سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 2 ارديبهشت 1397
  • تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1358 هـ ش
  • سالروز اعلام انقلاب فرهنگي، 1359 هـ ش
  • روز زمين پاك
7 شعبان 1439
    Sunday 22 Apr 2018
      در هر رویداد منفی، بذر یك پیشامد پربارتر و سودمندتر كاشته می شود. ناپلئون هیل

      يکشنبه ۲ ارديبهشت

      زندان

      شعری از

      علی سنگستانی

      از دفتر نیمایی نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ ۸ روز پیش شماره ثبت ۶۴۴۴۰
        بازدید : ۴۵   |    نظرات : ۵

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی سنگستانی

       
      به زندان بدون مرز تنگ سرد تاریکی گرفتارم
      و هر دم میکشم دستی به دیوارش
      به نومیدی
      که شاید روزنی یابم 
      ز امّیدی
      ولی افسوس،نوری نیست
      برای دلخوشی حتی
      وجود کرمک شبتاب کوری نییست.
      طمع در بستر و اغوش گرمی هم نمیبندم
      برون زین محبس تاریک پر تکرار
      گوری نیست؟؟

       
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      صحبت  پارکی ( صُبی )
      ۴ روز پیش

      شاعر گرانمهر
      جناب تنگستانی عزیز
      با سپاس
      از خلق این اثر زیبا و در خورتامل و تحسین که حضور زنده اخوان ثالث را برایم تداعی نمود.
      متشکرم
      سلام
      غلامعلی همایونی (شمیم)
      ۶ روز پیش
      سلام و عرض ادب جناب سنگستانی
      سپاس از اشتراک این اثر زیبا
      زنده باشید
      عزت زیاد
      ⚘⚘⚘
      حمیدنوری(احمد)
      ۶ روز پیش
      درود دوست گرامی عزیز
      سروده ی زیبایی خواندم از شما
      کسب فیض وافر شد سپاس از شما از این سروده ی زیبا
      نقی باقری
      ۶ روز پیش
      سلام زیبابود.موفق باشید.
      محمدرضا زارع (م فریاد)
      ۴ روز پیش
      درود آقای تنگستانی گرامی
      زیبا و تلخ
      تقدیم به شما:
      من هنوز اینجایم
      همچنان در محبس
      در حصاری به بلندای سکوت
      و به تاریکیِ اندیشه ی کِرمی در خاک
      دستهایم بسته ست
      چشم می گردانم
      و به پاهای خودم می نگرم
      نکند جن باشم!
      و به بسم اللهی
      که زنی ساحره یک شب به زبان آورده
      شده ام دور از این انسانها
      همه از بودنِ من بی خبرند
      و خودم هم حتی...
      لحظه ها در پی هم می گذرند
      یک نفر غمگین است
      شاید او من باشم...(م. فریاد)

      شاد و تندرست باشید
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.