سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 30 بهمن 1396
    4 جمادى الثانية 1439
      Monday 19 Feb 2018
        کارهای زیادی متقبل می شوم ،اما هرگز احساس نمی کنم که تحمیلی است ، زیرا همه کارها را برای خدا انجام می دهم. پاراماهانسا یوگاناندا

        دوشنبه ۳۰ بهمن

        فاصله ھا(از فقیر تا غنی)

        شعری از

        فرزانه نصیری (مهربانو)

        از دفتر شمیم مهر نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۱۱ شماره ثبت ۵۸۹۹۴
          بازدید : ۶۱۷۳   |    نظرات : ۵۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرزانه نصیری (مهربانو)
        آخرین اشعار ناب فرزانه نصیری (مهربانو)

        فاصله ها(از فقیر تا غنی)
        جاده ای بی انتھا...
        در سر چھارراه سرخ و سبز و زرد فاصله!...
        در شب عید و شکوفه بر درختان بھار
        پشت چراغ قرمزی!!!
        من توقف کرده بودم در جلو خطی سفید
        منتظر بودم شود سبز آن چراغی بر عبور
        ناگھان چشمم فتاد بر یک پدر
        بود ھمراھش پسر با کفش پاره ژنده پوش
        پشت سر آید صدای بوق ماشینھای لوکس!!!!
        (مرسدس بنزو )
        (فراری)
        قیمتش بالای ھشت میلیارد تومان!!....
        با پلاکی رند و ھم رنگی قشنگ!!!
        راه را من بسته بودم!...
        آری آری بسته بودم راه را!...
        چشم ھایم بر تماشا بود و حیران و
        ھمی مبھوت و مات!...
        پسرک دیدم که در یک گوشه ای...
        سر درون جای آشغالی.. برای جستجو!!!
        تیکه ی نانی،
        یا غذایی او کند پیدا در این عید سعید!!!
        ناگھان بانگ سر داد و بگفتا ای پدر من یافتم!!!
        گنج دیدم ای پدر در زیر انبوھی زباله شاد باش!!!
        این شب عیدی نباشد خواھرم در حسرت عیش و طرب
        جعبه ای داشت به دست و با لبی خندان دوید
        گفت بابا چشمھا را باز کن اینک ببین این گنج من!!!
        این جعبه ی شیرینی مانده بجا
        از جشن ھمسایه تولد داشته!...
        یک پسر ھمسن من!!!
        پسرک رفت و شتابان سوی بابا و بگفت
        خوش بخواب امشب که فردا عید ماست!!!
        در شب عید و بھار
        تیکه ای کیک.. یافتم من خامه ای
        باز برگشت او برای جستجو
        یافت او گنجی بزرگ!...
        گنج او یک جعبه شیرینی است!!!
        زیر انبوھی زباله گشته پنھان گوئیا!!!
        جعبه ی شیرینی از آن خانه افتاده درون آشغال!!!
        جعبه را بوسید و داد دست پدر با اشک و آه!!!
        دستھای آن پدر رفته بسوی آسمان!...
        با لبی خندان بگفتا ای خدایا شکر شکر!...
        در شب عیدی نکردی تو فراموش مادری چشم انتظار!!!
        آری آری فاصله بین تا کجاست!!!
        از زمین تا آسمان!!!
        فاصله بین فقیران و غنی ھا تا کجاست!!!؟
        ****
        شاعر: فرزانه نصیری
        ویرایش شعر: استاد پور دامغان
        ****
        پ.ن: این شعر بر اساس واقعیت و مشاھده عینی توسط شاعر..سروده شده
        امید است ھر کدام از ما تنھا قدمی کوچک.. برای نجات این قشر آبرومند انجام دھیم .
        ۱۳
        اشتراک گذاری این شعر
        ۷۱ شاعر این شعر را خوانده اند

        زینب رحمانی(ایمان)

        ،

        سجاد کشاورز

        ،

        موسی ظهوری آرام(آرام)

        ،

        منصور شاهنگیان

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        فرزانه نصیری (مهربانو)

        ،

        نیره ناصری نسب

        ،

        حمیدنوری(احمد)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        معصومه باغبان زاده امشه

        ،

        م اسفندیاری (سیاوش)

        ،

        ماشاالله پوردامغان(اعمی)

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        امیر ابوالفتحی

        ،

        علی کارگر پیرو

        ،

        حسین حسن پور

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        نیلوفر نادی (دختر پاییز)

        ،

        سمانه باقرزاده

        ،

        جعفر محمدی (ضمیرچنارانی)

        ،

        عظیمه ایرانپور

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        رعنا بهارلویی تخلص باغبان

        ،

        محمد ترکمان(پژواره)

        ،

        احمد خدادادی دهکردی

        ،

        عباس وطن دوست

        ،

        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        علی رفیعی ( امید )

        ،

        ملیکا نامداری

        ،

        فهیم بخشی

        ،

        حسام الدین مهرابی

        ،

        حسن کریمی

        ،

        سهیل بهنود

        ،

        داریوش آقایی

        ،

        سعید حبیبی

        ،

        حسين زرتاب

        ،

        سیدابراهیم میری ((سید))

        ،

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        ،

        مهتاب ایزدسرشت(مه)

        ،

        مرضیه سادات هاشمی

        ،

        سمیه سلطانی (سایه ی عشق)

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        باقر رمزی ( باصر )

        ،

        آرزو نامداری (عتیق)

        ،

        مراد علی پیرگزی

        ،

        اکبر رشنو

        ،

        سینا دژآگه

        ،

        هنری داودیان

        ،

        وحید کاظمی

        ،

        ابراهیم ساجدی

        ،

        مهران ساغری

        ،

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

        ،

        رضا زحمتی (منطق)

        ،

        سمیر آبشار (هیمه)

        ،

        نادر مسلمی ( ن م قطره )

        ،

        سمیرا شریفی (آسمان)

        ،

        میرعبدالله بدر

        ،

        حسن جعفری

        ،

        روح اله سرداری

        ،

        عبدالله فیض اللهی ( کاسینی )

        ،

        سیده نسترن طالب زاده

        ،

        محمدکریمی (پویا)

        ،

        بهاءالدین داودپور تخلص بامداد

        ،

        عرفان توحیدی(توفان)

        ،

        رسول فتوحی (شکست)

        ،

        سیداحمدسیدصالحی لنگرودی

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        مرجان شیبانی عبدالیوسفی

        ،

        همایون فتاح متخلص به رند

        ،

        سید سعید احمدی

        نقدها و نظرات
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ۱۸:۲۹
        سلام...
        این واقعیت هاست که شعر را می سازد ...و چه بسا، بارها و بارها دست به دامان ضریح مبارکش ! می کشیم تا حقیقت ــــ های تلخ زندگی مان را به چالاش بکشیم..... شاید با این بوسه های پنهان بر قامت دلکش و زیبایش، دست های به زنجیر کشیده اغنیا را باز کند ...!!
        و اما شما نازنین چه زیبا بیان نمودید دست مریزاد
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۰۰:۱۵
        درود بانو
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۲۰
        سلام و درود فراوان استاد استکی بزرگوار
        از لطف و حضورتان سپاسگزارم
        سایتون مستدام به مهر ان شاءالله
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۰۸

        هزاران درود
        بر احساس ناب وتعهدقلمتان بانوی عزیزم
        خداوندخودش مگه نظری کنه بنده هاکه انگارنمی بینند
        فاصله ارفقیرتاغنی ازحدگدشته اما کوفریادرسی؟ : 30:


        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۰:۲۹
        درودتان
        موسی ظهوری آرام(آرام)
        موسی ظهوری آرام(آرام)
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۳:۵۸
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۱۲
        سلام و درود فراوان
        از لطف و حضورتان بی نهایت سپاسگزارم

        برقرار باشید ان شاءالله

        ارسال پاسخ
        منصور شاهنگیان
        منصور شاهنگیان
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۶:۲۱
        با درود ...

        کمی طولانی با جملات تکراری و کلیشه ای که از تاثیر تصاویر زیبایتان در خواننده کم میکند ...
        وزن به خوبی رعایت شده بود ...

        اگر از وجود ذوق و قریحه سرشار در شما مطمئن نبودم جسارت اظهار نظر و نقد را به خود نمیدادم ...
        موفق باشید ...
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۰۴
        سلام و درود استاد بزرگوار

        راستش این شعر رو در سایت دیگری سه سال پیش به اینگونه نگاشته بودم:
        =====
        جاده ای بی انتها و من پشت چراغ قرمز احساس مبهوت
        انگار هیچ وقت این جا چراغی سبز نخواهد شد
        مثل یك فاصله بود
        این طرف رنگارنگ
        ان طرف فقر و سیاهی جاری
        عطر نان پیچیده در فضای جاده
        كودكی اه كشید
        پدری قلب خودش را چسبید ...
        مثل یك كفتر پر كنده پسر
        اشغال تباهی ز پر ای جعبه درون برد فرو سر
        ناگهان گونه كودك گل انداخت .. خندید
        و صدا كرد پدر روز عید است بیا مثل این كه خدا.. فراموش نكرده ما را ..
        پدرش حیران شد
        كیسه ای را اورد
        چند تكه كپك خورده ولی خوشمزه نانی و بعد تكه ای میوه گندیده .برنجی بد بود .
        كیسه پر شد پیرمرد سر بلند كرد و گفت ای خدا شكرت باد .......
        ===========
        نقد یکی از اساتید این بود که شعر بین سپید و نیمایی متحیر است
        با کمک و راهنمایی های استاد پور دامغان سعی کردم کامل نیمایی باشد
        ...
        از نظر و نقدتان بی نهایت سپاسگزارم
        و خواهم آموخت و نکات را بکار خواهم بست
        سپاس
        برقرار باشید به مهر
        ارسال پاسخ
        امیر ابوالفتحی
        امیر ابوالفتحی
        پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۲۲:۳۲



        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۰۱
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۰۵
        سلام و درود استاد گرانقدر

        از لطف و حضورتان بی نهایت سپاسگزارم

        سایتون مستدام به مهر ان شاءالله

        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۹:۱۳

        فقر بیداد می کند
        ثروت داد
        در بیداد و داد
        فریاد ها
        شنیده نمی شود!

        درود بر بانوی بزرگوار
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۰۵
        سلام و درود دوست عزیز
        از لطف و حضورتان بی نهایت سپاسگزارم
        بهترینها را برایتان آرزومندم
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        چهارشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ ۱۹:۲۴
        درود بربانوی فرهیخته بانو نصیری جداازاینکه شعر سروده زیبایی بود ازاینکه در قبال هموطنانمان احساس مسئولیت مکنید کار شما ستودنی است که رسالت ماها همین است ورسالت سنگینی است درود برشما برذقرارباشید
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۰۶
        سلام و درود فراوان جناب نوری بزرگوار
        از لطف و حضورتان بی نهایت سپاسگزارم
        برقرار باشید ان شاءالله
        ارسال پاسخ
        معصومه باغبان زاده امشه
        معصومه باغبان زاده امشه
        پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۰۵:۵۷
        امیر ابوالفتحی
        امیر ابوالفتحی
        پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۲۲:۳۲



        ارسال پاسخ
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۰۷
        سلام و درود دوست خوبم
        لحظاتتون پر از شادی و گل
        سپاسگزارم بانو
        ارسال پاسخ
        معصومه باغبان زاده امشه
        معصومه باغبان زاده امشه
        پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۰۵:۵۸
        بسیار زیبا
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۰۹:۴۹
        با درود
        دلنوشته ایی سرشار از درد بزرگ جامعه را نگاشتیدمهر بانو ی

        مهربانویی که از مهر ، نامهربانیهای جامعه فعلی را برشته تحریر در آوردید ،
        بابت داشتن قلبی حساس و مهربان ، که از درد جامعه میرنجد ، به شما تبریک میگویم ....
        وجود حتی یک نفر تهیدست در جامعه ایی که ادعای حکمیت عدل علی را دارد ،نقطه ضعفی است برای آن جامعه

        ((خبر از خانه همسایه نداریم ولی
        دوست داریم که باشیم ز محبان علی....))

        مبارزه با این معضل بزرگ جامعه عزمی راسخ و انقلابی علی وار را میطلبد...
        به امید روزی که حاجیان ما به این قوه و درک برسند که تا فقیری شرافتمند در جامعه و شهرشان وجود دارد ، مورد امتحان بزرگ الهی بین گذشتن از علائق دنیوی ، و انتخاب مسیری آخروی هستند ، و عمل دینیشان زیر سوال است ....
        متاسفانه سالانه میلیاردها تومان ، توسط مردم مومن و مسلمان ما در جیب وهابیون ریخته میشود ، به امید بخشش گناهان دنیوی که در طول عمر شریفشان مرتکب شده اند ...غافل از آنکه شستن غم از دلی غمناک بزرگترین حج و عمل دینی است....


        بگذریم که این درد ، دل همه ما دردمندان است


        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۰۹
        سلام و درود استاد اسفندیاری بزرگوار
        از لطف و حضورتان بی نهایت سپاسگزارم
        برقرار باشید به مهر ان شاءالله
        ارسال پاسخ
         ماشاالله پوردامغان(اعمی)
        ماشاالله پوردامغان(اعمی)
        پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۱۱:۵۹
        سلام و عرض ادب بانوی فرهیخته و بسیار مهربان سرکارخانم فرزانه نصیری بزرگوار

        اولا به شما تبریک میگویم که چنین قلب مهربانی دارید

        در ثانی زیبایی شعر شما از زیباییهای باطن و دلی سرشار از رحم و مروت و بینشی متعالی سرچشمه گرفته است

        شما درد جامعه را احساس کردید و با مشغله و بکار گیری ذهنی دلسوزانه و وقت گرنبهایتان برای وجدانهای بیدار سرودید وبه اشتراک گذاشتید که حتی یکی از این وجدانها به وظیفه خود عمل کند کفایت است

        بسیار از شما بانوی فرهیخته سپاسگزارم که چنین اثر مستند ونادری را به اشتراک گذاشتید که زیبایی افکار شما در این سروده هزاران برابر بر زیبایی شعر افزون تر است

        به دوستی که برای شعر شما اشکال ادبی گرفته بود همینجا اشاره می کنم و
        خدمتشان عرض مینمایم استاد بزرگوار با عرض معذرت خدمت شما بزرگوار عرض مینمایم که

        تو گیسو دیدی و من پیچش مو
        تو ابرو من اشارتهای ابرو !!!

        استاد فرزانه مهربان بانوی فرهیخته و بزرگوار روز از روزتان زیباتر و قلم و زبانتان گویاتر باد

        آمین یا رب العالمین


        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۱۳
        سلام و درود استاد پور دامغان بزرگوار و عالیقدرم
        استاد امیدوارم شاگردتون بتونه ..گوشه ای از معرفت و مهربانی بی حدتون رو وصف کنه
        سپاس ..سپاس ..سپاسگزارم
        بهترین بهترینها را برایتان آرزومندم
        سایتون مستدام به مهر ان شاءالله
        ارسال پاسخ
        امیر ابوالفتحی
        امیر ابوالفتحی
        جمعه ۱۷ شهريور ۱۳۹۶ ۰۰:۲۸
        سلام ،درود خانم نصیری شاعر گرامی ،عالی،پرمغزو گیرا و تاثیر گزار سروده اید،سپاس



        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۱۵
        سلام و درود فراوان استاد فتحی بزرگوار
        از لطف و حضورتان بی نهایت سپاسگزارم
        برقرار باشید به مهر ان شاءالله
        ارسال پاسخ
        علی کارگر پیرو
        علی کارگر پیرو
        جمعه ۱۷ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۴۴
        ناگھان چشمم فتاد بر یک پدر
        بود ھمراھش پسر با کفش پاره ژنده پوش
        پشت سر آید صدای بوق ماشینھای لوکس!!!!
        ............................
        در شب عید و بھار
        تیکه ای کیک.. یافتم من خامه ای
        باز برگشت او برای جستجو
        یافت او گنجی بزرگ!...
        گنج او یک جعبه شیرینی است!!!
        زیر انبوھی زباله گشته پنھان گوئیا!!!
        جعبه ی شیرینی از آن خانه افتاده درون آشغال!!!
        جعبه را بوسید و داد دست پدر با اشک و آه!!!


        بسیار زیبا دیده شده و زیباتر سروده شده
        درود بانو شاعر گرامی استاد عزیز با چنین بینش نگاهی به جامعه و انغکاس آن
        هزاران بار درود زبانم فاصر و چشمانم اشگبار ، دلم غم دارد از این هیاهو برای هیچ اما لبانم می خندد که هستتند شاعرانی چنین زیبا به تصویر میکشند انچه را که بسیاری یا نمیبینند و یا بی تفاوت از کنار وقایع می گذرند
        با ارزوی روزی که فقیری در جامعه نباشد و همه در رفاه باشند
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۱۷
        سلام و درود فراوان استاد بزرگوار
        از لطف و حضورتان بی نهایت سپاسگزارم
        سایتون مستدام به مهر ان شاءالله
        ارسال پاسخ
        حسین حسن پور
        حسین حسن پور
        جمعه ۱۷ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۵۱

        فرزانه نصیری (مهربانو)
        فرزانه نصیری (مهربانو)
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۱۵:۱۸
        سلام و درود جناب حسن پور
        از لطف و حضورتان سپاسگزارم
        برقرار باشید به مهر ان شاءالله
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        يکشنبه ۱۹ شهريور ۱۳۹۶ ۲۰:۰۴
        سلام بر بانو نصیری زیبا بود بزرگوار
        عظیمه ایرانپور
        عظیمه ایرانپور
        دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶ ۱۰:۳۹
        درود بر شما
        و قلمتان
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        دوشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۶ ۱۹:۱۴
        درود برشما بانو ی نصیری
        بسیار عالی وپر درد از درد واقعی جامعه که خیلی دردناک
        احمد خدادادی دهکردی
        احمد خدادادی دهکردی
        سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ ۰۰:۳۱
        درودبربانونصیری گرامی شعری زیبا سروده ایداحسنت
        عباس وطن دوست
        عباس وطن دوست
        سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۹

        ....
        سلام و عرض ادب
        درود بر احساس ناب تان
        همواره بسرایید به مهر
        ...
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ ۱۷:۵۴
        سلام و درود
        سروده ای پر از درد
        احسنت بر شما و قلب پر از مهرتان
        با اجازه من این نوشته پای سروده را بعنوان سخن اصلی انتخاب می نمایم
        امید است ھر کدام از ما تنھا قدمی کوچک.. برای نجات این قشر آبرومند انجام دھیم


         ملیکا نامداری
        ملیکا نامداری
        چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ ۰۰:۲۱
        سلام عزیزم
        حسام الدین مهرابی
        حسام الدین مهرابی
        چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ ۱۴:۰۳
        درود بر شما خواهر گرامی
        ناب و خواندنی و پر معنا نگاشتید
        احسنت بر شما...
        حسن کریمی
        حسن کریمی
        پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ۰۶:۰۷
        درود بر شما
        سهیل بهنود
        سهیل بهنود
        پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ۲۰:۰۶
        سلام وعرض ادب

        بانوی گرامی


        بسیارعالی وبامحتوا...دست مریزاد


        گلستان ادبتان ماندگار



        سعید حبیبی
        سعید حبیبی
        جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ۱۱:۱۱
        بسیار عالی
        سیدابراهیم میری ((سید))
        سیدابراهیم میری ((سید))
        جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۱
        درودتان
        قلمتان نویسا
        مرضیه سادات هاشمی
        مرضیه سادات هاشمی
        شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ۰۲:۰۹
        و ایستادن من را خواهند پرسید
        و چشمانم شهادت به بی اعتنایی ام می دهند....
        دستانم کور نخواهند بود
        عالیست
        باقر رمزی ( باصر )
        باقر رمزی ( باصر )
        شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ۱۰:۳۵
        دستھای آن پدر رفته بسوی آسمان!...
        با لبی خندان بگفتا ای خدایا شکر شکر!...
        در شب عیدی نکردی تو فراموش مادری چشم انتظار!!!

        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۰۰
        سلام بانوی بزرگوار
        مهربانیهایتان را در شعرتان دیدم پاینده باشید
        مراد علی پیرگزی
        مراد علی پیرگزی
        شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ ۱۶:۱۶
        درود مهرتان افزون
        وحید کاظمی
        وحید کاظمی
        يکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۷:۲۳
        مهران ساغری
        مهران ساغری
        دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۴۹
        بسیار عالی
        نادر مسلمی (  ن م قطره )
        نادر مسلمی ( ن م قطره )
        سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۲:۵۳
        سیدابراهیم میری ((سید))
        سیدابراهیم میری ((سید))
        سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶ ۲۲:۲۶
        درود برشما
        سمیرا شریفی (آسمان)
        سمیرا شریفی (آسمان)
        چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۶ ۰۹:۲۹
        درود بر شما، زیبا بود اگر چه تلخ
        میرعبدالله بدر
        میرعبدالله بدر
        چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۶ ۱۱:۰۶
        سلام و درودها بر شما
        سروده ی ارزشمندی خواندم
        ملموس... زیبا و وزین
        عالی بود


        قلمتان ماندگار
        حسن جعفری
        حسن جعفری
        چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۹۶ ۲۳:۰۱
        بهاءالدین داودپور تخلص بامداد
        بهاءالدین داودپور تخلص بامداد
        يکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶ ۱۵:۴۲
        درودبرشما زیبا وپراحساس
        هنری داودیان
        هنری داودیان
        دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ ۱۹:۵۴
        هنری داودیان
        هنری داودیان
        دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ ۲۰:۲۹
        میخواهید کاری بکنید؟ حکمت خداست را از ذهن بابا پاک کنید. هدیه کردن چند جعبه شیرینی تنها حسنی که دارد، ان است که خود ما را ارضا میکند که انگار کاری کردیم وظیفه خود را انجام داده ایم حال برگردیم به زندگی خودمان. مرسدس و فراری باعث فقر نگشته اند. از زنجیر حکمت خدا شروع کنید
        همایون فتاح متخلص به رند
        همایون فتاح متخلص به رند
        دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۶ ۰۷:۰۲
        باقر رمزی ( باصر )
        باقر رمزی ( باصر )
        شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ ۲۲:۵۸
        سلام و ارادت
        کماکان از سروده هایتان استفاده می کنم
        موفق باشید بزرگوار
        درود
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.