سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
محل تبلیغات شما
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 29 آبان 1396
    2 ربيع الأول 1439
      Monday 20 Nov 2017
        مادر، یگانه موجودی است كه حقیقت عشق پاك را می شناسد. اونوره دو بالزاك

        دوشنبه ۲۹ آبان

        غزلی از غزلم

        شعری از

        علی نصرالهی (مجنون)

        از دفتر دیوانه مجنون نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۱۲ روز پیش شماره ثبت ۶۰۵۰۰
          بازدید : ۸۰   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی نصرالهی (مجنون)

        باز با یاد غزل شعر و غزل میسازم 
        کاش امشب برسد گوش غزل آوازم
         
        حرفهایم همه در سینه نهفته است ولی 
        کاش هرگز نکند فاش غم از دل رازم 
        واژه هایم همه الکن به سراییدن تو 
        چه کنم کز سر اندیشه پرد شهبازم 
        رخ گرفتی تو چنان ماه از این پیر ولی
        آنچنان سوزم از هجران تو تا بگدازم 
        مهربانی و وفا نیست مگر مسلک تو 
        پس چرا غیر غمت نیست کنون دمسازم 
        خجلم از تو و از آخر این قصه ولی 
        چه کنم تاب ز کف داد دل غمبازم 
        چه قمار غلطی بود میان من و او
        که در آن تو و همه داشته را میبازم 
        های دیوانه زبان بسته نگهدار دمی 
        تا نگردد غزل از غصه گریزان بازم 
        مطربا شور بپا کن به دف و چنگ،  چنان 
        که به جوش اورد این شور مِی شیرازم 
        شه اگر پای به کوی منه مسکین بنهد 
        سر بی حوصله را بر قدمش اندازم
        گفتمش مجنون چرا لیلی به شعر تازه نیست 
        گفت،گفتم که غزل از غزلم میسازم 
        علی مجنون 
         
         
         
        تقدیم به دخترم غزل که خیلی وقته دلتنگشم 
        .
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۱۰ روز پیش

        سلام
        بسیارزیبا بود

        مبارک دخترعزیزتون باشه
        وان شاالله که این غم بی پدرهجران به پایان برسه



        رسول فتوحی (شکست)
        رسول فتوحی (شکست)
        ۱۱ روز پیش
        با سلام و درود خدمت دوست عزیز و بزرگوارم . رفیق مهربانم از صمیم قلب از درگاه خداوند وصال در دانه زندگیت را می طلبم و با مجوزتان دوست دارم شعری در همراهی این شعر زیبا با این مصرع شروع کنم . _ درد هجرت به من غم زده بس سنگین است ..._


        علی نصرالهی (مجنون)
        علی نصرالهی (مجنون)
        ۱۱ روز پیش
        درود بر عزیز همراه و مهربانم شاعر روشن دل فتوحی ( شکست) عزیزم
        سپاس از لطف حضور و کلام لبریز از محبتت،
        بسیار خوشحال میشوم که عزیزی چون شما مهربان و ادیب همراهیم کند،
        دوستی با شما زیبا ترین اتفاق این روز هاست،

        رخصت از بی هنران کی طلبد مرد هنر


        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۱۰ روز پیش

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۱۰ روز پیش

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        ۱۰ روز پیش
        درود برشما جناب نصرالهی
        بسیار عالی
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۱۰ روز پیش

        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۱۰ روز پیش

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۱۰ روز پیش
        درود جناب مجنون


        بسیار زیبا و سرشار از احساس ناب سرودید.

        الهی همیشه شاد باشید و در شادی و آرامش زندگی کنید
        انشالله غم هجران، به پایان خواهد رسید!
        به قول حافظ:
        یوسف گم گشته بازآید به کنعان؛ غم مخور!
        کلبه ی احزان شود روزی گلستان؛ غم مخور!

        انشالله غزل عزیزتون در پناه حق سرزنده و شاداب باشد!

        راستی، کوتاهی و تقصیر در خوانش شعر زیبا و سرشار از احساس نابتون رو بر من ببخشایید. این روزها سخت درگیر نوشتن هستم و کمتر به سایت میام؛ فقط هراز گاهی، برای ارسال شعر جدید و بازدید از دوستانی که برای خوانش آخرین شعرم چشم رنجه فرموده اند، وارد حساب کاربری ام می شوم.
        الان هم اگه شما به شعرم سرنزده بودین، متوجه شعر زیباتون نشده بود و از خوانش این همه زیبایی و احساس ناب، محروم بودم.
        اتفاقا شما رو فالو هم کردم؛ اما نمی دانم چه مشکلی هست که وقتی روی اسمتون رو در قسمت اشخاصی که دنبال می کنم، کلیک می کنم، صفحه ی یک شاعر دیگه بازمیشه.
        پیگیری خواهم کرد.

        غزل های دلتون شاد باشه الهی!

        برقرار باشید بزرگوار
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۱۰ روز پیش

        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۱۰ روز پیش
        سلام بر جناب نصراللهی عزیز
        غزل بسیار زیبایی خواندم از دوری غزلتان..دسمت مریزاد.
        جناب حسین منزوی هم برای غزلشان...غزلی دارند...با همین ردیف...به یاد آن غزل زیبا افتادم.
        احسنت برشما.
        ..دوبیتش بیشتر در خاطرم نیست:

        قند عسل من غزل من گل نازم
        کوته شده ی رشته ی امید درازم

        خرّم شده اکنون چمن دیگری از تو
        ای ابر نباریده به صحرای نیازم


        درود برشما
        لذتی وافر بردم...امید آنکه به سر رسد این هجر لایزال...
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.