سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
پنجشنبه 28 دی 1396
    3 جمادى الأولى 1439
      Thursday 18 Jan 2018
        اخلاق را طوفان های روزگار تقویت میکند.گوته

        پنجشنبه ۲۸ دی

        شب من

        شعری از

        محمد حسن ایوبی

        از دفتر من و تنهایی نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۰۳:۰۶ شماره ثبت ۶۰۲۷۸
          بازدید : ۹۸   |    نظرات : ۱۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        از روی شکیبایی خوانده شود!
        *شعربلند"شب من"تقدیم نگاهتان
         
        غرش یک آذرخش. . .
        ظلمت یک شب تار. . .
        دل دل باران و نم. . .
        باز باران بی تاب. . .
        من میان این حوادث ماندم. . .
        من به راوی بودن محکومم. . .!
        ماه هر شب بی سو. . .
        آب هر دم در گل. . .
        جغد ها بسیارند. . .
        جمع کرکس ها جمع. . .
        زوزه ی گرگ همین نزدیکی. . .
        گوید از ظلمت بی پایانی. . .
        من میان این روایت ماندم. . .
        به نوشتن از شب مجبورم. . .
        همه اجبار از این احساس است. . .
        همه اجبار ز سوی دل بود. . ‌.
        بی ستاره شب ها. . .
        ابرها روی سیاه. . .
        زنده در گور شد این زم و زمین. . .
        شور شیرین تلخی و ناکامیست. . .
        من ز مزه کردنش در سوزم. . .
        قهر خورشید از آب. . .
        خشکی جان جهان. . .
        باز هم دل دل باران در شب. . .
        قطره های جان نثار. . .
        گویی راه نجاتی پیداست. . .
        گویی ذره تکاپو دارد بهر نجات. . .
        همه عالم انگار. . .
        دستشان سمت من و توست روا. . .
        تو به در حبس خودت ماندن ها محکومی. . .
        من به راوی بودن. . ‌.
        من به جاری بودن. . .
        من به جوشش و صدا معروفم. . .
        فصل پاییز دلم. . ‌.
        دانی از حس زمستانی من؟
        دانی از اشک یخی. . .
        این عجیب است همی. . .
        من به سبزی و صفا مشهورم!!
        روح سرگردانم. . .
        حسرت آرامش. . .
        که سرانجام گرفت. . ‌.
        دووور، تصویر جهانی دگر و بوی بهشت. . .
        نیست از سیاهی و ظلمت غم بالاتر. . .
        میدرخشم اما با دل شب مانوسم. . .!
        ناجوانمردانه تیری تیز شد. . .
        از تو سمت جان من می آمد. . .
        تو مرا صید تصور کردی. . .
        صیدت از هر متصور دور است. . .
        صید تو واصف احساس تو است. . .
        وای بر آنکه تو باشی و نفهمد من را. . .
        وای براین دنیا،آنکه نکرد مجزومم. . .
        شهر پر آشوبم. . .
        مردمم آسوده. . .
        در بازار سیاهی باز است. . .
        یک نفر طالب کالایی نیست. . .
        همه در حال فروش و کسب اند. . .
        یک نفر چوب حراجش به تن عشق زده است. . .
        که نفرد وجدان،کالایش بود. . .
        یک نفر تن به تن گرگ فروخت. . .
        من ز حال مردمم مغمومم!


        #محمدحسن_ایوبی
        ۱۳۹۶/۸/۶
        ۳
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۲۹
        همه در حال فروش و کسب اند. . .
        یک نفر چوب حراجش به تن عشق زده است. . .
        که نفرد وجدان،کالایش بود. . .
        یک نفر تن به تن گرگ فروخت. . .
        من ز حال مردمم مغمومم!


        سلام
        بسیارزیبا بود
        احسنت برادرخوبم

        محمد حسن ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۱۵
        درود بانوی واژه ها
        قدم رنجه فرمودین. . .سپاس از توجه و مهر بی کرانتان
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۲۳:۵۹
        درود گرامی
        نیمایی زیبا و خوش آهنگ
        محمد حسن ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۱۶
        سلام استاد استکی عزییییز
        ممنونم از شما
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        ۲ هفته پیش
        سلام

        زنده باد


        غرش یک آذرخش. . .
        درمیانِ شب تار. . .
        دل دل باران و یک نم ِ سرد . . .
        باز باران بی تاب. . .
        من به جولان ِ حوادث ماندم. . .
        من به راوی بودن محکومم. . .!
        ماه هر شب بی سو. . .
        آب هر دم در گِل. . .
        جغد ها بسیارند. . .
        جمع کرکس ها جمع. . .
        زوزه ی گرگ همین نزدیکی ست. . .
        گوید از ظلمت بی پایانی. . .
        من میان این روایت ها گم. . .
        به نوشتن از شب مجبورم. . .
        همه اجبار از این احساس است. . .
        همه اجبار ز سوی دلِ من . . ‌.
        بی ستاره شب ها. . .
        ابرها چهره سیاه. . .
        زنده در گور زمین است و زمان . .
        شور شیرین تلخی و ناکامی ست. . .
        من ز مزه کردنش در سوزم. . .
        قهر خورشید از آب. . .
        خشکی جان جهان. . .
        باز هم دل دل باران در شب. . .
        قطره های جان نثار. . .
        گوییا راه نجاتی پیداست. . .
        گوییا ذره تکاپو دارد بهرِ نجات. . .
        همه عالم انگار. . .
        دستشان سمت من و توست روا. . .
        تو به در حبس خودت ماندن ها محکومی. . .
        من به راوی بودن. . ‌.
        من به جاری بودن. . .
        من به جوشش وَ صدا معروفم. . .
        فصل پاییز دلم. . ‌.
        دانی از حس زمستانی من؟
        دانی از اشک یخ و سرکش من ؟. . .
        این عجیب است همی. . .
        من به سبزی و صفا مشهورم!!
        روح سرگردانم. . .
        حسرت آرامش. . .
        که سرانجام گرفت. . ‌.
        دووور، تصویر جهانی دگر و بوی بهشت. . .
        نیست از تیرگیِ آه و جنونِ ظلمت ... داغ و غم بالاتر. . .
        می درخشم اما با دلِ شب مانوسم. . .!
        ناجوانمردانه تیری تیز شده ست . . .
        از تو بودش آری ... سمت ِ جانم آمد. . .
        تو مرا صیدِ تصوّر کردی. . .
        دامَت از هر متصور دور است. . .
        صید تو واصف احساس تو است. . .
        وای بر آنکه تو باشیّ و نفهمد من را. . .
        وای براین دنیا .... نتواند که کند مجزومم. . .
        شهر پر آشوبم. . .
        مردمم آسوده. . .
        در ِ بازار ِ سیاهی باز است. . .
        یک نفر طالب کالایی نیست. . .
        همه در حال فروش و کسب اند. . .
        یک نفر چوب ِ حراجش به تن ِ عشق زده ست. . .
        نفرت وجدانی ، نرخِ کالایش بود. . .
        یک نفر تن به تنِ گرگ زده . . .
        یک نفر دل ز دلِ حسرت بُرد
        من ز حال جبر و مردمم و دورانم ... مغمومم!


        #محمدحسن_ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب خدمت شما بانوی عزیز و ارجمند
        اولا سپاس از حضورتان و الطاف بی کرانتان
        دوما سپاسگزارم که وقت گذاشتید و شعر بنده رو ویرایش کردید الحق والانصاف زیباتر شد
        ممنونم
        موید پاشید در پناه حضرت حق
        ارسال پاسخ
        عباس وطن دوست
        عباس وطن دوست
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۲:۴۴
        ...
        سلام و عرض ادب
        بسیار عالی همشعر بزرگوار
        درودتان
        ....
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۲۹
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        محمد حسن ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۱۷
        سلام جناب وطن دوست بزرگوار
        خرسندم که پسندیدید
        ارسال پاسخ
        میرعبدالله بدر
        میرعبدالله بدر
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۳:۰۳


        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۲۹
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        محمد حسن ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۱۷
        درود
        سپاس حضورتان جناب بدر
        ارسال پاسخ
        فريدوني ( شهزاد)
        فريدوني ( شهزاد)
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۲۰:۱۵
        در بازار سیاهی باز است. . .
        یک نفر طالب کالایی نیست. . .
        همه در حال فروش و کسب اند. . .
        یک نفر چوب حراجش به تن عشق زده است. . .
        که نفرد وجدان،کالایش بود. . .
        یک نفر تن به تن گرگ فروخت. . .
        من ز حال مردمم مغمومم!
        درودتان
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۲۹
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        محمد حسن ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۱۸
        درود ها جناب فریدونی بزرگوار
        سپاسگزارم که خواندید
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۰:۲۱

        درود بر محمد حسن عزیز
        خیلی هم زیبا
        محمد حسن ایوبی
        محمد حسن ایوبی
        جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۰:۰۳
        سلام ابولفضل عزیز
        ممنونم از حضورت
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.