سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 22 آذر 1396
    26 ربيع الأول 1439
      Wednesday 13 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        چهارشنبه ۲۲ آذر

        به من برگرد

        شعری از

        احمد ابراهیم زاده

        از دفتر زمزمه های خیس نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۶۰۳۸۰
          بازدید : ۶۲   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر احمد ابراهیم زاده

        صبح آمد 
        بار دیگر 
        در دل بازگشایم
        خالیست...
        چشمه ی چشم دلم بد جاریست
        دل من خیس تمنای تو است
        دل ب کنار 
        سر من از تو پر است 
        خاطراتم همه لبریز تو اند
        بودنت 
        بوییدنت 
        چشمان تو...
        آه از بوسیدنت
        اما ولی...
        همه قابی ز تو اند
        دور دستی
        آفتابی ز تو اند...
        در نبودت گم شدم من
        من ندانم
        من ک هستم؟؟
        من کجایم؟؟
        میسرایم 
        شعری از اعماق این دریای تنهایی
        قلم بر روی کاغذ میخزد خسته 
        دلم لرزد 
        زبان بسته 
        قلم خشکید 
        دو چشمم مرکب و جوهر 
        ادامه مینویسم من
        که ای از کنج دل رفته
        تو رخت عشق بربسته
        مرا بنگر 
        بخوان این دفتر خیس تمنا را 
        حکایت میکند از تو 
        سر و پا و تن و جانم همه محتاج
        همه شاکی 
        شکایت ها همه از من 
        ک من تقصیر این یک قرن
        ک من تقصیر شبهایم تهی از تو 
        پشیمانم...
        پشیمانی شده کارم
        خوراکم خواب شیرین است 
        خیال خوش 
        خیال با تو بودنها 
        خیال سر ب دامانت سپردنها
        لباسم نرمی آغوش پر مهرت
        زمستان است 
        سرایم گرم یاد تو...
        پشیمانم... 
        ب من برگرد 
        دلم را از خودت پر کن
        سرم را سرزمین خاطراتت کن
        ب چشمانم چراغ خانه ات روشن 
        ب دستانم برقصان گیسوانت را
        تنم را بستر آرامش خود کن
        تو ای جانم...
        ب من برگرد و جانم را 
        همه عشق و همه روح و روانم را 
        معطر کن...
         
         
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود گرامی
        نیمایی بسیار زیبایی است
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        حدود ۱ ماه پیش
        ارسال پاسخ
        احمد ابراهیم زاده
        احمد ابراهیم زاده
        حدود ۱ ماه پیش
        درود برشما بسیار بزرگوارید
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        حدود ۱ ماه پیش

        سلام
        بسیارزیبا قلم زدید


        احمد ابراهیم زاده
        احمد ابراهیم زاده
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بر شما بانو
        بسیار لطف دارید
        ارسال پاسخ
        احمد ابراهیم زاده
        احمد ابراهیم زاده
        حدود ۱ ماه پیش
        دو چشمانم پر از جوهر*
        اشتباها پیش نویس شعر رو فرستادم
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        حدود ۱ ماه پیش
        ارسال پاسخ
        نرگس بویراتزاده (نارسیس)
        نرگس بویراتزاده (نارسیس)
        ۶ روز پیش
        بسیار زیبا سرودید جناب شاعر
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.