سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 6 اسفند 1396
    10 جمادى الثانية 1439
      Sunday 25 Feb 2018
        تمام پلیدیها در خانه ای قرارداده شده و کلید ان دروغگویی است. امام حسن عسكري(ع)

        يکشنبه ۶ اسفند

        حسن سیرت

        شعری از

        ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )

        از دفتر کبوتر نامه (مجموعه مثنویات) نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ۱۹:۰۸ شماره ثبت ۶۰۰۰۰
          بازدید : ۶۸   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب ایمان کاظمی ( متخلص به ایمان )

        عاشقی می‌داد با بانگی حزین
        سویِ معشوقش که ای زیباترین
        .
        ای همه عالم فدای روی تو
        قبله‌گاهم بر خم ابروی تو
        .
        روز و شب پیچیده‌ام در موی تو
        افتخارم عاشقی در کوی تو
        .
        چشم مستت چون به عالم باز شد
        نرگس شهلا چنین غماز شد
        .
        تاب گیسویت جهان را تاب داد
        بر همه عالم می نایاب داد
        .
        آسمان از تو شَود نیلوفری
        چرخ آموزد ز تو افسونگری
        .
        تا که پر کردی ز عشقت جام را
        برده‌ای از جان و تن آرام را
        .
        مه جبینا کی فراق آید بسَر
        برفروزی بر منِ مسکین نظر
        .
        چون که با پروانه سوزم شامها
        عاقبت گیرم زِ ساقی جامها
        .
        کوه صبر از دوریت ویرانه شد
        ساغرم پُر ، همدمم پیمانه شد(۱۰)
        .
        .
        تا که هجران جمله گردد مختصر
        وا گذارد ، این شرار و این شرر
        .
        در خور شأنت سرائی ساختم
        خانه‌ای را بهر تو آراستم
        .
        خانه‌ای در دامن دشت و دمن
        باد عطری آرد از بوی چمن
        .
        در رهش ریحان زنم آلاله گون
        خشت خشتش آجری سیمینه گون
        .
        بر حیاطش جمله نسرین بایدت
        جوی آب و حوض رنگین بایدت
        .
        شاخساری از درختان کهن
        بلبلان شیدای رویت در سخن
        .
        اندرونش را سریری شاهوار
        گوهری آویزم آن را نامدار
        .
        فرشها می‌گسترانم بر زمین
        طرح و نقشی تازه و ابریشمین
        .
        می‌کنم آذین در و دیوارها
        چلچراغ آویزمش از طاقها
        .
        خوب‌رویان جمله خدمتکار تو
        حوریان اینگونه حسرت‌خوار تو(۲۰)
        .
        شرح این منزل چو او بسیار گفت
        از سرِ در تا لبِ دیوار گفت
        .
        بر سخن آمد مهی نیکو سرشت
        جمله‌هایش از طلا ‌باید نوشت
        .
        گفت سوی عاشق زار و حزین
        عاشقا ، یارا ، عزیزا ، بهترین
        .
        نیک دادی شرح روی و موی من
        خوب گفتی از خم ابروی من
        .
        گرچه خوبم من ولی بهتر ز من
        هست زیباتر بسی در انجمن
        .
        تا که این اندیشه‌ات در دست شد
        عاشقی رفت و هوس پا بست شد
        .
        چون به حسن ظاهرم دلبسته‌ای
        ناگهان بینی که از من خسته‌ای
        .
        باغ شدّادی که بهرم ساختی
        با زر و سیمت به آن پرداختی
        .
        چند روزی را چو در آن سر کنم
        بایدش بر دلبر دیگر کنم
        .
        خانه‌ای در قلب محزون بایدم
        جوی آبی از رگ و خون بایدم(۳۰)
        .
        پس اگر این منزلم در دل کنی
        لاجرم عشقم چو نم در گِل کنی
        .
        تا ابد این عشق ماند پایدار
        شرح آن بر جان عالم ماندگار
        .
        جای این دولتسرا جان بایدم
        عشق نابی پر ز «ایمان» بایدم
        .
        بعد از این جانا کمی نیکو نگر
        بر درون و حُسن باطن کن نظر
        .
        حسن سیرت به ز حسن صورت است
        عاشقی بر اهل معنا دولت است
        ​​​​
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.