سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 3 ارديبهشت 1397
  • روز ملي كارآفريني
  • روز بزرگداشت شيخ بهايي
8 شعبان 1439
    Monday 23 Apr 2018
      در هر رویداد منفی، بذر یك پیشامد پربارتر و سودمندتر كاشته می شود. ناپلئون هیل

      دوشنبه ۳ ارديبهشت

      تماشاخانه طلوع

      شعری از

      باقر رمزی ( باصر )

      از دفتر دفترچه بغلی سیاه مشقهای من نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۴۲۹۴
        بازدید : ۱۱۲   |    نظرات : ۱۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

       
       
      نتیجه تصویری برای تماشای طلوع
       
      تماشاخانه طلوع
       
      می خواهم اشک باشم و بر سیلی بتازم .
       
      می خواهم پرنده باشم و به حال آسمان بگریم .
       
      من پوپکی هستم که با دست بادها
       
      مانند پرچمی
       
      به تزلزل افتاده ام
       
      و تحمل و توان آسیب را ندارم .
       
      ای ملکه خورشید پرست
       
      مرا به تماشاخانه طلوع آدینه ببر
       
      تا دمی را در آئینه های
       
      بی انتهای ابدیت تکرار شوم .
       
      شاید درمیانه راه
       
      در کهنسال ترین غارعرفانی بوسعید
       
      به حلقه سماع بپیوندم .
       
      مرا به دیار شعاع های
       
      رایحه معطر نرگسها برسان
       
      که فراموشی طویل المدت دیدگانم
       
      قرنهاست چهره غنچه ها را
       
      از یاد برده است .
       
      آیا باور داری که
       
      همه به لالایی فرشتگان ابدیت محتاجیم ؟
       
      اگر از شیرابه های بانوی بابونه های رباب
       
      به خواب می رفتم
       
      اینقدر برای دستان مهربانی اغیار
       
      و دامن محبت مادرانه  له له نمی زدم .
       
      دیریست که تکرر
       
      خارهای حاشیه همین حوالی
       
      به رشد و نمو دامن می زنند
       
      و مکررا سنگ خار مغیلان را
       
      به سینه می کوبند .
       
      آیا می دانی آنها زمانی
       
      با برنوهای بزرگ میرزا کوچک خان جنگلی
       
      خوار شدند ؟؟
       
      آیا می دانی برای حفظ آبرو
       
      برگهای زرد و سرخ پائیزی
       
      بر زخمهای مظلوممان استتار گردیدند ؟
       
      هر بامداد که از کپر نیمه سوخته ام
       
      به بیرون سرک می کشم
       
      به یاد عالم ناسوت می افتم
       
      و بی تحرک و بی اختیار
       
      به انتهای جنگل تاریک و مرطوب
       
      خیره می شوم .
       
      کجایی ؟؟
       
      کجایی ؟؟
       
      بیا تا بذر خود آگاهی و باور را
       
      به تمام آدرسهای جهان
       
      ارسال کنیم
       
      و نگذاریم ریشه های فرهنگ اساطیریمان
       
      روز بروز به دست
       
      بادهای صد و بیست روزه
       
      خشک و متفرق شوند .
       
      نتیجه تصویری برای باد و برگ
      باقر رمزی باصر
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۱۳ روز پیش

      دروداستادخوبم
      بسیارزیبابود
      همایون فتاح متخلص به رند
      ۱۳ روز پیش
      باسلام وعرض ارادتی
      چه باشکوه سروده ای بود و مبهوتی مرا رقم زد درود بیکران توراست استاد
      مونس ارجمندی
      ۱۳ روز پیش
      چقدر زیبا احسنت
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ۱۳ روز پیش
      درودها
      بسیارزیبابود

      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      ۱۳ روز پیش
      عالی سروده اید استاد
      نقی باقری
      ۱۳ روز پیش
      سلام بسیار زیبا پایدارباشید
      ام البنین دهقان
      ۱۲ روز پیش
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.