سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 4 خرداد 1397
    12 رمضان 1439
      Friday 25 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        جمعه ۴ خرداد

        باغ

        شعری از

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        از دفتر پاره پاره های تنهایی نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۵۰۰۴
          بازدید : ۱۲۵۷   |    نظرات : ۱۷۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        باید بنویسم همه ی قافیه ها را
        یک شعر در اعماق دو خط درد نشسته

        با زخم تبر جان درختان به سر آمد
        دنیای مرا ضربه ی تقدیر شکسته
        .
        از اول "گِل بازی" غمناک خدایان
        نسبت به خود انگار که احساس نداریم

        با حجم نقابی که به صورت زده بودیم
        گفتیم که آس است ولی آس نداریم
        .
        ما مثل مترسک وسط باغِ نبودن
        گفتیم که هستیم ولی باز نبودیم

        دلبسته به آن زاغ که بر شانه ی ما مُرد
        با زمزمه ی عشق،فقط شعر سرودیم
        .
        "ما" واژه ی زِشتیست در اندیشه ی این شعر
        اصلا بگذارید که "من" را بنویسم

        نالیدن اگر مشکلتان بود بگویید
        تا وصف همین باغ و چمن را بنویسم
        .
        این باغ که پاییز که پاییز وَ پاییز
        از دور وَ نزدیک؛شبی رهگذری نیست
         
        در باغِ بهاری که به پاییز رسیده است
        اندوه زیاد است،ولی چشمِ تری نیست
         
        ا.تنها/97.2
         
        پ.ن
        *گفتیم که آس است ولی آس نداریم(اشاره به بازی بلوف)
        ** احسان افشاری میگوید:(فرود آمده از باغ های هذیانیم/من و تو حاصل گل بازی خدایانیم)
        ***خیلی نقد کنید
        ۲۰
        اشتراک گذاری این شعر
        ۴۵ شاعر این شعر را خوانده اند

        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        فاطمه باقری (سایه)

        ،

        ایرج محرم پور

        ،

        حمیدنوری(احمد)

        ،

        ســــــــتوده

        ،

        محمدکریمی (پویا)

        ،

        سجادمیردادی(درویش)

        ،

        سینا دژآگه

        ،

        آرزو نامداری (عتیق)

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        علی صادقی

        ،

        مونس ارجمندی

        ،

        یاسررشیدپور

        ،

        عظیمه ایرانپور

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        حمید رفیعی راد (کوروش راد)

        ،

        بابک فاضل

        ،

        عمادالدین صفائی(صاد)

        ،

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        نیره ناصری نسب

        ،

        صحبت پارکی ( صُبی )

        ،

        محمد حسن ایوبی

        ،

        فریبا غضنفری (آرام)

        ،

        وحید سلیمی بنی

        ،

        محمد خسروی فرد

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        مهدی صادقی مود

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        علی جعفری

        ،

        محمد نیک روش

        ،

        سمانه باقرزاده

        ،

        محتشم فتحی آذر

        ،

        محمدرضا زارع (م فریاد)

        ،

        یدالله عوض پور آصف

        ،

        جواد کریمی

        ،

        نقی باقری

        ،

        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

        ،

        حسين زرتاب

        ،

        محرم زمانی

        ،

        علیرضا آرین مهر

        ،

        مهران اسدپور

        ،

        محمد حسین کشاورزی

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش

        درود برادرخوبم ابوالفضل
        بسیارزیبا قلم زدی
        احسنت


        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت بانو عجم عزیز
        خیلی متشکرم لطف دارید.
        سلامت باشید.
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ________▓▒▒▓
        ______▓▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓
        _____▓▒░▒▓__▓__▓░▒▓
        _____▓▒▒▓_▓▓_▓▓_▓▒░▓
        ___▓▒░▒▓_▓░▒▓_▓▓_▓▒▓
        ___▓▓___▓▒░▒▓_▓▓_▓▒▒▓
        ___▓_▓_▓▒▒▓_▓▒▒▓_▓▒▓
        __▓__▓▒▓_▓▓__▓▒▒▓_▓▒▓
        _▓▒▓_▓░▒▓__▒▓_▓▒▓_▓▓
        ▓▒▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▓_▓▒░▒▓
        ▓▒░▒▓_▓▒░░░▒▓_▓_▓▒░░▒▓
        ▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓_▓▒░░▒▓
        _▓▒▒▓___▓▒░▒▓_▓▒░░░░▒▓
        __▓▓_▓▒▓______▓▒░░░▒▓
        _____▓▒░░░░▒▓_▒▓░░▒▓
        ____▓▒░░░░░░▒▓█▓▒░▒▓
        ____▓▒░░░░░░▒▓█_▓▒▓
        _____▓▒▓_▓▒░▒▓█
        _________▓▒▒▓_█
        __________▓▒▓_█
        _______________█
        _████_________█
        __█████_______█
        ___████________█
        ____█████______█
        _________█______█
        _____███_█_█__█
        ____█████__█_█
        ___██████___█_
        ____████____█
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        ۲ هفته پیش

        شاعر گرانمهر
        جناب رمضانی عزیزم
        یکی از بهترین ها بود که طی این مدت در سایت شعر ناب خوانده ام .
        تصاویر مجازی در شعرمفاهیم نا آشنا را در دسترس قرار می دهد تا به عمق مطلب برسیم .اگر چه مفاهیم گاهی بهانه ای ست که شاعر برای خلق اثر خوداز آن بهره می گیرد.
        چیزی که از نظرمن در خور اهمیت چندانی در این شعر نیست آنست که بخواهیم بر سر وزن این اثر بحث نماییم .
        آنقدر نماد ها و نشانه ها - استعارات و تشبیهات از دنیای خالق اسطوره ها تا تقدیر و اشاره به هنجار گریزی وجبرو ...دارد که ازمنتقد نقد نو فرصت پرداختن بدان را سلب می کند..
        ازاینکه هر انسانی، در اعماق خود، پینوشه ای دارد، ! مشکل اساسی بشریت نیست؛ مشکل از آنجایی شروع می‌شود که انسان، عاشق و شیفته‌ هیتلر درون خویش بشودآنجاست که هیتلر پرور می شودمثل هادیگر....
        /
        بیت دوم
        آن نخل ناخلف که تبر شد ، زما نبود
        ما را زمانه گر شکند ، ساز می شویم
        در مصرع اول بیت دوم آنجا که از تبر یاد شده دست دیکتاتور را نشان می دهد که ریشه ی اندیشه را می زند اصولا در هر شعری نامی از تبر- ساطور- دشنه و...به میان می آید نگاه به زور گویان دقیق تر می شود اگر چه در این بیت مصرع دو مش آنرا به امری جبری که همان تقدیر است احاله شده . با این حساب چون دیکتاتور ها امری جبریست پس در مقابل مسائل جبری جز تسلیم راهی نمی ماند.
        بیت سوم:را ارجاع می دهم به بخشی از یکی از شعرهایم.
        ما جهان را
        نه به عشق
        خواسته ایم
        صانع آدمکی
        بلهوسیم...
        و ...
        چندسطری برای ابراز ارادت قلمی کردم بی شک منتظر منتقدین عزیز می مانم البته حوصله ام این روزه تنگ است یعنی اصلا کوک نیست تا بتوانم این اثر را از زوایای مختلف مورد برسی قرار دهم..
        متشکرم
        سلام
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام و عرض ارادت به محضر استاد گرانقدر جناب پارکی
        بسیار خرسندم که باب میل شما بوده این خط خطی های سراپا ایراد.
        به نظر شعر شبیه یک نوع غذاست،مهم آن ماده ای است که در آن بکار رفته،گوشتش گوشت بره باشد یا بز پیر،روغنش اعلا باشد یا نه و..؛قالب یک شعر در این میان مانند تزیینات غذا میماند،نباشد فرد گرسنه نمیماند ولی اگر باشد نورعلی نور است.
        بدون هیچ اغراقی چقدر خوب و مسلط قلم چرخانده اید و آنچه ممکن است از دید مخاطب دور بماند را به خوبی به ظهور رساندید،همیشه یکی از نگرانی های بنده مکتوم ماندن برخی حرف ها در خلل شعر است،که خواه و ناخواه شباهت صددرصدی چیزی است در حد غیر ممکن.
        این میان وظیفه مخاطب نیست که خود را به صاحب اثر برساند که صاحب اثر است که باید خودش را به مخاطب بنمایاند،کاری که بزرگان شعر را جاودانه کرده.
        علی ای حال از اینکه وقت گذاشتید بسیار متشکرم.
        مقاله ای چند روز پیش فرستاده بودید،آن را مجدد آوردم کامنت کردم،برای استفاده ی عزیزان از دریای دانشتان.
        بنده که بسیار آموختم.
        همپای شما بنده هم مینشینم در انتظار منتقدین عزیزی که گذرشان بر سر این مشق ها بیفتد.
        متشکرم.
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )

        شرمنده ام
        شعر شما برای نقد جای بسیار دارد
        من به علت درمان کمتر باید ببینم و بنویسم از عزیزان و شاعران دست اندر کار انتظار دارد که به جای تعارفات بی خاصیت هر آنچه از شعر بر داشت می نمایند بنویسند حتما در ارتقا کیفی شعر موثر خواهد شد...
        سلام
        مهدی صادقی مود
        مهدی صادقی مود
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۸:۵۳
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۲۰:۰۱
        نفرمایید استاد عزیز
        دشمنتان شرمنده،همینکه لطف دارید به این شاگرد یک دنیا برای بنده ارزش مند است.
        امید که زودتر سلامتی خود را بدست آورید،که بیشتر از علمتان بهره مند باشیم.
        بمانید تا همیشه.
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۱۲ روز پیش
        شرمندتونم حقیقتا استاد جان
        ان شالله خدا سلامت ببخشه به وجود پر برکتتون
        برای سلامتی تون دعا میکنیم هممون استاد
        ولی مشخصا جناب رمضانی ی چیزی میدونن که نوشتن((خیلی نقد کنید))
        امیدوارم همچنان استادانه بسرایند و ما بیاموزیم
        محتاج استادانه هایتانیم جناب صبی عزیز
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۰:۱۶
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۲۱
        درود متقابل.
        متشکرم.
        ارسال پاسخ
        وحید سلیمی بنی
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۰:۱۶
        باید بنویسم همه ی قافیه ها را یک شعر در اعماق دو خط درد نشسته
        با زخم تبر جان درختان به سر آمد دنیای مرا ضربه ی تقدیر شکسته
        از اول "گِل بازی" غمناک خدایان نسبت به خود انگار که احساس نداریم
        با حجم نقابی که به صورت زده بودیم گفتیم که آس است ولی آس نداریم
        ما مثل مترسک وسط باغِ نبودن گفتیم که هستیم ولی باز نبودیم
        دلبسته به آن زاغ که بر شانه ی ما مُرد با زمزمه ی عشق،فقط شعر سرودیم
        "ما" واژه ی زِشتیست در اندیشه ی این شعر اصلا بگذارید که "من" را بنویسم
        نالیدن اگر مشکلتان بود بگویید تا وصف همین باغ و چمن را بنویسم
        این باغ که پاییز که پاییز وَ پاییز از دور وَ نزدیک؛شبی رهگذری نیست
        در باغِ بهاری که به پاییز رسیده است اندوه زیاد است،ولی چشمِ تری نیست
        ابوالفضل رمضانی الف.تنها

        گذشتگان و آیندگان - هیچ چیز تغییر نکرده
        ورود به شعر با زبان متکلم واحد شروع می شود و دردناکی روال زندگی را به زبانی که شاعر می خواهد با مخاطب صحبت کند می پروراند.
        اندیشه ی شاعری که درد دارد در قالب چارپاره ای با وزن " مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل " رقم خورده است در پاره ی آغازین شعر جان می گیرد و شاعر با استفاده از دو قافیه ی نشسته و شکسته، بسامد واژه های اصلی خود را در " قافیه ها، شعر، درد، زخم تبر و ضربه ی تقدیر " آنچنان با زبردستی به خورد مخاطب می دهد که مخاطب احساس می کند شعر دارد از درونش فریادهایی را که تا به حال نتوانسته آزاد و رها کند در همین دو بیت آغازین در همه جا می پراکند.
        ریتم وزن انتخابی شاعر، قوافی نزدیک از لحاظ بار معنایی، انتخاب واژه های آشنا و به کارگیری آن با روشی جدیدتر از گذشتگان، برای مخاطب "مولانایی" را تداعی می کند که انگار سده هایی جلوتر آمده و امروز زبان گشوده تا فریاد مردمی باشد که درونشان انباشته از درد است ولی زبان فریاد کشیدن ندارند.
        (( با خواندن مصرع اول شاعر: باید بنویسم همه ی قافیه ها را یاد یکی از غزل هایم افتادم.
        شرمنده شدم تا که شنیدم گله ها را تدبیر نما چاره کنم مسئله ها را
        وادی طلب جمله همه بیم و امید است رخصت بدهی طی کنم این فاصله ها را ))
        شاعر به خوبی و با موفقیت تمام در همان دو بیت ابتدایی مخاطب را علاوه بر این که برای خواندن ادامه شعر جذب کرده است، احساس دیگری هم به او داده یعنی مخاطب را با خودش و خودش را با مخاطب یکی کرده تا از این به بعد با استفاده از ضمایر جمعی تنهایی خود و مخاطب را پر کند.
        با این تدبیر دو پاره ی بعدی شعر شکل می گیرد
        از اول "گِل بازی" غمناک خدایان نسبت به خود انگار که احساس نداریم
        با حجم نقابی که به صورت زده بودیم گفتیم که آس است ولی آس نداریم
        ما مثل مترسک وسط باغِ نبودن گفتیم که هستیم ولی باز نبودیم
        دلبسته به آن زاغ که بر شانه ی ما مُرد با زمزمه ی عشق،فقط شعر سرودیم
        ولی نکته اصلی آنجاست که شاعر با زیرکی هر چه تمام تر و با قدرت و توانایی بالایی که در سرودن شعر و ردیف کردن واژه ها و استفاده بالا از پتانشیل بسامدی که واژه ها در شعرش دارند توانسته است آن چه را که درون خودش را مملو کرده با مخاطب به شراکت بگذارد و در احساس و درکی را که از عمر انفرادی اش دریافت کرده بدون این که مخاطب متوجه بشود او را شریک کند.
        مهم ترین بخش این دوپاره را می توان در "اعجاز شعر" دانست که با مقدمه و احساسی که شاعر در پاره ی اول شعر ایجاد کرده است اینجا نهایت استفاده اش را می برد و چنان ماهرانه مخاطب را در کام خود می کشد که خواننده شعر چاره ای جز تسلیم در برابر آن چه شاعر القا می کند ندارد.
        "ما" واژه ی زِشتیست در اندیشه ی این شعر اصلا بگذارید که "من" را بنویسم
        نالیدن اگر مشکلتان بود بگویید تا وصف همین باغ و چمن را بنویسم
        از شاعر توانا و زیرک چه انتظاری می توان داشت جز این که این سینوس تغییر مخاطب را هرطور که دوست دارد مثل مومی که در دستانش با آن بازی می کند به هر سو که می خواهد بکشد و این مهم در چارپاره ی چهارم ماحصل همان " اعجاز شعر " و توانایی شاعری است که جوان است.
        شاعر جوان ما تا این جا نشان داده علاوه بر طبع خدادادی که به نامش رقم خورده چنان اندوخته ای از شعر برای خود مهیا کرده است که می توان برآیندش را در آینده ای نه چندان دور و در شعرهایی که از این شاعر به میدان شعر عرضه خواهد شد دید.
        این باغ که پاییز که پاییز وَ پاییز
        مصرع ابتدایی پاره پنجم را می توان به دو شکل بررسی کرد. آیا شاعر جوان ما انرژی اش در چهار پاره ی قبلی شعر تحلیل رفته یا مصرع اول بیت دوم پاره پنجم اجازه نداده است آنچنان که باید مصرع مذکور رقم بخورد. با توجه به محتوای مطلوب پاره ی پنجم، به نظر می رسد احتمال اول صادق نیست ولی مصرع مذکور را شاعر می توانست با تغییری جزئی گیراتر و جذاب تر ارائه کند:
        در باغ پر از زمزمه ی خلوت پاییز
        شعر را می توان اثر بسیار موفق از شاعری جوان و با استعداد و جویای نام دانست و با شاعرش تبریک گفت.
        یکی دیگر از مواردی که طرح آن را برای دوستان بد نمی بینم توجه به اشعار دو دوست عزیزمان ابوالفضل رمضانی و سینا دژاگه است و ارتباط زیاد و نزدیکی بین این دو شاعر جوان برقرار است که این مورد را برخی از دوستان هم اشاره کرده اند.
        روابط متقابل بین دو شاعر همدل و یکرنگ یکی از ابزارهایی است که می تواند کمک بسیار بزرگی باشد برای شاعر در پیشبرد اهدافش. رد و بدل شدن موارد و موضوعات مربوط به شعر در میان یک جمع محدود همدل و یکرنگ با هدف ارتقای آثار یکی از مواردی است که از گذشته تا امروز باب بوده و این مطلب را می توانید به استناد کتاب المعجم شمس قیس رازی در ص 338 بررسی کنید.
        عزت زیاد وحید سلیمی بنی 20 اردیبهشت 1397
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۰:۲۲

        دروداستادبزرگوارم
        آموختم از کلاس درستان
        ممنون ازحضوربارتان
        دلتنگ نقدهای خوبتون بودم وشکرگذارم که هستید
        یکی دیگر از مواردی که طرح آن را برای دوستان بد نمی بینم توجه به اشعار دو دوست عزیزمان ابوالفضل رمضانی و سینا دژاگه است و ارتباط زیاد و نزدیکی بین این دو شاعر جوان برقرار است که این مورد را برخی از دوستان هم اشاره کرده اند.
        روابط متقابل بین دو شاعر همدل و یکرنگ یکی از ابزارهایی است که می تواند کمک بسیار بزرگی باشد برای شاعر در پیشبرد اهدافش. رد و بدل شدن موارد و موضوعات مربوط به شعر در میان یک جمع محدود همدل و یکرنگ با هدف ارتقای آثار یکی از مواردی است که از گذشته تا امروز باب بوده

        منم موافقم
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        مهدی صادقی مود
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۸:۵۶
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۹:۵۹
        با عرض سلام و احترام خدمت استاد سلیمی نازنین.
        خیلی از لطف شما متشکرم.
        واقعا سپاس گزارم که وقت گذاشتید برای مشق های این شاگرد.
        و کاملا با تسلط بر معانی واژگان و سیطره بر آن این حقیر خواست بگوید،قلم چرخاندید و این شاگرد را شرمنده ی خود کردید.
        در مورد پیشنهادتان برای مصرع اول پمد پنجم،هم بسیار متشکرم،انشالله حتما اصلاح خواهم کرد.
        گاها کلمات انسان را یاری نمیکنند.
        یک دنیا ممنون.
        بمانید تا همیشه.
        یک سبدگل تقدیمتان
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۹:۵۹
        بانو عجم گرامی سپاس از لطف شما.
        شرمنده میفرمایید.
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۱۳ روز پیش
        سلام و عرض ارادت استاد سلیمی عزیز
        از نقد زیبا و علمی تان آموختم.خرسندم که افتخار خواندنش نصیبم شد.
        امیدوارم که سایه تان مستدام باشد.
        بسیار سپاسگزارم از الطافتان بزرگوارانه تان
        ارسال پاسخ
        فاطمه باقری (سایه)
        ۲ هفته پیش
        درود بر ابوالفضل عزیز
        با چاقوی نقد آمدم ولی اونقدر خوب بود غلافش کردم آفرین و هزار بار آفرین بر پسر با استعداد شعر ناب
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر بانو باقری نازنین
        خیلی متشکرم از لطف شما،چاقوی نقد را دسستان نگه دارید،گاهی بکار میآید.
        غلافش نکنید.
        ممنونم
        زنده باسید.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود استاد
        بسیار زیبا و به روز وداری
        مفهوم عمیق بو د که از خوانش آن بهره ها بردیم
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        درود برشما جناب نوری عزیز
        لفظ استادان برای استادان است،بنده می آموزم از فروتنی شما.
        به لطف خواندید.
        سربلند باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        سلام خدمتون....
        مثل همیشه استادنه
        در اوج باشید و اوج بگیرین(بیـــــــــــشتر ایشالله)
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بانوی عزیز
        سپاس از لطف شما به این خط خطی ها.
        بال و پر شکسته هستیم،کنج همین قفس.
        زنده باشید به شعر و شاعرانگی
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        محمدکریمی (پویا)
        ۲ هفته پیش
        درود ها
        بر استاد ابوالفضل عزیز
        بازهم خلق یک اثر ماندگار دیگر
        چیزی که در این شعر بسیار زیبا برایم جالب بود اینکه شما توانستید بدون جابجایی واژه ها از نظر دستور زبان وزن را رعایت کنید

        "ما"واژه ی زشتیست در اندیشه ی این شعر
        اصلا بگذارید که"من"را بنویسم


        هم شعرت وهم اندیشه هایت بسیار زیباست
        موفق باشی دوست من
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر محمد آقای عزیز
        شاگردی میکنم در محضرتان.
        یکی از ویژگی هایی که باید در شعر معاصر رعایت گردد،اجتناب از تغییر در رکن جمله و پرهیز از استفاده از مخخف سازی هاست.
        و..
        ممنونم از مهربانی شما
        مهر حضورتان را ارج مینهم.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        سجادمیردادی(درویش)
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا و پر معنا بود . درود و صد درود.
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام و عرض ادب
        زیبا خواندید این خط خطی هارا.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری (عتیق)
        ۲ هفته پیش
        سلام استاد بزرگوار
        به به ماشاالله بسیار زیبا خوشبخت باشید
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بانوی عزیز
        ممنونم از دعای زیباتان.
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        ۲ هفته پیش
        درود براستاد رمضانی عزیز بسیار هم زیبا بود
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت استاد عزیز،جناب عباسی
        شاگردی میکنم در محضرتان.
        متشکرم از لطف شما
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب آقا ابوالفضل رمضانی عزیز،دوست مهربانم
        باز هم شعر زیبایی از شما خواندم و لذت بردم از تک تک مصارع های زیبایش.
        یک چهارپاره منسجم با پنج بند حساب شده...ارتباط عمودی و روند روایی شعر بسیار زیباست...دستمریزاد.
        درون مایه شعرتان شکوه هایی عمیق است از تقدیر و احوالات شاعر...این ویژگی می تواند پل ارتباطی باشد بین مخاطب و اثر.چون در ناخودآگاه همه ی ما عواطفی مشترک و دردهایی همسان وجود دارد و اشاره به آن ها،موثر خواهد بود.
        مخاطب پسند ترین درون مایه برای اشعار عشق است و سخت است محوریت شعر را غیر این بگیریم و اثر موردپسند همگان قرار گیرد...اما شما در این امر موفق بوده اید....عرض تبریک.
        وزن مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن....بسیار روان است و ممقبول طبع کلاسیک نویسان... یکی از پنج وزن مورد علاقه ی بنده است.
        در بند اول عمیق بودن درد را با بیانی شاعرانه به زیبایی به تصویر کشیده اید و در ادامه می توان قسمتی از جهان بینی صاحب اثر هم رسید....اینکه یا به تقدیر معتقد است و یا آن را قدرتمند تر از اختیار می داند.
        بند چهارم اوج شعر است به نظرم...قبل از آن شاعر از احوال جمعی روایت کرده است و به نوعی اذهان را با خود همراه کرده.اما به یکباره به خود نهیبی می زند،که بهتر است از \\"من\\" بنویسد....اینجا برایم لحظه تداعی شد که یک قافله سالار به منطقه ای ناشناخته می رسد و تصمیم می گیرد برای امنیت سایرین،اول خودش اوضاع را بررسی کند!
        بیت دوم این بند هم زیباست...یک گلایه از سر کلافگی.
        بند آخر بسیار زیبا بود و پایان بندی خوبی را عرضه داشت...بیت اولش هم زیبا بود...بعد از چندبار خواندن،مضمونش را دریافتم.


        واقعا لذت بردم از این شعر زیبا و معنای عمیقش
        امیدوارم که همچنان موفق و در اوج باشید دوست خوبم.
        در پناه حضرت دوست
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش

        چه دقیق خوندین....
        مانا باشین
        من فقط فهمیدم شعرش خیلے پختس در حد درکم نبود بقیش
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر جناب سینای نازنین.
        خیلی خیلی متشکرم که وقت میگذارید،میخوانید و با دقت موشکافی میکنید.
        بنده عاشقانه گفتنم نمی آید،دلیلش را نمیدانم ولی گه گاهی بد نیست از این دیس ها هم بفرستیم.
        انشالله یکی خواهم فرستادم.
        استاد سایه میگوید
        این قافله از قافله سالار خراب است
        اینجا خبر از پیش رو و بازپسی نیست

        درمورد بیت کذا هم هر پیشنهادی دارید،به دیده ی منت،گردن بنده از مو باریک تر.البته فکر میکنم دلیل فرمایشتان استقلال واو باشد. به شکل وَ/
        در هرحال سپاس گزارم.
        لطف داشتید به این شاگرد.
        سرزنده و پیروز
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        بانو ستوده گرامی فروتنی میفرمایید.
        آقا سینا لطفشان زیاد است به این خط خطی ها .
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        اختیار دارید ابوالفضل جان
        راستش وقتی چند بار شعر رو مرور کردم،دیدم بیت مذکور در ساختار شعر خوب نشسته است...برای همین عرض می کنم که مثل باقی ابیات زیباست و به همین شکل عالی
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        لطفشون که به همه ثابت شده
        اما شما نفرمایید خط خطی جناب
        خیلی شعر نابیه حیف نباشه
        براتون دست میزنم( )
        در درجه اول برای ادبتون
        شکسته نفسی میکنید
        مانا باشید و اوج بگیرین .....
        مهدی صادقی مود
        مهدی صادقی مود
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۸:۵۹
        ارسال پاسخ
        علی   صادقی
        ۲ هفته پیش
        درود بر آقا ابوالفضل عزیز
        فوق العاده بود ...به دلم نشست
        "عمر" درختان به سر آمد

        جان بیشتر وقتها به لب می آید
        موفق وموید باشید
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام و عرض ارادت خدمت ماه در محاق استاد صادقی عزیز
        خوشخالم باز خدمتتان هستیم.
        خوب هستید؟
        لطف داشتید.
        حق باشماست به لب می آید نه به سر.
        عمر را جایگزین خواهم کرد.
        متشکرم.
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        عظیمه ایرانپور
        ۲ هفته پیش
        با زخم تبر جان درختان به سر آمد
        چه آشنازدایی قشنگی داشت این مصرع

        درود بر شما و روحیه ی انتقادپذیری تان
        من هیچ ایرادی در این سروده ی محکم وزیبا ندیدم
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام و عرض ادب
        به دید اغماض خواندید خط خطی این شاگرد را بانوی گرامی.
        سربلند باشبد.
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        یاسررشیدپور
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب جناب رمضانی گرامی
        بسیار زیبا قلم زدید
        احسنت، احسنت
        درود فراوان نثارتان
        قلمتان همواره نویسا
        ( بس درد در اعماق دو خط شعر نشسته )
        🌷🌹🌺🌺🍀🌻🌸🌸🍀🌺🌹🌷
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب رشیدپور ناازنین
        به مهر خواندید و محبت.
        درود متقابل نثار شما عزیز دل.
        موفق باشید
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        بابک فاضل
        ۲ هفته پیش
        شاعرانه عارفانه سروده اید مرحبا عزیز
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام
        شاعرانه عارفانه دیدید عزیز جان.
        ممنونم از محبتتان.
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        حمید رفیعی راد (کوروش)
        ۲ هفته پیش
        دروووووود بر تنها ی عزیز و باذوق
        گفتنی ها رو سینای عزیز فرمودن...باقی همه تحسین از طرف ماست
        خیلی قشنگ بود
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر حمیدآقای نازنین
        باتشکر از شما و آقا سینای عزیز.
        ممنونم از همراهیتان.
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        عمادالدین صفائی(صاد)
        ۲ هفته پیش
        سلام...
        اگر نقد زیاد آوردی من لازم دارم....
        مثل اون دفعه اومدم برات بنویسم...همش تعریف تمجید شد...
        گفتم بیخیال...
        اودم آرایه هاشو بگم...دیدم همه بلدن...
        چیزی در چنته نیست که نقدت کنم رفیق...
        از همین ایموجی ها راضی باش...

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        گفتم من می نخوردم،گغتی برای دلم.
        سلام عزیز جان
        گذاشته ام توی کشوی میزم،طبقه دوم.بگرد پیدا میکنی،پیدا نکرد دیگر نگرد که نیست.
        چشم،ما به قناعت...
        ممنون از حضورت
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        ۲ هفته پیش
        سلام جناب رمضانی گرامی
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت استاد انصاری عزیز
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۲ هفته پیش
        ما مثل مترسک وسط باغِ نبودن
        گفتیم که هستیم ولی باز نبودیم

        ......................
        من به این خط از شعرت حسودیم شد .خیلی زیبا بودمعنی که به ذهن من رسید این شد
        کارگاه نیستی خداوند و افرینش انسان
        افرین افرین افرین
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        دل به دل راه دارد من هم سر آن گشت و نکاح و حوا خیلی آفرین گفتم توی دلم بهتان.
        صد البته به لطف میخوانید.
        کارگاهش را نمیدانم،یعنی کلا نمیدانم،هست و نیستش به پای آن ها که بناییش کردند.
        زین دایره مینا خونین جگرم می ده
        تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی
        خیلی لطف کردید.
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        ۲ هفته پیش
        درود گرامی
        شعر خوبی خوندم
        موفق باشید

        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        درود برشما جناب حکیم عزیز
        متشکرم از لطف شما
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش
        باید بنویسم همه ی قافیه ها را
        یک شعر در اعماق دو خط درد نشسته

        با زخم تبر جان درختان به سر آمد
        دنیای مرا ضربه ی تقدیر شکسته

        امان از زخم تبر حتا صدایش هم می شکند این سروده به یاد هیزم شکن جناب سینا بزرگوار انداخت
        «فتاده ام به جانِ درختانِ سبزِ شعر
        بعد از سکوت قافیه،هیزم شکن شدم
        خودکار مشکی ام که تبرگونه می نوشت
        «مصرع شکسته» جا زد و من،تازه من شدم»
        سینا دژاگه

        قافیه ها چه درد دارند میان شعر کاش مصراعی می آمد و من را بهم می ریخت در عجبم درد در دو خط است ولی چگونه وسعتش در ما جا می شود هر روز خزان می رویم این باغ یک فصل را بیشتر نمی شناسد
        سلامی به وسعت شعرت
        نقد نمی دانم چون هنوز نقد خودم باقیست چند سالی است می نویسم ولی هنوز کلمه شعر را معنا نکرده ام کاش شعر برای من می نوشت تا من برای شعر
        عرض ارادت و پیروزی قلمتان برای هر روز شما
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        عرض سلام.
        ما هنوز اول البفباییم،کمی آهسته آهسته...
        بنده هم مثل شما دست میزنم برای هیزم شکن سینای عزیز.
        درد از دوخط بیشتر است،ولی بنده از دو خط بیشتر بگویم،صدای عزیزان در میآید.
        یک زمانی مذمتم میکردند،چرا شاد و شنگول نمینویسی.
        حتمن شما خاطرتان هست.
        به هرحال شاد شنگول نوشتن،آدم شاد و شنگول میخواهد.
        همین دوخط فعلا.
        ممنونم از حضورتان
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        دقیقا....
        دو تا شعر ناب توی ی هفته
        واقعا استادانه سرودند
        خــــــوش آمدید...
        ارسال پاسخ
        محمد حسن ایوبی
        ۲ هفته پیش
        سلام ابولفضل جان
        تبریک!
        اشعارت منحصر به فرد و متفاوت است...خواندنی ...
        و مخاطب همیشه منتظر شنیدن بیتی ناب از شماست...
        سروده ات از بیت ابتدایی عیارش را نشان داد
        همچنان در اوج بزرگوار
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر محمد حسن عزیز دل
        زیبا خواندید عزیز جان
        لطف و محبت شما چراغ این تاریکی هاست.
        موید باشی
        همچنین
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        مونس ارجمندی
        ۲ هفته پیش
        درود آقای رمضانی شعر پرمعنا و زیبایی خواندم
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        عرض ارادت خانم ارجمندی
        متشکرم.محبت دارید.
        ارسال پاسخ
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        از استاد صبی

        صحبت پارکی ( صُبی )
        صحبت پارکی ( صُبی )
        ۱۲ روز پیش

        به
        حضرت دوست
        وقتی بيشترين تاثير در انتقال فرهنگ بر عهده شعر است. بی شک مخاطب رکن اصلی شعر برای اشاعه آن در سطح جوامع محسوب می شود اما چگونه مخاطب را از شعر یا متن آگاه سازیم تا آثار بعداز مدتی از صحنه ی روزگار حذف نشود . شعر هنري است که نيازمند ساختارمند شدن توزيع صحيح است. مشکل بحران مخاطب به خود شاعر هم بستگی دارد ما کمتر شاعري در اين روزگار داريم که خود را شاعر ببيند و نگاهش به خودش به عنوان يک شاعر تاثيرگذار باشد. در زمينه شعر کم کاري کرده ايم از اين رو با بحران مخاطب و نشر مواجهيم.»
        ادبیات و ضرورت مخاطب شناسی
        بحث درباره مخاطب شناسی شاعر یا نویسنده؛ همان امری که به ظاهر ساده است، اما در پس این ظاهر ساده از چنان پیچش و گنگی روبه رو است که اگر خالق یک اثر ادبی خوب به زوایای آن پی ببرد، آثاری بسیار نغز و اثرگذار خلق می کند که نه تنها باعث شهرت او می شود، بلکه مخاطبان بسیاری را به خود جلب می کند.
        مخاطب شناسی، یعنی یک قدم جلوتر از مخاطب بودن است، قبل از این که اثری تولید شود، مخاطب را خوب بشناسیم و قبل از این که او حرف بزند و راجع اثر ادبی مان نظری بدهد، بدانیم او انتظاراتی از ما دارد و بعد از مطالعه شعر و یا داستان ما به دنبال چه خواهد بود. پس پرواضح است هر میزان که بدانیم او به دنبال چیست و در جست وجوی چه چیزی واژگان شعر یا داستان ما را کنکاش می کند، ما خود پیش قدم شده و با ارائه اثری خوب به نیازهایش پاسخ بدهیم. مخاطب شناسی زمان و مکان نمی شناسد و شاعری چون حافظ، نمایشنامه نویسی چون شکسپیر و رمان نویسی چون ویکتورهوگو مرز زمان و مکان را می شکند و جاودانه می شود. اما گاهی هم در حصار زمان و مکان محضور است و نویسنده یا شاعر خود را ملزم می کند براساس انتظارات مردم زمان و مکانی خاص، آثاری در خور درخواست های آنان ارائه دهد. حال اگر یک شاعر یا نویسنده مخاطب خود و انتظارات او را بشناسد، به درخواست های او احترام می گذارد و ضمن احترام گذاشتن به انتظارات او با همدیگر هم حسی و همفکری می کنند. پس درک کردن سلایق مخاطبان، خود می تواند از دلایل موفقیت یک اثر ادبی باشد. احترام گذاشتن به انتظارات مخاطبان با مقوله تحت تأثیر بودن و از دست دادن استقلال فکری نویسنده تفاوت بسیاری دارد. روشن است که می دانیم که از لوازم موفقیت شاعر و نویسنده ای، این است که بین شاعر و یا نویسنده به عنوان فرستنده و مخاطبان به عنوان گیرندگان، رابطه حسی قوی برقرار شود.
        یک شاعر یا نویسنده خوب زمانی مخاطب شناس خوبی خواهد شد که یک نقدپذیر خوبی باشد و این نکته را به خود بقبولاند که در میان نقادان مختلف، بهترین نقاد، «مخاطبان» هستند. شاید نقدشان حرفه ای نباشد و به ظاهر در آنها کمتر نشانی از یک نقد منسجم و همه جانبه باشد؛ اما همین نقد ظاهراً ساده و پیش پا افتاده، می تواند به نویسنده یا شاعر جهت فکری و احساسی مناسبی بدهد، او ضمن شناخت خوب و جامع مخاطب خویش رو به کمال پیش برود. پس بر کسی که خالق اثری ادبی است لازم است بر نظرات مخاطبان خود احترام بگذارد و بدون تفکر و تأمل از کنار آنها نگذرد. یعنی یک نویسنده و یا شاعر موفق کسی است که در برابر کوچک ترین نقد هم اندک تأملی کند. نقدها را دسته بندی نماید. آن که خوب است نگهدارد و از آن تأثیر بگیرد. نشانه های تأثیرگذاری خودش را در آثار بعدی اش نشان بدهد. در برابر نقدهای بد و حتی گزنده و مغرضانه از خود واکنش منفی نشان ندهد و بدانها با دیدی مثبت نگاه کند.
        یک نویسنده و شاعر موفق در کارش، کسی است که علاوه بر شناخت مخاطب خود و حالات وی به نظرات ایشان نیز احترام بگذارد و از آنها استقبال کند. پس چه خوب است نویسندگان و شاعران در کنار چاپ آثار خود و برگزاری نشست های گوناگون نقد ادبی، صفحه ای تحت عنوان نظرخواهی در پایان اثرشان به چاپ برسانند و این چنین از مخاطبان خودشان بخواهند تا محتویات آن اثر را به بوته نقد بکشند.ای بسا شاعرانی هم قد و اندازه ی شاعران بزرگ آمده و رفته اند بدون آنکه ما امروزه از آثار آنها اطلاعی داشته باشیم . قدیم که رسانه های جمعی و فضایی مجازی نبود برای ماندگاری شعر و در دسترس قرارگرفتن آثار شاعران در دست مخاطبان برای مطرح شدن شعر با نسخه برداری های مکرر که عموما از سوی فرهنگیان و افراد اهل فرهنگ و هنر و ادب که قریب به یقین وابسته به حکومت ها ی وقت بودند مورد حمایت و پشتیبانی قرار می گرفتند و آنانکه به حکومتیان وابسته نبودند بعد از چند سالی آثارشان از بین می رفت . اگر امروزه اشعار حافظ و سعدی و مولانا بیش از هر شاعر چاب و ورد زبان هاست به خاطر این است که این شاعران مخاطبانی بسیار داشته اند به طوریکه کمتر اتفاق می افتد که یک فرد ایرانی حتی بیسوادان مطلق شعری از این شاعران را از بر نداشته باشند . البته شعر و مخاطب لازم و ملزوم اند به این معنا که اگر شعر خوب باشد و تبلیغات را هم به یاری بگیرد در نا خود آگاه جمعی جای خود را باز خواهد کرد به شرطی که سازمانی داننده و مسئول برای نشرو ارائه ی اثر وجود داشته باشد. به ضرس قاطع بایستی پذیرفت اگر شعری بدون مخاطب بماند از یاد ها خواهد رفت و این بزرگترین خسران برای فرهنگ یک جامعه محسوب می شود...
        به نظر من شعر اصلی ترین هنر ایرانی ست که مظلوم واقع شده است کافی ست به سينما و موسيقي اشاره شود و درباره نقش برخي نشريات و رسانه ها در ترويج اين دو هنر تامل کرد در زمينه سينما ده ها نشريه داريم که متناسب با متخصصان، منتشر مي شود حتي نشريات به وسيله چاپ عکس و پوستر بازيگران آنها را براي خود نگاه مي دارند، البته در حوزه موسيقي هم اين اتفاق رخ داده ولي در حوزه شعر ارتباط توده هاي مردم ما با شعر محدود به ترانه ها شده است. در موسيقي براي پاپ شدن تلاش شد اما براي مردمي شدن شعر تلاشي صورتي نگرفته است.شاید به همین خاطر است که جامعه ی انسانی ایران از شعرای قبل از انقلاب شعرهایی از حفظ دارند در صورتیکه به ندرت از شعرای دو - سه دهه ی اخیر شعری در حافظه ی جمعی دیده و یا شنیده می شود .
        ســــــتوده
        ســــــتوده
        ۲ هفته پیش

        ممنونم استاد صحبت پارکی ( صُبی )
        ارسال پاسخ
        محمد خسروی فرد
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۲:۵۸
        درود شاعر توانا جناب رمضانی عزیز
        بسیار زیبا سروده اید
        قابل تقدیر است
        پاینده باشید

        ســــــتوده
        ســــــتوده
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۶:۲۶
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۲۲
        درود بر جناب خسروی فرد عزیز
        ممنونم از لطف شما
        سرزنده باشید
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        پنجشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۲۰:۱۰
        سلام عزیز زیبا قلم جناب رمضانی
        عزیزان داننده آقایان دژاگه پارکی سلیمی بنی هرکدام از منظری کار را مورد کنکاش قرار دادند. دست گلشون درد نکنه که برای همه ی مراجعین به این صفحه سودمند خواهد بود

        حرف دیگری نمی ماند جز اینه بسیار زیباست و به به
        "ما" واژه ی زِشتی ست در اندیشه ی این شعر
        اصلا بگذارید که "من" را بنویسم
        نالیدن اگر مشکلتان بود بگویید
        تا وصف همین باغ و چمن را بنویسم

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۲۴
        سلام بر عزیزتر زیباقلم تر،استاد صادقی نازنین
        دست همه عزیزان درد نکند.
        از شما هم متشکرم،لطف فرمودید.کلبه محقر ما با حضور شما جان میگیرد.
        مهربانی شما زیباست.
        زنده باشید.

        ارسال پاسخ
        علی جعفری
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۰:۵۰
        درود برادرم ابوالفضل جان
        سروده ی قدرتمند وزیبای شما و اگاهی کم بنده توان نقد نمی‌گذارد
        و از انجایی دوست ندارم با یک نگاه اجمالی از روی اشعار بگذرم
        فقط سروده ی شما را میتوان تحسین کرد ،سروده ای که فریاد درد مشترک
        و امید ادمی به زاغ ها و حرف های خشکیده در دل را میزند،
        سپاس 🌹🌸🌼
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۲۵
        سلام و عرض ادب هدمت جناب جعفری عزیز
        چوب کاری میفرمایید این شاگرد خرد را.
        از لطف شما بینهایت سپاس گزارم.
        زنده باشید و سراینده.
        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۱۵
        مگه زیبا تر ازین هم میشد؟
        دستمریزاد
        کیفور شدم
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        جمعه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۰۱:۲۶
        سلام بر بانو غضنفری گرامی
        خیلی از شما ممنونم.
        خرسندم که باب میل بوده.
        زنده باشید.
        ارسال پاسخ
        سمانه باقرزاده
        ۱۳ روز پیش
        سلام
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام
        ارسال پاسخ
        محمدرضا زارع (م فریاد)
        ۱۳ روز پیش
        درود بر تنها
        روون و یکدست و دلنشین

        جامی از نور سرکشیدم
        به جُرم سرکشی
        تبربارانم کرد
        جنگلبان...(م. فریاد)

        شاد و تندرست باشید شاعر
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        درود بر جناب فریاد عزیز
        به مهر خواندید.
        شعر زیبایی بود
        همچنین
        ارسال پاسخ
        یدالله عوض پور آصف
        ۱۳ روز پیش
        استاد رمضانی گرانسنگ
        درودها برشما
        چهار پاره ای درغایت زیبایی خلق نموده اید
        بسیار پر بهاست دوست خوبم
        هزاران مرتبه صد بار احسنت
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب عوض پور نازنین
        شگردی میکنم در محضر شما بزرگواران.
        مفتخرم به حضورتان
        ارسال پاسخ
        جواد کریمی
        ۱۳ روز پیش
        درود و ارادت جناب رمضانی عزیز


        از اول "گِل بازی" غمناک خدایان
        نسبت به خود انگار که احساس نداریم

        با حجم نقابی که به صورت زده بودیم
        گفتیم که آس است ولی آس نداریم

        بسیار عالی بود لذت بردم
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام بر جناب کریمی بزرگوار
        مهربانانه خواندید
        سپاس از محبت شما
        ارسال پاسخ
        نقی باقری
        ۱۲ روز پیش
        سلام جناب رمضانی .
        بسیار زیبا سرودید.
        انشالله موفقتر باشید.
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام برشما جناب باقری گرامی
        خیلی ممنونم.
        همچنین
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
        ۱۲ روز پیش
        سپاس از سرودن این شعر
        مدتی بود که چنین در وادی تامل سرگردان نشده بودم
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام جناب خانلاری
        مهربانید.
        وادی تامل جایی خوبی است برای سرگردانی..
        زنده باشید
        ارسال پاسخ
        حسين زرتاب
        ۱۲ روز پیش
        سلام رمضانی همیشه عزیز

        شعری زیبا در فرم و عالی در مضمون

        لذت می برم از اینکه قلم می زنید دردهایی را که نمی شود فریاد زد

        ممنون
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        سلام خدمت جناب زرتاب بزگوار
        افتخار دادید.
        چه کنم چیز دگر یاد نداد استادم.
        این پیشه را از عزیزانی چون شما آموختم.
        سلامت باشید
        ارسال پاسخ
        محرم زمانی
        ۱۲ روز پیش
        درود بر جناب رمضانی عزیز
        بسیار عالی
        علیرضا آرین مهر
        ۱۱ روز پیش
        سلام و عرض ادب استاد رمضانی گرامی
        بسیار عالی و درخور تحسین بسیار
        موفق و مؤید باشید
        مهران اسدپور
        ۱۱ روز پیش
        درود ها جناب رمضانی عزیز...

        دستمریزاد...
        گفتنی ها را دوستان به نیکی بیان فرموده اند...
        همیشه بهترینها را برای شما آرزومندم...
        توفیقتان افزون باد...
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.