سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 4 خرداد 1397
    12 رمضان 1439
      Friday 25 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        جمعه ۴ خرداد

        افسانه خلقت

        شعری از

        بابک فاضل

        از دفتر از سالها..... نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۱۲ روز پیش شماره ثبت ۶۵۱۱۱
          بازدید : ۱۵۰   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر بابک فاضل

        دی رفت پی منزل آن عاشق بی خانه
        امروز تهی کرده جامه ز سر شانه
        سر در خم مستی و بیگانه ز هر مستی
        این رمز عجب باشد بر عاقل فرزانه
        عریان تن و عریان خو خندان لب و عصیان گو
        بر موی نگار خود هر دم بکشد شانه
        در دست جنون گیرد دست صنم خود را
        هر دم بکشد سویی در خلوت ویرانه
        آتش لب سرخ او در کام دهان گیرد
        بوسد لب نوشین را تا فاصله چانه
        یک دست بر این منبر یک دست بر آن منبر
        وعظی که دهان را پر از هی هی مستانه
        این تخت شمایل را بر بین که ز سرشانه
        تا بزمگه عریان قد کرده چه جانانه
        حسرت عجبی بینی جنبش طربی بینی
        از شور و هیاهوها پر گشته نهانخانه
        به به شب شبگیری آیین جهانگیری
        برگیر سبو چندی از گوشه خمخانه
        هر خلقتی از بودن اسرار نهان دارد
        زیبایی خلقت را بربخش کریمانه
        افسانه خلقت را از بزگ معانی خوان
        می بوس لب حوا چون آدم دیوانه
        اسرار عجب باشد بر شیخ و مغ و راهب
        پیمانه به دور افکن چون خم شده پیمانه
        تصنیف حقایق را با چنگ و رباب و دف
        بنیوش از این منبر از منبر این خانه
        هستی همه در بودن بودن همه در رفتن
        بر بودن خود هر دم با او نزنی چانه
        تفسیر نکن دیگر فهم خرد خود را
        فهم دگران شاید با فهم تو بیگانه
        اعجاز نمیخواهد آنکس که به معنی شد
        معنی که نمیخواهد بازوی دلیرانه
        تکبیر که میگویی تکفیر که میداری
        پاداش و جزا از تو کاریست سفیهانه
        بر مسند خود بنشین در جمله تویی مسندmo
        فعل از تو نباشد تا فاعل کنی ارکانه
        صد جغد نشیند در صد منزل ویرانه
        یک بلبل خوش الحان کافیست در این خانه
        بابک فاضل 1379/01/29 بدون تغییر
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۱ روز پیش
        درود گرامی
        بسیار زیبا و جالب بود
        بابک فاضل
        بابک فاضل
        ۱۰ روز پیش
        درود و سپاس استاد گرانقدر
        ارسال پاسخ
        بابک فاضل
        ۱۱ روز پیش
        سپاس از سجادخان میردادی
        مهدی محمدی
        ۹ روز پیش
        مجید خوش خلق سیما
        ۹ روز پیش
        درود بی پایان خدمت هنرمند فرهیخته و شاعر شیرین گفتار .. سپاس از خلق این اثر سراسر زیبایی و درس شیدایی
        آگرین یوسفی
        ۹ روز پیش
        🍃🍃😍
        محتشم فتحی آذر
        ۹ روز پیش
        ایپک مجد
        ۹ روز پیش
        درود بسیار زیبا و شنیدنی
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.