سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 29 مهر 1397
  • روز صادرات
12 صفر 1440
    Sunday 21 Oct 2018
      شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بدارید ،بی آنکه رنگ آنرا بیاد آورید.گوته

      يکشنبه ۲۹ مهر

      کلاف عزیز

      شعری از

      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

      از دفتر پاره پاره های تنهایی نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۳۹ شماره ثبت ۶۱۲۸۹
        بازدید : ۵۶۶   |    نظرات : ۱۱۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب ابوالفضل رمضانی (ا تنها)


      در فکر خود دو رشته ی اندیشه داشتم
      صد ها هزار مرتبه غم را شکافتم
      من خسته ام از این همه حرفی که می زنند
      پشت سر کلاف عزیزی که بافتم!
       
      گفتم قلم برای من انگار،وحشتی است
      در قاب عکس های پر از افترا شدن
      یک نی که از وجود نیستان،گریخته
      بیزارم از به زور،درون شما شدن
       
      باید سکوت کرد و به آخر رسید؟....نه!!
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید
      باید عبور کرد و به دیوانه طعنه زد
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!
       
      گفتم:[عجیب نیست،به دیوانگی کشید؟...
      کار منِ شبیه دو تا صفرِ پشت هم؟]
      خندیدی و تعارفی از دردها زدی
      گفتم که: وای نه عزیزم!...نمی کشم!
       
      مشتاق بوده ام که بیایی،شبی مرا
      بر چوبِ جالباسیِ انکار جا کنی
      عزم سفر کنی؛مرا هم شبی ولی...
      در گوشه ای دوباره از این ساک، تا کنی
       
      من مانده بودم و دو سه خط شعر ناتمام
      اندیشه های غصه ی پر درد در کلام
      شب را ببین که ضربه ی دلسرد می زند
      غم،گریه،درد،حضرت"تنها" و والسلام!
      ا.تنها
      ۱۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۶:۴۵
      سلام دوست هنرمند و مبارک مرامم رمضانی عزیز درودی از جان تقدیم شماو قلم خوبتان
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۵
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۲۴
      سلام برشما سید عزیز،جناب فکری احمدی زاده بزرگوار
      سپاس ازشما بابت زحماتتان
      پایندخ باشید و سراینده.
      یاعلب
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۱
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۵
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۹:۳۳
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      درود ابوالفضل جان
      بسیارزیبا قلم زدی اما نه به زیبایی اشعاری که قبلا خوندیم ازت
      والبته شاید به خاطر پیشرفت خوبی که کردی توقعمون بالارفته ازقلمت...........
      همانطوری که بانو باقری هم اشاراتی داشتند ...
      والبته ناگفته نماند همیشه نمیشه عالی قلم زد دردیوان شاعران بلدند آوازه ای همچون حافظ هم غزل ضعیف دیده میشه واین برمی گرده گاهی به حال وهوای شاعر
      بعضی اوقات واقعا دل ودماغ نداریم که بیشترمایه بذاریم وشعرمون کمی ضعیف ترازاون چ
      یزی درمیاد که انتظارازمون درارند یا هم گرفتاریها نمی زاره
      اما درکل بازهم شعر خوبی بود
      موفق باشی وچون همیشه دراوج







      فاطمه باقری (سایه)
      فاطمه باقری (سایه)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۱۶
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۴۹
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۴۹
      سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر،بانو عجم
      خیلی خیلی سپاس گزارم از اینکه تعارفات جلوی صداقت را نمیگیرد.و این بنده را خرسند می کند که اگر جایی کسی کمیتش لنگید ایراداتش بازگو شود.که صد البته درباره ی خود استقبال خواهم کرد.
      پیام های نقد گونه مسلمن از گل و بلبل و تعاریف از روی رفع تکلیف ارزشمندترند.
      سپاس که مارا قابل دانستید.
      فقط عرض کنم که اگر ممکن است،ایرادات این خط خطی را بیان نمایید.که درسی باشد برای این شاگرد.
      ممنونم.
      درپناه حضرت دوست
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۵
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۵
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۲
      درود گرامی شاعر خوش ذوق
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۴
      ساام و عرض ادب خدمت بانو رحیم زاده سپاس بی کران
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۵
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۲۳:۲۰
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و دلنشین بود
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۵۰
      سلام برشما
      متشکرم.
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۴۹
      سلام و عرض ادب خدمت آقا ابوالفضل عزیز و مهربانم
      یک چهاپاره ی دیگر از قلم زیبا نویستان
      لذت بردم و بهره مندشدم.

      خدمت خودتان و در نقد های پیشین هم عرض کرده ام که در شعر روایی واقعاً قلم توانایی دارید و روحیه ی داستان نویسی تان در این امر قلمتان را یاری می کند.
      چهارپاره قالبیست امروزی،زیبا و عالی برای در این حال و هواها سرودن.
      مثل غزل مثنوی و اشعار ترکیبی.....اما برای بنده چهارپاره حال و هوای دیگری دارد.
      زبان شعرتان به روز و همگون بود.....تعابیرتان بکر و زیبا
      این سروده نسبت به قبلی ها کمی غامض تر بود ،که البته بنده به اشعاری که باید فکر کرد و سپس درباره اش صحبت کرد،لذت می برم.شاید این شعر در مقایسه با مثلاً اثر \"سرگذشت\" یک سر و گردن پایین تر باشد.اما من به خاطر عدم تکرار مکررات و ابتکار قلمتان و اینکه متفاوت بود با قبلی ها بسیار دوستش دارم و برایش ارزش قایل هستم.
      ! اما چند لغزش وزنی وجود داشت که خدمتتان عرض خواهم کرد.
      *********************
      در فکر خود دو رشته ی اندیشه داشتم
      صد ها هزار مرتبه غم را شکافتم
      من خسته ام از این همه حرفی که می زنند
      پشتِ سرِ کلافِ عزیزی که بافتم!
      پارادوکس بیت اول زیباست
      دو رشته اندیشه و صدها هزار بار شکافتن غم
      کلاف عزیز هم استعاره ی زیباییست از شعر...بدیع است و نو
      **********************
      گفتم قلم برای من انگار،وحشتی است
      در قاب عکس های پر از افترا شدن
      یک نی که از وجود نیستان،گریخته
      بیزارم از به زور،درون شما شدن

      زیباترین بند بود به نظرم...
      شاعر از قلم وحشت دارد بخاطر اینکه برایش مایه ی انگ و افترای نامردمانست.
      نی ای که از نیستان گریخته هم تعبیر زیباییست از منزوی شدن انسان معاصر.......البته می توان آن را تلمیحی دانست به نی نامه مولانا:
      بشنو این نی چون شکایت می‌کند/از جداییها حکایت می‌کند
      ز نیستان تا مرا ببریده‌اند/در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
      ***************************
      باید سکوت کرد و به آخر رسید؟....نه!!
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید
      باید عبور کرد و به دیوانه طعنه زد
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!
      خیلی زیبا بودند .....احسنت
      در اصل نوعی دفاع منفی.....رندانه و زیرکانه اعتراض کرده اید به حال و احوال این زمان...البته می شد که برای هربیت از یک باید استفاده کرد،تا برای تک تک مصاریع.
      *****************
      گفتم:[عجیب نیست که به دیوانگی کشید؟...
      کارِ منِ شبیه دو تا صفرِ پشت هم؟]
      خندیدی و تعارفی از دردها زدی
      گفتم که: وای نه عزیزم!...نمی کشم!
      به به عالی
      فقط ای کاش واج اضافی\"ت\" در فعل نیست،مصرع یک اصلاح کنید......چون سکته وزنی ایجاد می کند......البته می توان \"که\" را حذف کرد:
      گفتم:[عجیب نیست، به دیوانگی کشید؟...

      تعارفی از درد ها و نکشیدن.......!! عالی بود
      هر دو ایهام دارند:
      1._ بفرمایید درد بکشید _ ممنونم من درد را تحمل نمی کنم
      2.(درمعنای استعاری) _ بفرمایید افیون مصرف کنید _ممنونم من دود نمی کشم.

      ****************
      مشتاق بوده ام که بیایی،شبی مرا
      بر چوبِ جالباسیِ انکار جا کنی
      عزم سفر کنی؛مرا هم شبی ولی...
      در گوشه ای دوباره از این ساک، تا کنی
      سرشار از تعابیر نو
      اضافه ها تشبیهی زیباییست:
      جالباسیِ انکار !
      ***************
      من مانده ام و دو خط شعر ناتمام
      تو مانده ای و سه موزیک بی کلام
      شب مانده است و چهار انهدام سرد
      غم،گریه،درد،حضرت\"تنها\" و والسلام!
      بند خوبی بود اگر لغزش وزنی نداشت.
      (لبته چون اعراب گذاری ندارد،شاید خوانش آن طور دیگری باشد)
      به غیر مصرع آخر،1و2و3 در رکن دوم لغزش دارند.
      وزن شعرتان:
      مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن است.یکی از اوزان زیبا و البته کمی سخت.
      _ _ ل / _ ل _ ل / ل _ _ ل/ _ ل _
      **********************
      در کل شعر زیبا و بدیعی بود
      تغییرات زبانی و مضمونش را دوست داشتم
      امیدوارم که بسرایید به مهر ابوالفضل عزیزم
      چشمه ی ذوقتان جوشان
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۵
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۵۴
      سلام بر آفا سینای عزیز دل
      خیلی ممنونم..لطف کردید
      گفته ام بارها که نقدتان همیشه زبان بنده بوده است.
      و از این بابت خوشحالم و همین طور سپاس گزار که هرآنچه خواستم بگویم را بازگو کردید.
      درمورد وزن عرض کنم که واقعن وزن سختیست هروقت خواستم استفاده اش کنم یک جا گاف داده ام این بار هک واج ت اضاف افتاد.خیلی ممنون از پیشنهادتان.
      اما به بند آخر واقف بودم،ممنونم که آنرا گفتید،..بقول استاد سلیمی عزیزان لغزش های وزنی را هرجا دیدند باید بگویند...
      علی ای حال چشم.
      سعی میکنم تا آخر شب مشکلش را حل کنم.
      گزارش بدهم
      خیلی خیلی خیلی ممنونم سیناجان.
      آموختن پیش شما عزیزان برایم افتخار است.
      یاعلی
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۵۴
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۲۲:۳۶
      اختیار دارید عزیزم
      برای بند آخر پیشنهادی دارم.
      شاید مقبول طبعتان افتد:

      من مانده بودم و دو سه خط شعر ناتمام
      اما تو در آرامشِ موزیک بی کلام
      شب را ببین چه کرده به پس کوچه های تنگ
      غم،گریه،درد،حضرت تنها و والسلام

      به عشق بسرایید دوست عزیزم
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۰۱:۴۵
      سپاس گزارم سیناجان ازشنا...خیلی لطف کردید.
      بند آخر رو اینطور جایگزین میکنم:


      من مانده بودم و دو سه خط شعر ناتمام
      اندیشه های غصه ی پر درد در کلام
      شب را ببین که ضربه ی دلسرد میزند
      غم،گریه،درد،حضرت تنها و والسلام
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۹
      سلام مجدد ابوالفضل غزیزم
      دوستان و خود شما پیشنهادی برای این قسمت آخر
      ارایه دادید که زیبا بودند بنده هم یک پیشنهاد داشتم
      که بصورت زیر است البته یک کوچولو معنی شعر تغییر میکند
      انشاءا....... مورد پسند و طبعتان واقع شود
      من مانده ام و ، دو خط شعرِ ناتمام
      تو مانده ای و ، بسی موزیکِ بی کلام
      شب را بِنِگر ، که هجر می بارد از او
      تا صبح شود ، دوباره گویمت سلام
      ارادتمند نوری (احمد)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۵


      درود سیناجان
      عالی بود آموختم
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷
      سلام مجدد
      به به بسیار زیباست جناب نوری عزیز.
      انشالله در نسخه نهایی ویرایشات را انجام می دهم.
      خوشحالم و می بالم از داشتن دوستانی ما شما عزیزان که این خط خطی ها برایشان مهم است.
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      فاطمه باقری (سایه)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۸:۳۶
      درود بر دوست خوبم الف تنها

      . به طور کلي چهار پاره شعريه که جهت روايت هاي بلند و نيمه بلند استفاده ميشه به دليل باز بودن دست مولف در گزينش قوافي و از قالب هایی که من خیلی می پسندم. در شماي کلي با يک شعر تقريبا اعتراضي روبرو هستيم که بعضی از جاها حتی تبدیل به عصیان میشه " باید سکوت کرد و به آخر رسید؟....نه!!
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید" لحن شاعر براي ايجاد خلق تصاوير هم تا حدودي تازه است. البته بعضي از جاها سر در گم ميشه. بند دوم نسبت به بقيه بندها قويتره و من به شخصه خيلي دوست داشتم شعر کلا شعر خوبيه ولي احساس ميشه شاعر دربيان مفهوم تقريبا ضعيف عمل کرده يا شايد چون شعرهاي قويتري از ابوالفضل خوندم اينطور به نظر مياد اينجا مقصر خود شاعره که سطح توقع هارو از قلمش برده بالا. زبان شعر بعضي جاها داراي افت و خيز ميشه و یکدست و روان نیست تصويرپردازي تو بعضي از بندها خیلی خوبه. در خوانش اول شعر پاره هاي جداگانه اي به نظر ميرسه و اون آهنگ موسيقيايي لازم رو نداره ولي در خوانش هاي بعدي کمي شعر خودش رو با آهنگ منطبق ميکنه. در کل شعر با همه ي زيباييهاي شاعرانش قدرت ارايه ي بهتري رو داشت. ولي من از خوندنش لذت بردم. و خو شحالم که قلم دوست با استعدادم رو می خونم
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۹:۳۴
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۴۹
      ارسال پاسخ
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۰۶
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۵۹
      سلام و دوصد درود خدمت بانوی گرانمایه،بانو باقری عزیز
      گه گداری باخودم که فکر میکنم،می بینم کسی که باعث شد بنده در اول راه نوشتن داستان قلم را زمین نگذارم و به باد های مخالف گوش نکنم شما بودید..و این سپاس گزاری بنده را تا آخر عمر پذیرا باشید.
      در مجالی که داس های به ریشه رحمی نداشتند.
      خیلی ممنونم که درخواست بنده را عملی کردید،و همین طور از عماد عزیز.
      چند روزیست به فکر تغییر سبک و سیاق در شعر افتاده ام و به نظرم دیگر نوشته های بنده دارند وارد کلیشه می شوند،به همین جهت دستی بر آتش پست مدرنیسم بردم و چند باری کاغذی سیاه کرده ام.
      این اثر تقریبا اولین اثریست که خواستم وارد آن شوم.که البته ویژگی های این سبک را ندارد.
      و فقط آغاز راهی بود.
      اگر مطمئن بودم که بعضی ظرف ها وجود دارند،حتما از این سبک اثاری منتشر میکردم.
      اما به گمانم،بعضی آثار را فقط باید در دفتر گذاشت تا خاک بخورند وووووووووخوانده نشوند..که مشخص نیست چه حسابی باز شود.
      اما
      آهنگ و وزن شعر اشکالی ندارد،فقط اختیارات زیاد است و کش و قوس ها زیادتر،تقطیع به ارکان اگر فرمایید متوجه خواهید شد.
      در آخر عرایضم،سپاس گزاری مجدد بنده را پذیرا باشید.
      امید این حرکات آغازی باشند برای کنار گذاشتن تعارفات و پرباری هرچه بیشتر آثار.
      ممنونم
      یاعلی
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۵
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
       موسی عباسی مقدم
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۸:۴۸
      درود بر استاد رمضانی عزیز زیبا بود بزرگوار
      فاطمه باقری (سایه)
      فاطمه باقری (سایه)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۱۶
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۹:۳۴
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۴۹
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۰۰
      سلام بر استاد عباسی عزیز
      ممنونم
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۶
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      احمد خدادادی دهکردی
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۵۷
      احسنت براستادرمضانی عزیز وبزرگوار بسیارزیبا بود چهارپاره ای که سروده اید درودوصد درودبرشاعرتوانا
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      فاطمه باقری (سایه)
      فاطمه باقری (سایه)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۱۷
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۰۰
      سلام بر جناب خدادادی عزیز
      لطف دارید
      سپاس گزارم
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۶
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      عمادالدین صفائی(صاد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۰۸
      دوست صمیمی....ابوالفضل عزیز....سلام....
      زیبا قلم زدی....درودها...
      با آرزوی شادی...

      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      فاطمه باقری (سایه)
      فاطمه باقری (سایه)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۱۷
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۰۰
      سلام بر عماد عزیزم
      خیلی ممنونم
      لطف دارید
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۶
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۰۴
      درود برشما استاد گرامی و جوان
      بسیار عالی قلم زده اید مثل همیشه احسنت بر قلم ناب شما
      خداوند حافظ و نگهدار شما باشد ان شاءالله
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۴
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      فاطمه باقری (سایه)
      فاطمه باقری (سایه)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۱۶
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۰۱
      سلام بر بانو بهالوئی گرامی
      سپاس گزارم
      به مهر خواندید
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۶
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۴۷
      .



      درود بر شما عزیز بزرگوار


      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۵۰
      باید نقاب بر سر این چهره ها کشید

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۶
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۱
      سلام برشما جناب انصاری عزیز
      ممنونم.لطف دارید
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۶:۲۸
      سلام دوست خوبم و افرین
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۶
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۲
      سلام برشما جناب شفیعی عزیز
      متشکرم
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۴
      درود ها ابوالفضل عزیز
      خدمت دوست عزیزم بگویم که از اینکه این شعر با دیگر اشعار سروده شده مقداری فرق داشت حق با دوستان است واین شعر بقول شما سر آغازی بود که شاید دیگر ادامه پیدا نکند به لحاظ فنی هم استاد دژاگه اظهار نظر کردند البته به نظر من لغزش وزنی شعر در حد خیلی جزیی وشایدقابل اغماض بوده باشد
      واماخود ابوالفضل که بواسطه ی وجود ایشان شعر ایشان گفته میشود یعنی ابتدا خود فرد واخلاق او در الویت است سپس تخصص او که بنظر من ابوالفضل با اینکه در اوج سن غرور قرار دارد ولی انسان شریف وخاکی و متواضعی است که من شخصا به داشتن چنین دوستی به خود میبالم ضمن اینکه این دوست من در شعر و شاعری هم سر آمد است این بیت از این شعر را خیلی دوست داشتم
      وبنظرم عالی بود
      باید عبور کرد و به دیوانه طعنه زد
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!
      دوست شاعرمن برایت آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون دارم
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۶
      خوش آمدید


      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۳
      سلام بر شما جناب نوری عزیز
      خیلی متشکرم ازالطاف شما..انسالله که دیگر از این موارد نخواهید دید.
      اثر ضعیف ارائه کردن،توهین است به مخاطب.بنده از شما و دیگر عزیزان عذرخواهم.
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      علی   صادقی
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۳۵
      سلام بر استاد رمضانی عزیز وبزرگوار..............
      عجیب کولاک کرده اید .........فوق االعاده بود......شگرد شما در چار پاره است
      *****************
      در مورد زبان شعری هم چون دیدم در این سروده می توان حرفهایی را زد عرض می کنم که:
      شعرتان امروزی است ..اما به خوبی از کهن بهره برده اید
      مثلا
      اصطلاح هزار مرتبه
      کلاف
      افترا ..............که قدمتی چند هزار ساله دارد

      عزم سفر
      والباقی که خودتان بیشتر واقفید
      اینگونه سرودن بدون شک بدون عیب ومورد پسند است وحرف هم ندارد
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۳۸
      سلام خدمت استاد صادقی گرامی..
      عرض ادب.
      ممنونم،نظر لطف شماست.
      متاسفانه چند جایی وزن از دستمان در رفت که کار را خراب کرد و بنده را شرمنده دوستان.
      که از این بابت عذرخواهم.
      در مورد زبان شعری،بنده با شما هم عقیده ام ولی هر کس زبان خودش را برای بیان انتخاب میکند،بنده منکر این نیستم که بسیاری از کلماتی در زبان پارسی وجود دارند که از اول بوده اند و تا آخر هم خواهند بود به دلیل اینکه ارزشمندند و هرگز کلمه ای جای آن ها را نخواهد گرفت.
      معادل جدید بدرد بخوری هم ندارند.پس بقول استاد شفیعی کدکنی،گاهی می شود رستاخیز کلمات پدید آورد،با استفاده از واژگان مناسب.
      اما مسئله ای که بنده پیشتر بیان کرده بودم،بیشتر مربوط به تفکر جدید است که القای آن در زبان قدیمی(و نااشنا) کار سختیست و هرکس از عهده ی آن برنمی آید.
      در میان شاید یکی دونفر باشند که تعابیر بکری خلق میکنند در شعر به زبان کهن..من جمله مثال خودتان جناب فاضل نظری(که زبان ایشان را هم نمیشود صریحا کهن دانست،متعادل است در واقع)
      پاینده باشید و سربلند.
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      سعید میرزامحمدلو
      سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ۲۳:۱۴
      پای پیاده بودم و شعرت سواره بود / در انتهای شهر فصلی دوباره بود سوزاند نیمه شب دلمان را به اخگری / تا صبحگاه عشق دلم چهار پاره بود
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۲

      سلام دوست من.
      بسیار عالی
      لذت بردم.
      ممنونم
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۷
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      محمد خسروی فرد
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۰۰:۰۵
      درود و آفرین بر جناب رمضانی ارجمند
      زیباست
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۲
      سلام برشما ممنونم لطف دارید
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۷
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۰۲:۰۷
      سلام
      مثل همیشه زیباااا خواندمت
      عالی
      دوست داشتم خیلی حس خوبی داشت

      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۳
      سلام.
      سپاس گزارم از شما
      لطف دارید
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۷
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      یونسی یونس
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۰۳:۲۹
      عرض ادب و احترام
      ابوالفضل گرامی ..
      بندهایی زیبا بود
      ولی ناموزون و ضعف تالیف شدید در ابیات دیده میشه
      در بندهایی دوبیتی افتراق قافیه عالی بود ولی اتحاد معنی
      یا همان تناسب کمتر دیده شد..
      حتما به وایرایش نیاز هست..
      در کل خوب بود....
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۵
      عرض ادب و سلامی برآمده از جان خدمت استاد عزیز،جناب یونسی.
      ناموزمون بودن را حل کردم،چهار تا سکته داشتیم که حل شد.
      ضعف تالیف شدید را اگر مشخص میکردید کجاست،بنده برطرف میکردم خیلی بهتر می شد.
      درمجموع ممنونم..انشالله اگر مقدور بود در ویرایش اثر دستی برسانید.
      یاعلی مدد
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۷
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      ساناز هموطن
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۰۴:۵۰
      درود بر شما
      بسیار لذت بردم مثل همیشه
      دست مریزادتان
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      باید قلم گرفت،صدا را رسا کشید!!


      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
      سلام بر بانو هموطن عزیز
      خرسندم از میزبانیتان.
      پاینده باشید و سربلند.
      ممنونم
      یاحق
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۷
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۴
      پشت سر کلاف عزیزی که بافتم!
      در کلافی سردرگم با تمامی تنهایی و غم کسی دقت نکرد که چرا عزیز است ! در تمام چهارچاره این کلاف را می خواهد باز کند ولی در انتها باز حضرت تنها و السلام !
      ابوالفضل خان گرامی معنای شعرتان در همان تنهایی است و شاید به انتها نرسد گاهی هستیم اما بودنمان شانه های خالی تنهایی را یدک می کشد در میان این همه انسان باز خودش را تنها می بیند
      داستان همیشگی و قصه بی تکرار
      یادم می آید در فیلمی ، تنهایی بچه ای را نمایش می داد بچه کنار پدرش بود ولی پدر او را صدا میکرد این نزدیکیِ دور نمایش داستان تنهایی است...
      شعرتان بسیار عمیق و هیچوقت هم کهنه نیست داستان تازه ای است از بودن و نبودن آدمها ...
      پایدار باشید و اشعارتان همچنان جوشان و پویا
      بانو تیوا  لطفی
      پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۰۰:۲۰
      🌺
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.