سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 1 مهر 1397
    13 محرم 1440
      Sunday 23 Sep 2018
        انسان آزاد آفریده شده است اما همیشه در زنجیری است که خود بافته است. ژان ژاک روسو

        يکشنبه ۱ مهر

        بازیگر نقش اول

        شعری از

        رامین جهانگیرزاده

        از دفتر معجون کلاغ نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۰۳ شماره ثبت ۶۲۵۲۵
          بازدید : ۳۸۸   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رامین جهانگیرزاده
        آخرین اشعار ناب رامین جهانگیرزاده

        بازیگر نقش اول
         
        نمی خواهم تو را سانسور کنم
        این ملودرام پاندولیست
        از چهره سیاه و سفیدمان
        با خنده های سفید استخوانی ات
        روسیاهم مکن
        سناریو تو به درد من نمی خورد
        برایم سناریویی بنویس
        که شعرهایم را تکراری نکند
        تو سوژه خوبی می شوی
        وقتی که در خود تکرار می شوی
        من حقه های سینمایی را خوب بلدم
        جلوه های ویژه شعرم
        با کلماتی که بدلکاران متبحری هستند
        به راحتی می توانند از هر مانعی عبور کنند
        اگر بخواهی می توانی
        بازیگر نقش اول شعرم باشی
        به شرطی که تراژدی شعرم ‌را تحمل کنی
        تصحیح می کنم رنگ شعرم را
        نوری قوی و سفید رنگ
        بر چهره کلمه هایم می افتد
        تو حالا نقش اول کلمه هایی
        درجه حرارت شعرم بالا می رود
        دارم فلش بک می زنم
        مواظب پشت سرت باش
        که یکدفعه به چیزی برخورد نکنی
        نور، صدا، دوربین، اکشن
        حالا برو!
        کات! کات! کات!
        این حرکت از یک بازیگر حرفه ای بعید است
        نیشت را ببند!
        پس زمینه ها به تو می خندند
        این پوزتیو پوز واقعی تو ‌نیست
        باید کمی مونتاژت کنم
        باز هم که نیشهایت معلوم است
        واقعن که!
        نیشت تیتراژ این کافه می شود.
        نمی دانم این فیلم کی تمام خواهد شد
        ضرباهنگ و ریتم این فیلم تکراریست
        هیچ تدوینگری حاضر نیست
        این نمایش مضحک تو را تدوین کند
        دوباره شروع می کنیم
        نور، صدا، دوربین، اکشن
        آفرین!
        این حرکتت عالیست
        با دود سیگارهایت داری قاطی می شوی
        پس زمینه هایی که قلیان می کشند
        با تعجب تو را به همدیگر نشان می دهند
        پس زمینه ها تراولینگهایی هستند
        که ما را هر روز در ذهنشان ذخیره می کنند
        هیچ حقه ای در کار نیست
        بازی تو‌حالا واقعی واقعیست
        واقعیتی دردناک
        که هر روز آن را تکرار می کنی
        کلیه افه هایت واقعیست
        تو بر روی چهار پایه ی چوبی نشسته ای
        دکورت را عوض می کنم
        تصویرت در پشت تصویر خودت محو می شود
        لطفن‌کسی نور را به درون کافه هدایت کند!
        او دارد بوف کور می شود
        ژانر او دردی ترسناک است
        که هر روز تکرار می شود
        تا بر این ترس غلبه کند
        یا به این ترس عادت کند
        با اینکه هیچ‌تکنیکی
        در تکرار روزمره اش وجود ندارد
        اما او به سبکی منحصر به فرد
        مبدل شده است
        او سکانسی از فیلم کافه جلیل
        او بازیگر نقش اول شعرم است
        که در میان کلماتم ضد قهرمان می شود
        نور، صدا، دوربین، اکشن
        درد هنوز ادامه دارد
        برای دیدن ادامه این فیلم
        به اول شعرم برگردید
         
         
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۰۳


        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ ۲۰:۵۴
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
        ارسال پاسخ
        صحبت  پارکی ( صُبی )
        سه شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ ۱۸:۳۱

        شاعر گرانمهر
        جناب رامین جهانگیر زاده عزیز
        شعر خواندم
        آفرینش سناریویی فیلمواره که با دانندگی و اشراف کامل بر این مقوله با نگاهی متفاوت شعر در خور تامل را در قالب سپیدی چشمنواز روی صحنه به منصه ظهور رسانده شده است..
        لذتبخش بود
        کسب فیض شد
        با سپاس و سلام
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
        ارسال پاسخ
        ابوطالب زارع
        دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ ۱۳:۳۷
        با سلام و درود بسیار زیبا بود /شعری هماهنگ ویکدست که شنونده را تا آخر می برد هر چ تکرار می شود بازتازه گی دارد / آفرین کارات خیلی عالیست شاعر سپید نویس خوب این روزها خیلی کم داریم
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱:۲۶
        🌺🌺🌺
        رامین جهانگیرزاده
        رامین جهانگیرزاده
        سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.