سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
شنبه 27 مرداد 1397
    8 ذو الحجة 1439
      Saturday 18 Aug 2018
        بدترين دروغ‌ها گمان بد به مردم بردن است. حضرت محمد (ص)

        شنبه ۲۷ مرداد

        تیغ غم

        شعری از

        علی نصرالهی (مجنون)

        از دفتر دیوانه مجنون نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۱۰ شماره ثبت ۶۰۵۷۵
          بازدید : ۱۷۷   |    نظرات : ۲۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی نصرالهی (مجنون)
        آخرین اشعار ناب علی نصرالهی (مجنون)

        میخورد با من ، دل دیوانه در ویرانه غم                    
        گو چه میخواهد ز جان ما دو تن دیوانه غم          
        شمع نادان روشنی بخشید هر بیگانه را 
        در عوض آتش کشد بال و پر پروانه غم 
        مرغ خوش خوان خوشی از گوشه ی ایوان پرید 
        ناگهان از بام و در بارید بر این خانه غم 
        بلبل دیوانه کمتر ناله کن از هجر گل 
        دیدی آخر میکند گلخانه را غمخانه غم 
        ساقی میخانه آخر در غم ما جان سپرد 
        بعد از این در کوچه ها برپا کند بتخانه غم 
        چون سواری که ز اسب افتد به خاک دشمنی 
        میدهد جولان به دور من چه استادانه غم 
        تن سراسر زخم خنجر سر سراسر شور و شوق 
        میکشد با خود مرا تا کوی او مستانه غم 
        جان به لب می آید اما غم رهایم کی کند 
        میکشد بر خاک و خون تا جان دهم جانانه غم 
        گو چرا بعد از وفاتم میکند بر ما وفا 
        موی خون آلوده ام را مینماید شانه غم 
        تیغ کندی میکشد بر نای من آرام و نرم 
        می‌کند سر را جدا از تن چه بی رحمانه غم 
        تن به خاک افتاده بود و سر به دستش میدوید 
        تا سر اندازد به زیر پای آن دردانه غم 
        خون هنوزم میچکد از نای مجنون ای دریغ 
        تا به کی بار گران بر تن کشم سلانه غم                       
        علی مجنون 
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۲۰:۲۴
        درود گرامی
        غمگین و زیباست
        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۴۷
        درود بر بزرگ مرد عرصه شعر و ادب استاد چشمه ی مهربان
        سپاس از لطف حضور و محبتی که به بنده داشتید بزرگوار
        خدای را شاکرم که عزیزانی چون شما را در کنار خویش دارم
        هرچند قلم به دست گرفتن در محفل ادبا و هنرمندان عزیز جسارتی ست از جانب منه خاطی، که امید است به محبت جسارتم را ببخشایید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
        درود جناب

        ناب ناب سرودید

        مرحبا به این همه احساس و عاطفه ی کلام

        آوای دلتان شاد!
        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۶ ۰۵:۲۸
        درود استاد ادب بانو حکیمی، باز هم انتظار حضورتان بود و چشمی منتظر، خوش آمدی بانو به این ویرانسرا
        انتظار نقدتان را دارم مهربان
        سپاس از لطف و محبتتان و تسلیت غم کرمانشاه
        ...
        ارسال پاسخ
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۱۱:۱۴
        درود برشما جناب نصرالهی
        بسیار عالی ولی حزن انگیز
        ان شاءالله به سرایید به شادی
        موفق و پیروز باشید
        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۱۴:۱۷
        درود بانو ی شعر و ادب، باغبان عزیز
        سپاس از محبت حضور و لطافت کلامتان
        استاد بیداد عزیز میفرماید،

        از من مخواه شعر تر ای بی خبر ز درد
        شعری که خون از آن نچکد ننگ دفتر است
        بیداد
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۵۴
        سلام بر جناب نصراللهی عزیز
        زیبا
        زیبا
        زیبا
        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۵۱
        درود دوست عزیز و مهربان همراه ابوالفضل ( تنها) عزیز
        سپاس از اینکه با محبت سیاه مشقم را خوانده و با مهربانی مشوق این حقیر میشوید، زیبا حضور گرم شماست در این در این دفتر موریانه خورده
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
        ارسال پاسخ
        رسول فتوحی (شکست)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۱۶
        درود بر دوست عزیزم . آقای نصرالهی بزرگوار . بسیار زیبا و غمگین سرودید . قلمتان سبز باد . اگر خاطرتان باشد شما برایم پیشنهاد نوشتن اشعار شاد را دادید . درحالی که خودتان ..... امیدوارم روزی غم از روح اشعار و از چهره زندگانیت برای همیشه دور باشد .
        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۵۹
        درود ای نازنین همره، در این راه پر از اندوه،
        سپاس از دوست ارزشمند و استاد آموزه های زندگیم،
        صادقانه میگویم امیدوارم غم دنیا به دوشم باشد و هیچ عزیزی غم به دل نداشته باشد، مخصوصا دوست عزیزی چون فتوحی مهربان،
        ارزویم همه خوبی ست برای همگان،
        غم دنیا منشیند به دل رهگذران
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        يکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ ۲۳:۰۵
        درود دوست شاعرم آقای نصراللهی
        غزل بسیار زیبایی را خلق کرده اید
        آفرین بر شما از خلق این اثر
        سبز بمانید و شاعر
        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۲:۵۳
        درود فراوان بر استاد عزیز و مهربانم اقای نوری
        سپاس از حضور گرم و محبتی که به این حقیر دارید
        زیبایی در نگاه شماست استاد
        بزرگواری شما باعث جسارت ما در این صحنه است استاد
        بنده نوازی میکنید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
        ارسال پاسخ
        همایون فتاح متخلص به رند
        دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۴:۱۵
        بسیارزیبا قلم زدید
        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۷:۵۷
        درود بر استاد عزیز و مهربانم حضرت فتاح ( رند)
        سپاس از اینکه بر این ذغال فروش بها نهاده و قدم بر دیدگانش گذاردید، زیبایی در نگاه و قلب شما ادیبان است وگرنه من سیاهه نویسی هستم با قلمی بشکسته که در این آوردگاه خاک پای عزیزان را طوطیای این چشم کم سو مینمایم، تا که سویی را دوباره به دیده باز آورم

        حضور عزیزانی چون شما باعث شوق و پرواز این کلاغ میشود
        سپاس از محبت حضورتان استاد عزیز
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
        ارسال پاسخ
        باقر رمزی ( باصر )
        دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۴۴
        سلام و درود به شما فرهیخته و ادیب گرامی
        لحظاتی در سروده ناب شما مهمان بودم
        آفرین بر طبع خوش و روان شما





        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۱۲:۳۳
        درود بر استاد ارزشمند اشعار ناب، همراه مهربان استاد رمزی عزیزم
        سپاس از اینکه باز هم قدم بر دیدگانم گذاردید و دل ناتوانم را جانی دوباره دادید، حضور اساتید ارزشمندی چون شما باعث دلگرمیه سیاهه نویسی خاک نشین میگردد، امید آن دارم همیشه سایه ی حمایتتان را بر کلبه ی نیم سوخته ام بگسترانید و در حق این حقیر که نه لایق شاگردی در این علم را دارم و نه گفته هایم بیش از گفته هایی خام است استادی را به کمال رسانید و همراهیم کنید
        سپاسی بی کران در خور مقام ارزشمند اساتید این علم
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۲۷
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.