سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
پنجشنبه 26 مهر 1397
  • روز تربيت بدني و ورزش
9 صفر 1440
    Thursday 18 Oct 2018
      شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بدارید ،بی آنکه رنگ آنرا بیاد آورید.گوته

      پنجشنبه ۲۶ مهر

      هیئت و هیئتی

      شعری از

      علیرضا مسیحا

      از دفتر محرم نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۸ آبان ۱۳۹۶ ۰۰:۰۸ شماره ثبت ۶۰۲۴۱
        بازدید : ۱۲۳   |    نظرات : ۲۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علیرضا مسیحا

      دوستان عزیز سلام
      چندی است از بازیهای هیئت خسته و ملولم
      مرغ جانم افسرده و روحم در فشار
      از دیشب آرام و قرار نداشتم 
      تا که این مثنوی تکمیل شد
      پیشاپیش به افرادی که شامل این مثنوی میشوند و آنرا میخوانند بابت تلنگری که در ابتدا به خودم و بعد به ایشان زده ام تبریک و تهنیت عرض نموده
      امیدوارم راه سعادت را بیابیم.
      علیرضا مسیحا
      یاعلی مدد 
      💙👇👇👇👇💙👇👇👇👇💙
      باز امشب گشته ام بیخواب و مست
      فارغ از دنیا و انسان های پست
      می روم تا وادی عشق و جنون
      میشوم دیوانه ی کویت کنون
      از نشانی ها به تو خواهم رسید
      عقل آهسته ولی دل می دوید
      دیده ام را باز کردی از کرم
      شکر حق دیدم دوباره من حرم
      دل پر از شکوه ولی بیتاب تو
       مست یک جرعه زجام ناب تو
      محضر ارباب غیر از او مجو
      هرچه میخواهد دل تنگت بگو
      تا حرم را دید دل آرام شد
      بود سرکش در کنارت رام شد
      حال و اوضاع دلم طوفانی است
      ابر چشمانم دگر بارانی است
      سیل اشکم داد این دل شستشو
      چهره ام را داده امشب آبرو
      زیر لب کم کم زبانم باز شد
      نغمه ی حرف دل من ساز شد
      گفتمش پای پیاده آمدم
      بی ریا ، بیتاب ، ساده آمدم
      خسته از نیرنگ و تزویر و دغل
      آمدم گیرم ضریحت را بغل
      روضه هایت مثل سابق نیستند
      نوحه خوان های تو لایق نیستند
      طعم چایی هایه روضه ساده نیست
      نوکرت آن عاشق دلداده نیست
      پیر هیئت هایتان گشته جوان
      ادعا دارد ، بدور از فهم آن
      حرمت روضه قد ارزن و جو
      میخورد ده تا کباب بی پلو
      دائما در حال گنده سازی است
      روی منبر مست شهرت بازی است
      حرمت مهمان نمی داند که چیست؟
      نوکر است اما خدا را بنده نیست
      با صدای یک نفر در هروله
      دیده مداح دگر را حرمله
      آن یکی مداح ، گویی که یزید
      غیر خود دیگر در این مجلس ندید
      بر سر هر مستمع فریاد زد
      یک نفر همراهش او را ، باد زد
      دیده ام در پای قلیان زیست او
      پاکتش گر که نباشد نیست او
      ادعا دارد مرید و چاکر است
      از حواریون سید ذاکر است
      موقع خواندن چنان دارد طمع
      ارث بابا خواهد او از مستمع
      سینه زن غرق همین بازی شده
      باعث یک شایعه سازی شده
      پشت مداح دگر حرف و حدیث
      روی لب بگرفته ذکر یامغیث
      الغرض حرف دلم با شور و شین
      خسته ام از این زمانه یاحسین
      ناگهان چشم دل من باز شد
      در حریمش روضه ای آغاز شد
      گفت ای خسته دل شوریده حال
      این زمان گردیده هنگام وصال
      گوشه ی مجلس شده پر همهمه
      آمده در بین مردم فاطمه
      آسمان روضه گشته منجلی
      ذکر لب های ملائک یاعلی
      کل عرش و عرشیان غرق محن
      آمدند عباس و زینب با حسن
      مادحش شد حضرت روح الامین
      چای ریز مجلسش ام البنین
      گریه کن موسی و عیسی ، اِسمَعیل
      کفشدار روضه اش شد جبرئیل
      انبیاء در مجلس او با عفاف
      کعبه بر دور ضریحش در طواف
      روضه اش پر از حرارت ، پر لهیب
      حضرت احمد بعنوان خطیب
      گفت اینجا گشته روضه برقرار
      مادرش در پشت پرده بیقرار
      السلام ای شاه مصلوبِ صَلیب
      السلام ای قوت قلب حبیب
      السلام ای شاه بی یار و غریب
      بر زمین افتاده و خَدُّالتَریب
      السلام ای شاه غرقه در بلا
      السلام ای ساکن کرببلا
      روضه هایت مجمع عشق و جنون
      یاحسین ای کشته ی غرقه به خون
      گر کسی اخلاص دارد میخرم
      با خودم او را به جنت می برم
      هرکه گریه ؛ نه که تباکی کند
      یا لباس مشکیش خاکی کند
      بر سر و صورت زند در عالمین
      اشک ریزان هی بگوید یاحسین
      روضه خوانان تو را یاری کند
      یا که در هیئت علمداری کند
      چای ریز مجلست باشد و یا
      داده هر نوعی به این روضه صفا
      یا که در روضه خودش را خار کرد
      هرکسی بهر حسینم کار کرد
      من خودم هستم همیشه یار او
      دائما دنبال کار و بار او
      مادرش زهرا دعایش میکند
      یا بنیَّ او خطابش میکند
      حضرت حیدر وِرا مَستش کند
      از می کوثر پر از هستش کند
      یک برادر غرق در شور و محن
      بهر او گوید الهی باالحسن
      هرکسی نوکر شود شاهش کنم
      همچو خورشید و چُنان ماهش کنم
      ذره ای در روضه پیش ما چو کوه
      من می آیم در زمان قبض روح

      #علیرضا_مسیحا 
      یکشنبه۱۳۹۶/۰۸/۰۷ساعت :۱۹:۳۰
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۴۶
      خسته ام از این زمانه یاحسین


      هزاران درودبرادربزرگوارم
      وبراستی که حرف حق وحساب زدی

      احسنت
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۳۵
      ممنون از محبت و همراهی همیشگی
      ارسال پاسخ
      عباسعلی استکی(چشمه)
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۳:۰۵
      درود گرامی
      جالب و زیباست
      البته همه اینگونه نیستند
      روضه و پامنبری های بی ریا هم فراوان هستند به شکر خدا
      جسارتا"هر چه می خو.اهد دل تنگت بگو" تضمین نیست؟
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۳:۲۷
      بله
      استاد
      ممنون از تذکر به جا در مورد هرچه میخواهد دل تنگت بگو
      ارسال پاسخ
      روح اله سرداری
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۰۶:۱۶
      سلام
      احست
      آجرک الله
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۴۶
      ارسال پاسخ
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۳۵
      مخلصم آقا
      ارسال پاسخ
       مهتاب دوستان(سرو)
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۳۳
      سلام و درود
      بسیار خوب
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۴۶
      ارسال پاسخ
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۳۵
      سپاسگذارم
      ارسال پاسخ
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۳۶
      وحید کاظمی
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۱۳:۴۸

      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۳۶
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۱۷:۱۹
      درود دوست گرامی سروده ی
      زیبایی بود از خواندنش لذت بردم
      احسنت برشما
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۳۶
      ارادتمندم
      ارسال پاسخ
      رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۰:۴۳
      درود برشما جناب مسیحا
      بسیار عالی ان شاءالله عزاداریها خالی از ریا وتظاهر گرددواعمال همه مخلصانه و خالصانه گردد قربةً الی الله
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶ ۲۱:۳۷
      ممنون از محبت شما
      ان شالله
      ارسال پاسخ
      عباس وطن دوست
      چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۵۰
      ...
      سلام و عرض ادب
      بسیار عالی همشعر بزرگوار
      درودتان
      ....
      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۵:۲۷
      ممنون از محبتتون جناب وطن دوست
      ارسال پاسخ
      میرعبدالله بدر
      چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۰:۲۱


      درود بر شما

      علیرضا مسیحا
      علیرضا مسیحا
      چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶ ۱۵:۲۷
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.