سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 4 اسفند 1396
    8 جمادى الثانية 1439
      Friday 23 Feb 2018
        بهترین دستور زندگی این است كه اعتماد به نفس داشته باشید.میكل آنژ

        جمعه ۴ اسفند

        نفس عمیق

        شعری از

        رامین جهانگیرزاده

        از دفتر معجون کلاغ نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۲۶۳۰
          بازدید : ۵۶۶   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رامین جهانگیرزاده

        نفس عمیق
         
        وقتی که به سرزمین
        سیب زمینی های سرخ
        سفر کرده بودم
        با او دوست شدم
        باهم رویاهایمان را
        سرخ می کردیم
        می خوردیم و
        لذت می بردیم
        خسته هم نمی شدیم
        او را دوست دارم
        هر موقع که او را می بینم
        به یاد آن سرزمین
        و رویاهای سرخ شده مان می افتم
        باز هم دلم  می خواهد
        باهم سفر کنیم به آن سرزمین
        و با شور و شوق باز هم
        رویاهایمان را سرخ کنیم
        و بخوریم.
        اما فرصتی نیست.
        او را امروز در کافه
        بابا لنگ دراز ها دیدم
        برایم می گفت:
        «تو باید کمی به خودت استراحت بدهی»
        او راست می گفت
        از وقتی که رویاهایم را خام می خورم
        کمی خسته شده ام
        روی صندلی راحتی خیالی ام
        لم می دهم
        چشمهایم را می بندم
        تمامی افکار و خیالهای مزاحم را
        از ذهنم پاک می کنم
        از روی صندلی راحتی
        بلند می شوم
        دستهایم را بالا می برم
        نفس عمیقی می کشم
        نشد
        دوباره نفس عمیقی می کشم
        باز هم نشد
        باز هم نفس عمیقی می کشم
        باز هم که نشد
        به خودم تلقین می کنم
        - تو می تونی پسر!
        تلاش کن!
        تو باید بتونی!
        تلاش می کنم
        خودم را به آب و آتش می زنم
        به خودم می گویم:
        «این دفعه باید انجامش دهم»
        می ایستم
        باز هم دوباره
        نفس عمیقی می کشم
        اعصابم به هم می ریزد
        رنگها را بر روی
        کاغذ اشتنباخ می پاشم
        قلم مو را به زمین می کوبم
        نفس راحتی می کشم
        و به خود می گویم
        - زور نیست که
        نمی تونم  بکشم
        همه قرار نیست
        که نقاش باشند.
         
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        ۲ هفته پیش
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        فریبا غضنفری (آرام)
        ۲ هفته پیش
        🌺🌺🌺
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.