سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 26 تير 1397
    6 ذو القعدة 1439
      Tuesday 17 Jul 2018
        بدترين دروغ‌ها گمان بد به مردم بردن است. حضرت محمد (ص)

        سه شنبه ۲۶ تير

        عصیان گر (قسمت اول)

        شعری از

        علی احمدی (حادثه)

        از دفتر دل نوشته های غریبانه نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ ۰۸:۳۴ شماره ثبت ۶۳۱۸۴
          بازدید : ۲۵۹   |    نظرات : ۲۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        خوردم از دست کسی که به تنش دست شدم
        با نگاهی گذرا بر نگهش مست شدم
        بوسه ای داد و قسم خورد دلت را ببرم
        هرگز از بوم دلت همچو کبوتر نپرم 
        در جوار حرمی پاک قسم خورد که هست
        آسمان از قسمش بغض فرو خورده شکست
        روز و شب بر در ویرانه قلبم در زد 
        دم به دم بی خبر از من به نگاهم سر زد
        در سراپرده عشاق جهان رفت و نوشت 
        شمع جانسوز توام دلبر پروانه سرشت
        آنقدر گفت و جوابی نشنید از من زار
        سر به صحرا زد و بنشست به امید مزار
        خبر آورد نسیم سحر از محفل دوست
        که نمانده است از او جز رگ خشکیده و پوست
        گفته یا وصل تو یا مرگ بود چاره درد
        آتش عشق تو هرگز نشود ساکت و سرد
        ...........
        آنقدر گفت : که وجدان مرا خونین کرد
        فکر کردم که جز او نیست مرا مرهم دزد
        دل وامانده زخمی و سر بی سامان
        جگری سوخته از آتش بی نام و نشان
        پشتم از خنجر معشوقه قبلی صدچاک
        روحم آزرده و مغموم و تنم چون خاشاک
        یه دلم سخت برآشفته صدایم میکرد
        هر چه دشنام بلد بود نثارم میکرد
        یادم آورد تباهی و غم و ماتم و درد
        اولین عشق و سرانجام پر حسرت سرد
        یادم آورد ستم های جراحت اندود
        گل شادابی و دریای پر از نکبت و دود
        یادم آورد قوانین خیانت بازی
        منجلابی ز دروغ و پشت هم اندازی
        یادم انداخت چه شبها سر بی شام زمین
        هدیه عشق می آمد ز یسار و ز یمین
        این دلم یاور دوران پر از حسرت بود
        نخوت هرزه نگاهی بر ما رحمت بود
        از صدای سخن عشق ندیدم بدتر 
        هر اندیشه جز این کرد بمیرد بهتر
        این دلم یکسره میگفت و نصیحت میکرد
        تا پشیمان کندم از ره این نکبت زرد
        گرم ارشاد من ابله بی عار و هنر
        لیک من در عطش عشق تو عصیان گر خر
        یه دلم خون به جگر ،زخم به سر می غرید
        آن دل عاطفه اندود چو باران بارید
        مهربان دل به دل سنگ نصیحت میکرد
        وز خروش و تپش عشق حکایت میکرد
        دل خالی ز تب عشق بود بار گران 
        دل بی درد شود سهمیه گور خران
        گفته شاعر که دلا سوز تو صد کار کند
        سوزش دل گل زیبای تو را خار کند
        اژدها میشود ار تکه چماغی بی جان
        قدرت عشق کند موسی عمران اینسان
        یا گلستان شود ار آتش سوزان به خلیل
        سببش جوشش عشق است،دل سنگ علیل
        همچو تیری ز کمان جست دل سنگی و گفت
        منطقت مضحک و حرفت همه بی مایه و مفت
        دلک مسخره وازده تیپاخور
        آبرویت به هوا کرده و سر در آخور
        دم به دم هرزگی عشق فلان و بهمان
        هر زمان در هوس بی سرو پایی مهمان
        عشق همان شهوت و آز است به تعبیر دگر
        جز خدا بر دگری عشق بود عین ضرر
        عشق او همچو گلی ناب بود در گلزار 
        این عمل روی زمین خار بود در شن زار
        دل سنگی، دل محکم،دل دلدار شود
        پادشه یا که سپهبد جهت یار شود
        من سنگی همه عمر وفادار شدم
        بحر صاحب دل خود کوه بدم کاه شدم
        تو رفیق لحظات خوشی او بودی
        من شفیق غم و اشکش به رهش خار شدم
        هر چه این صاحب دل سوخته ام خنجر خورد
        از هوس بازی و رسوایی تو ماتم خورد
        هر کجا خواست ببازد دل خود را بودی
        هستی صاحب ما سوخت و تو خوشنودی
        سنگ گشتم که شوم سدّ هوس بازی تو 
        بحر همدردی صاحب دل و بی شرمی تو 
        دِلَکِ هرزه بدکاره عاشق پیشه
        که دل صاحب بیچاره ز کارت ریشه
        اگرم سوزش دل علت قدرت باشد
        یابه قول تو همی عشق سعادت باشد
        عشق صاحب دل من مقصد و معوا باشد
        خلعت بوالهوسی از تو مهیا باشد
        ............
        آری ای آنکه به آنی ...........ادامه دارد .......حادثه
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۲:۰۸

        درود برشما
        شعرزیبایی بود

        والبته مشکلات کوچکی هم داره که اگه ویرایش شه بهتراازاین هم میشه وبااجازه تون کمی فضولی می کنم
        قالب شعررا فک کنم اشتباهی غزل زده اید واین یه مثنوی عاشقانه است نه غزل
        چون هربیتش یک قافیه ی مجزاداره ومتفاوته باغزل گرچه مضمونی عاشقانه داره
        شعرتون تصاویر زیبایی داشت دربرخی ازبیتها و خیلی خوب بود
        اما معایبی هم داشت اول اینکه
        بیت اول مصراع اولش ضعف تالیف داره
        خوردم از دست کسی که به تنش دست شدم
        دست شدم به تنش معنایی نداره یاهم که من نفهمیدم منظورتون چی بود؟!
        ویااینجا
        یه دلم سخت برآشفته صدایم میکرد
        این بیت هم معناش رونفهمیدم ...
        که البته شایدهم مشکل تایپیه وبه دلم منظورتون بوده
        قافیه هاهم درچند جا معیوب ویادچارمشکل اند ازجمله :
        سنگ گشتم که شوم سدّ هوس بازی تو
        بحر همدردی صاحب دل و بی شرمی تو
        بازی باشرمی قافیه نمیشه
        هر چه این صاحب دل سوخته ام خنجر خورد
        از هوس بازی و رسوایی تو ماتم خورد
        خنجروماتم هم باهم هم قافیه نمیشه
        من سنگی همه عمر وفادار شدم
        بحر صاحب دل خود کوه بدم کاه شدم
        اینجا هم قافیه نداره کاه باوفادارهم قافیه نیست
        اگرکمی دست به سروروش بکشین ازاین شعرمثنوی بسیاریکدست وفاخری میشه ساخت
        قلم خوبی دارید برادربزرگوارم احسنت
        وببخشید که جسارت کردم دیدم تیک نقدفعاله فقط جهت همفکری نکاتی رو عرض کردم
        ان شاالله که موفق باشید همیشه







        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۵:۰۱
        درودها بر شما بانو
        بانقدتون موافقم
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۵:۳۳
        ارسال پاسخ
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۰۳
        سپاس بیکران استاد گرامی و سرور ارجمند سرکار خانم عجم
        اگر تو زندگی همه ما چنین دقیق شده و وقت بگذاریم دنیا گلستان است ....واقعا سپاس بیکرانه از شما بابت این همه زحمت صادقانه و یه اعتراف صادقانه بخوام داشته باشم اینکه سبک شعر فرمودین دقیقا درسته من تسلطی رو تشخیص سبک شعر ندارم خیلی کلی بدونم غزل و قصیده مثلا چه فرقی دارن

        و اینکه جز یکی از اشعارم همشون قدیمی هستن و این مثنوی هم حدود پنج سال پیش سروده شده و قسمت هایی نمیخونه باید بگم هجو سرایی کرده بودم .....البته من همین الانم تو وزن ک قافیه لنگ میزنم ولی نه اینقدر فاحش و ابتدایی ....امیدوارم از این اندوه سیاه بیرون بیام و دوباره بنویسم ......خیلی خیلی خیلی منت گذاشتین سرم ...جدا خیلی خوشحال شدم ..سالها بود چنین حسی رو تجربه نکرده بودم ...حس اینکه اثرم برای دیگری ارزش داره ....ممنونم از شما ممنون
        ارسال پاسخ
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۰۵
        سپاس بیکران جناب استاد حکیم بسیار مزین فرمودید و از بذل توجه شما خرسندم
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۲۱
        مهربانوی ارجمند استاد عجم درود دوباره
        اون مصرع که فرمودین درست تایپ شده یه دلم سخت بر آشفته ........
        در واقع مناظره بین دو احساس که به دو دل تشبیه شده
        یه دل اون دل احساسی و ضعیف همیشگی و یه دل دیگه دل سنگی هستش که در تجربه دوباره دل باختن توسط صاحب دلشان با هم مناظره میکنند ....البته خواستم گنگ بودن رو عرض کنم و گرنه که خیلی شرمنده شدم از این همه لطف این اثر ارزش وقت گذاشتن هم نداره چون فاکتور اولش قبل از وزن و محتوی اشکال داره ....فاکتور احساس سراینده درست نیست با کین و دشنام ......سه قسمته ممنون میشم بررسی کنید ....
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۴۹
        جناب احمدی بزرگوار! در این تعبیری که خودتان از (یه) دارید، واژه ی (یه)، عامیانه محسوب می شود و آوردنش در شعر کلاسیک جایز نیست.
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ ۱۰:۰۴
        درودبرشما وممنون از روحیه ی بالای نقد پذیرتون
        بازم ببخشید فضولی کردم
        موفق باشید همیشه
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۵:۳۲
        درود جناب احمدی بزرگوار
        مثنوی پرمحتوا و زیبایی سرودید.

        گفتنی ها را بانو عجم بیان کردند. چند نکته ی ریز هم من در ادامه سخنان ایشان بیان می کنم که:
        _در مصرع( بحر صاحب دل خود کوه بدم کاه شدم) حرف اضافه‌ ی (بهر ِ )، سهوا (بحر) تایپ شده است؛ همچنان که می دانید، (بحر) یک واژه ی عربی و به معنای دریاست که آمدنش در این مصراع، مفهومی ندارد.
        اما (بهر ِ )که یک واژه ی فارسی است، حرف اضافه و به معنای: برای؛ به خاطر... و این دست معانی است.
        _در مصراع:
        فکر کردم که جز او نیست مرا مرهم دزد
        (درد) سهوا (دزد) تایپ شده است.

        _در قافیه های (بهمان و مهان) حرکت قبل از حرف ساکن (ه) متفاوت است. و این اختلاف، از عیوب قافیه محسوب می شود.

        البته بیان آنچه من و بانو عجم نوشتیم، اصلا از ارزش اثر شما نمی کاهد و صرفا جهت همفکری است.


        قلمتان همواره در اوج
        برقرار باشید.

        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۱۰
        درود بیکران استاد و حامی همیشگی بانو حکیمی گرانقدر
        بله دقیقا فرمایش به جایی است و با صداقت بگم که خودمم متوجه نشدم درد دزد تایپ شده و بحر پر واضح که دریاست ولی من به قصد برای با این املای غلط همیشه نوشتم و سپاس که گفتید خیلی زشت میشد اگر جایی که نباید بهم میگفتند این رو مدیون شما هستم.......مانا باشید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۲۱
        بزرگوارید جناب احمدی.

        همانگونه که در نظر قبلی نیز گفتم، حرکت قبل از (ه) ساکن در واژه های (مهان و بهمان) متفاوت است. به این نکته نیز بسیار دقت کنید.

        از دیدگاه قافیه شناسی، به این (ه) ساکن، قید می گویند.‌
        چند مثال دیگر برای قید:
        (ف) در واژه های (گفت و شکفت)؛
        (س) در واژه های (دست و بست).
        حرکت قبل از قید را، (حَذو ) می نامند.

        در واقع: _حرکت پیش از (ردف) و (قید) را (حَذو) می نامند و اختلاف در این حرکت، از عیوب قافیه است.

        _ اختلاف حذو (حرکت ماقبل ردف و قید) و توجیه (حرکت ماقبل روی ساکن)، از عیوب قافیه است و این عیوب را (اقواء) می نامند.

        پیشنهاد می کنم مباحث مربوط به علم قافیه را مطالعه کنید، متوجه می شوید.

        با یک سرچ ساده در اینترنت در خصوص (حرکات قافیه) و نیز (عیوب قافیه) به مطالب بسیار مفیدی در این زمینه می رسید.
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ ۱۹:۵۹
        درود بزرگوار
        مثنوی بسیار زیبا و شورانگیز بود
        جسارتا قوافی بعد از بیت 34 چگونه اند؟
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۵:۰۲
        .


        درود بر شما
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۵:۳۳

        ارسال پاسخ
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۱۶:۱۲
        استاد و سرور ارجمند جناب آقای انصاری
        سپاسمند لطف شما هستم
        ارسال پاسخ
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ ۲۰:۳۹
        عرض سلام مجدد استاد بانو حکیمی
        تمنا میکنم حالا که شما و استاد گرامی بانو عجم زحمت کشیدید و من هم نشستم برای رفع اشکال چیزی از قلم نیفته چون این اثر آزار دهنده هم هست برام به سبب دلیل سرایش
        قافیه بندی هم رو چشمم والا مثلا ادبیات خوندم و اینجوری افتضاح به بار آوردم ...آرایه های ادبی و عروض فارسی دانشگاهی رو دارم مرور میکنم چشم خیلی لطف کردین حس کردم امروز که هنوز فراموش نشدم سپاس
        سهیل بهنود
        جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ ۱۴:۴۷
        سلام ودرود
        جناب احمدی
        عالی وبامحتواسروده اید
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ ۱۹:۳۷
        عرض ارادت حضرت استاد بهنود
        بنده نوازی فرمودید
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        جمعه ۴ اسفند ۱۳۹۶ ۱۹:۴۴
        درود بسیار زیبا بود
        دست مریزاد
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ ۰۳:۵۷
        جناب نوری نازنین سرور ارجمند بنده
        مزین نمودید
        ارسال پاسخ
        حسام الدین مهرابی
        شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۴۴
        سلام دوست عزیز
        و هنرمند توانمند
        احسنت بر شما
        زیبا سرودید
        علی احمدی (حادثه)
        علی احمدی (حادثه)
        شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ ۰۳:۵۸
        جناب مهرابی گرانقدر شاعر توانمند
        بنده نوازی فرمودید
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.