سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 30 ارديبهشت 1397
    7 رمضان 1439
      Sunday 20 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        يکشنبه ۳۰ ارديبهشت

        من از شعار به شعور خواهم رسيد ( صفحه یازدهم )

        شعری از

        باقر رمزی ( باصر )

        از دفتر به جهنم سرد خوش آمدید نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۱۸:۳۲ شماره ثبت ۶۰۶۱۸
          بازدید : ۸۶   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        من از شعار به شعور خواهم رسید
         
        ( صفحه یازدهم )
         
        زندگى آلوده دل مردگي ست
        مردگى سرلوحه‏ ى هر زندگي ست

         
         
        تا به زنا خانه رسد دخترى
        زاهد و عابد شده ‏اند مشترى

         
        نتیجه تصویری برای زاهد
         
        عابد و بتخانه و مخمور و مى
        بربط و تنبور و دف و عود و نى

         
         
        هر دو خروج از ره عرفان شدند
        خرقه برون كرده و عريان شدند

         
         
        در غم هجران سفر كرده ايم
        گريه به چشمان بصر كرده‏ ايم

         
         
        ماه تو همچون مه و مهر آمدست
        ماه من از راه سپهر آمدست

         
         
        اين بود انصاف تو اى نارفيق؟
        بر دل ما آب و تو خود مى رقيق؟

         
         
        ديگر از اين راه بدر مى‏ روم
        بر ره بيگانه سفر مى ‏روم

         
         
        تا برسم بر سر بامى عظيم
        سجده كنم مسلك و حب رجيم

         
        نتیجه تصویری برای رجیم
         
        حج نروم گرچه كه واجب بود
        حج من آن كعبه غايب بود

         
         
        حج من آن است كه درون بنگرم
        بر دل بى ‏دانه و خون بنگرم

         
         
        حج مى كنيد همسفران خاك را
        خشت و گل و دولت افلاك را

         
         
        مى ز كدامين قسم آورده‏ اى
        اين نبود مى كه سم آورده ‏اى

         
         
        مى زده از ميكده غافل بود
        پرده ‏ى ميخانه ‏اى حائل بود

         
         
        پرده برانداز و بگو راز چيست؟
        راز گرانمايه‏ ى غمّاز چيست؟

         
         
        صورت ما را تو برانگيختى
        سيرت خود را ز چه انگيختى

         
         
        هر چه برانگيزى همين است و بس
        سيرت و صورت شده چون خار و خس

         
         
        خار و خس از سيرت شيطان بود
        اين نفس از دولت يزدان بود

         
         
        پيش تو جانا نزم لاف خويش
        تا كه بسنجى تو به انصاف خويش

         
         
        يا كه من از راه رحم كافرم
        يا كه دل آتش شد و خاكسترم
         
         
        نتیجه تصویری برای دل و آتش
         
        باقر رمزی باصر
         
         
        ادامه دارد . . .
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۵۴
        درود بزرگوار
        زیبا و جالب بود
        وحید کاظمی
        سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶ ۰۷:۴۳
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶ ۱۳:۴۷
        درود برشما
        مثنوی زیبایی سروده اید
        سید سعید احمدی
        سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶ ۱۴:۰۷
        بردیا امین افشار
        سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۵۴
        حج اگر ابن باشد که فرمودید ، رفتنش بسیار دل انگیز خواهد بود . درود بر قلم پر توانتان .
        یونسی یونس
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۰۰:۵۱
        عرض سلام و ادب ...
        بسیار روان و عارفانه ........
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.