سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 1 آبان 1397
  • روز آمار و برنامه ريزي
  • شهادت مظلومانة آيت الله حاج سيد مصطفي خميني، 1356 هـ ش
14 صفر 1440
    Tuesday 23 Oct 2018
      شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بدارید ،بی آنکه رنگ آنرا بیاد آورید.گوته

      سه شنبه ۱ آبان

      جشن بالماسکه

      شعری از

      واو بافرانی

      از دفتر پندار نوع شعر مسمط

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶ ۱۷:۳۲ شماره ثبت ۶۳۳۰۵
        بازدید : ۲۹۳   |    نظرات : ۳۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر واو بافرانی

      مثل سیبی که سرخ می خندد،.. دلش اما قلمروِ کِرم است
      مثل من، تو،.. وَ ایل و طایفه ای،.. که به نیرنگِ رنگ ها دل بست
      مثل هرکس که گفت: "هستم" و رفت،.. فارغ از هرچه بود، هرچه که هست
      جشنِ بالماسکه بود زندگی ات،.. ازدحامِ نقاب پشتِ نقاب
       
      حرف های چرند و بی سر و ته،.. در لباسِ لطیفه های قشنگ
      سیصد و شصت و پنج معشوقه،.. پشتِ دروازه های یک دلِ سنگ
      لذت از نوعِ کارگرش،.. لذت از جنسِ لمسِ بیل و کُلنگ
      بُگذر از جنبه های دیگرِمان،.. حبس و مرگ است حُکمِ کشفِ حجاب!
       
      زن شدن زیرِ اضطرابِ پدر،.. مثلِ یک مرد، طاقت آوردن
      دردهای نجیبِ مادر را،.. بعدِ هر وعده "بووووق"، قِی کردن
      حل شدن ذرّه ذرّه مابِینِ،.. مَکِشِ قطبِ بوسه و گردن
      درد دارد ولی نه مانندِ،.. خفه خونی مُدام، محضِ ثواب
       
      اِزدیادِ "همیشه شوهر" ها،.. مَردهای ظریفِ خاله زَنَک
      مُردن از دردِ تلخِ تشریفات،.. زنده ماندن به شیوه ی دلقک
      پُروتِزهای دلبری پُفکی،.. خاص بودن به رغمِ دوز و کَلک
      دل ربودی تو از زمین و زمان،.. دل ربودی ولی به سَبکِ حُباب
       
      هر دو همخون، ولی مخالفِ هم،.. مثل سوزِ اسید و سوزشِ باز
      میهمانی به سبکِ غربی ها،.. میزبانی به سبکِ خاصِ حجاز!
      اصلمان را چگونه گم کردیم؟،.. بین این مَردُمِ غریب نواز
      گربه ی بی نوات را نکند،.. بخورَد مارِ خفته ی مرداب!
       
      تلخ بودیم و تَفتمان دادند،.. بر سرِ سفره های خالیِ نفت
      خام بودیم و سُرخمان کردند،.. با اراجیفِ رأسِ ساعتِ هفت
      خود فریبی چه مزه ای دارد؟،.. بس کن این گَند را، که گوهر، رفت
      خواب ماندی، قریبِ یک عمر است،.. خونِ دل می خوریم جای کباب
       
      پرده ها را کنار هم نزدی،.. گفتی آنجا نشسته چوبه ی دار
      هضمِ این قصّه، گرگ می خواهد،.. دستِ کم بر وفایِ گَلّه ببار
      زندگی یک تمشکِ شیرین است،.. قیمتِ چیدنش ولی دو سه خار
      فتحِ پوچی مبارکت باشد،.. بی خیالش، کسی نمُرده، بخواب!
       
       
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۰۷:۴۵

      درودبانو
      بسیارزیباست احسنت
      شعرخوبی خواندم اول صبحی

      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۰۹:۵۷
      درود بانوی مهربانم
      سپاس از لطف حضور و نظر و همراهی همیشگی تان
      مرهون مهرتان هستم
      عیب پوشانه خواندید
      در پناه مهر یزدان موفق باشید
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۶

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      صحبت  پارکی ( صُبی )
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۸:۳۸

      شاعر گرانمهر
      سرکار خانم واو بافرانی
      شعری منتقدانه- اجتماعی واقع بینانه که با قلمی شیوا و ذهنیتی خرد گرایانه طوری پرداخت شده که مخاطب را به تعمق و تامل وا می دارد .
      بسیار زیبا و تحسین بر انگیز
      این اثر ارزش بارها خواندن را دارد
      متشکرم
      سلام
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۶

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۸:۱۸
      سلام و عرض ادب استاد بزرگوار
      سپاس از مهر و لطف حضور و نظرتان
      عیب پوشانه خواندید
      بی نهایت سپاس
      سایه تان مستدام
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۲۰:۳۲
      درود بانو
      بسيار زيبا و مبين مشكلات جامغه
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۶

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۸:۱۹
      درود استاد
      سپاس از مهرتان
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۲۲:۰۱
      مثل من، تو،.. وَ ایل و طایفه ای،.. که به نیرنگِ رنگ ها دل بست.............
      یکسر وهزار سودا تازه کار بیرون هم............
      سلام بانوی عزیزم
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۷

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۸:۲۱
      سلام و عرض ارادت بانوی عزیزم
      سپاس از محبت و مهر حضور و نظرتان
      واقعا دنیای پر مشغله و پر مسئولیتی ست..
      امید که بتوانیم قدمی به سمت پیشرفت و انسانیت برداریم
      در پناه حق
      ارسال پاسخ
      علی   صادقی
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۰:۲۲
      درود بر شما

      چونان همیشه عالی ودر خور سروده اید....

      در اوج باشید
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۳:۲۶
      درود برادر گرامی
      سپاس از مهر حضور و نظرتان
      پاینده باشید به مهر
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۷

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۰:۵۴
      درود شاعر گرامی
      سرکاره خانم بافرانی
      بسیار زیبا سروده اید دست مریزاد
      اما اشعار شمارا کمتر در سایت می بینیم
      حقیر همیشه از سروده های شما بهره مند میگردم
      بمانید بسرایید به مهر بانوی فرهیخته
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۳:۳۰
      عرض ادب جناب نوری بزرگوار
      سپاس از مهر حضور ونظرتان
      حقیقت اینکه زندگیست و درگیری هایش. مسئولیت مادری، همسری و .... یک سریم وهزار سودا....از این جهت توفیق نوشتن و حضور پررنگ در سایت خوب شعرناب نصیبم نمی شود
      امید که بتوانم بیش از پیش در خدمت دوستان وعزیزان شعر ناب باشم
      پایدار باشید به مهر
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۷

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      علیرضا دادگر
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷
      نِ باریکلا
      درود بر این احساس زیبا
      سپاس
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۳:۳۱
      سپاس از مهر حضور و نظرتان
      پاینده باشید به مهر
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۷

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      محمد علي واشقاني ( باران )
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۵۹
      تلخ بودیم و تَفتمان دادند،.. بر سرِ سفره های خالیِ نفت
      خام بودیم و سُرخمان کردند،.. با اراجیفِ رأسِ ساعتِ هفت
      خود فریبی چه مزه ای دارد؟،.. بس کن این گَند را، که گوهر، رفت
      خواب ماندی، قریبِ یک عمر است،.. خونِ دل می خوریم جای کباب
      سلام سركار خانم بافراني عرض ادب و احترام .
      بسيار كنايه هاي بجا و زيبايي . درك ريزه كاريها و كنايه هاي شعر يقينا چند بار خوانش را مي طلبد .
      بر خواهم گشت . . توفيق همراهي
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۵:۴۶
      سلام و عرض ادب بزرگوار
      بسیار سپاسگزارم از لطف حضور و نظرتان و همچنین وقتی که صرف خوانش و تأمل در کار بی مقدار بنده کردین
      بی نهایت ممنونم
      پایدار باشید به مهر
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۷

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ ۲۳:۱۷
      سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارم،بانو بافرانی گرانقدر
      خرسندم که بار دیگر افتخار خواندن شعر فاخرتان نصیبم شد.از بهترین های معاصر هستید و همیشه از ابتکار قلم و مضامین بدیعتان آموخته ام.
      ژرفای اندیشه یتان را می ستایم.
      تمام فراز و فرود های این مسمط زیبا،پخته بود و سرشار صناعات ادبی متنوع و البته از منظری جدید و متفاوت.
      هر دو همخون، ولی مخالفِ هم،.. مثل سوزِ اسید و سوزشِ باز
      میهمانی به سبکِ غربی ها،.. میزبانی به سبکِ خاصِ حجاز!
      اصلمان را چگونه گم کردیم؟،.. بین این مَردُمِ غریب نواز
      گربه ی بی نوات را نکند،.. بخورَد مارِ خفته ی مرداب!
      ...........
      برقرار باشید بزرگوار
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۸:۲۴
      سلام و عرض ادب جناب دژآگه برادر بزرگوارم
      سپاس بیکران از این همه مهر... زبانم از پاسخگویی به این همه محبت و تمجید قاصر است
      مرا با مهر فزون و همیشگی تان شرمسار و مرهون می نمایید
      هماره از شما و دیگر اساتید می آموزم
      در پناه مهر یزدان
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۳۹
      سلام خدمت استاد گرانمهرم..
      بااختلاف بهترین شعری بود که در این ماه اخیر خواندم..
      پنج بیتی در سرم جرقه زد بعد خواندن این اثر..
      فوق العاده اید و بی نیاز از تعریف این شاگرد




      زن شدن زیرِ اضطرابِ پدر،.. مثلِ یک مرد، طاقت آوردن
      دردهای نجیبِ مادر را،.. بعدِ هر وعده "بووووق"، قِی کردن
      حل شدن ذرّه ذرّه مابِینِ،.. مَکِشِ قطبِ بوسه و گردن
      درد دارد ولی نه مانندِ،.. خفه خونی مُدام، محضِ ثواب
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۷

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      سه شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۸:۲۹
      سلام و عرض ادب حضور برادر بزرگوارم جناب رمضانی
      مرهون لطف و همراهی دائمتان بوده و هستم
      به مهر و عیب پوشانه خواندید
      شاگردی می کنم و می آموزم از شما و دیگر اساتید بزرگوارم
      مهرتان مستدام
      ارسال پاسخ
      میرعبدالله بدر
      چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶ ۱۰:۵۱
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۲۸
      سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۶ ۲۲:۰۴
      من واقعا علاقه مند هستم به اشعارتان
      افرین بر شم......
      سفره اگر نفت داشت
      پهنش نمیکردند
      لوله اش میکردند و ما هم دعایشان
      .......
      خیلی عالی
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ ۱۱:۱۵
      سلام
      سپاس از لطف حضور و نظر و همراهی دائمتان
      و همچنین ممنون بابت بداهه ی پرمعناتون
      در پناه حق

      ارسال پاسخ
      صفری (ساقی)
      پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶ ۱۱:۱۳
      مثل سیبی که سرخ می خندد،.. دلش اما قلمروِ کِرم است


      درود بر شما بزرگوار
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۶ ۱۲:۰۹
      سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      حسام الدین مهرابی
      دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۱۹
      سلام خواهر گرامي
      و استاد زبردست

      بينهايت زيبا و پربار سروديد
      بي تعارف عرض كنم يك دنيا حرف آماده كرده بودم كه در تمجيد اين شاهكار شما عرض كنم
      ولي خلاصه عرض كنم
      فوق العاده ناب سروديد
      واقعا لذت بردم و همچون هميشه از كلاس درس شما آموختم
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      دوشنبه ۶ فروردين ۱۳۹۷ ۲۰:۵۳
      سلام برادر بزرگوار
      شاگردی می کنم...
      سپاس از لطف نظر و حضورتان
      عیب پوشانه نظر دادید
      مرهون مهرتان هستم
      پاینده باشید به مهر
      ارسال پاسخ
      ســــــتوده
      يکشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۲:۰۲
      واقعن عالیست
      مانا باشید استاد
      بهترین مسمط دنیا از نوع شاهکار
      ممنونم که مارو به جشن بالماسکه تون دعوت کردین استاد
      پاینده و تابان باشید
      واو  بافرانی
      واو بافرانی
      شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ ۱۲:۰۶
      سلام عزیزم
      سپاس از قلم رنجه تان پای سیاهه ی بی مقدارم
      عیب پوشانه خواندید و به مهر
      مهرتان را سپاس

      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.