سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 2 ارديبهشت 1397
  • تأسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، 1358 هـ ش
  • سالروز اعلام انقلاب فرهنگي، 1359 هـ ش
  • روز زمين پاك
7 شعبان 1439
    Sunday 22 Apr 2018
      در هر رویداد منفی، بذر یك پیشامد پربارتر و سودمندتر كاشته می شود. ناپلئون هیل

      يکشنبه ۲ ارديبهشت

      تر ...

      شعری از

      مرضیه سادات هاشمی

      از دفتر شکوفه ی پاییز نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۴۱۷۱
        بازدید : ۴۵   |    نظرات : ۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مرضیه سادات هاشمی

      ر یخبندان تاریکِ تاریخ
      چشم را  به کدام امید وصله بزنیم؟
       
      اگر خوبها زیادند
      و شمارشان سیصدوسیزده آیینه باشد
      بیهودگی مان را
      در کدام اقیانوس شرم غرق کنیم؟
       
      ما گرسنه ایم
      ما تشنه ایم
      و اصلا در نشئه گی 
      گرسنگی و تشنگی ایم.
       
      فایده ندارد
      باید...
      فکری کرد
      پیش از اینکه جمجمه هایمان
      در گور 
      بروند
      باید فکر 
      کرد...
       
      مغزِما 
      در اینده 
      فقط ذخیره ی زمستانی مورچه ها خواهد بود
       
        کرم های شب تابِ 
      کارگران تنبل اداره ی راه شیری اند
      و خورشید را
      فقط در ساعت کاریِ
      فردای مه گرفته
      در دفتر شماره ی نامعلوم
      پیدا خواهی کرد....
       
      واما
      ما...
      در یخبندان تاریکِ تاریخ
      چشم را به کدام امید وصله بزنیم
      ##مرضیه سادات هاشمی
      مادرم
      از خارهای خشک حیاط با احتیاط می گذرد 
      و مراقب برگ های زردش  است
       
      مادرم انقدر مهربان است
      که دل شکستن تیغ ها را ندارد #مرضیه_سادات_هاشمی
       
       
      پدرم خط  نوشتن دوست دارد
      او قلمش را
      در دواتی که زمان هدیه داده 
       
      فرو میبرد
      و تقدیر می نویسد
      مینویسد نفس بکشم
      مینویسد زنده بمانم
      مینویسد ندوم چون جاده لغزان است
      مینویسد نرسم 
      که ته جاده بی پایان است
      و من لیقه ای به او میدهم
      که "عمیق "بنویسد کلمات را
      و" شعر "شود جمله هایی که 
      تا "قاف" واژه ها پیش می روند.
      تا بنویسد 
      هرچه خواهد:
       
      نفس بکشد...
      زنده بماند..
      ندود..
      نرسد
       
      فقط این بار ع ش ق
       ته حرفش باشد
      #مرضیه_سادات_هاشمی
       
       
      بگذار اشک شهادت دهد
      که چه اندازه بی تو بودن"تر"بود
      #مرضیه_سادات_هاشمی
       
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بانو
      طاهره حسین زاده(کوهواره)
      ۲ هفته پیش
      سلام سیده بانوی عزیز

      شعرهاتون خیلی دلنشین اند
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      ۲ هفته پیش
      واقعا لذت بردم از سروده زیبا و دلنشینتان
      شعرتان حال دل هر خواننده ای را خوب خواهد کرد بی شک
      قلمتان پر توان و سبز باد
      موفق باشید
      عـلــــــــــی  رفــیـعــــــــی  (امیــــــــــــــد)
      ۲ هفته پیش

      سلام و درود
      بسیار زیبا سروده اید
      پاینده باشید

      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ۲ هفته پیش
      درود ها
      غلامعلی همایونی (شمیم)
      ۲ هفته پیش
      سلام و احترام
      بسیار زیبا و دلنشین سروده‌اید
      خدا قوت
      عزت زیاد
      ⚘⚘⚘
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.