سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397
    11 شعبان 1439
    • ولادت حضرت علي اكبر عليه السلام، 33 هـ ق، روز جوان
    Thursday 26 Apr 2018
      در هر رویداد منفی، بذر یك پیشامد پربارتر و سودمندتر كاشته می شود. ناپلئون هیل

      پنجشنبه ۶ ارديبهشت

      بودي اميد دل خسته

      شعری از

      ایرن

      از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۴۱۲۴
        بازدید : ۷۹   |    نظرات : ۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر ایرن
      آخرین اشعار ناب ایرن

      دلم از اين روزا شكسته
      دراي اميد شده بسته
      توام بهم دروغ گفتي
      از عشق با فروغ گفتي
      توام زدي نارو به عشقم
      فكر ميكردم تويي بهشتم
      از حس خوب و ناب گفتي
      آخ كه چقدر سراب گفتي
      بودي اميد دل خسته
      آخ كه ديگه خيال بسه
      هرچي كه عشقه گم و گور شد
      حس قشنگم كر و كور شد
      تيشه زدي به حس نابم
      انگاري كه تو يه حبابم
      قصر قشنگ روياهام ريخت
      پرنده ي عشقي كه بُگْريخت
      حس دلم يهو كبود شد
      قصه ي ما يكي نبود شد...
      از گونه هام عشق تو سُر خورد
      حساي خوب ، تو بدي بُر خورد
      يه قصه ي نيمه تموم شد
      مرغ دلم يه جغد شوم شد
      از اين منِ نفس بريده؛
      كه اميدش به ته رسيده؛
      فقط يه قصه موند باقي
      هنوز نمي فهمي تو داغي
      خاطرشم بايد نابود شه
      خونه ي روي آب دود شه!
      هرچي كه بود دفترو بستيم
      از همه ي احساسا رَستيم
      كلاغ ما زخمي و مردست
      آخر قصه مون بزن دست!
      اون كه به خونه نرسيده
      شاهزاده ي اسب سفيده
      اون كه توي باتلاقا سُر خورد
      عروسي بود كه اميدش مُرد
      همه قشنگياي روياش
      فقط شدش اي كاش و اي كاش...
      قصه ي ما كشكه و دوغه
      سر تا تهش پُر از دروغه
      كلاغمون زخمي و خسته
      با پرايي كه بد شكسته؛
      حتي نداره بال پرواز
      حتي نوايي واسه آواز
      كه سَر بده قصه اي از درد
      بگه از احساسي كه يخ كرد
      كتابمون كه ناتموم موند
      قصه ي شاه پريون موند
      كجاي قصه سر سپردي
      كه آبروي عشق و بردي؟
      كجاي قصه جا موندي
      كه همه احساسمو روندي؟
      كه ته قصه شد پر از غم
      افسوس و حس درد و ماتم
      كه دختر شاه پري مُرد؟
      چون كه دلش يه گوشه پژمرد
      حالا كه حس قصه سَر رفت
      راستي آره شاهزاده در رفت
      دخترك خسته بكش آه
      عشق شده سوزن تو دل كاه
      عشق كدومه حس غريبه
      حس يه باغبون پي سيبه
      دروغاي چوپان به بره،
      كه آخر قصه قشنگه
      بره به چوپون تكيه داده
      افسوس، يك گُل توي باده
      منم تو چنگ تو اسيرم
      همين شده كه ديگه پيرم
      تو مثل عنكبوت كه سيره
      اما دلم تو دام اسيره...
      ته تهاي قصه رسيده
      كه اينجاها صفحه سفيده
      چوپان داده بره به قصاب
      گفتم كه ساختيم خونه رو آب
      آخر اون همه اميدش
      وقت اونم به سر رسيدش
      منم شدم اون گل در باد
      كه گلپراش از شاخه افتاد
      آخر قصه شد تباهي
      كه پُر شده از روسياهي...
       
      ايرن
      ٩٦.٩.٢٥
      سلام شاعر گرامی لطفا نام و فامیلی خود را تکمیل کنید... مدیریت سایت
      ۳
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      ۲ هفته پیش

      سلام
      خیلی خوش آمدید به جمع ما

      صحبت  پارکی ( صُبی )
      ۲ هفته پیش

      شاعر گرانمهر
      خانم ایرن
      با سپاس از آفرینش این اثر زیبا و عاشقانه
      سلام
      منوچهر مجاهدنیا
      ۲ هفته پیش
      به شعرناب خوش آمدید.
      حدیث ابراهیمی (سوگند)
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود دوست عزیز
      خوش آمدید
       موسی عباسی مقدم
      ۲ هفته پیش
      درود برشما خیلی زیبا بود
      حمیدرضا محمودی
      ۲ هفته پیش
      درود
      ایرن
      ۲ هفته پیش
      سپاس دوستان عزيز
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.