سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 29 دی 1396
    4 جمادى الأولى 1439
      Friday 19 Jan 2018
        اخلاق را طوفان های روزگار تقویت میکند.گوته

        جمعه ۲۹ دی

        اما هنوز روی دو پا ایستاده ای...

        شعری از

        احسان اسکندری

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۶ ۰۲:۰۵ شماره ثبت ۵۹۸۱۴
          بازدید : ۳۶   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر احسان اسکندری

        بنام خدا
        گرچه همیشه تحت فقط استفاده ای
        در جنگ خواسته های زیاده ای!
        آماده ای، که جنگ کنی؛ عا/ما/ د/ ای!
        با این که ایستاده به پا و پیاده ای!
        *
        اما همیشه روو به جلو؛ روو به جاده ای
        *
        آبی شبیه وسعت دریاست لعنتی!
        زیبا؛ هزاار‌ مرتبه زیباست لعنتی !
        در گیر و دار قائله برپاست لعنتی!
        این شیر خفته روی دوتا پاست لعنتی!
        *
        مثل کویر لوت خودتت صاف و ساده ای
        *
        دل از خلیج و دشت و بیابان نمیکنی
        دل از تمام پیکرت آسان نمیکنی 
        صد بار مرده ای و ولی جان نمیکنی 
        از غرب و شرق و خراسان نمی کنی
        *
        بر قیل و قال معرکه ها دل نداده ای
        *
        از داخلیُّ و خارجیت تیغ خورده ای!
        کوچک شدی دومرتبه تفریق خورده ای
        زخمی‌شدی و در دهنت جیغ خورده ای
        پرونده ای؛ که یکسره تعویق خورده ای!
        *
        اما هنوز روی دو پا ایستاده ای
        *
        آتش گرفته دور و برت را دوباره ها
        ما ها نمرده ایم، ولی راه چاره ها...
        بخیه به دست، وصله به این تکه پاره ها
        مثل برنده ی همه ی جشنواره ها
        *
        آه ای وطن 
        تو معرکه ای
        فوق العاده ای
        *
        از سینه های غیرت ماشیر خورده ای
        از خون بچه های خودت سیر خورده ای
        از هرکه رفت و آمده شمشیر خورده ای
        از بس که لقمه های گلوگیر خورده ای
        *
        اصلن تمام مظهر عشق و اراده ای
        *
        حالا که در برابر من سکته کرده ای
        بر دست های باور من سکته کرده ای
        ای زخم خورده مادر من، سکته کرده ای
        آه ای وطن!
        دلاور من!
        سکته کرده ای...
        ***
        اما هنوز روی دوپا ایستاده ای...
        #احسان_اسکندری
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۲۲:۲۰
        درود گرامی
        متفاوت و زیباست
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ ۱۵:۱۹

         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۲
        درود برشما زیبا بود
        بهارک (دختر پاییز)
        بهارک (دختر پاییز)
        يکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۲۹
        درووودها...........
        حضرت استادم......

        زیبا ودر خور تحسین سرودید......
        دریای دل تان ........ارام.......

        .................................................
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.