سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
شنبه 5 خرداد 1397
    13 رمضان 1439
      Saturday 26 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        شنبه ۵ خرداد

        پیر مرد فقیر

        شعری از

        رعنا بهارلویی تخلص باغبان

        از دفتر برگ های پائیزی نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۵۹ شماره ثبت ۶۳۰۰۰
          بازدید : ۱۷۹   |    نظرات : ۲۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        آخرین اشعار ناب رعنا بهارلویی تخلص باغبان


        در هوایِ سرد ؛ دیدم ؛ پیر مردی را دوش
        که می برد ؛ کوله باری را خموش
        صورتش ؛ خاکی و سیاه و چروک
        از کوله باری کهِ داشت ؛ بر دوش
        لباس هایش ؛ مندرس و خاکی و کثیف
        با کوله باری که می بردش ؛ برای فروش
        خمیده و آرام قدم ؛ بر می داشت
        نداشت ؛ حالی و انگار می رفت ؛ ز هوش
        درسطل های زباله ؛ درسرما
        تا کمر خم می شد ؛ بدون بالا پوش
        دستهایش یخ زده بود ؛ از سرما
        می رفت و با خود بود ؛ در جوش وخروش
        گفتمش ؛ پیرمرد ؛ لحظه ای کن درنگ
        تا شوم در راه با تو ؛ دوشادوش
        ایستاد و بلکه نشست ؛زِ خستگی
        کوله بارش ؛ برزمین گذاشت ؛ از دوش
        پرسیدم ؛ حال و  احوالش را
        سر پایین انداخت ؛ و شد؛ بهِ گوش
        نشانم داد دستانش را با تعجب
        پرسید ای جوان ؛ آیا تو هستی بهوش ؟
        اشک ؛ در چشمانم ؛ حلقه زد
        چیزی نگفتم و گشتم ؛ خموش
        گفتم شب است و هوا و تنت ؛ سرد
        لباسی اگر داری آنرا ؛ بپوش
        بازکرد کوله بارش را نشانم داد
        گفت ؛ چیزی ندارم برای تن پوش
        پیرمرد ؛ خسته و غمگین ؛ اما با امید
        رفت به دنبال ؛زباله های بیشتر: به کوش
        به خود نهیب زدم و به رسمِ روزگار
        به آدمهای بی خیالِ در عیش ونوش
        باغبان ؛ با فغان ؛ شنید ؛ از او
        برو ؛ از پیش من ؛ دگر ؛ خاموش

        96/7/24
         
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۵۹
        سلام بزرگوار عزیز با احساس و تاثیر گذار سرودید بانوی فرهیخته
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۸
        سلام بر شما استاد گرامی جناب حاج سید فکری بزرگوار
        سپاسگزارم از جناب عالی
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۱۸:۴۸
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۰۰:۰۰
        خوش آمدید بانو
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۶:۳۴
        درود بانو
        بسیار بجا و زیباست
        مبین مشکلات جامعه ما
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۶
        درود بر شما استاد گرامی
        سپاسگزارم از جناب عالی
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۰۶:۵۵
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۳۹
        درود برشما
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی(امید)
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۱۰:۲۱
        سلام ودرودتان باد
        بسیار عالی قلم زده اید
        قطعا یکی از معضلات بزرگ و تاسف بار اجتماعی فقر و تنگدستی است و شما بزرگوارچه هنرمندانه به نظم کشیده اید ....



        پیرمرد ؛ خسته و غمگین ؛ اما با امید
        رفت به دنبال ؛زباله های بیشتر: به کوش
        به خود نهیب زدم و به رسمِ روزگار
        به آدمهای بی خیالِ در عیش ونوش


        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۳۹
        سلام و درود بر شما جناب رفیعی گرامی
        سپاسگزارم از لطف جناب عالی
        ارسال پاسخ
        احمد خدادادی دهکردی
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۴۸
        درودبربانو بهارلویی عزیزوبزرگوار شعرتان مثل همیشه
        زیبا وگویای مشکلات جامعه می باشد آفرین برشما
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۱۲:۵۷
        سلام بر استاد گرانقدر و عزیزم
        ممنونم از لطف بی دریغ شما بزرگوار
        وتشکر از حضور سبز جناب عالی
        محمد خسروی فرد
        پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ۲۲:۱۴
        درود بانو بهارلویی عزیز
        اندیشه و شعرتان زیبا و ستودنی است
        زمانی انسان نماها یا همان ژن های برتر قدرت در دست می گیرند سرنوشت خیلی ها تحت تاثیر زیاده خواهی آنها قرار خواهد گرفت.
        امیدوارم غم و نارسایی از این ملک برود و شاهد روزهای خوب و نه آزاردهنده باشیم

        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۰۰
        درود بر شما جناب خسروی فرد گرامی
        سپاسگزارم از نظر لطف شما
        ان شاءالله به لطف پروردگار هستی و دعای خیر همه
        ارسال پاسخ
        حسن کریمی
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۰۳:۱۵
        سلام و عرض ادب سرکار خانم بهار لوئی زیبا قلم زدید بر سر معضلات اجتماعی گوئی طول و عرض تاریخ با این نقش
        بافته شده ،دیروز،امروز،فردا ماهم نباشیم این معضل هست ..!
        درود برشما
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۰۴
        سلام و عرض ادب حضور استاد گرامی جناب حسن کریمی گرانقدر
        سپاسگزارم از لطف جناب عالی
        بله درست می فرمایید
        ان شاءالله با سعی وتلاش پیگر و مسئولانه همهٔ معظلات و نابسامانی ها حل و پر طرف شود در پناه خداوند باشید
        ارسال پاسخ
        علی احمدی (حادثه)
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۰۷:۴۳
        مهربانوی وزین و گرانب نهایت زیبا حیف میدونم نظری بنویسم جز تحسین این احساس و اینکه بی غرور اشک بریزم چرا که این قسم را نیک می شناسم ...نویسا قلمتان سبز فکر اند
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۰۷
        درود بر شما جناب احمدی گرامی
        سپاسگزارم از نظر لطف و حس همدردی شما با حس غم و درد اجتماع وجامعه کنونی ما ؛ ان شاءالله مشکلات برطرف شوند
        ارسال پاسخ
        ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۴۶
        درودها بر شما

        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۴
        درود بر شما جناب کاظمی
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        همایون فتاح متخلص به رند
        شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ ۰۰:۴۲
        باسلام واحترام
        احساس لطیف شما و قلمتان را میستایم درضمن بنظر میرسد در بیت سوم مصراع ششم باکوله باری که می برد برای فروش از نظر وزن کفایت میکرد وشاید سهوا "ش"اضافه شده یا اشتباه چاپی بوده است
        حسام الدین مهرابی
        شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ ۰۴:۵۸
        درود بر شما استاد بزرگوار
        و خواهر گرامی
        زیبا سرودید
        احسنت
        جواد کریمی
        شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ ۰۹:۳۳
        درود بر بانو بهارلویی گرامی
        حکایتی زیبا قلم زدید
        برقرار باشید


        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۰۱
        درود بر شما
        سپاسگزارم از لطف جناب عالی
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.