سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 20 آذر 1396
  • شهادت آيت الله دستغيب سومين شهيد محراب به دست منافقان، 1360 هـ ش
24 ربيع الأول 1439
    Monday 11 Dec 2017
      مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

      دوشنبه ۲۰ آذر

      چارپاره - خر و شغال

      شعری از

      صادق عماری

      از دفتر چارپاره نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۰۷۲۶
        بازدید : ۳۱   |    نظرات : ۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      دفتر چارپاره
       
      خر و شغال
       
      یک شغالی    کنار باغی    زیست
      میوه ها را      درید و از بین برد
      باغبان        قصد کشت او را کرد
      وانمود او که مرده است،  نه مرد
      =
      نزد گرگی  رفیق خود،     او رفت
      گرگ قلبش به حال او      شد زال
      ماجرا را        برای او چون گفت
      می پذیرد،   شغال را،      در حال
      =
      گرگ در خانه اش،    طعام نداشت
      نقشه ای را،  شغال،    طرح نمود
      یک خری،    در میان دشتی هست
      آورد،   طعمه ای شود،    پر سود
      =
      سوی خر شد شغال چون غمخوار
      گفت، ای خر!    چه زندگی داری؟
      آدمی را    چرا        مطیع شوی؟
      عمر خود را هدر دهی؟ ، خواری!
      =
      پس بیا سرزمین ما،     ای دوست
      سر زمینی،   پر از قشنگی هاست
      نعمتی   وافر و     بدون غم است
      آن شود     بهترین زرنگی هاست
      =
      خر موافق شد و        به راه افتاد
      گرگ را دید   از دور و    دریافت
      تله ای هست ومرگ اوحتمی است
      ایست کرد او، و قصه ای او بافت
      =
      آنچه بینم، بهشت و   نعمت هاست
      لیک،    پندی ز مادرم،        دارم
      باید    آنرا بیاورم           با خود
      خواندنش، هر شبی،     شود کارم
      =
      با تعجب،    شغال،       می پرسد
      آن نصایح،  چه بوده است در آن؟
      گفت،   آن خر،    چهار می باشند
      پند اول،            بدون پند نمان!
      =
      آن بقیه،       بیاد من چون نیست
      تا رسیدم،             برای تو گویم
      او رسید و          چنین بیانی کرد
      یادم آمد،       سه را که می جویم
      =
      گر بدی هست،       یاد بدتر باش
      خصم دانا،        به از رفیق ندان
      با رفیقان بد،           مشو همراه
      این نصایح،        برای هر انسان
      =
      پندها را،    شغال،         تا فهمید
      دور شد،  بی درنگ،     از میدان
      در فرارش،       سگان باغ خران
      میکنند آن شغال را،        بی جان
       
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      احمد خدادادی دهکردی
      احمد خدادادی دهکردی
      ۲ هفته پیش
      درودبراستادعماری گرامی شعرزیبا وپندآموزی سروده اید احسنت
      صادق عماری
      صادق عماری
      ۲ هفته پیش
      با تشکر از حضورتان

      سلام مرا پذیرا باشید


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ۲ هفته پیش
      درودبر شما

      صادق عماری
      صادق عماری
      ۲ هفته پیش
      سلام استاد

      ممنونم از لطف شما

      ارسال پاسخ
      همایون فتاح متخلص به رند
      همایون فتاح متخلص به رند
      ۲ هفته پیش
      دلداده ی این سخن شدستم
      صادق عماری
      صادق عماری
      ۲ هفته پیش

      سلام آقای فتاح

      با تشکر و امتنان

      ارسال پاسخ
       موسی عباسی مقدم
      موسی عباسی مقدم
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار زیبا بود
      صادق عماری
      صادق عماری
      ۲ هفته پیش
      از شما بینهایت ممنون و متشکرم

      درود

      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.