سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
پنجشنبه 3 خرداد 1397
  • فتح خرمشهر در عمليات بيت المقدس، 1361 هـ ش - روز مقاومت، ايثار و پيروزي
11 رمضان 1439
    Thursday 24 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      پنجشنبه ۳ خرداد

      نفس عمیق

      شعری از

      رامین جهانگیرزاده

      از دفتر معجون کلاغ نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۴۰ شماره ثبت ۶۲۶۳۰
        بازدید : ۵۹۳   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر رامین جهانگیرزاده
      آخرین اشعار ناب رامین جهانگیرزاده

      نفس عمیق
       
      وقتی که به سرزمین
      سیب زمینی های سرخ
      سفر کرده بودم
      با او دوست شدم
      باهم رویاهایمان را
      سرخ می کردیم
      می خوردیم و
      لذت می بردیم
      خسته هم نمی شدیم
      او را دوست دارم
      هر موقع که او را می بینم
      به یاد آن سرزمین
      و رویاهای سرخ شده مان می افتم
      باز هم دلم  می خواهد
      باهم سفر کنیم به آن سرزمین
      و با شور و شوق باز هم
      رویاهایمان را سرخ کنیم
      و بخوریم.
      اما فرصتی نیست.
      او را امروز در کافه
      بابا لنگ دراز ها دیدم
      برایم می گفت:
      «تو باید کمی به خودت استراحت بدهی»
      او راست می گفت
      از وقتی که رویاهایم را خام می خورم
      کمی خسته شده ام
      روی صندلی راحتی خیالی ام
      لم می دهم
      چشمهایم را می بندم
      تمامی افکار و خیالهای مزاحم را
      از ذهنم پاک می کنم
      از روی صندلی راحتی
      بلند می شوم
      دستهایم را بالا می برم
      نفس عمیقی می کشم
      نشد
      دوباره نفس عمیقی می کشم
      باز هم نشد
      باز هم نفس عمیقی می کشم
      باز هم که نشد
      به خودم تلقین می کنم
      - تو می تونی پسر!
      تلاش کن!
      تو باید بتونی!
      تلاش می کنم
      خودم را به آب و آتش می زنم
      به خودم می گویم:
      «این دفعه باید انجامش دهم»
      می ایستم
      باز هم دوباره
      نفس عمیقی می کشم
      اعصابم به هم می ریزد
      رنگها را بر روی
      کاغذ اشتنباخ می پاشم
      قلم مو را به زمین می کوبم
      نفس راحتی می کشم
      و به خود می گویم
      - زور نیست که
      نمی تونم  بکشم
      همه قرار نیست
      که نقاش باشند.
       
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۰۰
      رامین جهانگیرزاده
      رامین جهانگیرزاده
      شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ۱۸:۴۸
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ ۱۷:۲۱
      رامین جهانگیرزاده
      رامین جهانگیرزاده
      شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ۱۸:۴۸
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ ۰۹:۳۵
      رامین جهانگیرزاده
      رامین جهانگیرزاده
      شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ۱۸:۴۸
      ارسال پاسخ
      فریبا غضنفری  (آرام)
      جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ ۰۵:۰۲
      🌺🌺🌺
      رامین جهانگیرزاده
      رامین جهانگیرزاده
      شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ ۱۸:۴۸
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.