سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397
  • شكست حملة نظامي آمريكا به ايران در طبس، 1359 هـ‌.ش
10 شعبان 1439
    Wednesday 25 Apr 2018
      در هر رویداد منفی، بذر یك پیشامد پربارتر و سودمندتر كاشته می شود. ناپلئون هیل

      چهارشنبه ۵ ارديبهشت

      نوای کرشمه

      شعری از

      باقر رمزی ( باصر )

      از دفتر دفترچه بغلی سیاه مشقهای من نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۶۳۹۶۶
        بازدید : ۵۲   |    نظرات : ۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

       
      نتیجه تصویری برای کرشمه و ناز
       
      نوای کرشمه
       
      وقتی شعر
       
      همسایه ی دیوار به دیوار من شد
       
      دف چنگی به دلم انداخت و
       
      تنبورها و ربابها پریشان شدند .
       
      غرش ترومپت سینه ی سنتورم را شکافت
       
      و من دیدم که تاجران جنسیت
       
      با نوای کرشمه ی مخنثان و مادیان
       
      پرده های بکارت را برای اجاره
       
      به دول عربی می برند .
       
      ای تازیانه عریان !!!
       
      تو بهترین رقاصه ای هستی که
       
      در پشت کپرها و کومه ها
       
      پنهانی ارضاء می شود .
       
      شب از نیمه گذشته است
       
      و من و نی در عمق آئینه
       
      سیگار پشت سیگار . . . .
       
      به عزلت دیرینه ام نشسته ایم .
       
      شعر گاهی مرا شلاق می زند .
       
      شعر گاهی مرا تعزیز می کند .
       
      شعر تا کنون مرا به قعر قونیه
       
      و عمیق ترین و دورترین
       
      کشمیرها و لاهورهای جهان برده است .
       
      خود صبا شعر را بدون واسطه از دست
       
      الهام خانم می گیرد و بدون سانسور
       
      برایم می آورد .
       
      شعر سایبانی است که
       
      در زیر آن دمی را می گذرانم
       
      و از جرز آن
       
      آفتاب را لمس می کنم .
       
      نمیدانم ساعت چند است
       
      میگویند ساعتها جلو رفته
       
      از موقعی که عقربه های ساعتم
       
      در هر ثانیه هزاران بار مرا میگزیدند
       
      لحظه ای نمیگذرد
       
      و من به خاطر التیام زخمهایم
       
      گردنم را در پیش
       
      اغیار خم می کنم .
       
      آیا روزی را که در وجودت
       
      شقایق سوخت را به یاد داری ؟
       
      من از همان تیره ام .
       
       
      نتیجه تصویری برای شقایق
      باقر رمزی باصر 
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بزرگوار
      سال نو مبارک
      جواد کریمی
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و عرض تبریک سال نو خدمت جناب باصر

      وقتی شعر

      همسایه ی دیوار به دیوار من شد

      دف چنگی به دلم انداخت و

      تنبورها و ربابها پریشان شدند .
      بسیار زیبا بود دستمریزاد
      علی احمدی (حادثه)
      حدود ۱ ماه پیش
      استاد رمزی بزرگمهر ......خداییش به کودکی می مانم که در انجمن بزرگان دانش و معرفت مجیزش گویند و خود بزرگ دارد ...شگفتا از این نمی دانم چه زیبای اندیشه تان ...بی هیچ اغراقی بسیار بسیار لذت بردم و ساعات بنده حقیر که جلو یا عقب غرق شعف شد .....سپاس استاد
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما بزرگوار
      احمد خدادادی دهکردی
      حدود ۱ ماه پیش
      بسیارزیبا دلنشین درودبراستادرمزی عزیزوبزرگوار
      احسنت برشما
      رسول رفیقی
      ۲ هفته پیش
      بی نظیر و الهام بخش قلم زدید استاد⚘⚘👏👏
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.