سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 22 آذر 1396
    26 ربيع الأول 1439
      Wednesday 13 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        چهارشنبه ۲۲ آذر

        انشای بیهوده

        شعری از

        سینا دژآگه

        از دفتر پرگار خاکستری نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۰۷۸۷
          بازدید : ۳۴۴   |    نظرات : ۸۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        بیزارم از در خود شکستن های بیهوده
        بازیچه بودن دست یک رویای بیهوده
         
        امّید پروازعقابی در قفس مرده
        کابوسِ مجنونی پیِ لیلای بیهوده
         
        بیزارم از پنهان شدن در کنج پستو ها
        هی شعرغمگین گفتن ونجوای بیهوده
         
        دیروز را سر کردن و امروز را بودن
        باید بمانم زنده تا فردای بیهوده
         
        متنی که گویا نام تلخش سرنوشتم شد
        مشتی تپُق بود و پر از کامای بیهوده
         
        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده
         
        موضوع آزاد و من و دستی که می لرزد
        تقدیر ما این بود و یک انشای بیهوده
         
        وقتی که دلتنگی،جهانت می شود مثلِ
        یک قالی پوسیده با پهنای بیهوده
         
        بر هیچ خود پیچیده ای تا پوچ تر باشی؟
        پیوندها را پس بزن آقای بیهوده
         
        مهر 1396
        سینا دژآگه
        ۱۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        بیزارم از در خود شکستن های بیهوده
        بازیچه بودن دست یک رویای بیهوده

        امّید پروازعقابی در قفس مرده
        کابوسِ مجنونی پیِ لیلای بیهوده


        سلام سیناچکارکردییییییییییی
        به به
        بسیارعالیییییییییییییی
        واقعا لذت بدم احسنت

        وقتی که دلتنگی،جهانت می شود مثلِ
        یک قالی پوسیده با پهنای بیهوده

        بر هیچ خود پیچیده ای تا پوچ تر باشی؟
        پیوندها را پس بزن آقای بیهوده

        هزاران درود برتو وقلم توانایت






        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب استاد عجم بزرگوار
        خیلی لطف فرمودید و منت نهادید
        بیکران سپاس
        خوشحالم که سیاهه ام مورد پسندتان بوده بزرگوار

        با دید اغماض منِ شاگرد را می خوانید استاد

        سایه تان مستدام

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        بیزارم از در خود شکستن های بیهوده
        بازیچه بودن دست یک رویای بیهوده
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار
        غمگین و زیباست
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما استاد استکی عزیز
        سپاس از مهر نگاهتان
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        امّید پروازعقابی در قفس مرده
        کابوسِ مجنونی پیِ لیلای بیهوده

        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        ۲ هفته پیش




        درود برشما


        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        درود استاد انصاری عزیز
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        بیزارم از پنهان شدن در کنج پستو ها
        هی شعرغمگین گفتن ونجوای بیهوده

        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        ۲ هفته پیش
        درود بزرگوار زیبا بود
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام استاد عباسی بزرگوار
        نظر لطف شماست
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        دیروز را سر کردن و امروز را بودن
        باید بمانم زنده تا فردای بیهوده

        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود دوست شاعرم جناب دژاگه
        سروده تان به نظر من به لحاظ بروز بودن
        ومحتوا عالی است موفق باشی دوست من
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        درود بر جناب احمدی عزیز
        سپاس بیکران از مهر نگاهتان
        خیلی لطف فرمودید

        حق با شماست
        راستش به نظرم به روز شدن محتوا و تعابیر از ملزومات یک کلاسیک معاصر است.

        پیروز باشید
        منت نهادید عزیزم
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        متنی که گویا نام تلخش سرنوشتم شد
        مشتی تپُق بود و پر از کامای بیهوده

        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۲ هفته پیش

        سلام
        افرین زیبا بود
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام جناب شفیعی عزیز
        خوشحالم از زیارت مهر نگاهتان
        مایه ی افتخار ست
        خیلی لطف فرمودید
        پاینده باشید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        ارسال پاسخ
        علی   صادقی
        علی صادقی
        ۲ هفته پیش
        سلام وعرض ادب

        بسیار عالی

        چاشنی بیت مطلع ...در بیت دوم فوق العاده عمل کرده اید ...
        امّید پروازعقابی در قفس مرده
        کابوسِ مجنونی پیِ لیلای بیهوده

        احسنتها ..دست مریزاد
        مقطع هم که دیگر جای خود را دارد ..../
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود استاد صادقی بزرگوار
        نظر لطف شماست و دید خطاپوشتان
        سپاس از مهر نگاه تیزبین شما

        بله حق با شماست بیت اول و دوم موقوف المعانی هستند

        پاینده باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        موضوع آزاد و من و دستی که می لرزد
        تقدیر ما این بود و یک انشای بیهوده

        ارسال پاسخ
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        ۲ هفته پیش
        درود برشما جناب دژاگه گرامی
        بسیار عالی احسنت برشما
        پیروز و موفق باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما بانو بهارلویی گرامی
        نظر لطف شماست
        مهر نگاهتان را ارج می نهم
        در اوج باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        وقتی که دلتنگی،جهانت می شود مثلِ
        یک قالی پوسیده با پهنای بیهوده

        ارسال پاسخ
        محمدکریمی (پویا)
        محمدکریمی (پویا)
        ۲ هفته پیش
        سلام ودرودسینای عزیز
        فوق العاده زیبابود

        قلمت ماندگار
        نامت جاویدان
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود جناب کریمی عزیز
        لطف فرمودید بزرگوار
        سپاس از مهرتان

        پیروز باشید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        بر هیچ خود پیچیده ای تا پوچ تر باشی؟
        پیوندها را پس بزن آقای بیهوده
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        مهدی صادقی مود
        ۲ هفته پیش
        بیزارم از در خود شکستن های بیهوده
        بازیچه بودن دست یک رویای بیهوده

        دیروز را سر کردن و امروز را بودن
        باید بمانم زنده تا فردای بیهوده

        درودتان جناب دژاگه عزیز
        بسیار زیباست
        برقرار باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        درود استاد صادقی مود عزیز
        منت نهادید و افتخار دادید
        سپاس از لطف بی دریغتان
        در اوج بمانید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        بیزارم از در خود شکستن های بیهوده
        بازیچه بودن دست یک رویای بیهوده

        امّید پروازعقابی در قفس مرده
        کابوسِ مجنونی پیِ لیلای بیهوده

        بیزارم از پنهان شدن در کنج پستو ها
        هی شعرغمگین گفتن ونجوای بیهوده

        دیروز را سر کردن و امروز را بودن
        باید بمانم زنده تا فردای بیهوده

        متنی که گویا نام تلخش سرنوشتم شد
        مشتی تپُق بود و پر از کامای بیهوده

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        موضوع آزاد و من و دستی که می لرزد
        تقدیر ما این بود و یک انشای بیهوده

        وقتی که دلتنگی،جهانت می شود مثلِ
        یک قالی پوسیده با پهنای بیهوده

        بر هیچ خود پیچیده ای تا پوچ تر باشی؟
        پیوندها را پس بزن آقای بیهوده
        سینا دژآگه
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        سلام خدمت جناب آقای سینایِ

        آقا گل کاشتید باز
        خیلی قشنگ بود این غزل..لذت دوباره خوانی نصیبم شد.
        احسنت بر طبعتان
        بیت ششم را خیلی دوست داشتم
        درود برشما
        فقط جسارتا عرض کنم که مصرع آخر آقا نمیشنید به زیبایی آن کلمه ی اولش...حال آنکه تا سلیقه خودتان چه باشد.
        بنده که خیلی لذت بردم.
        عالی بود
        یاعلی
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود بر آقا ابوالفضل عزیز
        تنهای خراسانی خودم
        لطف داری عزیزم
        گل شمایید
        ********
        بیت ششم رو هم قبلاً خوشتون اومده بود.یادم هست
        ********
        چشم .یه فکری هم برای این "آقای بیهوده"می کنم.

        در پناه حق باشید دوست عزیزم
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش

        قلب و گل هاش یادم رفت
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        بیزارم از در خود شکستن های بیهوده
        بازیچه بودن دست یک رویای بیهوده

        امّید پروازعقابی در قفس مرده
        کابوسِ مجنونی پیِ لیلای بیهوده

        بیزارم از پنهان شدن در کنج پستو ها
        هی شعرغمگین گفتن ونجوای بیهوده

        دیروز را سر کردن و امروز را بودن
        باید بمانم زنده تا فردای بیهوده

        متنی که گویا نام تلخش سرنوشتم شد
        مشتی تپُق بود و پر از کامای بیهوده

        هی بغض تنها بودنم را قورت دادم تا...
        آخر مبدل شد به آنیمای بیهوده

        موضوع آزاد و من و دستی که می لرزد
        تقدیر ما این بود و یک انشای بیهوده

        وقتی که دلتنگی،جهانت می شود مثلِ
        یک قالی پوسیده با پهنای بیهوده

        بر هیچ خود پیچیده ای تا پوچ تر باشی؟
        پیوندها را پس بزن آقای بیهوده
        سینا دژآگه
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        ۲ هفته پیش
        سلام

        شعر بسیار زیبا و هنرمندانه اما غم آلودتان مرا یاد آیه ی ۱۶ (شانزده ) سوره ی انبیاء میاندازد .



        درپناه حق
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود بانو حسین زاده بزرگوار

        نظر لطف شماست.

        حق با شماست این دنیا بازیچه نیست...
        اما هنر وقتی متولد می شود که یکی از شاهین های احساس در اوج بی کرانگی پرواز کند.
        هدف بیان احساس است و بس...بدون قایل شدن هر گونه پیش فرض
        *******************
        خیلی لطف فرمودید
        پیروز باشید
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        ۲ هفته پیش
        سلام مجدد
        منظورم کلمه ی( بیهوده ) بود که شما به زیبایی در ردیف شعرتان به بلاغت احساس بیان فرمودید .

        سلامت باشید و سرافراز
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلامی دوباره بانوی بزرگوار
        سپاس از تیزبینی تان
        نظر لطف شماست

        خوشحالم و باعث افتخارست که این گونه با تعمق می نگرید
        در پناه حق باشید
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        بنشین تماشایت کنم،ای زهره ی تابان من
        محوِ نگاهت گشته ام،پلکی مزن جانان من

        پروانه ی بیدل منم ، شمع فروزانم تویی
        در آتشت سوزم همی،ای شعله ی رقصان من

        مستیّ عشقت مذهبم ، وهمت نماز هر شبم
        نامت چو ذکری بر لبم،ای دین و هم ایمان من

        از رفتن و هجران مگو،عیشم چنین ناقص مکن
        امشب شرابی ده مرا از نوش لعلت،جان من

        بیش از تو،من عاشقترم،تا کی نداری باورم؟
        هرجا نباشی در برم،آنجا بود زندان من

        با من چنین بد تا مکن،این عشق را حاشا مکن
        سرّ درون افشا مکن ، پیدا ترین پنهان من

        بیماری هجران چه بد ، در خاک قلب خیمه زد
        صد بوسه ی شیرین مگر،باشد ره درمان من

        ای نازنین ای مه جبین بر صدق عشقم کن یقین
        امواجِ اشکم را ببین ، در ساحلِ چشمانِ من

        محلول دریایت شدم ، در حلّ راز عشق تو
        گاهی بیافکن یک نظر،بر حال بی سامان من

        هر شب قوی تر سر دهد،این جغد شوم بی کسی
        آواز تلخ طعنه را ، در کلبه ی ویران من

        مُهرِ خموشی بر دهان،خشکیده سروم در خزان
        بر من بیا منّت بنه، شادابی بُستان من

        سینا دژآگه
        ارسال پاسخ
        عباس وطن دوست
        عباس وطن دوست
        ۲ هفته پیش
        .
        سلام و عرض ادب جناب دژاگه عزیز
        بسیار غزل زیبایی بود
        درودتان همشعر بزرگوارم
        .
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب جناب وطن دوست بزرگوار
        نظر لطف شماست شاعر گرانقدر
        سپاسگزارم
        پیوسته در اوج
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        شب بود و هوا سرد و دلم در تب و تاب

        من منتظرت بودم و مردم همه خواب

        اما  تو  نیامدی ، شدم  خانه  خراب

        در حسرت یک بوسه ی پنهانی و ناب

        سینا دژآگه
        ارسال پاسخ
        جواد کریمی
        جواد کریمی
        ۲ هفته پیش
        درود و دستمریزاد🌹🌹🌹
        تقدیر ما این بود و یک انشای بیهوده👌
        ⚘⚘⚘⚘⚘
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما جناب کریمی عزیز
        شاعر خوش ذوق و جدید انجمن ناب
        لطف فرمودید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        نگاهت را به خورشیدی بدل کن
        وجودم را به آرامی بغل کن 

        بیا منظومه ی زیبا ی هستی
        پریشان واژه هایم را غزل کن

        مکن تردید و پایان را میاندیش
        به نجوایی که دل گوید عمل کن

        مترس از راه ناهموار و طوفان
        زمین و آسمان را بی محل کن

        مخور هرگز فریب مکر ناکس
        ببین با چشم دل دفع حیل کن

        شنیدی کز بزرگان بخشش آید؟
        مرا مصداق این ضرب المثل کن

        معمّای غم و بی تابی ام را
        تو با شیرینی یک بوسه حل کن

        ✍ #سینا_دژآگه
        #آثار_اعضا

        @sherenabCom
        #سایت_ادبی_تخصصی #شعرناب
        🌐 sherenab.com
        ارسال پاسخ
        یونسی یونس
        یونسی یونس
        ۲ هفته پیش
        عرض ادب و ارادت
        بسیار موزون و زیبا..
        اما از چند واژه ی عامیانه استفاده شد مثل بیت 6
        در مصراع. کمی از زیبایی ان کاسته .....
        و ابهام در واژه .. انیما : روح و در زبان کردی بی نیاز .
        هیچ تناسبی در بیت باهم ندارند.. و بیت دوم ..استنباط
        شخصی بود جناب استاد..عف کنید.
        در کل زیبا بود
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب جناب یونسی بزرگوار
        سپاس از مهر نگاهتان
        و سپاسی دو چندان بابت تذکر های به جای شما

        و اما...
        در باب عامیانه بودن واژه ها فرمودید(گمانم مقصودتان فعل قورت دادن بوده!) باید عرض کنم با توجه به تعاریف شعر و غزل معاصر تحریم برای استفاده از این گونه تعابیر نیست.
        (خیلی لغات عامیانه هستند و حتی ریشه در زبان های باستانی دارند........در شعر کلاسیک واژه نباید محاوره ای باشد)
        چه بسا چنین بسط های لغوی بین زبان معیار و عبارات عامیانه از امتیاز های مثبت یک غزل معاصر باشند.
        اگر زبان شعر کهن بود انتقادتان وارد بود چون شعر دچار گسست زبانی می شد ولی اکنون که تکلیف زبان مشخص است مانعی از استفاده از تعابیر به روز نیست.
        **********************************
        مقصود از بیان واژه آنیما معنای لغوی آن نیست.
        این کلمه اصطلاحی ست در روانشناسی

        آنیما(به نقل از ویکی پدیا):
        آنیما و آنیموس (به انگلیسی: Anima and Animus)، در مکتب روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ به بخش ناهشیار یا خودِ درونیِ راستینِ هر فرد گفته می‌شود که در مقابل نقاب یا نمود برونی شخصیت قرار می‌گیرد.
        برای پرهیز از اطاله کلام لینکش را خدمتتان می گذارم:
        https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7_%D9%88_%D8%A2%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B3
        ****************************************
        اختیار دارید بزرگوار
        بسیار هم عالی که مطرح فرمودید
        می ترسیدم این ابهام مکتوم بماند
        ***************************
        سپاسگزارم
        پیروز باشید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        با بغض هایم "قورت دادم" دردهایت را
        قسمت نکردم با کسی هم، دردهایت را
        (شاعر معاصر جناب وحید نجفی)
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        مقصدِ آهِ من که شد؟داغِ شقایقم بگو
        رازِ پلنگ و ماه را ، با دل سارقم بگو
        موج کجا بَرَد مرا؟پاروی قایقم بگو
        «این شفق است یا فلق؟مغرب و مشرقم بگو
        من به کجا رسیده ام؟جان دقایقم بگو»

        شمع مزار خنده ،گریه چو فوت می کند
        بغض هزار ساله در سینه سقوط می کند
        حکمِ دل است و بی دلم،اوست که کوت می کند
        «آینه در جوابِ من باز سکوت می کند
        باز مرا چه می شود؟ ای تو حقایقم بگو»

        حلقه ی آتشین چرا؟عقرب خود گزیده را
        آب هلاک می دهی اسب نفس بریده را؟
        از لب کال چیده ام بوسه ی نارسیده را
        «جان همه شوق گشته ام،طعنه ی ناشنیده را
        در همه حال خوبِ من،با تو موافقم بگو»

        دست سکوت می کُشد ،فرصت غوغای مرا
        سایه سیاه می کند مطلع فردای مرا
        پتک جنون می شکند آخرِ سر پای مرا
        «پاک کن از حافظه ات شور غزلهای مرا
        شاعر مرده ام بخوان،گور علائقم بگو»

        بی خود و بی جهت مرا بر سر تقدیر مکش
        برای شعر ساده ام، نقشه ی تفسیر مکش
        بر تن کهنه کُنده ام، عکس دل و تیر مکش
        «با من کور و کر ولی واژه به تصویر مکش
        منظره های عقل را با منِ سابقم بگو»

        دانه ی مهر جز تو را در دل خود نکاشتم
        عقل فریب خورده را جای دگر گماشتم
        بر سر لوح زندگی ،نامِ تو را نگاشتم
        «من که هر آنچه داشتم اول ره گذاشتم
        حال برای چون تویی اگر که لایقم بگو»

        درپی عشق می دوم ،بی پر و بال می رسم
        آخر هر ترانه بر ،واژه ی لال می رسم
        ماضی مستمر شوم،تازه به حال می رسم
        «یا به زوال می روم یا به کمال می رسم
        یکسره کن کار مرا بگو که عاشقم بگو»
        ********************************
        مصاریع در « » تضمین از غزل ناب استاد محمد علی بهمنی است.
        تقدیم به قلم زیبانویس این استاد بزرگ شعر فارسی
        از زبان الکن شاگردی کمینه
        سینا دژآگه........مهر 96
        ارسال پاسخ
        سهیل بهنود
        سهیل بهنود
        ۲ هفته پیش
        سلام ودرود
        استادگرامی
        عالی ودلنشین وخیال انگیز قلم
        زده اید..سپاس ها .دروده


        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود استاد بهنود عزیز
        شاگرد نوازی فرمودید بزرگوار
        سپاس از مهر بیکرانتان
        مهر نگاهتان را می ستایم
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        در ایستگاهِ قلبِ غمگینم زمین گیرم
        چشم انتظارِ یک قطارِ شعرِ بی مقصد
        دارم خودم را روی کاغذ می نویسم باز
        خودکار در دستم جنون آمیز می رقصد

        امشب تو را جان عزیزت گریه را بس کن
        ای چشم گلگونی که ماندی خیره بر دیوار
        ای بغض لامصّب گلویم را رها کن،زود
        سینای تنها را به دست شعر خود بسپار

        باور نمی کردم که روزی واژه پردازی
        تسکین دردم باشد و چیزی که می خواهم
        وقتی که چشمانِ ترم را غصّه می بوسد
        یک بیت گردد همنشین گاه و بی گاهم

        در پنج اسفند هزار و سیصد و اندی...
        روحی سراسر شِکوه در دنیای تنگ افتاد
        کاش اختیار از جبر هستی کم نمی آورد
        من بودم آن ماهی که در چنگ پلنگ افتاد

        بودن برایم رنگ خوبی داشت وقتی که
        با شوق و لذّت قاصدک را فوت می کردم
        یا در خیابان بین بوق و جیغ کودک ها
        توپ سفیدم را به بالا شوت می کردم

        آن روز ها مانند گنجشکی رها بودم
        یک بچّه ی مظلوم و ساکت ، فکر ماشینم
        موی بلندم را به دست باد می دادم
        دلخوش به جنگ سایه با شمشیر چوبینم

        دوران شیرین رفت و ما ماندیم و دلتنگی
        یک قلب پر درد و گلویی مملو از فریاد
        دنیای انسان ها پشیزی هم نمی ارزد
        بنیان آن آب است و آخر می شود بر باد

        چندی به ریش و ریشه ی هر چیز می خندیم
        در بزم درد آلود و حزن انگیز دلقک ها
        از مکرِ روباه و کلاغِ قصه می گوییم
        تا گرم باشد نبض بازار مترسک ها

        خوردن،تنفس،خواب و یک عادات تکراری
        کلاً فقط هستیم و با هم زنده می مانیم
        دلخوش به فردایی که بوی زندگی دارد
        در بازی امروز مان بازنده می مانیم
        ....
        مابین این آشوب حسرتبار و زجر آور
        حسی غریبانه به پاییزِ دلم سر زد
        او عشق بود و من ندانستم چه بیرحم است
        آسیمه آمد تیشه را بر ریشه بدتر زد
        ....
        ای مرکز منظومه ی بی نقص رویاهام
        در من هزاران"من"به دورت چرخ می خوردند
        پروانه آسا ، بی تعلل ، مستِ مستانه
        عاشق شدند و سوختند و بی صدا مردند

        از بالشان خاکستری پوسیده بر جا ماند
        باد فراموشی همان را هم فراری داد
        هرکس که بویید از نسیم سرد خاکستر
        از چاله بیرون شد درون چاه عشق افتاد

        گفتم فقط شاید ، فقط شاید ، فقط شاید . . .
        مثل تو بد باشم ، ولی طاقت نیاوردی
        گاهی فقط باید ، فقط باید ، فقط باید . . .
        با چشم بسته حرف دل را گوش می کردی

        "سوسوی" ماهم پشت ابری تیره گون مانده
        "کم کم" وجودم را شبی تاریک می گیرد
        "تق تق" بزن بر در، بیا امشب مرا دریاب
        "دل دل" نکن قلبم بدون عشق می میرد

        "هق هق"برایم انعکاسی آشنا دارد
        "تک تک"شقایق های عاشق اشک می بارند
        "نم نم" نمایان می شود باران دلتنگی
        تیک تاک های ساعتم مامور آزارند

        "ای شاه بی مهران" ، "امیر بی وفایی ها"
        پروانه ها من بودم و خاکسترش شعرم
        از عمق چشمم حس عشقت داشت می بارید
        باوری نکردی خُب ! از این هم بدترش شعرم

        عیبی ندارد نازنینم خوب و راحت باش
        من هم خدایی دارم و تنها نمی مانم
        اما اگر چون کوه باشم قرص و پابر جا
        بعد تو می بُرّم عزیزم ، خوب می دانم

        شعرم که شد معجونی از اضداد و وحدت ها
        _آیینه ای ناظر به اعماق دلی شاعر_
        پژواک عشقت را مشدد کن،بخوان با من
        آیینه را بشکن به زیر پای هر عابر
        *************************************
        سینا دژآگه
        تقدیم به اساتید بزرگوار و دوستان مهربانم
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        درود آقا سینا

        شاعر جوان و خوش استعداد سرزمینم

        بسیار ناب و دلنشین سرودی

        احسنت... آفرین...


        آوای دلت شاد شاد
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود استاد حکیمی بزرگوار
        منت نهادید و افتخار دادید
        سپاس بیکران از گل افشانی تان
        مرور شعرهای قدیم برای خودم خیال انگیز بود

        سایه تان مستدام
        ارسال پاسخ
        جمشید همایون
        جمشید همایون
        ۲ هفته پیش
        افرین بر تو سینای عزیز
        واقعا از خواندن اشعارت لذت میبرم
        خب به ما هم یاد بده کلک
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        اخسنت بر چشم زیبابین تو جمشیدجان
        اختیار دارید
        از شعار زیبات به اشتراک بگذار تا ما هم لذت ببریم عزیزم
        ارسال پاسخ
        مجید خوش خلق سیما
        مجید خوش خلق سیما
        ۲ هفته پیش
        درود بر استاد عزیز و بزرگوار جناب دژاگه گرامی .. روزمره گی در دنیا گاهی گریبان همه انسان ها را می گیرد و در این میان از یک حال بد .. اثری چنین خلق کردن هم دوای درد خویش است هم درمان هزاران دل شکسته در این دنیای پیچ در پیچ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود جناب خوش خلق عزیز
        بله حق با شماست
        چه نظر سنجیده و عالمانه ای
        احسنت
        پاینده باشید
        ارسال پاسخ
        احمد خدادادی دهکردی
        احمد خدادادی دهکردی
        ۲ هفته پیش
        احسنت برشما غزلتان زیبا بود
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سپاسگزارم بزرگوار
        پیروز باشید
        ارسال پاسخ
        حسام الدین مهرابی
        حسام الدین مهرابی
        ۲ هفته پیش
        سلام دوست عزیز و بزرگوار
        بسیار بسیار زیبا و ناب نگاشتید
        خواندم و لذت بردم و آموختم
        احسنت بر شما و طبع جوشانتان

        عذرخواهی میکنم بابت تأخیر در حضور
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود جناب مهرابی مهربان
        بسیار سپاسگزار مهر همیشگی تان هستم
        پاینده باشید

        اختیار دارید
        هر وقت تشریف بیاورید
        قدمتان روی چشم بنده است
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.