سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
محل تبلیغات شما
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 28 آبان 1396
    1 ربيع الأول 1439
    • هجرت حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله از مكه به مدينه، اول محرم سال هجرت، مبدأ گاه شماري هجري قمري
    Sunday 19 Nov 2017
      انالله وانا الیه راجعون🏴🏴🏴 درگذشت عزیزان هم وطن دراثر وقوع زلزله شامگاه یکشنبه را تسلیت عرض نموده وبرای بازماندگان صبروشکیبایی مسئلت مینماییم. مدیریت سایت شعرناب

      يکشنبه ۲۸ آبان

      گفتی از عشق ولی بی خبر از نور خدا

      شعری از

      علی نصرالهی (مجنون)

      از دفتر دیوانه مجنون نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۶ ۱۱:۳۰ شماره ثبت ۵۸۸۸۳
        بازدید : ۱۴۸   |    نظرات : ۱۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر علی نصرالهی (مجنون)

       

      گفتی از عشق ولی بی خبر از نور خدا 
      این هوس بود وَ الا تو کجا عشق کجا؟
      عشق یک چشمه ی باریک ز دریای خداست 
      وز خدا اینهمه آلودگی و ننگ جداست 
      عشق معنای بزرگیست نه پستی و جفا 
      عاشقی احمق نادان ،  به دو روزیست وفا؟ 
      ظالمان را در جهان امروز گفتی بی گناه 
      عشق را با کار خود کردی ذلیل و رو سیاه 
      با نقاب گریه در جمعی و میخندی به ما 
      میروی روزی تو از دنیا،  و میگوید خدا
      فکر امروزت نبودی که بیایی پیش ما 
      گفته بودی عاشقی؟  حالا سخن گو با خدا 
      ریشه ای سوزانده ای،  میسوزد از دم ریشه ات 
      شاخه ای سوزانده ای آتش زند بر بیشه ات 
      گریه بر چشمش رساندی خون بجایش میدهی 
      هرچه کردی در جهان آنجا جزایش میدهی 
      تازه میپرسد خدایت گو دگر کارت به ما 
      خوبیت را گو که شاید بگذریم از یک خطا 
      آن زمان در فکر میمانی، پریشان میشوی 
      از جفاکاری بر او آنجا پشیمان میشوی 
      باز میپرسد خدا اشکی ز چشمش برده ای؟ 
      یا فقط اشکی به او بخشیده و آزرده ای؟ 
      تو چه میگویی جوابش را، خیالت بنده است؟
      بگذرد از کرده ها و گیرددت بالای دست؟ 
      او به گریه صبح تا شب تو به خنده با رقیب 
      شب تا صبح چشم او بیخواب از درد فریب 
      هر ستم بر عاشقی کردی همان را میکنند 
      سوزی و خاکسترت را باز برپا میکنند 
      آن زمان دیو و ددان دور تو جولان میدهند 
      شیر مادر، از سر انگشتت به بیرون میکشند
      با خودت گویی مگر چندی دلش آزرده ام 
      میرسد بانگی که میگوید دمادم مرده ام 
      این صدا از آن شهید بی نوای عشق بود 
      آن که از لطف تو عمری را غزل خوانی نمود 
      راستی دانی که از عشق تواو برده است سود؟ 
      حق گناه او ببخشید و همان بر تو فزود 
      حال ای آدم نمای بوالهوس گفتیم ما 
      هر چه پیش آید به راهت تا به دیدار خدا 
      گر دلی دادی سخن را همچو پندی گوش کن 
      عشق جامی از بهشت است آن بگیر و نوش کن 
      گفته را گفتی تو مجنون خویش اما باختی 
      اسب نفس خویش زین کرده فراوان تاختی 
      علی مجنون 
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۶ ۰۰:۳۱
      درود گرامی
      بسیار زیباست
      مزین به نقد نافذ بانو سماالغزل گرامی
      علی نصرالهی (مجنون)
      علی نصرالهی (مجنون)
      دوشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۶ ۰۹:۰۳
      درود استاد عزیز و بزرگوار آقای چشمه. سپاس از محبت همراهی
      ارسال پاسخ
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۹:۰۹
      سلام برادر بزرگوارم
      بسیااااار عالی
      مضمون هم بی نهاین زیبااااااااااا
      از بیت چهارم به بعد وزن عوض شد
      وزن مطلع را اگر حساب کنیم که بیت بسیااااار زیبایی است ابیات بعد از بیت چهارم. دستخوش تعغیر در وزن شده ودر اوزان دیگری سروده شده و از یکنواختی خارج
      فاعلاتن /فعلاتن /فعلاتن /فعلات(وزن مطلع )
      برای نمونه
      این مصرع
      حال ای آدم نمای بوالهوس گفتیم ما
      بروزن
      فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات سروده شده !!!!!

      تقطیع ابیات دیگر از حوصله ام خارجه که دندان درد دارم
      شاید در فرصتی دیگر ویا زحمتی باشد بر استادان خوبم
      سرافراز باشید

      علی نصرالهی (مجنون)
      علی نصرالهی (مجنون)
      يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ۲۳:۴۸
      سپاس از محبت شما، امیدوارم دنداندردتان هرچه سریع تر بهبود پیدا کند، شاد باشید
      ارسال پاسخ
       صحبت  پارکی ( صُبی )
      صحبت پارکی ( صُبی )
      يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ۰۹:۳۱

      شاعر داننده
      جناب نصرالهی عزیز
      با سپاس از خلق این غزل ناب و دلنشین
      شاد زی با شعر
      متشکرم
      سلام
      علی نصرالهی (مجنون)
      علی نصرالهی (مجنون)
      يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ۲۳:۴۹
      درود دوست عزیز و استاد گرامی، سپاس از حضور و محبت در گفتارتان
      ارسال پاسخ
      حمیدنوری(احمد)
      حمیدنوری(احمد)
      يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۸:۵۲
      درود دوست گرامی زیبا بود
      علی نصرالهی (مجنون)
      علی نصرالهی (مجنون)
      يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ۲۳:۵۲
      درود دوست و همراه عزیزم، سپاس از حضور و محبتی که به بنده ارزانی داشتید
      ارسال پاسخ
      علی کارگر پیرو
      علی کارگر پیرو
      دوشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۶ ۰۸:۳۴
      سلام و درو بر شما
      پاینده باشید و پایدار
      شعر ی الهامه و خوشا بر احوال شما که چنین چکامه ای متحولتان کرد و همچنین ما
      موفق باشید و همواره بسرائید به مهر
      علی نصرالهی (مجنون)
      علی نصرالهی (مجنون)
      دوشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۹۶ ۰۹:۰۵
      درود بی پایان، سپاس از لطف و بزرگواریتان
      ارسال پاسخ
       صحبت  پارکی ( صُبی )
      صحبت پارکی ( صُبی )
      سه شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۶ ۰۱:۲۱

      آنقدری نخواندیم
      که به باز خوانی ت آمدم
      لذتی مضاعف نصیبم شد
      علی نصرالهی (مجنون)
      علی نصرالهی (مجنون)
      سه شنبه ۱۴ شهريور ۱۳۹۶ ۰۳:۱۶
      درودی دوباره به استاد گرامی صُبی عزیز،،، سپاس از محبتی که به بنده ارزانی داشتید،
      ارسال پاسخ
      مجنون ملایری
      مجنون ملایری
      پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۰۳
      باسلام‌استادبسیارزیبا
      علی نصرالهی (مجنون)
      علی نصرالهی (مجنون)
      پنجشنبه ۱۶ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۳۴
      درود بی پایان بر بزرگوار مرد صحنه ی قلم، استاد عزیز و مهربانم آقای ملایری،،،، سپاس از مهرِ مهربانی چون شما،،،
      با گفتن استاد شرمسارم میکنید
      ...
      این گاف هنر بود که در عرصه ی شعر
      همچو من بی هنری نام هنرمند گرفت
      ع،،م :
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.