سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
محل تبلیغات شما
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 28 مهر 1396
    1 صفر 1439
      Friday 20 Oct 2017
        عشق از آن رو در دل شما به وديعه گذاشته نشده تا همانجا بماند.مادامی كه عشق را به ديگران نبخشاييد، عشق نيست. کاترین پاندر

        جمعه ۲۸ مهر

        گفتم که خودم را به دیارت برسانم

        شعری از

        علی نصرالهی (مجنون)

        از دفتر دیوانه مجنون نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۶ ۰۶:۱۳ شماره ثبت ۵۸۷۵۷
          بازدید : ۱۳۷   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی نصرالهی (مجنون)

        گفتم که خودم را به دیارت برسانم 
        اما چه کنم نیست توانی که توانم 
        شب بود و غم بی کسی و آتش هجران 
        در آتش هجران تو من سوخته جانم 
        از خانه ی عشق تو به ویرانه رسیدم 
        بگذار که در گوشه ی ویرانه بمانم 
        در ساحل غمهای تو فانوس چرا نیست؟ 
        تا قایق طوفان زده را سوی تو رانم 
        یارب تو بگو حکمت این وصل و جدایی 
        چون خویش دلیل بد تقدیر ندانم 
        از پای فتاده است مرا درد غریبی 
        یاران مددی تا که بر این خاک نمانم 
        از آنکه دلش گشت چنان سنگ بپرسید 
        تا کی ز غمش اشک به رخسار نشانم؟ 
        هر شب غزلی تازه ز غمهای تو دارم 
        تا صبح ابد باید از این غصه بخوانم 
        دیوانه منم از نگه کوچه و بازار 
        انکار چرا،چونکه خوداین نکته بدانم 
        از لطف عذابی که رسید از برِ یاران 
        دیوانه ترین شاعر و مجنون زمانم 
        علی مجنون 
         
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۷ شهريور ۱۳۹۶ ۱۰:۵۱
        ز خانه ی عشق تو به ویرانه رسیدم
        بگذار که در گوشه ی ویرانه بمانم
        در ساحل غمهای تو فانوس چرا نیست؟
        تا قایق طوفان زده را سوی تو رانم


        سلام
        بسیارزیبا ودلنشین بود
        احسنت



        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۷ شهريور ۱۳۹۶ ۲۰:۴۹
        درود گرامی
        غزلی ناب و زیباست
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۰۱:۱۱
        سلام و عرض ادب جناب نصر اللهی عزیز
        شعر زیبایی بود و از خواندنش لذت بردم.
        ابتکار قلمتان ستودنی ست و همین طور روانی طبعتان
        احسنت

        شاگردی کوچک هستم که در حد وسع عرایضم را سیاهه می کنم.چون شعرتان واقعاً ارزش وقت گذاشتن و بررسی را دارد:

        اولین موضوعی که توجه ام را جلب کرد انتخاب قافیه ها بود که به حوی زیرکانه از خطر ایطا رسته اند.
        حالا نمی دانم این زیرکی نا خودآگاه بوده یا دانسته اما در هر صورت قافیه ها را صحیح انتخاب نموده اید.
        یکی از جاهایی که خطر ابتلا به این عیب وجود دارد،زمانی ست که قافیه ها را از افعال انتخاب می کنیم.
        مثلاً :
        رساند و دواند را نمی توان مقفا در نظر گرفت.چون دو بن مضارع و ناگذر "رس"و"دو" به حروف گذرا ساز " آند " اضافه شده اند و بن ماضی جدید و گذرا ساخته اند.

        ***************************
        گفتم که خودم را به دیارت برسانم
        اما چه کنم نیست توانی که توانم
        شروعی مناسب
        تکرار واژه ی توان در دو معنی مجزا و دو ساختار متمایز(یکی فعل و دیگری اسم) بیت را زیبا کرده است.

        شب بود و غم بی کسی و آتش هجران
        در آتش هجران تو من سوخته جانم

        از تصویر سازی مصرع اول و ترکیباتی که به واو عطف به هم زنجیر کرده بودید لذت بردم، اما...
        تکرار آتش هجران در مصرع دوم کمی کلیشه ای است که به نظرم به زیبایی بیت لطمه می زند.

        از خانه ی عشق تو به ویرانه رسیدم
        بگذار که در گوشه ی ویرانه بمانم
        پارادوکس زیباییست.

        در ساحل غمهای تو فانوس چرا نیست؟
        تا قایق طوفان زده را سوی تو رانم

        بیتی بسیار زیبا.
        مراعات نظیر بین لغات فانوس و طوفان و قایق و ساحل !
        فقط به نظرم به جچای قایق کشتی می نوشتید بهتر بود.
        معمولاً کشتی ها طوفان زده می شوند تا قایق ها !!

        یارب تو بگو حکمت این وصل و جدایی
        چون خویش دلیل بد تقدیر ندانم
        این بیت هم زیباست اما نه به استحکام ابیات پیشین.
        در ضمن "را"ی مفعولی در مصرع اول حذف شده است که حتی الامکان باید اتفاق نیافتد ،چون به ساختار جمله بندی خدشه وارد می شود.

        از آنکه دلش گشت چنان سنگ بپرسید
        تا کی ز غمش اشک به رخسار نشانم؟

        هر شب غزلی تازه ز غمهای تو دارم
        تا صبح ابد باید از این غصه بخوانم

        دیوانه منم از نگه کوچه و بازار
        انکار چرا،چونکه خوداین نکته بدانم

        احسنت
        بی نقص بودند و فقط لذت بردم

        از لطف عذابی که رسید از برِ یاران
        دیوانه ترین شاعر و مجنون زمانم
        حس ختامی عالی و در خور این غزل زیبا

        در پایان فقط عرض کنم اگر این ابتکار قلم را در زبان معیار هم به خرج دهید مطمئنم زیبایی ها می آفریند.
        هرچند که با زبان کهن نیز بسیار زیبا می سرایید.
        البته به نظرم اصلا انتخاب زبان ایرادی ندارد.......رسالت هنر ابتکار و عدم ایستایی در تعابیر از پیش ساخته است،که شما به آن رسیده اید

        پرگویی هایم را ببخشید

        در پناه حضرت دوست.
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۰۱:۲۵
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۰۹:۲۴
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۱۰:۱۱

        خسته نباشی استادسینا
        آموختم
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۱۹:۱۳
        شرمنده نفرمایید استاد
        درس پس دادم در محضرتان
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        سه شنبه ۷ شهريور ۱۳۹۶ ۱۱:۰۸
        سلام اقای نصراللهی گرامی
        بسیار لذت بردم در اوج بسرایید
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۱۹:۳۴
        سلام دوست گرامی
        غزل بسیار زیبایی از شما خواندم آرزوی موفقیت برای شما دارم
        درود برشما و موفق باشید و پایدار زیر سایه ی پروردگار نوری (احمد)
        باقر رمزی ( باصر )
        باقر رمزی ( باصر )
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۱۹:۵۸
        باقر رمزی ( باصر )
        باقر رمزی ( باصر )
        چهارشنبه ۸ شهريور ۱۳۹۶ ۲۰:۴۰
        سلام و عرض ادب و احترام بزرگوار
        از خلق اثر ماندگارتان بهره بردم
        ممنونم
        موفق باشید
        جواد مهدی پور
        جواد مهدی پور
        يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۳۹۶ ۰۸:۲۰
        سلام و احترام

        زیبا سروید

        زنده باشید
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.