سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 29 مرداد 1397
    10 ذو الحجة 1439
    • عيد سعيد قربان
    Monday 20 Aug 2018
      بدترين دروغ‌ها گمان بد به مردم بردن است. حضرت محمد (ص)

      دوشنبه ۲۹ مرداد

      دوست بداخلاق من ...

      شعری از

      ساناز هموطن

      از دفتر ❤غم فروش دوره گرد ...❤ نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۰۵:۱۱ شماره ثبت ۶۱۰۰۵
        بازدید : ۱۴۳   |    نظرات : ۱۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر ساناز هموطن

      تو که رفتی ... 
      دژ استوار تنم ،
      هم خانه جدیدم ،
      دوست بداخلاق مرا تاب نیاورد !
      فرو ریخته ام ؛
      متروکه ای ویران شده این تن ...
      بر ان فرو میریزند ،
      از چپ و راست بمب های شیمیایی ...
      دیگر جیر جیر استخوان های تنم ،
      یاداور خانه ارواح است !
      مخمل موهایم را که شیمیایی زدن ،
      دریچه های نگاهم بی پرده ماند ...
      بادو خاک درد به فرسایشش تاختند ؛
      شکسته ام ، 
      در حال فرو ریزیم ...
      نگران نباش ،
      تو را به معماری این ویرانه نیازی نیست ...
      هنوز گنجشکانی هستند که ،
      به بوی نان تازه و دستی پر مهر ،
      پنجره اوار شده تنهایی ام را میکوبند ...
       دوست بد اخم من ،
      سرطان جان ،
      هنوز برای توام خونی در رگ هست ...
      از پشت پنجره مخروبه تنم کنار بیا ؛
       گنجشک ها را نترسان !
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۰۰:۲۰
      عزیز بزرگوار سلام... اثری زیبا خواندم از شما مممنونممم
      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ۰۳:۵۴
      درود و سپاس از نظر پر مهرتان
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۸:۴۶
      درود بانو
      جالب و زیباست
      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۰۴:۱۰
      سلام و عرض ادب استاد
      ممنون از نگاه زیبای شما
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۳۲
      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۶:۲۷
      درود و عرض ادب استاد
      سپاس
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۸:۲۲
      تاریخ هزاره
      به آبسالی مجاز و عرقِ جبینِ واقعیّتم بنگر
      اگر خشکسالی لبهایم را نمی بینی .
      به آئینه ی غبار گرفته ی دیوار سکوتم بنگر
      اگر جای شلاق شفق را
      در گُردِه ام نمی بینی .
      اگر به آه سرد و نفس گیر
      فین کاشان دماغت نمی نگری
      بدان که خفقان شریعت
      دیریست آغاز شده است .
      نفس فانوسهای کوچه های مرطوب و خلوتمان
      از بوی نفت سیاه بد جوری گرفته است .
      گلوی ناودانهایمان
      زیر نورد تکنولوژی
      له و لَوَرده شده است .
      کمر مترسکهایمان
      زیر چرخِ تِ راکتورهای هسته ای شکسته
      و هیچ آلاله ی زخم خورده ی مزرعه ای
      دم بر نمی آورد .
      آیا من دست پرورده ی پست ترین
      خاکهای شمال و یمین نیستم
      که در پیش خاکهای علّیین
      لُنگ پهن میکنند ؟؟
      بیا دردهای کهنه و زخمهای قدیمی
      ملل ما را ببین
      که چگونه در التهاب خلسه می لولند .
      در لحظه ی هبوط که از لابلای جرز اوزون
      ناخواسته به زمین های گر افتادم
      در میان اوراق سنگین تاریخ هزاره
      ثبت است .
      من بودم که برای لقمه ای نان حلال
      و سیر کردن کودکان آسیب و آواره
      هزاران بار کارِ حرام کردم
      و در دادگاه قاضیان ناخلف
      به دورترین نقطه ی تاریک زمین
      تبعید شدم .
      باز آ که زخم اثنی عشری مان چرکین است
      و ما به دنبال مرهمی
      در انتهای کوچه های بن بست گرفتاریم .

      باقر رمزی باصر
      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۰۴:۱۲
      درودها استاد
      به به احسنت بسیار لذت بردم
      حضورتان باعث دلگرمی بنده است
      ارسال پاسخ
      فريدوني ( شهزاد)
      پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۸:۵۸
      درود
      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۰۴:۱۳
      سلام بزرگوار
      سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      روح اله سرداری
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۰۶:۳۶



      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۲۳
      سلام و عرض ادب
      سپاس
      ارسال پاسخ
      حسين زرتاب
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۰۴
      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۲۳
      درود بزرگوار
      سپاس
      ارسال پاسخ
      سهیل بهنود
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۳۶
      سلام وعرض ادب
      بانویزرنگار
      دل نوشته تان دراوج زیبایی است دست مریزاد
      سربلندباشید


      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۲۹
      سلام از بنده است استاد
      سپاس از نگاه زیبای شما و حضور پرمهرتان 
      ارسال پاسخ
      میرعبدالله بدر
      سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۳۸
      سلام و درود بر شما
      زیبا بود
      قلمتان ماندگار
      ساناز هموطن
      ساناز هموطن
      چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶ ۰۴:۲۸
      سلام بزرگوار
      سپاس از حضورتان
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.