر موفق بوده و اثری در خور تامل و تفسیر را خلق نموده است.
        عزیزان منتقد هم به خوبی اززوایای مختلف به این شعرپرداخته اند که جای سپاس بسیار از تک تک این عزیزان را دارد.
        آنچه برای من کمی عجیب است و اصولا از شاعری آگاه و داننده مثل جناب رمضانی بعید و دور از انتظار است .پرداختن مولف متن به اثر خود است. یقینا وظیفه ی مولف با عمومیت دادن به اثر خاتمه می یابد .
        می ماند مخاطبین و متن...
        امبرتو اکو یکی از نظریه پردازان نشانه شناسی و هرمنوتیک است . درمقاله ی تاویل افراطی می گوید:
        من میگویم :میان نیت مولف٬ که پیدا کردنش واقعا کاردشواری است و بیشتر اوقات هیچ ارتباطی با تاویل متن ندارد و نیت خواننده ٬ که به گفته ی (ریچارد رورتی) شکل متن را به طور کلی به هم می ریزد با هدف اینکه متن را با نیت و خواست خود هماهنگ کند. امکان سومی هم می شود. در نظر گرفت وآن " نیت متن" است.
        این موضع اکو نشانه شناسانه و ساختارگرایانه است. و به این معنی است که ما متن را از راه چگونگی ارتباط مدلول هایش با یکدیگر بررسی کنیم، و ساختار نهایی که همان معنا را در پی دارد مشخص کنیم. این آن چیزی است که اکو بعد از سطور مذکور در مقاله اش به آن اشاره می کند.
        در رویکرد اکو مفهوم " نیت متن " در نهایت مانند نظامی معنایی متشکل از نشانه ها تعریف شده است. این در حالی است که مفهوم قصدیت( نیت مندی) که ریشه در پدیدارشناسی هوسرل دارد، اشاره دارد به نظام معنایی در روند آگاهی استعلایی، وارتباطی عمیق با مفهوم " تجربه" دارد، که مفهومی ست گسترده در حوزه ی علوم انسانی ، پدیدارشناسی و فلسفه های استعلایی دیگر...
        اما این نظریه ی اکو برای من باب مسئله ای تازه را گشود. این مسئله هم می تواند محل بحث و تبادل نظر باشد. در پس مفهوم "نیت مولف" و "نیت خواننده" دو مفهوم اساسا از یکدیگر متمایز و خاص "تجربه ی مولف" و " تجربه ی خواننده " وجود دارد. پرسشی که در این جا سعی دارم به آن پاسخ دهم این است که: آیا می شود با نگرشی پدیدارشناسانه مفهوم تجربه ی متن را توضیح داد؟
        شاید نگرشی هیدگری برای پاسخ به این پرسش شروعی رضایت بخش باشد.
        هایدگر پس از تحلیل خودش درباره ی " جهان" و آنگونه " در - جهان - بودن" هایی که" دازاین"* از خود به نمایش می گذارد به مفهوم "بودن - در" که سومین و آخرین عنصر از ساختار کلی "بودن - در - جهان" است روی می آورد. هیدگر می گوید آن هنگام که ما به روابطمان در جهان، به سان روابطی میان عین و ذهن می نگریم،" دازاین " دقیقا مانند هستی ای درآن "میان" است. این بدین معناست که "دازاین" به دام هیچ ذهن یا کالبدی نمی افتد. دازاین تلاش می کند بسازد و در واقع همین کنش ساختن، "شدن" است. آن معیاری هم که گوهر این هستن را با آن می سنجیم زبان است، آن هم به شرطی که گوهر زبان را مورد توجه قرار دهیم. گوهر زبان نه آن جنبه ی ابزاری و تثبیت شده ی زبان بلکه جنبه ی پویا و خود زای زبان است، که همزمان با تاریخ "دازاین" تاریخ زبان هم روندی پیش بینی نشده و پیش رونده را طی می کند. آن زبانی که مد نظر هایدگر است زبان متن، ادبیات به طور کلی و نهایتا شعر به طور خاص است.
        يکي از مهم ترين موضوعات در هرمنوتيک مدرن، گشودگي اثر و قابليت تفسيرپذيري آن است. امبرتو اکو در تحليل زيبايي شناختي آثار ادبي، بر وجود رمزگان و تفسيرپذيري آنها تاکيد مي کند. وي ضمن نقد «نيت مولف» در نظريه بيانگري هنر، قائل به ديالکتيک ميان «نيت متن» و «نيت خواننده» است. از نظر او هرچند متن، ذاتا خوانش هاي چندگانه و نتايج متفاوتي را اقتضا مي کند، اما در عين حال هر نوع خوانشي را هم ميسر نمي سازد، زيرا خوانش صحيح متن فقط در صورتي تحقق مي يابد که «خواننده نمونه» آن را در چارچوب هاي تحميلي خود متن مطالعه کند. از اين رو، «استراتژي متن» حدود تفسير را تعيين مي کند و خواننده نمي تواند بر اساس انتظارات خود از آن تفسير بي حد و حصر کند. او با کشف مناسبات درون متني و توجه به عناصر فرامتني دست به خوانش متن مي زند و با قرائت خود، کاري را که «مولف نمونه» آغاز نموده، تکميل مي نمايد. از اين منظر، متن ديگر يک پديده فيزيکي نيست، بلکه عبارت از چيزي است که در فرايند خوانش و چرخه تفسيري تحقق مي يابد.
        ......
        " دازاین"* :دازاین (به آلمانی: Dazain) (تلفظ آلمانی: da :zain)آنجا بودن - آنجا هستی
        دازاین : دازاین یک مفهوم اساسی در فلسفه اگزیستانسیالیسم مارتین هایدگر به خصوص در کتاب معروف وی، هستی و زمان می‌باشد .
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر استاد عزیزم،جناب صحبت پارکی نازنین.
        به خود میبالم که در طول عمر ادبی اندکم،در محضر استادانی بزرگواری تلمذ کرده ام که هر جمله شان گویا ی دانششان است،مثل بحری که به کوزه بریزند.
        و خرسندم که توان آموختن دارم از قلم زرنگارتان.
        خیلی از لطف شما سپاس گزارم.
        استاد گرامی؛
        نقد آن گاه رسمیت دارد که منتقد با تسلط بر دایره ی فنی،کاربردی،وجوه متعددی من جمله روانشناسی،فلسفی،اجتماعی،هنری و.. به دور از تعصب و با نگاهی صرفا هنری به متن بپردازد.
        اما وقتی صحبت از نقد ایدولوژیکی میشود،شاید نشود به متن نپرداخت.
        این که فرد نویسنده،چه چیزی را به چه چبز دیگر تشبیه میکند،نشانه ی مشی فکری وی است و نقد این چنینی همان نقد ایدوژیکی است که مخاطب اجازه ی چنین کاری را ندارد.
        منتقد نمیتواند بگوید من با نظر مولف مخالفم.
        نوشتن دنباله ی فکر است،هر کس هر آنچه فکر مبکند را به رشته ی تحریر میکشد،درست یا غلط فرقی ندارد،افراد که نمیتوانند به اصلاح تفکر بپردازند.
        مثلا در همین خط خطی ها،عزیزان فرموده اند که جایگاه عشق را زیر سوال برده اید.
        اولا بنده چنین کاری نکرده ام.
        ثانیا اصلا کرده باشم هم معلول تفکر بنده است.
        متاسفانه چیزی که در انجمن های متعدد ادبی به چشم میخورد،عزیزان پس از خواندن یک اثر راهکار چگونه زیستن به مولف ارائه میکنند!
        شما خودتان مسلمن دیده اید افرادی که ختم خوانی قرآن و دعا خوانی در انجمن ادبی راه می اندازند،به سرعت در برابر مفاهیم مخالف نظر خود جبهه گیری میکنند،مثلا شعر فضای مایوس کننده دارد،زیرش مینویسند((لا تقنطوا من رحمته الله))!
        مخلص کلام کلاس شخصیت سازی دایر میکنند.
        خدارا شکر عزیزانی که در این صفحه دست به قلم بردند،از نقد ایدولوژیکی تا حد ممکن دوری کردند،اما باز هم وجود داشت.
        در مورد بیانات شما من باب مرگ مولف،من شدیدا موافقم.اصلا مولف حق ندارد فضا فکری خود را برای مخاطب تفسیر کند.
        این باعث مرگ هنر است،اگر قرار است این کمترین بیاید بیت بیت برای عزیزان معنی کند،که همان یک متن ساده بنویسیم با تیتر((آنچه من فکر میکنم)) کافی لست و نیاز به عروض و تقطیع کردن ندارد.
        این ها که عرض میکنم را مسلمن شما از بنده بهتر میدانید،که استادی را کامل کرده اید.
        در مورد ادامه بیانات ارزشمندتان،من باب نقد هرمونتیک و و قابلیت های تفسیر پذیری و... بسیار برای این حقیر آموزنده بود.جدیدا نقد هرمونتیک از دیدگاه دکتر شمیسا را در دست دارم.
        این مقاله هم کمک بسیار بزرگی برای بنده بود.
        از لطف و مهربانی شما بسیار سپاس گزارم.
        سلامت باشید تا همیشه.
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        ابوالفضل رمضانی عزیز
        با سپاس از بینش و در بالای شما در راستای نقد نو...
        من نیز معتقدم مخاطب حق ندارند چگونه سرودن و چگونه اندیشیدن را به مولف دیکته نماید آنچه مولف می نویسد گاه چنان خودکار است که در لحظاتی بعد اگر اثر به نحوی از انحامحو شود توانایی باز یابی آ ن را نداشته باشد .
        آنچه از عشق اشارت به سگ شد به نظر این کمترین اوج هنرمندی سراینده است که مخاطب را راه در این نحله نیست مگر نقد و ارائه ی نظر بدون تحمیل خط مشی به مولف ...راستی مولانا ٬ حافظ و سعدی را...از چه گوری بیابیم برای تحمیل نظر !
        متشکرم
        سلام
        عليرضا حكيم
        ۱۰ روز پیش
        درودی دوباره بر شما جناب رمضانی عزیز
        دیگر بار ازخوانش شعرتان لذت بردم؛ اما گرامی چون می خواهید شعرتان بررسی و نقد شود نکاتی عرض میکنم، امیدوارم ببخشایید
        ولی برایم روشن نیست، چرا عشق را به سگی هار تشبیه کردی و شیوه ی جفتگیری سگها ، که در مقایسه با عشق تعابیر نامناسب است بیماری هاری در انسان و حیوانات خوشایند نیست عشق یک مرتبه ی والاست و بحث جفتگیری هم نیست چیزی فراتر و خوشایند است؛دراینجا که عرض کردم به نظرم موفق عمل نکرده اید اما در بعضی جاها مانند:(عشق یعنی بشنوی حرف دوستت دارم از زبان کسی) و باز استفاده نادرست از کارکرد فعل است ، سکوت کردن داریم اما سکوت خوردن ندیده ام و جای تامل است هر تغییر در ساختار معنایی و هنجارشکنی ها باید به زیبایی شعر بینجامد اما باز هم می گویم شعر زیبایی بود
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام جناب حکیم گرامی.
        از ایتکه وقت میگذارید برای این کمترین به شدت مسرورم.
        بنده شدیدا به مرگ مولف معتقدم و توضیح دادن اثر را نشانه ی ضعف میدانم.
        ولی آنچه شما گفتید،منظور بیانی بنده است.
        بیت سوم تلمیح به سگ ولگرد هدایت دارد،آن را اگر خوانده باشید.متوجه میشوید که بنده هم هم نظر با شما هستم.
        اما سگ هار،یک ویژگی دارد،بگیرد ول نمیکند،عشق هم همچنان است و آفت است بر جان عاشق.
        سکوت را خوردن هم اصطلاح است،در واقع دستکاری کرده ام در زبان.
        حرف را خوردن میشود حرف نزدن.
        سکوت را خوردن برعکس.

        البته این توضیحات من بر گارد گرفتن نشود،نطر شما برای بنده قابل احترام است.قطعا.
        بااحترام فراوان.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        ۹ روز پیش
        سلام گرامی
        اگر طبق قاعده مرگ مالف عمل می کردید حرفی نداشتم سالها پیش داستان سگ ولگرد را خوندم اون داستان ببان عشقهای سطحیست و بحث ما در تعاریف عشق است و اینکه عشق باید رضایت دو طرف باشه مگر سگ هار می تونه عاشق باشه؟ سگ هار فقط حمله می کنه و قصد آسیب رسوندن داره و همچنین است از قطار جا موندن. که باز وجه شبه نداره .عشق از چه نظر به کسی که از قطار جا مونده باشه شباهت داره؟ اما در تعریف بعدی که عرض کردم زیبا جا افتاده. این نظر من بود اگر به طرز دیگه بیان بشه بهتره
        باز هم عذر خواهم جسارتم را ببخشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        منظور شما را متوجه شدم.
        عاشق به سگ هار تشبیه نشده،عشق اول به سگ هار سپس به کیمیا تشبیه شده.
        این خط خطی ها مبوط به پست مدرنیسم هستند؛پست مدرنیسم:
        شعری که در آن شاعر با استفاده از تناقض به فرم و محتوای اثر بپردازد، به شکلی که موقعیت مولف (شاعر) و قضاوت او در کار معلوم نباشد، شعر یا غزل پست مدرن گفته می‌شود. شاعر بعضا در این سبک با مطرح کردن مسائل پوچ و ابزورد، افراط و تفریط عمدی در استفاده از تکنیک‌ها، نقیضه نویسی و شبه شکایت نویسی مفهوم خود را بیان می‌کند و با بت شکنی احکام کلی که همیشه درست فرض شده‌اند و همیشه بر چیزی برتری داشته‌اند نظر خواننده را بر خود جلب می‌کنند. شاعر سعی می‌کند از پیچیده و غامض نویسی مگر در موارد محدود و لازم بپرهیزد و اصل مطلب را به خواننده منتقل نکند.
        برخی ویژگی های مهم آن:



        نقص و ناتمام ماندن تعمدی محتوا و فرم
        زبان محوری و توجه ویژه به روابط درون زبانی و ارجاع ناپذیر کردن شعر به اجزا و عناصر بیرونی، به گونه‌ای که شعر موضوعش صرفاً زبان باشد و به قول براهنی: «زبانیت خود را به رخ بکشد».
        بهره‌گیری بسیار از شگرد‌های زبانی و اهمیت اساسی برای بازی‌های زبانی و نوشتاری و در کل ظهور نوعی شگرد محوری قائل شدن.
        کوشش برای ایجاد چند صدایی (پلی فونیک) و چند لحنی، چه از نظر وزنی و موسیقیایی چه از لحاظ صدایی که شاعر در متن شعر، به عبارتی شعر شاعر را پشت سرنهاده و صدای یکنواخت شاعر روایت‌گر احساسات بریده می‌شود؛ نوعی ایجاد بحران در تک گویی.
        هنجار گریزی‌های نحوی و کثرت یافتن تصرفات نحوی و دستوری در زبان شعر یا به قول براهنی «رهایی تدریجی از استبداد نحوی زبان و حرکت به سوی آفریدن همه ارکان زبان در یک شعر».
        تمرکز زدایی از شعر و رواج پریشان گویی وگسیخته نویسی.
        عدم استفاده از عناصر زیبایی که شناسانه تجربه شده‌اند؛ مثل تصویر، مضمون پردازی، احساسات گرایی و همچنین به کار نبردن اوزانی که خارج از شعرند مانند: وزن عروضی و وزن نیمایی.
        آزادی عمل در بهره گیری از واژگان و اصطلاحات زبان و شکستن زبان فاخر و اقتدار ادبیات در زبان شعر که منجر به شکستن یک دست ِچینش واژگان در شعر می‌شود..

        عذرچرا جناب حکیم بزرگوار،بنده از شما ممنونم بابت وقتی که صرف میکنید.
        زنده باشید

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        شما خیلی راحت میتوانستید بی توجه عبور کنید،ولی این مهر شما را به این کمترین میرساند که توجه و زمان صرف میکنید.
        بنده از نقد و بررسی به شدت استقبال میکنم،که باعث آموختن بنده است از شما بزرگواران.
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        ۹ روز پیش
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        جناب حکیم
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        ۹ روز پیش
        سلام و عرض ادبی دوباره
        بنا بر رسم معهود،
        غزلی نه بیتی-با ساختاری جذاب که در عین استقلال معنایی هر بیت- انسجام کلی عالی ای دارد.
        ابیات اول و دوم زمینه سازی هایی هستند برای بیان یک اتفاق-انگار شاعر قصد غافلگیری مخاطب را دارد.این فضاسازی های آگاهانه برای نیل به مقصود-در کنار ردیف بدیع\\\"کسی\\\" تقویت می شوند و مخاطب تا پایان اثر ضمن درگیر شدن با پیچ و خم شعر،در تکاپوی ذهنیست که این معنای غریب را بیابد.
        مطلع غزل جنجالی شروع می شود و انتخاب واژگان مصرع اول نهیبی ست به دنیای خواننده.همه ی انسان ها قسمتی از دنیای واقعی را در ذهنشان جدا می کنند که در حقیقت کاملا منحصر به آنهاست و کسی هم نمی تواند به آن وارد شود.خیلی از قوانینش با بیرون فرق دارد و برای همین،شاید وقایع آن،برای خودمان هم قابل تفسیر نباشد.لذتبخش بودن خلق هنری مربوط به همین دنیای ذهنی ماست،چرا که هنرمند جهان خودش را روی اثر باز آفرینی می کند،و درون متلاطمش آرام می گیرد.
        \\\"عشق کیمیای دور از دستی\\\"است که همه به نوعی دنبال آن هستند.البته بستگی دارد آن را در چه چیزی می بینند.همین حرکت به سوی هدف،یا به بیانی بهتر صرف سرگرمی با مسیر است، که به زندگی معنا می بخشد و گرنه زنده ماندن یک مرگ تدریجی خواهد شد.
        گزینش واژه ی کیمیا هوشمندانه است.دانشمندان قدیم در علم کیمیا تبدیلات فلزات و کانی ها را بررسی می کردند که والاترین هدفشان هم راهی برای به دست آوردن طلا از مس بود،که به لطف علم جدید می دانیم چنین امری امکان پذیرنیست...در اینجا کیمیای ناممکن عشق،آفتی شده است در جهان کسی(که خود راویست)در حقیقت کیمیای عشق نمادی از نرسیدن های زندگی ماست که از قضا معنا بخش آن هم هستند!
        در ادامه تفاسیری از عشق را داریم که به نظرم سکوت را خوردن بسیار عالی بود.
        (البته در مصرع دوم بیت 2زیباتر بود اگر رای مفعولی فعل شنیدن حذف نمی شد.که البته بادرست خواندن آن،نارسایی معنایی احساس نمی شود.)

        اوج شعر بیت سوم است.همان طور که عرض کردم هدف محوری،دنیای درونی راوی و هم چنین دید کاملا اگزیستانسیال ابیات پیشین،مقدمه ایست برای این قسمت...سگ ولگرد!
        از بهترین داستان های صادق هدایت،نابغه ی ادبی معاصر.سرگذشت سگی از نژاد اسکاتلندی به نام \\\"پات\\\"که در ناز و نعمت پیش خانواده صاحبش زندگی می کند.اما وقتی به دنبال هوسی بی حاصل(در لباس عشق)می افتد روی سکه بر می گردد(یک لحظه سرمستی در ازای عمری سرگردانی) و با گم کردن صاحب می شود سگی ولگرد در خیابان های ورامین...هدایت در این داستان خاطرات گذشته ی پات را در جریان بیان حسرت های او طرح می کند.همبازی بچگی پات برادرش بود با گوش های بل بلی اش.بزرگتر که شد پسر صاحبش و سومین هم عشق بی حاصل و مایه ی تباهی(تغییر نمود های هدف یا همان عشق).
        اما هدایت به نوعی جهت هدف را هم موثر می داند و می توانیم این طور تفسیر کنیم که طی مسیر عشق هم مراتبی دارد.گاهی هوسی داریم در لباس عشق.روزی بین این همه سنگ و کتک که حواله ی پات می شود،مردی او را نوازش می کند و پات هم به خاطر تداعی گذشته اش به دنبال ماشین او آن قدر می دود که می میرد.این مرگ دقیقا حاصل عشق نا فرجام او برای بار چهارم است.این است که شاعر می گوید:ابتدا انتها سگی ولگرد،سر در آورده از رمان کسی

         خط خطی های گنگ فال قهوه،همان سرنوشت نامعلوم ماست،که سعی داریم آن را بسازیم و لااقل تکلیفش برای خودمان روشن شود.(در پی درک فال قهوه ی خود،زل زدی... یک پیشنهاد)
        بیت پنجم یکی از زیباترین تصاویر این شعراست.با دعا با سلام با فریاد.که منجر به بوسه عشق می شود!باز هم ردی از اصالت وجود را می بینیم.
         تعاملات خالق اثر با آفریده اش کاملا دو طرفه است.هنرمند اثر را خلق می کند و می تواند در پایان خودش را در آن جست و جو کند.خیلی از لایه های پنهان ناخودآگاه در آثارمان نمود عینی پیدا می کنند.این است که در بیت ششم خودکار(نماد خلق اثر)با آفریننده حرف ها دارد.
        اندیشه های شاعر مثل باران اسیدیست(چه تشبیه بدیعی)که عصیان آن گریبانگیر خودش می شود.معمولا اندیشیدن مایه ی تردید ست اما این تردید و کمی پریشانی، بسیار عمیق تر از آرامش ساحل جهل خواهد بود.
        پایان بندی اثر قابل تحسین است،چون ریشه در وقایع پیشین دارد و ساختار را کادر بندی کرده است.
        این اثر به خاطر انتخاب آگاهانه واژگان،اصالت تعابیر و ریشه دار بودن افکار سراینده،قابل تفسیر از مناظر مختلف فلسفی و روان شناختی است.
        سپاسگزارم برای خلق این زیبایی

        ا************ا
        وزن دوری است با نیم مصرع های،فعلاتن مفاعلن فعلن(رکن اول می تواند فاعلاتن هم باشد)
        در اوزان دوری(ارکان متناوب است.وزن در نیم مصرع ها تکرار می شود.) هجای پایانی نیم مصرع های اول مانند پایان مصراع همیشه بلند در نظر گرفته می شود و بنا به اختیارات می توان آن را به صورت کوتاه و یا کشیده هم بیاوریم،این کار خللی بر وزن وارد نمی کند!
        مثال:
        مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن
         صبح بر آمد ز (كوه)* چون مه نخشب ز چاه   
        ماه بر آمد به (صبح)* چون دم ماهی ز آب
        خاقانی
        *هجای کشیده در پایان نیم مصراع
        ا*************ا
        مانند همیشه بسیار لذت بردم دوست عزیزم
        پوزش می طلبم به خاطر اطاله کلام
        امیدوارم همچنان بدرخشید و در اعتلا
        دست مریزاد
        در پناه حضرت دوست/
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام و عرض ادب خدمت آقا سینای دژآگه نازنین.
        ابتدا از شما تشکر میکنم،بابت مهربانی و توجهتان به این خط خطی ها.
        نگران بودم که از عهده ی بیان مطلب بر نیامده باشم.ولی کمی نگرانیم را کشتید.
        خیلی ممونم.

        صحبت ها پیرامون بیت سوم زیاد شد،به همین جهت باید تشکر کنم بایت تحلیل منطقی و اساسی شما در مورد این بیت.
        پات سگی اسکاتلندی است که به جهت گرایشات غریزی و هوس خود صاحبش را گم میکند.
        حضرت مولانا میگوید،عشق هایی کز پی رنگی بود/عشق نبود عاقبت ننگی بود.
        اما از این صحبت ها بگذریم،که عزیزان مشبه و مشه به ها را به خوبی تمییز میدهند.
        میخواستم در مورد یک مطلب خاص توضیح دهم.
        در مورد تشبیه کردن.
        این بحث را اگر خاطرتان باشد تابستان گذشته در مورد آن اثر بنده که اشک چشم به بنزین تشبیه شده بود،با جناب صادقی بزرگوار یکبار مبسوط به سرانجام رسانده ایم،اما گاهی تکرار لازم است.
        دیدگاه ما به عناصر ادبیات باید خیلی وسیع تر از این ها باشد.که در تشبیهات به دنبال مشبه و مشبه به بگردیم.
        اصولا یک شعر معاصر خوب باید در تصویر سازی های ذهنی مخاطب قوی عمل کند.
        حتی اگر در رکن شبهی با قدرت عمل نشده باشد.
        اینطور مخاطب جذب شعر شده و خود را به جریان شعر میسپارد.
        احسان افشاری در فاطی میگوید:
        مرگ مانند یک گرامافون.
        در این لحظه در ذهن مخاطب چند اتفاق خاص رخ می دهد.
        اول تجسم کردن مرگ،دوم به خاطر آوردن شکل گرامافون و ایجاد یک رابطه ی نوستالوژیکی (هرچند نامربوط).
        این مسئله باعث رخداد چند وجهی شدن لغات میشود،مخاطب باید بداند که همیشه نمیتواند پیروز باشد،گاهی چالش های ذهنی روبروی او قرار دارند.که عملا بی پاسخ هستند.
        علیرضا آذر در عشق:
        توی بشقاب های مهمان ها،تکه های غرور خون بارت
        ریز چشمی تعارفی بزنی به لب و لوچه ی پرستارت

        این بند عملا مطلب بیانی خاصی ندارد ولی تصویر سازی به شدت قدرتمندی دارد،مخاطب در تکاپو قرار میگیرد و سعی میکند بین غرور و خون بار بودن آن ارتباط معنایی برقرار کند و وقتی از ظن شاعر یار نمبشود،خودش به ایجاد روابط میپردازد و عملا مشی فکری خود را به شعر می دمد که خود باعث درگیر شدن مخاطب با اثر و همذات پنداری،یا به بیان ارسطو در آثار ژانر های دیگر کاتاریسیس میگردد.
        در این اثر هم سعی شده این اتفاق رخداد گردد:
        عشق یعنی سکوت را هوردن یا شبی از قطار جا ماندن...

        امید که بر آمده باشم.
        خیلی متشکرم از توجه و مهربانی شما به این کمترین.
        سربلند باشید.
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        مهدی صادقی مود
        ۹ روز پیش
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        استاد دژاگه عزیز
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        ۹ روز پیش
        سلام و درود بر شما .فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر شما تهنیت باد .
        غزل زیبایی را از دفتر احساستان خواندم .
        بعد از تعریف ، چند نکته به ذهنم رسید که خواستم بگویم .
        یکی اینکه قافیه استکان دو بار در شعرتان آورده شده است و جز ردالقافیه نیست . لبان هم جمع لب ها هست . در دو جای شعرتان هم دیدم که جمع بستن عامیانه بود .
        آیه خواندن هات ...آیه خواندن هایت
        اندیشه هام ....اندیشه هایم
        که آوردن آن در غزل جایز نیست .اما الان زیاد باب شده است .
        دوست دارم توضیحات شما را بخوانم .

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام.
        خسته نباشید.
        درود متقابل،طاعات و عباداتتان قبول درگاه احدیت.
        از مهربانی و توجهتان متشکرم.
        دوبار قافیه کردن،در اصل کار اشتباهیست ولی بنده اینقدر سخت گیرانه نگاه نمیکنم،گاهی لازم است آدم دوبار یک قافیه را بیاورد،از آن جهت که اگر بخواهیم خیلی وارد شعر کلاسیک بشویم به اسارت می رویم.
        به نظر بنده هیچ واژه ای مترادف ندارد.
        لبان،متشکل از لب+ان/ اگر بیش از یکبار در شعر تکرار شود و روی قرار گیرد،ایطاست ولی اینجا ان به عنوان یک قافیه مجزا وجود دارد.
        هات،هام،پام و الخ..
        حذف ی میانجی است،که در قوانین زبانی شکست زبان نیست و به تبع محاوره هم نیست.
        چیز جدیدی هم نیست،هم حال حاضر و هم قرون گذشته وجود داشته.
        مثال های زیادی هم وجود دارد.
        در پیوست همین کامنت مبنویسم:

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        برهم شکنم شکنج گیسوت*
        تا گوش کنم کمان ابروت*
        لیلی و مجنون نظامی

        در بندگی زلف چلیپات بماندیم
        زنار هم از زلف تو بستیم دگربار
        عراقی
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        امروز تو را دسترس فردا نیست
        وندیشه ی فردات* بجز سودا نیست
        خیام

        که فردات *زان گونه سازم خورش...
        فردوسی
        ارسال پاسخ
        نجمه طوسی (تینا)
        سلام مجدد بر شما .ممنونم از پاسخ شایسته تان . حرف هایم زیره به کرمان بردن بود. ولی من خودم سعی می کنم ی میانجی را حذف نکنم . لبان را هم از این نظر گفتم که حروف الحاقی قافیه نمی شوند .اشعار بزرگان را که بگردیم مثال های فراوانی می بینیم از شکستن قوانین عروض و قافیه ( به کلاسیک سرایان بر نخورد ).
        شعر شما مرا وادار به سرایش چهار پاره ای کرد که وقتی کامل شد ان شاالله در سایت می گذارم . سپاس از توجه تان
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        خیلی به بنده لطف دارید.ممنونم.
        البته عرض کردم.
        عیب ایطا:
        زمانی که از نشانه های جمع و شناسه ها در قافیه استفاده شود.(بیشتر از یکبار)
        اینجا لبان یکی است،ان جمع یکبار به عنوان روی مجزا میتواند بیاید،اما استفاده مجدد عیب قافیه میسازد.
        مثلا قافیه درختان،لبان،کسان در یک شعر عیب فاحش ایطا است،چرا که درخت+ان/کس+ان/ لب+ان/ پس از حذف ان جمع روی مشترک ندارند.
        اما درقافیه های این اثر:
        استکان/آسمان/لبان و...// ان جدایی ناپذیر است،بجز یک مورد که آن یک مورد میتواند استفاده شود،چون ارزش وجودی دارد.
        امیدوارم مطلب را رسانده باشم.
        در مقدمه ی طولانی از شوکران شکر،اثر حسین منزوی نظریات وی درمورد تکرار قوافی جالب توجه است،ایشان این را عیب نمیداند.(حتی پا را فراتر میگذارد و میگوید تا سه بار چهار بار هم اگر لازم شد به نظر من اشکالی ندارد)
        همین طور در کتاب سیاه مشق استاد هوشنگ ابتهاج این اتفاق بارها به چشم من خورده است،از جمله آن شعر بی نظیر که به استاد محمدرضا لطفی تقدیم شده بود.(من چه گویم که غریب است دلم در وطنم)
        در کتاب های ارغنون و تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم،مهدی اخوان ثالث هم اتفاقا این مهم قابل مشاهده است.
        مثلا در آن قطعه ی طولانی /قسم به آب/
        در مقدمه کتاب تورا ای کهن بوم و بر ... هم به این مسئله اشاره شده است.
        به به چقدر خوب،منتظر چهارپاره زیبایتان خواهم بود.
        چقدر پر حرفی کردم.
        زنده باشید.
        نجمه طوسی (تینا)
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        سرکار خانم طوسی
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری (عتیق)
        ۱۱ روز پیش
        سلام استاد رمضانی گرامی
        بسیار بسیار زیبا خوشبخت باشید بزرگوار
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت شما بانو نامداری گرامی
        سلامت باشید.
        متشکرم.
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۱۰ روز پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        علی   صادقی
        ۱۱ روز پیش
        درود بر استاد رمضانی عزیز
        آقا ابوالفضل خودمان....
        عالی بود...
        خودکار توانمندی داری قدرش رابدان
        وزن ومحتوا دلنشین وارزشمند وجود نازنین خودت...


        ابر عصیانگری که من باشم،گیر کردم در آسمان کسی


        به به

        با گوشی ودر محل کارم...والا بیشتر مینوشتم براتون


        در اوج باشید
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۱۰ روز پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت استاد صادقی عزیز
        استاد برای شما استادان بزرگوار است،بنده شاگردی میکنم در محضرتان
        به مهر خواندید،ارزشمند حضور شماست.
        ممنونم از مهربانیتان
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        بابک فاضل
        ۱۱ روز پیش
        ...سیب های درخت را خوردند،نصفه نیمه رهایشان کردند
        بگذر از من عزیزِ من بگذر،من نمی خواهم از دهان کسی...
        سیب خیلی قشنگ کلمه برای این بیت است هم یادآور افسانه هبوط آدم است و هم نشاندهنده گاز زدگی هوسهای عشق نماست
        درود بر شما ابوالفضل عزیز و سلام بر شعر شما
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۱۰ روز پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام برشما جناب فاضل عزیز
        بله حق باشماست،سیب بهتر مینشیند.
        درود متقابل.
        سپاس از حضورتان
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        حمید رفیعی راد (کوروش)
        ۱۰ روز پیش
        درود تنها جان
        خیلی قشنگ بود..
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۱۰ روز پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت حمید آقای نازنین
        خیلی ممنونم.
        زیبا خواندید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        ۱۰ روز پیش
        درود بر استاد رمضانی عزیز خیلی خوب وزیباست
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۱۰ روز پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت شما استاد عباسی عزیز
        ممنونم
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        علیرضا آرین مهر
        ۱۰ روز پیش
        سلام و درود استاد رمضانی گرامی
        عالی بود
        احسنت
        سپاس
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب آرین مهر عزیز
        شاگردی میکنم در محضر شما
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۱۰ روز پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        ۱۰ روز پیش
        مثل سگ های هار می ماند،چشم هایش به استخوان کسی
        عشق این کیمای دور از دست،آفتی بود در جهان کسی

        درود بر جناب رمضانی بزرگوار
        بسیار زیبا و قابل تامل بود با پوزش این کیما رو نگرفتم فکر کنم کیمیا باشه تک تک بیت ها عالی بود
        قلمت را می ستایم و برایتان آرزوی پیروزی دارم
        یک سپاسگزاری هم برای راهنمایی ها و نقدهایت که بدون ادعا برای من و دوستان می نگاری دارم
        در پناه خدا باشید
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۱۰ روز پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام حدمت بانو ناصری نسب عزیز و بزرگوار
        ممنونم از حضور مهربانانه ی شما،سرزنده باشید.
        بله اشتباه تایپی بوده.کیمیا درست است.
        ممنونم از دقت شما.
        وظیفه است،اگر دوستان کمی مهربان تر باشند،به نظرم بهتر است.ولی نامهربانی،بی تفاوتی می آورد.
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان استاد
        نیره بانو
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        ۱۰ روز پیش
        سلام و عرض ادب خدمت آقا ابوالفضل رمضانی عزیز و بزرگوارم
        از خواندن غزل زیبا و عمیق تان مثل همیشه لذت بردم.
        تعابیر بکر و خیلی ویژگی های اصیل دیگر که خاص قلم مبتکر شماست-در این اثر هم موج می زند...ان شا الله برای هم اندیشی بیشتر خدمت می رسم.
        الان آمدم که عرض ادبی کنم و تشکر بابت خلق این زیبایی
        در اوج بمانید و بدرخشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام آقا سینای عزیز
        خیلی ممنونم.
        درخدمت شما خواهم بود.
        قربان محبتتان.
        سلامت باشید.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        ۱۰ روز پیش
        درود ها گرامی

        دستمریزاد
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سپاس از مهربانی شما
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        استاد انصاری
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        عمادالدین صفائی(صاد)
        ۱۰ روز پیش
        لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ «4» ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ «5»
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        صدق الله العلی و العظیم()
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۱۰ روز پیش
        سلام
        ابولفضل جان
        باید باز هم بخوانم
        هر کدام از ابیات زیباست و من باید روی ارتباط انها بیشتر دقیق شوم
        نظر عماد عزیز و جواب شما هم خیلی برایم جالب بود
        .....
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام جناب شفیعی نازنین
        به مهر خواندید،سعی کردم پلی فونیک را که در پست مدرن رخ میدهد،به اجرا بگذارم.
        قدمتان به روی چشم.
        متشکرم از حضورتان.

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
        ۱۰ روز پیش
        عشق یعنی که آیه می خوانی،با دعا با سلام با فریاد!
        در تکاپوی آیه خواندن هات فکر یک بوسه بر لبان کسی
        شاه بیت این غزل از نظر بنده بود
        شاید هیچ یک از ابیات به مانند این بیت حس یک عشق جنون آمیز را نشان ندهد
        بابت اتفاقات اخیر هم عذر مرا بپذیرید

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب خانلاری عزیز
        به مهر خواندید،بنده هم از این بیت بدم نمی آید.
        کمی بی پرده گویی کردیم.
        ممنونم از حضورتان
        من چیزی جز زیبایی ندیدم در اتفاقات.
        سرزنده باشید.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
        سلام مجدد دوست گرامی جناب رمضانی عزیز
        سپاس از بینش مهرآمیز شما پیرامون اتفاقات گذشته
        سلامت باشید
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        ۱۰ روز پیش
        درودها گرامی
        شعر خوبی بود
        موفق باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        عرض ارادت
        متشکرم
        سربلند باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        خودتان گلید جناب مسلمی
        یک باغ گل تقدیم به شما
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        جواد کریمی
        ۱۰ روز پیش
        سلام و ارادت جناب رمضانی عزیز
        سروده ای زیبا با وزنی دلنشین
        دستمریزاد


        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر جناب کریمی نازنین
        زیبا خواندید بزرگوار.
        متشکرم از لطف شما
        زنده باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        محمدرضا زارع (م فریاد)
        ۱۰ روز پیش
        درود بر تنها
        شعر زیبا و اندبشمندانه ایست
        تمام ابیات هوشمندانه و تفکربرانگیزه
        خوب بود در پی نوشت به نام زنده یاد صادق هدایت هم اشاره می کردید.

        در مورد خود شعر:
        جسارتاً:
        برخی از مصاریع دوم یک هجای کوتاه اضافه داره که بنظرم قابل توجیه نیست
        عشق یعنی که آیه می خوانی با دعا با سلام با فریاد
        در تکاپوی آیه خواندن ها(ت) فکر یک بوسه بر لبان کسی
        در اینجااگه به جای هجای کشیده ی (هات)، هجای بلند (ها) بیاد یعنی (ت) حذف بشه وزن درست میشه و البته این اضافه وزن در چند مصرع دیگه هم هست،
        ولی باز هم ممکنه شما توضیح قابل قبولی داشته باشید و مجالی برای آموختن بشه این شعر زیبا
        شاد و تندرست باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب فریاد بزرگوار
        خیلی از توجه شما متشکرم،و همچنین خوشحال که دوستان مارا می خوانند و وقت صرف میکنند برای این شاگرد.
        درمورد سگ ولگرد،حق باشماست اسم جناب هدایت را نیاوردم به این ظن که خیلی مشهور است و عزیزان مطلعند.

        در مورد وزن.
        وزن دوری است،با وزن نیم مصرع ها یک رکن فعلاتن که میتواند با فاعلاتن جایگزین شود،یک رکن مفاعلن و یک رکن فعلن،که بنابر وزن باید در پایان هر نیم مصرع هجای بلند بیاید،اما در وزن دوری شاعر مجاز است در پایان نیم مصرع هجای کشیده استفاده کند.
        مثال هم زیادند.یکی که حالا به خاطرم هست: سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست
        اینجا دوست در حکم پایان نیم مصرع است.
        و کشیده است.
        فالحال،بسیار خوشحال شدم از ابراز محببتان به این کمترین.
        موفق باشید.
        یک باغ گل تقدیمتان
        ارسال پاسخ
        محمدرضا زارع (م فریاد)
        با سلامی دوباره
        ممنون از توضیحاتتون. بله در وزن دوری در پایان نیم مصرع میشه از هر هجایی استفاده کرد ولی استفاده از هجاهای متفاوت در یک شعر، کیفیت کار رو پایین میاره و لذت هنری رو کم میکنه.
        البته معمولاً استفاده از اختیارات شاعری نوعی کاهش کیفیت در شعره ولی گاهی این کاهش کیفیت چشمگیرتره.

        ببخشید در هر صورت
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        خیلی متشکرم.از مهربانی شما.
        حق باشماست،باید توجه بیشتری کرد،که از زیبایی اثر کم نشود.
        خیلی ممنونم مجددا.
        شما ببخشید.
        زنده باشید
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        ایپک مجد
        ۱۰ روز پیش
        درود
        سبک شعری زیبایی دارید تبریک میگم
        قلمتان مستدام
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        درود برشما
        ممنونم از محببتان
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        سجادمیردادی(درویش)
        ۱۰ روز پیش
        استاد واقعا عالی ست.
        دست مریزاد.
        درود.
        همه چیز تمام
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        یلام برشما جناب درویش عزیز
        شاگردی میکنم در محضرتان.
        متشکرم.
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        مرتضی سلیمی
        ۱۰ روز پیش
        درودتان
        تصویر سازیتان عالیست
        برقرار باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        به مهر خواندید
        درود متقابل
        متشکرم.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        محمد خسروی فرد
        ۱۰ روز پیش
        درود
        زیباست
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام جناب خسروی فرد عزیز
        زیبا نگاه شماست.
        موفق باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        ۹ روز پیش
        سلام هنرمند عزیز،
        بیت به بیت زیبا و جذاب
        عالی بود
        درود بر شما
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام برشما
        ممنونم از مهربانیتان
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        یدالله عوض پور آصف
        ۹ روز پیش
        جناب تنها درودبرشما
        غزلی زیباست
        تمام نظرات خوانده شد
        با اکثر آنها موافقم
        توانایی شما فوق العاده است
        اما لطفا نقد عشق را بهای هرچیزی نپردازید
        عشق ، مورد احترام است دوست خوبم
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر شما جناب آصف بزرگوار
        خیلی از شما متشکرم.
        محبت دارید.
        البته بنده خواستم عرض کنم،عشق هایی کز پی رنگی بود،عشق نبود عاقبت ننگی بود.
        حال شاید موفق نبوده ام دربیان صحیح.که عذرخواهم.
        موفق باشید.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ۹ روز پیش
        درود بر ابوالفضل عزیز
        چه صفحه پرباری به به. زیبا و در خور تحسین موفق باشی
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر سایه ی عزیز
        خیلی متشکرم
        لطف دارید.
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        مهر بانو
        خانم باقری عزیز
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        زهرا منصوری
        ۹ روز پیش
        سلام
        شعر بسیار زیبا و پر از حرفی داشتید

        که حرف نداشت پیروز باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت بانو منصوری گرامی
        خرسندم میزبان نگاهتان هستم.
        خیلی متشکرم به مهر خوانید.
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        ۹ روز پیش
        درود استاد
        سروده ی بسیار زیبایی
        بود اما با نظر دوستان نیز در مورد تفسیر عشق موافقم
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        درود برشما جناب نوری عزیز
        شاگردی میکنم.
        بنده هم موافقم.
        سلامت باشید.
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی(امید)
        ۹ روز پیش
        سلام و درود حضور جناب رمضانی گرانمهر
        سروده هایتان همواره زیباست
        طاعات و عبادتهایتان مقبول درگاه احدیت...التماس دعا
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب رفیعی نازنین
        حضورتان مایه ی امنتان است.
        همچنین.
        التماس دعا.
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        ۹ روز پیش
        سلام جناب رمضانی عزیز
        بسیار زیبا و نو و متفاوت و به به
        لذت بردم
        آفرین برشما
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت استاد بزرگوار،جناب صادقی مود عزیز
        خوشحالم که مورد پسند بوده.
        متشکرم از مهرتان.
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        مونس ارجمندی
        ۸ روز پیش
        گفته بودی که فال را بلدی،رفته ای فال را بهم زده ای
        من همان خط خطی گنگم که گیر کردم در استکان کسی :30 :
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام برشما
        خبلی متشکرم از حضورتان
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        هنری داودیان
        ۸ روز پیش
        ابوالفضل جان چه عالیست تشبیه هایت حرف نداره. ولی در یکجائی عشق جا موند و کلمات ادامه دادند، دیگر صحبتی از عشق نبود
        حرف داری برای خودکارت،حرف دارد برای تو خودکار
        تا تهش را دروغ میگویی وَ قسم میخوری به جان کسی
        عالی
        چه شادم از اینکه دانش ادبی ندارم، چه راحتم از اینهمه زنجیر ( مثنوی، غزل، مسدس، وزن، عروضی ..................ووووو ) چه خوب بود شعر کلام ازادی بود وخودش اسیر نمیشد. کاش شعر تنها یک قاعده میداشت، خوش نشستن به گوش، دل و فکر. بعد از خواندن تفسیرها مطمئن نیستی که شعر خوب بود یا نه.
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام.
        صبح بخیر
        عشق سنگین است،گاهی جا می ماند.
        خیلی ممنونم از مهربانی شما.
        درمورد قالب های شعری با شما مخالفم.اگر نباشند شعر شبیه کلاف سردرگمی میشود که هر رشته اش به سمتی می رود.
        طلا کج و کوله را بیشتر دوست دارید یا شمش؟
        درمورد بعدی موافقم باشما،اصولا شعر نسبی است و با سلیقه به تحلیل پرداخته میشود.
        البته اینکه بنده میگویم مخالفم،موافقم را جدی نگیرید،به هرحال کسی از من نظر نخواسته😁😁😁
        ارسال پاسخ
        هنری داودیان
        هنری داودیان
        ۷ روز پیش
        ظاهرا" غالبها لازمند، چون هارمونی لازم است ولی اول مهم انست که چه چیزی برای گفتن داری. من معتقدم فکر نباید فدای قوانین شود و اگر گاه گداری زد بیرونو اگر هارمونی از بین نرفت قابل اغماض است. نوازنگان خبره ای را میشناسم که نت یاد نگرفته اند. ولی در نهایت فرم مهم است و شاید بتوان غالب و فرمی جدید را بوجود اورد
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        یاسررشیدپور
        ۸ روز پیش
        سلام و عرض ادب جناب رحمانی گرامی
        بسیار عالی قلم زدید
        احسنت به شما
        سپاس فراوان نثارتان
        قلمتان همواره نویسا
        🌹🌻🌼🌷🍀🍀🌷🌸🌼🌻
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام جناب رشید پور گرامی
        خیلی ممنونم از حضورشما
        سلامت باشید.
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        سمانه باقرزاده
        ۸ روز پیش
        بله ،دوباره بعد يه مدتي اومدم از سايت بازديد کنم،اينجوري به آدم پاتک ميزنيد،من لباس ضد اسيدمو ديگه دور انداخته بودم ،فک ميکردم مديريت سايت بهتون هشدار داده،ولي کماکان همون آدم اسيدي هستين بايد يه آدم با محيط بازي پيدا کنيد که هر چي زودتر خنثاتون کنه تا فاجعه به بار نيومده،


        احيانا با،سيانور زهر هلاهل،قرص برنج،...غزل رباعي چارپاره ندارين توو سايت بذارين،اينا سريعتر جواب ميدنا

        سلام آقا رمضاني
        يه جاهايي توو کتاب تحت عنوان پاورقي داشتيم که همش سوالات تستي يکي از اونا بود من به دوستان عاشق پيشه توصيه ميکنم قبل از ورود يه حيطه ي عشق و عاشقي،و حساب پس دادن،حتما به اينجا مراجعه کنن پُرِ سوالات تستيه،خوش به حال هر کي که امتحانشو داده،از سال 97سوالات تستي هم مفهومي و سخت شدن به لطف شما
        عالي بود شعرت
        بسرا و بخندان همچنان ما را ،دفه ي بعد با زهر هلاهل

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خسته نباشید.
        فکر کنم بعد همان شعر اسیدی ما،شما رفتید در محاق وگرنه قبلا پرانرژی تر بودید.
        امیدوارم حالتان خوب باشد،ترستان هم ریخته باشد!
        دکمه دکمه لباس شعرم را،باز کردند و بوسه ها چیدند
        بعد هم روی صوزت شعرم،هی اسبد سپید پاشیدند،!

        گفتم یادآوری کنم.
        /
        از مهربانی شما خیلی ممنونم،من برعکس پاورقی ها را همیشه بلد بودم،اصل مطلب را نه!
        به هرحال این نوعش را هم داریم.
        از حضورتان خرسندم.
        زنده باشید
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        ۷ روز پیش
        دوباره قسمت شد بخونم
        بسیار زیباست این شعرتون.
        حرف اضافه نداره.
        همه ابیات در خدمت موقعیت و راوی هست.
        ردیف کمک زیادی کرده به فضاسازی مطلوبِ این شعر.
        خلاف جهت شنا می کنه... که دوستان در نقد اشاره کردند.
        و و و...
        خلاصه از اون شعرای باب دندون من بود
        آفرین جناب رمضانی عزیز

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام مجدد خدمت استاد عزیز
        لطف دارید.
        قطعا به مهربانی خواندید.
        سلامت باشید.
        از لطف دوباره شما متشکرم.
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        سهیل بهنود
        ۷ روز پیش
        سلام ودرود
        جناب رمضانی
        بسیارزیبا درهرزمینه تلاش درنوآوری وبروز کردن تصاویر
        وخودزبان .درودبرشما


        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت استاد بهنود عزیز
        خیلی ممنونم.
        خوشحالم که امضای شما پای خط خطی های این کمترین هست.
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        حمیدرضا محمودی (ناجی)
        ۶ روز پیش
        درود جناب رمضانی عزیز
        از شعرتان لذت بردم
        قافیه و ردیف دلنشین و جذاب است
        سه بیت پایانی بی نظیر بود
        قلمتان مانا
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام جناب محمودی عزیز
        خیلی ممنونم از شما،مهربانید.
        سلامت و سربلند باشید.
        ارسال پاسخ
        جمشید همایون
        ۶ روز پیش
        درود بر شما دوست عزیزم
        واقعا شعری درخور قلمتان و زیبایی بود
        از خوانش آن لذت بردم . . .
        چشمه ی قلمت سرشار
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شاعر گرانمهر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت آقا جمشید نازنین
        به مهر خواندی عزیز.
        زنده باشی.
        ارسال پاسخ
        مجید مقصودی
        ۵ روز پیش
        جناب رمضانی
        چند بار غزل فوق العاده شما را خواندم و هر بار بیشتر به (قدرت اندیشه و توان انتقال آن به قلم)که در شما موج میزند ایمان آوردم. لحظه به لحظه غزل تان لبریز از آرایه های بی نظیر، ساختارهای شگرف و تصویرهای بکری خلق شدند، چنان که فقط از شاعری چون شما چنین توقع میرود. مفتخرم خواننده غزلتان بودم و برای خلق چنین اثری صمیمانه عرض تبریک مینمایم.
        درود بر شما و افکارتان
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر شاعر عزیز،جناب مقصودی نازنین
        لطف کردید بزرگوار،خیلی متشکرم از حضور توام با مهربانی شما.
        یک باغ گل تقدیمتان.
        ارسال پاسخ
        معصومه خرم بخش
        ۴ روز پیش
        درود و عرض ادب جناب رمضانی ارجمند
        خواندم و آموختم و به کسب فیض نایل گشتم..
        قلمتان در اوج،بمانید به مهر
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        مهربان شاعر
        به محفل ادیبانه ی جناب رمضانی خوش آمدی
        ارسال پاسخ
        معصومه خرم بخش
        معصومه خرم بخش
        ۳ روز پیش
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر بانو خرم بخش مهربان
        خیلی از حضور شما ممنونم.لطف فرمودید.
        باشید و بسرایید.
        ارسال پاسخ
        فرشید افکاری
        ۳ روز پیش
        درود به جناب رمضانی عزیز و بزرگوار
        بسیار فوق العاده و زیبا سروده اید
        بُگْذر اندیشه هام مسمومند،مثل باران: _اسیدی و تندم_
        ابر عصیانگری که من باشم،گیر کردم در آسمان کسی
        نواوری های شعرتان برای مخاطب جالب توجه هست
        تشکر از حضورتون موفق باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب افکاری زرنگار
        بی تعارف از آثار شما بسیار لذت میبرم.
        از حضورتان سپاس گزارم.
        وظیفه بود.
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        هنری داودیان
        دیروز
        ابوالفضل، زیبا بود، دوباره خوانی شد، ممنون
        از موتیوت سوء استفاده کردم برای این بداهه. میبخشی
        ............................
        من همان خط خطی گنگم، گیر کرده در استکان خود
        ته نشست فنجان قهوه ام، هم زنم فال، پی سیه نخود
        اردشیر بزرگ نیا
        ۲ ساعت پیش
        درود بر جناب رمضانی عزیز
        زیبا و خواندنی دست مریزاد
        حرف داری برای خودکارت،حرف دارد برای تو خودکار
        تا تهش را دروغ میگویی وَ قسم میخوری به جان کسی
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.