سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 1 خرداد 1397
  • روز بهره‌وري و بهينه‌سازي مصرف
  • روز بزرگداشت ملاصدرا، صدرالمتألهين
  • آغاز محاصرة اقتصادي جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا، 1359 هـ ش
9 رمضان 1439
    Tuesday 22 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      سه شنبه ۱ خرداد

      کلبه مرگ

      شعری از

      علی اسماعیلی

      از دفتر دل عالم نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۰۹ شماره ثبت ۶۲۳۲۴
        بازدید : ۲۰۶۷   |    نظرات : ۳۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی اسماعیلی

      صدای ارسالی شاعر:
      در کلبه‌ی ما رونق اگر نیست، صفا رفت
      با مرگ صفا، مهر و وفا هم به‌ عزا رفت
       
      در سیل دروغی که به این خاک خزانست
      سرچشمه ی علم و هنرم سمت فنا رفت
       
      در تک تک این ثانیه‌ها تاک تبر خورد
      دادش نشنیدیم که دودش به هوا رفت
       
      موجود گرفتار در این دوره‌ی ماشین 
      بسیار معلق زد و برگشت و خطا رفت
       
      سرتاسر این خاک گهر خیز مرض شد
      درمان نشد و با تب سردی به کما رفت
       
      سرمای غریبیست پس از داغ جدایی
      دلگرم چه باشیم خدا از سر ما رفت
       
      علی اسماعیلی ، زمستان ۱۳۹۶
      ۱۲روز مانده به آتش جشن سده
      ۸
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۸:۰۲
      سلام

      مناجات نامه ای شِکواییه روش خواندم با دیکلمه ای که صدای فوق العاده منسجم و تکنیکی اش بودنِ خدا در دل را (نه در سر ) ضامنِ بقای امیدهای شادی نوید است . این صدا باید در رادیو و تلویزیون و دوبلاژ ندای حقانیت حضور خدا را از ژرفای تلولو زیبایی بدرخشد چونکه بوجود اورنده ی همین صدا بی صدا میگوید که خدا همین جاست در همین صدای به آه کشیده ی تو .

      ساختار شعر عالی ست اما اندیشه ی محتوای آن کمی انصاف را خصوصاً در مصراعِ اخر ( دلگرمِ چه باشیم خدا از سرِ ما رفت ) می ساید به علل دردهای اجتماع که گر خدا در تپش دل ها نبود این چنین ندایش از قدرتِ خدادادی بر قلم جاری نمیشد .

      سبحان الله و الحمدللهِ الی ابدالآبدین و آخر الآخرین



      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۲:۳۳
      سلام
      خیلی ممنونم از نگاه و نظر ارزشمندتون
      ضمنا
      واقعیت تلخی که گریبانگیر همه مون هست
      نمیشه نادیده بگیریم
      اگر من نوعی
      خدا رو را فراموش کردم
      خدا که منو فراموش نکرده
      و از ازل تا ابد هوامو داره

      اگه گاهی طراحی میکنم دلنشین میشه
      یا دو خط مینویسم مخاطب پیدا میکنه
      بخاطر همینه که خدا به یادم بوده
      بنظرم
      هر کدوم از ما یا هر انسان دیگه ای
      روزی نیم ساعت به یاد خدا باشه
      میشه مولانا
      میشه حافظ
      میشه ابن سینا
      میشه بیل گیتس
      و میشه موفق ترین آدم روی زمین
      و حتی از همین کلبه خرابه ایران
      تا خود خود خداوند میرسه

      همه دنبال یک نوریم ولی هر یک به منشوری
      میان این ملون ها شکستن جای درمان شد
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۸:۳۹
      درود بزرگوار
      غمگین و زیبا ست
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۳۴
      سلام
      و
      صمیمانه سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      صحبت  پارکی ( صُبی )
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۴۸

      شاعر گرانمهر
      جناب اسماعیلی عزیز
      با سپاس
      از خلق این نیایش زیبا با صدایی گیرا
      سلام
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۳۹
      سلام
      صمیمانه سپاسگزارم
      و
      ممنونم بخاطر نظر گرم و پر از لطفتون
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ ۰۷:۴۵

      سلام برادربزرگوارم
      بسیار زیبا بود
      ابوالفضل وسینا هم به نکات خوبی اشاره داشتند
      ماناباشید ان شاالله



      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۵۵
      سلام مجدد.
      خسته نباشید ایام به کام
      ______//______//________
      در نقد یک اثر هنری منتقد باید توجه داشته باشد که ایدئولوژی های خالق اثر را به ورطه نقد نبرد.
      به عبارت دیگر کسی حق ندارد،رگه های فکری صاحب اثر را نقد کند.
      نقد باید بر اثر باشد و بس.
      یادم می آید چند ماه پیش چارپاره ای درباب کودکان کار گذاشته بودم،عزیزان کلاس های عقیدتی و اندیشه برای ما می گذاشتند که چرا اینجا چنین است آنجا چنین است....
      بگذریم.
      کلبه ی مرگ،غزلی است مملو از تعابیر بکر در کنار ساده گویی بدون کش و قوس های اضافه.
      در کلبه ی ما رونق اگر نیست،صفا رفت/با مرگ صفا و وفا هم به عزا رفت

      مطلع با زیبایی خاصی شروع شده،وامی هم گرفته و تعبیر به عکسی ایجاد کرده که به نوبه خود زیرکی شاعر را نشان داده.
      ولی واژه ی عزا،در واقع از سر مجبوری و داشتن قافیه،گذاشته شده.احتمال می دهم این واژه اول /فنا/ بود که به اقتضای بیت بعد به عزا تغییر کرده و البته هرچند شاعر همه را خوب پیش رفته ولی آخرش را خراب کرده.
      فنا بهتر است/

      در سیل دروغی که به این خاک خزانست
      سرچشمه ی علم و هنرم سمت فنا رفت

      سیل دروغ/خاک خزان
      درود برشما
      بیت زیبا و به جایی است.
      واین جا شاعر خود را نمادی از یک جامعه به تصویر کشیده که این آفات خانمان سوز(این بگوییم هنر سوز) چنین بر جان هنرش افتاده اند.
      گاهی باید نوشت:
      طبع مرا به لاش خور ها بدهید...

      در تک تک این ثانیه‌ها تاک تبر خورد
      دادش نشنیدیم که دودش به هوا رفت

      موجود گرفتار در این دوره‌ی ماشین
      بسیار معلق زد و برگشت و خطا رفت

      این دوبیت در کنار بیت بعد به نظرم گل های سر سبد این اثرند.
      واژه ی تاک،ایجاد یک چند وجهی کرده است که علاوه بر آنچه شاعر خود مد نظر دارد برداشت های دیگری نیز می سازد و این هنر بزرگیست که شاعراز آن بهره جسته است.
      بقولی کاری کرده است که هرکسی از ظن خود یار شود.
      /بسیار معلق زد و برگشت و خطا رفت/
      این عبارت مرا به یاد یکی از بیت های فاطمه اختصاری انداخت
      تمام راه درست آمدم... وَ خسته شدم
      به من اجازه بده اشتباه...برگردم!
      ***
      سرتاسر این خاک گهر خیز مرض شد
      درمان نشد و با تب سردی به کما رفت

      سرمای غریبیست پس از داغ جدایی
      دلگرم چه باشیم خدا از سر ما رفت

      شکوه با عصیانی خواب آلوده به پایان می رسد،بهترین پایانی که می شد متصور شد دقیقا همین جمله است.
      خاک گهر خیز
      مرض درمان تب سرد کما،یک مراعات نظیر فوق العاده (اهل جمع کردن آرایه ها در شعر نیستم ولی این مورد حیف بود نگویم.)

      در آخر هم چند جمله ی کلی عرض کنم در باب اثر:
      اول/ ویژگی شاعر ساده نویسی در عین حال راحت حرف زدن و مختصر حرف زدن است،هرچند در ابیاتی تکرار مکررات شده و مضامین تکرار شده اند اما در مجموع زبان شعر و تعابیر آن قابل قبولند.
      دوم/ شاعر گاهن توجه اش را به سمت کمیت کار برده و این مهم قابل لمس است.
      سوم/ ممنونم که پرحرفی های بنده را تحمل کردید.
      در مجموع غزل زیبایی بود.
      موید باشید
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۶:۴۳
      سلام و عرض ادب خدمت جناب رمضانی عزیز و علی آقای اسماعیلی بزرگوار
      نقد زیبایی بود و به تفضیل آرایه ها و محتوا را بررسی کردید و انصافا لذت بردم و استفاده کردم از این مطالب عالی و ارزشمند.
      از آنجایی که جناب اسماعیلی را می شناسم و می دانم که پیجوی ادبیات و حقایق هستند ،برای شرکت در این گفت و گوی ادبی چند سطری عرایضم را خدمتتان سیاهه می کنم.
      غزلی 6 بیتی و مختصر و مفید که مضمونی فرای عشق و عاشقی دارد و ریشه های اجتماعی و گلایه های انسان معاصر را بازگو می کند.همین انتاب هدف و مضمون کلام جای تقدیر دارد.
      اما از آنجایی که یکی از اساسی ترین فاکتور های گیرایی کلام توجه به ساختار دستور زبان و فصاحت آن است،در سه بیت اول مطالبی را علاوه بر فرمایش های متین جناب رمضانی خدمتتان عرض می کنم.

      بیت اول:چون فعل مصرع دوم رفت است و این فعل موید ویژگی ای انسانی پس آرایه ی تشخیص به وجود می آید و مهر و وفا دچار جان بخشی می شوند.چون مهر و وفا دو شخص فرض شده اند،پس باید فعلشان هم در شمار جمع بیاید(به عزا رفتند).البته عدم تطابق نهاد و فعل در شمار،برای غیر جانداران اشکالی ندارد.اما حالا قصدمان تشخیص است باید به این موضوع توجه کنیم.

      بیت دوم:نقش دستوری حرف به در زبان معیار مشخص است و اکثرا نشانه ایست برای یافتن متمم (البته کار برد های دیگری هم دارد.مثلا برای سوگند یاد کردن و...)
      اما در زمان معاصر ما آن را نباید در جایگاه"در"به کار ببریم.
      پیشنهاد بنده برای این بیت،این است:
      با سیل دروغی که در این خاک روانست
      بن مایه ی علم و هنرم رو به فنا رفت

      بیت سوم:در این بیت با توجه به اینکه دستور زبان غالب ابیاتتان معیارست،باید از اصول معیار هم پیروی کنند.بهتر بود در مصرع دوم "دادش نشنیدیم" رای مفعولی حذف نمی شد.

      ولی د مجموع شعر بسیار زیبایی سروده اید...مراعات نظیر،پارادوکس،تشخیص،جناس و باقی صناعات ادبی هم زینت کارتان هستند.
      بسیار لذت بردم.
      آرزوی بهترین ها را برایتان دارم.
      پوزش بابت پرگویی ها
      در پناه حضرت دوست سرفراز بمانید.
      /
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ ۱۰:۴۴

      درود
      عالی بودابوالفضل عزیز
      من هم استفاده ردم ازبحث خوب شما وسینا
      ارسال پاسخ
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۰:۳۲
      من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه
      ذرّه ای بودم و مهر تو مرا بالا برد

      دوستان خوب خوبم
      ابوالفضل و سینا سلام
      خیلی
      خوشحالم که با هم هستید
      و خیلی خیلی بهم لطف کردید
      بخاطر
      این همه وقتی که گذاشتید
      خط به خط خواندید
      نکته به نکته بررسی کردید
      و مو به مو راهنشانی دادید.
      صمیمانه و از ته قلبم ازتون متشکرم
      اینقدررررر
      دانایی و توانایی شما برام ارزشمنده
      که جبران کردنش در توان من نیست
      عاجزانه
      از دانا و توانای دو عالم تقاضا دارم
      و آرزو میکنم

      خدانگهدار حال خوبتون باشه
      و
      اینقدرررررر از خوبی پر بشید که ؛
      سرریزش تموم مردم دنیارو سیراب کنه.

      بازم ممنون سینا و ابوالفضل

       موسی عباسی مقدم
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۶:۱۳
      سلام بر اسماعیلی عزیز زیبا بود بزرگوار
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۳۵
      سلام
      خیلی ممنونم
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۷:۰۱
      سلام جناب اسماعیلی عزیز
      سرتاسر این خاک گهر خیز مرض شد
      درمان نشد و با تب سردی به کما رفت
      غزلی زیبا و عالی
      لذت بردم
      پیروز باشید
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۷:۵۸
      سرتاسر این خاک گهر خیز مرض شد
      درمان نشد و با تب سردی به کما رفت

      سلام
      عالی بود و معرکه و بی نظیر و....
      یکی از خصوصیات قلمتان راحت نوشتن است،این ویژگی ارزشمندیست.
      زنده باشید و سراینده
      ____//_____//_______
      برای واکاوی بیشتر ظهر می رسم خدمتون
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۲:۳۴
      سلام
      ممنونم و منتظر
      لطفا
      با واکاوی مدل خرد و خاکشیر کننده تشریف بیاورید
      قدمت بروی چشم
      ارسال پاسخ
      علی   صادقی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۱۱
      درود بر شما بزرگوار.


      بسیارعالی
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۳۶
      سلام

      خیلی ممنونم
      ارسال پاسخ
      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۰:۳۸
      سلام
      صمیمانه سپاسگزارم
      و
      ممنونم بخاطر نظر گرم و پر از لطفتون
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۰:۵۹
      سلام استاد بزرگوار
      بسیااااار عالی

      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۲
      سلام
      صمیمانه سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      فریبا غضنفری  (آرام)
      يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۲۲:۰۹
      زیبای زیبا
      درودتان🌺🌺🌺
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۳
      سلام
      خبلی خیلی ممنونم
      ارسال پاسخ
      حسن کریمی
      دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ ۰۱:۳۶
      سلام وعرض ادب جناب اساعیلی من متاسفانه تا کنون افتخار خواندن اشعار
      شما را پیدا نکرده بودم این سروده تان را که خواندم برگشتم وچند تا از اشعار
      قبلی شما را هم خواندم احساس کردم به گنجینه ای دست یافته ام واژه ها
      در دستان توانای ذهن خلاق شما چون موم تسلیمند خوشحالم که خواندم شما
      را
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۵
      سلام
      صمیمانه سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ ۰۵:۰۷
      درود دوست گرامی
      بسیار زیبا بود دست مریزاد
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۶
      سلام رفیق
      خیلی خیلی ممنونم
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ ۱۶:۵۸
      سلام و درود عزیز فرهیخته
      بهرمند شدم از خوانش سروده شما
      امید وارم که کماکان در تمام مراحل موفق و موید و محفوظ باشید
      علی اسماعیلی
      علی اسماعیلی
      چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ ۲۳:۲۷
      سلام
      بینهایت ممنونم برای نگاه و نظر پرمهر و مدامتون
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.