سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 25 تير 1397
  • روز بهزيستي و تأمين اجتماعي
5 ذو القعدة 1439
    Monday 16 Jul 2018
      بدترين دروغ‌ها گمان بد به مردم بردن است. حضرت محمد (ص)

      دوشنبه ۲۵ تير

      آیین و آیینه ها قسمت چهاردهم

      شعری از

      اله یار خادمیان(صادق)

      از دفتر یاس نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶ ۰۶:۴۸ شماره ثبت ۶۱۹۲۵
        بازدید : ۱۰۴   |    نظرات : ۲۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر اله یار خادمیان(صادق)

         امواج و طوفانست و توبرتکه چوبی
       ساکت مباش هر چند در حال غروبی
        دیدم، برادر با برادر  دشمنی کرد
       وقتی که خود را بنده ی ما و منی کرد
       آنگونه که مهرآور و نیکوست باشیم
       بگذار کینه  تا عزیزِ و دوست باشیم
      خواهی اگر پیروزی ات باشد مسلم
      با دوست آرامش بکن فرزند آدم
      باید صفوف مسلمین پیوسته باشد
      تا امتی برجسته و  شایسته باشد
      جمعیت خوبان که جویای  خدائید
      ازفتنه ی من محوری بیرون بیایید
      آسان نباشد  دست یابی بر ستاره
      اسبی براقی خواهد  مرد  سواره
       هر زشتی از مابود و هرزیبایی از یار
       باور ندارد  آن  دل آیینه  زنگار
       فرقه گرایی می کشد ما را به خواری
      وحدت گرا باشی بیا بی رستگاری
       گر زشتی  خود بینی و زیبایی یار
       زیبا شوی گیرا شوی در شهر و بازار
       یارب تو آگاهی که غیر از حق نگفتم
       جز خیر و جز از  باور مطلق نگفتم
      بر دشت تخم نحس و نامیمون نکشتم
       دلخون شدم اما  درخت خون نکشتم
      هر گز نرنجانیده ام از خود کسان را
      آتش زدم جمعیت خار و خسان را
       تو سالها  در ساحل دریای نوری
       با روشنای آب درحال ظهوری
       تو حاصل سر سبز بارانی گل من
       تو عشق سرخ لاله کارانی گل من
       نیزار های سبز با من مهربانند
      صد جنگل  انبوه با من همزبانند
      هر صخره ای حرف دلش را گفته با من
      هر نا مرادی مشکلش را گفته با من
      هر خاری از برگ و بهارش کرد صحبت
      از خواری و از روزگارش کرد صحبت
        مرد ترش رو هم تقاضای شکر داشت
       شب زاده ای مطلق تماشای سحرداشت
       دیگر برایم هیچ اسراری  نمانده
       کو شاعری که شعرهایش را نخوانده
      خواندم همه اوراق  را از سینه ها تان
       زنگار ها را دیدم از آیینه هاتان
       دیدم که شیخ شهره بر میخانه پیوست
       هشیارمی جویم  در این جمعیت مست
       آتش گرفتم از قضا روحم بر آشفت
       گفتم  نگویم حرفِ حق، اما زبان گفت
      تا  تشنه ای جویای آبست آب باشیم
      هر جا که شب پرچم زند مهتاب باشیم
       در خشک سالی چشمه بودن امتیازاست
        باران، ببار آنجا که بازار نیا ز است
       میخانه ی مهر و محبت را نبندیم
       بر کس در امید  و رحمت را نبندیم
       فردی  که آغوش  محبت می گشاید
       باور کن از بیگانه هم  دل می رباید
      فردی که انسانیتش مطلوب و عالیست
       دور از قیام و فتنه های احتمالیست
       مغرورهای سیلی فر دا نخورده
      تا، می شود روزی غرور تا نخورده
       ساحل نشینان آب ما از سر گذشته
        ما را شعار خشک و حرف تر گذشته
        ای تشنه گر جویایی آبی  آب اینجاست
         نور هدایت، چشمه ی مهتاب اینجاست
       
      ۷
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۳۱
      درود استاد عزیز
      حکیمانه و زیباست
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۸
      ساحل نشینان آب ما از سر گذشته
      ما را شعار خشک و حرف تر گذشته
      ای تشنه گر جویایی آبی آب اینجاست
      نور هدایت، چشمه ی مهتاب اینجاست


      درود استاد

      جاری باد تا هماره زلال احساستان
      بهاءالدین داودپور تخلص بامداد
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۱:۵۸
      درودبرشماحضرت استاد درپناه حق پیروزباشید
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۲:۳۱
      دروداستاد گرامی
      اثر زیبایی خلق کردید
      احسنت بر شما از خلق این اثر
      سر فراز باشیدبزرگوار
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۳:۱۶
      در خشک سالی چشمه بودن امتیازاست
      باران، ببار آنجا که بازار نیا ز است

      درودهااااا استاد بزرگوارم
      بسیااااار عالی خونها به جوش امده واقعا

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
      مریم باغ شیرین(فاطمه)
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۵:۱۲
      🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۵:۴۵
      درودبرشما
      زیبابود
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۸:۴۵
      درود بر استاد گرانقدر جناب خادمیان گرامی
      دستمریزاد استاد بسیار عالی سروده اید احسنت
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
      سعید میرزامحمدلو
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۱۸:۴۹
      سلام واقعا شعر زیبا و دلنشینی بود
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹


      ارسال پاسخ
       موسی عباسی مقدم
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۲۰:۰۷
      درود بزرگوار زیبا بود
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۳۰


      ارسال پاسخ
      احمد خدادادی دهکردی
      شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۳۳
      درودبراستادخادمیان عزیزوگرامی مثنوی بسیارزیبا و
      دلنشینی قلم زدید احسنت
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۳۰


      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.