سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 22 آذر 1396
    26 ربيع الأول 1439
      Wednesday 13 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        چهارشنبه ۲۲ آذر

        نامه های ایالتی( 2)

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر "مِرلــــــــــــــــــــــوهای کاغذی" نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۶۰۴۰۷
          بازدید : ۶۹   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سیده نسترن طالب زاده
        آخرین اشعار ناب سیده نسترن طالب زاده

        عصر یکشنبه
        راس شش

        بشت میز

        کتابهای نوشته نشده را میبندم..

        باز

        بابوفیسم نمور سرباز ویتنامیست!! ؟


        خودم را، از میان کاغذهای باطله بیرون میکشم
        ..

        باران شروع شده است

        اتاق میچرخد
        چراغ خاموش میشود
        کتاب مقدس
        فصل هشتم
        راهب.
        در تالار کارنگی،
        یک شاخه گل سرخ
        تمام شب برف باریده است
        کفتارها حاشیه ی غربی رود را هم دویده اند
        بوی تند گرگنده ام
        از درب خروجی بیرون زده،
        در راه بله
        نتهای چکمه ی سورمه ای میبیچد!
        .
        .
        .

        فنجان قهوه را هم میزنم
        در جمهوری سبز چشمان_ت!
        .
        .
        .
        دور می شوم


        صدای آهنگ بلندتر میشود
        میان این همه نام مستعار
        .
        .
        .

        زنبقهای بنفش از تابلوی زیبای روبرو بیرون می افتد

        حل نمیشود!!

        راس هفت
        .
        .
        .
        بالتوی مجنتای سیر
        روان نویس طلائی اصل
        شناسنامه
        گذرنامه
        کتاب
        آیینه

        و هندی..

        ____بلیطم را چک می کنم___

        سروها
        در خیابانهای شهر
        ایستاده اند

        رنگها و صداها را در کیفم میگذارم
        شالگردن طوسیم را محکم میکنم،
        و موهایم را از بیروزی بلند شطرنجهای عصر میبندم
        .
        .
        .
        برف می بارد
        خطوط بیوسته ی تیرهای برق بر از گنجشکهای خاکستریست

        .
        .
        .

        درختان گیلاس میان انگشتانم شکوفه میدهند
        ریشه هایم آواز میخوانند

        آلبمها ورق میخورد
        هنوز

        .
        .
        .

        گله ی گوزنهای گنگ نقره ای در مدار قطبی،،،، ،

        میچرخند!...

        صدای آهنگ بیچیده است
        در تفکرات آبیم، غرق می شوم
        کنار شومینه
        در دور سیگار
        هالوژنهای کوچه ی روبرو محو شده اند..
        غزل مینویسم
        جعبه ی جواهراتمرا، قفل میکنم
        و هیچ دستی نمیتواند

        .
        .
        .
        مارک عطر امروز مرا

        از میدانهای شهر جمع کند
        آدرس را اشتباه تایب کرده اید! ؟

        .
        .
        .
        راس 6
        یکشنبه!


        ___1_این اثر تکرار و انقضا نخواهد داشت.___

        کبی برداری از این شعر امکانپذیر نمیباشد
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.