سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 2 خرداد 1397
    10 رمضان 1439
    • وفات حضرت خديجه سلام الله عليها، 3 سال قبل از هجرت
    Wednesday 23 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      چهارشنبه ۲ خرداد

      غم مجنون

      شعری از

      علی نصرالهی (مجنون)

      از دفتر دیوانه مجنون نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۰۷:۰۹ شماره ثبت ۶۲۷۷۵
        بازدید : ۱۱۵   |    نظرات : ۱۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی نصرالهی (مجنون)
      آخرین اشعار ناب علی نصرالهی (مجنون)

      غم مجنون:
      رهگذری دید مرا غرق خون 
      گفت چه شد، از چه شدی واژگون 
      گفتم از این قسمت پر حادثه 
      خون شده دل از غم این فاجعه 
      گفت رها شو غم دل را بشوی 
      گفتم از این غصه تو چیزی مگوی 
      گفت مگر چیست غم قلب تو 
      گفتم از عشق است رها کن برو 
      گفت مگر عشق پریشان کند؟ 
      گفتم از ان بیش که ویران کند 
      گفت تو هم رو پی عشقی دگر 
      گفتم از این عشق نداری خبر 
      عاشق بیدل به یکی عشق باخت 
      با دل ویران شده ی خود بساخت 
      گفت برو این که دگر عشق نیست 
      این عمل تو همه دیوانگی ست 
      گفتم اگر عشق شود شعله ور 
      صد سخن از عقل ندارد اثر 
      گفت چنین عشق در افسانه بود 
      دزد زمان عشق چنینی ربود 
      اینهمه حرفی که تو گفتی غمین 
      ظلم به خود بود نه آیینِ دین 
      گفتم اگر دید تو این سان بود 
      کیست در این دور که انسان بود 
      ما همه آدم متولد شدیم 
      طوطیِ دین گوی مقلد شدیم 
      کی خود از این دین خبری داشتیم 
      کی گل مهری ور دین کاشتیم 
      صبح شدیم عاشق و دلباخته 
      شب نشده تیغ بر او آخته 
      صبح دل خود به کسی داده ایم 
      شب پی عشق دگر افتاده ایم 
      کی بکشد دین خدا عشق را 
      کی شود او خسته از عشقی چو ما 
      کی به جدایی کمر کس شکست
      کی به دل تازه تری عشق بست 
      کی چو تو افتاده لگد مینمود 
      در نگهش فرق تو و من نبود 
      رو به سر کار خودت باش تو 
      کم بزن از بهر من آهنگ نو 
      من به همین آتش سوزان خوشم 
      از غم افتاده در این جان خوشم 
      با غم خود سوخته و ساختم 
      گرچه دلم را به شما باختم 
      علی مجنون 
       
       
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ۰۸:۰۸
      درود

      غم از دلتون به دور

      آوای دلتون شاد
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۳۰
      درود بزرگوار
      حکیمانه و زیباست
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۴۴


      درود برادربزرگوارم
      زیب قلم زدید




      محمدکریمی (پویا)
      چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ۰۷:۰۴
      درود فراوان
      شاعرگرامی

      عاشقان رابهرسوختن ساخته اند
      قلبشان رادرآتشی انداخته اند

      بداهه تقدیمتان
      زیباوپراحساس بودشعرتان
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ۰۸:۵۶
      درود دوست فرهیخته و شاعرم
      جناب مجنون مثنوی بسیار بسیار زیبایی
      خواندم ازشما بهره ها بردم بسیار شیوا وروان سروده ای
      بخاطر زیبایی این اثر را چندین بار خواندم و و لذت بردم فقط
      در ابتدای شعر تیک غزل خورده است که این اثر یک مثنوی بسیار زیباست
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۵۵
      سلام و درودتان
      سروده زیبایی است
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۱۸
      درود بزرگوار
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ۲۰:۱۵
      سلام بر شکا جناب مجنون عزیز
      دیری اثری نخوانده بودم،دلتنگتان بودم.
      شعر زببایی بود،لذت وافر بردم.
      ممنونم
      زنده باشید
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.