سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
شنبه 5 خرداد 1397
    13 رمضان 1439
      Saturday 26 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        شنبه ۵ خرداد

        از بیداری تا خواب

        شعری از

        محمد پازوکی

        از دفتر شعرناب نوع شعر چهار پاره

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۵۱ شماره ثبت ۶۳۰۴۵
          بازدید : ۸۵   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمد پازوکی

        قلمم روی دفترم حک کرد
        یک فلش بک به سمت آزادی
        سالِ آبادیِ خرابی ها
        یا خرابی بعد از آبادی
         
        تاکنون خواب دیده ای حتما
        خوابِ خوش روزگارِ آینده
        حالِ من را تو خوب میفهمی
        آن زمان های شاد و پر خنده
         
        کوچه هامان اگر چه خاکی بود
        دست هامان اگرچه خالی بود
        در جنوبی ترین کرانه ی شهر
        زندگی مان هنوز عالی بود
         
        حس نمیکردم این فواصل را
        مثل اکنون که فاصله نوریست
        یادِ دلواپسان نبودم که
        زخمِ احساس هایشان صوریست
         
        +++++++++++++
         
        مردمانی فقیر در صحنه
        سینه هاشان ز درد آکنده
        مشت هاشان همه گره اما
        حرفشان بود حرف گوینده
         
        آیه ها اتفاق می افتاد
        همچنان داستان و افسانه
        کاخ شاهانه را وتو کردند
        غافل از حیله های شاهانه
         
        به تماشای آسمان رفتند
        در شبی که هزار مطلب داشت
        یک نفر توی ماه میخندید
        چشم ها توی آینه تب داشت
         
        انقلابی عظیم رخ داد و
        قهرمانان یکی یکی مردند
        دشمنانی که دستشان رو شد
        دشمنانی که بد رکب خوردند
         
        دامِ دشمن یکی دوتا که نبود
        دشمنِ پر فریب و حیلت ساز
        دست مان لقمه ی پنیری بود
        حمله ور شد به ما چنانکه گراز
         
        ناگهان شهرهای اشغالی
        جمله تبدیل شد به یک کابوس
        توی قاموس من ولی درج است
        خاک یعنی حراست از ناموس
         
        نبریدم ولی از این دنیا
        نشدم ساده ساکن معراج
        تشنه بودم ، فریب میخوردم
        سهمم از این دکان فقط تاراج
         
        چه بهشتی شده ست گورستان !
        صد دهان بهرِ طعمه واکرده
        تا ببلعد تنِ بنی آدم
        روزگاری خدا خدا کرده
         
        کو ؟ کجا گشته سایه ی طوبا
        پشتی سبز و نهر آبش کو ؟
        گیرم اینکه درست گفتی تو
        کو پیمبر ؟ ابو ترابش کو ؟
         
        پس به ناچار قهوه ی قجر و 
        اضطرابی که چون شود آخر
        موهبت بود جنگ و من اما
        موهبت را نمیکنم باور!
         
        .................
        .................
         
        حس نمیکردم این فواصل را
        مثل اکنون که فاصله نوریست
        یاد دلواپسان نبودم که
        زخم احساس هایشان صوریست
         
        آن چراغی که سهمِ خانه ی ماست
        روشنی بخشِ خانه ی غیر است
        گر به مسجد حرام گشته چراغ
        پس که گفته که کارِ ما خیر است ؟
         
        تا کنون خواب دیده ای حتما
        خوابِ خوش روزگارِ آینده
        حال من را تو خوب میفهمی
        حالِ یک شهروندِ شرمنده
         
        هر چه بیدار میشوم خوابم
        خواب هایم دوباره طوفانیست
        عاشق سرزمین ایرانم
        چشم هوشم همیشه بارانیست
         
        آذر 96- البرز - فردیس
         
         
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۷:۰۵
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود
        حمیدنوری(احمد)
        يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۰۵
        درود دوست شاعرم
        جناب پازوکی بسیار زیبا سروده ای
        دست مریزاد
        حسين زرتاب
        يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۵۵
        سلام بر پازوکی عزیز

        شعری ناب که همه آنچه باید بیان کرده اید

        عالی بود رفیق

        عالی

        دست مریزاد

        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ ۲۰:۳۹
        درود بر شما
        کبرا مینائی جاوید(مینا)
        دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۲۰
        درود ها استادم
        مثل همیشه عااااالی وناب
        قلم تان نویسا
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.