سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
محل تبلیغات شما
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 4 مهر 1396
    6 محرم 1439
      Tuesday 26 Sep 2017
        امام حسین علیه السلام فرمودند :أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند (بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

        سه شنبه ۴ مهر

        لیلی و مجنون

        شعری از

        حمیدنوری(احمد)

        از دفتر پنجره ای به بیکرانه ها نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۵۸۷۱۳
          بازدید : ۵۶۰   |    نظرات : ۸۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حمیدنوری(احمد)

                     لیلی و مجنون
         
        یک  شبی  لیلا ،  بر  محمل  نشست
        رفت ورفت ازکوچه ی مجنون گذشت
        عشق مجنون مست ِمستش کرده بود
        فارغ از هر نیست و هستش کرده بود
        گفت  یا رب  از  چه دلخون گشته ام
        من  چر ا  لیلایِ  مجنون   گشته ا م
        من  که  مجنون  تو  ا ز  سَر  بوده ام
        در  پی ا ت   آماده  بر  در  بو د ه ام
        ا ز  چه  رو  یا رب  چنینم  کرده ای
         عشق   مجنو نی  ، نصیبم   کرده ای
        در   منِ   لیلی  توان  عشق   نیست
        پس  بگو این آزمون و مشق  چیست
        چون  نخواهم  من  د لِ  پر خون تو
        پس  بگیر  از من  تو این  مجنون تو
        این  ندا  آمد  زحق  ای  نا  شکیب
        وسوسه ها   داده   ا ینسا نت  فریب
        هر زما نی خوا ند مت   غایب  بُدی
         بر  شر و شور  ا و لین   نایب   بُدی
        با   خودم  گفتم  که   لیلایت  کنم
         در  د ل  مجنون  همی  جایت  کنم
        بلکه  از  آن  عشق ، دا نی عشقِ ما
        تا  بد ا نی  را ه   و رسم  و مشقِ ما
        لیک  در  قلبت  بجز  مجنون  نبود
        عمق  جا نت  قصه ی ا و می  سرود
        حا ل ، که لیلای مجنون  گشته ای
        در گذ رگا ه   زمان  چون  گشته ای
        هان  بگیر  مجنون  را ، ا و  ما لِ تو
        عشق   سو ز انِ   جنو نش   زان  ِتو
        ما  ز  ا لطا ف  خد ا و ند یِ  خو د
        داده ایم   بر  تو   رضا مند یِ   خود
        از  تو  میخو ا هم  از  این  پس با  وِیش
        سر کُنی ، د مسا ز  گردی  با  نِی اش
        گا ه    نیز    بر   د ر گهِ   ما    هم   بیا
        باز   با شد   ا ین   درِ   ما   بر   شما
        عشق تو، هم عشق مجنون عشق ماست
        عشق ما بربندگان هست عشق راست
         
        عشق   آ نها   با   خد ا   د رهم    تنید
        بین چه غوغا کرده است ،عشق جدید
        پس  تو  هم  ( احمد )  ا گر  پروردگار
        گر که  می خوا ند  تو را ، عذری  نیار
         
        ۸
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش

        سلام بزرگوار
        زیبا قلم زدید
        برادرخوبمون رمضانی هم به نکات ارزشمند و خوبی اشاره داشتند

        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود بر بانو عجم ازاینکه به خط خطی بنده هم سر میزنید سپاسگزارم
        درود برشما پاینده باشید وبرقرار
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        ۲ هفته پیش




        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        حدود ۱ ماه پیش
        به نام حق/
        سلام...
        یک مثنوی معنا گرا،به دور از تکلف و لبریز از احساس خواندم که دست شما درد نکند برای سرودن این اثر فاخر.

        چند نکته ای به ذهنم رسید که جسارتا عرض میکنم:
        شماره گذاری میکنم که یادم نرود...
        1-ایراد قوافی:در شعر شما دونوع از عیوب قوافی قابل مشاهده است؛اقوا و اکفا!
        اقوا:زمانی پیش می آید که درهجای قافیه همسانی مصوت برخلاف قاعده رعایت نشود؛مانند بیت های:6،و11(عشق و مشق!)
        ...................................................................................
        اکفا:اکفا زمانی رخ می دهد که شاعر دو کلمه ای را که تلفظ نزدیک بهم دارند قافیه کند(که در ترانه این اتفاق زیاد رخ میدهد)
        مانند:بیت پنجم،بیت چهارده(که خیلی فاحش است)وهمین طور بیت اول!
        ....................................................................................
        2- استفاده از محاوره:
        این اتفاق در شعر بسیار زیباد رخ می دهد و هنگامیست که شاعر از واژه های مستعمل در محاوره برای سرودن شعر استفاده کند که غالبا باعث شکست زبان میشود؛ به این نمونه از احسان افشاری توجه کنید:
        از دودمان سدر و کافوری/با خنده از من دست میشوری(در اینجا "میشوری" محاوره است و باید "میشویی" باشد که در این صورت عیب اکفا را ایجاد میکند.-با توجه به اینکه به معنای "شوریدن" در نظر گرفته نمیشود-)
        حال در شعر شما نیز در بیت آخر این اتفاق رخ داده و با استفاده ی واژه ی "نیار"؛علاوه بر شکست زبان(نیاور.....نیار.......حذف "و")،محاوره هم هست.
        ....................................................................................
        3-لغزش های وزنی:بنده جسارت و سواد ورود به مقوله را ندارم و آن را به عهده ی استادان عزیز قرار میدهم....و تیتر وار اشاره ای نمیکنم.
        ....................................................................................
        4- حذف بی مورد؛اعمم از حذف حرف های اضافه متمم ساز،"را" مفعولی .......
        مانند:عمق جانت قصه ی او[را] می سرود
        ....................................................................................
        در مجموع،شعر شما حاصل کوششی ملموس می باشد، و در حوزه ی شعر تلعیمی-غنایی جا میگیرد که در آخر در بحث معنایی (تعلیم) ضعیف عمل شده و نتیجه ای مناسب و درخور توجه را به همراه ندارد....
        مورد بعدی زبان زمانی شعر شماست که سلیقه ی خودتان است هرچند که حالا شاعران به زبان قرن هشت شعر نمیگویند..

        عذر خواهم اگر جسارتی کردم....
        درپناه حق
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        حدود ۱ ماه پیش
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        حدود ۱ ماه پیش
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش

        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش

        احسنت جناب رمضانی
        نقدی به جا و سنجیده
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        وزن شعر شما: "فاعلاتن فاعلاتن فاعلن"
        بحر "رمل مسدس محذوف"(وزن مثنوی معنوی)
        رمل به خاطر فاعلاتن
        مسدس به سبب وجود شش رکن افاعیلی در هر بیت
        محذوف هم به خاط فاعلن آخری
        این وزن در بین فارسی زبانان کاربرد زیادی دارد.
        بسیار روان است و معمولاً مثنوی های را پاسخگوست.

        مصاریعی که خروج وزنی دارند:
        /یک شبی لیلا ، بر محمل نشست/
        کمبود واج به واسطه ی استفاده از لغت"لیلا"
        /فارغ از هر نیست و هستش کرده بود/
        واج اضافی در لغت "نیست"
        /وسوسه ها داده ا ینسا نت فریب/
        سکته وزنی در واژه ی وسوسه
        /هان بگیر مجنون را ، ا و ما لِ تو/
        واج اضافی در کلمه ی "هان"
        /داده ایم بر تو رضا مند یِ خود/
        واج اضافی در فعل"داده ایم"
        /عشق ما بربندگان هست عشق راست/
        واج اضافی در "هست"
        در اختیار حذف همزه می توان"ع"را چون"آ"در نظر گرفت چون در عروض فارسی صدا ی واج ملاک است نه شکل نوشتاری(بر عکس عروض عرب)
        اما در فعل هست اجازه ی حذف "ه" که پای " َ " می باشد، را نداریم.

        در تکمیل نقد پر بار دوست عزیزم جناب رمضانی
        پر گویی ام را ببخشید.

        در پناه حضرت دوست
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        جناب رمضانی با سلام ودرود ازاینکه افتخار میدهید وبه اشعار بنده هم سر میزنید بسیار سپاسگزارم.
        واما ازبیت اول شروع میکنم در مورد بیت اول حق با شماست ومن آن را بصورت زیر تغییر میدهم
        یک شبی لیلی بر محمل نشست
        رفت و از رفتش دل مجنون شکست
        در مورد بیتهای شش و یازده که فرمودید لطفا این بیت از مولوی را ببینید
        نی حریف هر که ازیاری بُرید
        پردهایش پرده های ما دَرید
        برید ودرید اینجا قافیه شده است
        درصورتیکه هم حرفها وهم حرکات ابتدای آنها باهم فرق دارد بنابراین بنظر می رسدکه درابیات6و8و10و11و12و13و15و16و19به لحاظ قافیه مشکلی ندارند
        درموردبیت پنجم به این بیت توجه فرمایید
        همچو نی زهری تَریاقی که دید
        همچو نی دمساز و مُشتاقی که دید
        اگر توجه کنی تریاقی ومشتاقی قافیه هستند درصورتیکه فقط در سه حرف آخر مشترکند وحرکات ابتدای کلمه نیز باهم فرق دارد بنابران در قافیه حتی فقط یک حرف اخر مشترک باشد وچند حرف ماقبل دارای حرکات یکسان باشند قافیه اشکالی ندارد
        اما دربیت چهارده حق باشماست و آن را بصورت زیر تغییر میدهم
        هان بگیر مجنون را او جان تو
        عشق سوزان جنونش زان تو
        درمورد حذف بی مورد اعم از حذف حرفهای اضافه
        بازهم به این بیت دقت کنید
        نی حریف هرکه از یاری برید
        پرده هایش پرده های ما درید
        که در واقع به این صورت بوده است که
        پرده هایش پرده های ما را درید که کلمه "را " حذف شده است بنابراین شاعر در اینجا این اختیار را دارد
        درمورد بیت آخر کلمه بیار حق با شماست که کلمه محاوره ای است اما بعضی وقتها در اشعار کلاسیک نیز مورد استفاده قرار میگیرد
        اما این بیت را نیز می توان اصلا ح کرد
        درآخر بنده به اشعار کهن خیلی علاقه مند هستم واز نظر من اشعار کهن به لحاظ زیبایی ورساندن جان کلام وبخصوص به لحاظ فنی وعلمی قابل مقایسه با دیگر سبکها نمیباشد وبه نظر این حقیر اگر کسی به سبک قدیم شعر اعم از غزل یا مثنوی می سراید حتی دارای اشکال متعددباشد از قویترین فرد سبکهای دیگر قویتر است وشاید جنابعالی ازاشعار اینجانب متوجه شده باشید بخصوص در شعری با عنوان (جمع ناب ) به این مورد اشاره کردم واماشعر گفتن به زبان کهن که جنابعالی به قرن هشتم اشاره کردید بنظر من هیچوقت کهنه نخواهد شد و همیشه در طول تاریخ زیبایی خود را از دست نداده است درحالیکه بعضی از سبکها پس از سپری شدن مدت کوتاهی از عمرشان کمرنگ شده اند
        در موردوزن قافیه و عروض اشعار جناب رمضانی عزیز حتی بزر گان اشعار ما مانند مولوی، فردوسی ، سعدی و........ در مواردی اشکال داشته اند البته ما تلاش مکنیم این اشکالات به حد اقل خود برسد ازاینکه وقت گذاشتید شعر اینجانب را بدقت مطالعه کردید وباهم موارد رابرسی کردیم سپاسگزارم که همین مورد باعث پیشرفت من حقیر خواهد شد ارادتمند نوری (احمد)
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        باسلام مجدد
        لطفا بیایید تا نتیجه بحث را به آخر ببریم وهر جا که مشکل وزنی یا لغزش وزنی وجود دار در شعر ویرایش شده ازبیت اول تا بیت آخر دقیق مشخص کنید تا همه را کامل رفع نمایم باز هم عرض می کنم راه انتقاد به روی کلیه اشعار بنده باز است واگر وارد باشد با اغوش باز می پذیرم ودر کلیه اشعارم
        بخش انتقاد را فعال میکنم تا بیا موزم که ما همیشه تا دم مرگ محتاج آموختن هستیم بازهم سپاسگزاری می کنم ازشما که برای خط خطی بنده وقت می گذارید امیدوارم قدر دان زحمات شما باشم ارادتمند نوری (احمد)
        ارسال پاسخ
        اسفندیاری (سیاوش)
        اسفندیاری (سیاوش)
        ۲ هفته پیش
        یک پیشنهاد جناب نوری عزیز

        یک شبی لیلی بر محمل نشست
        رفتن او ، قلب مجنون را شکست
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما بزرگواروروحیه ی انتقادپذیرتون
        ماهمه همیشه محتاج اموختنیم
        تا بدان جا رسید دانش من
        تابدانم که هیچ نمی دانم
        گاهی ایرادشعرفقط به دلیل عدم تمرکزکافیه وگرنه همه مون این قواعدراهم بلدیم وباکمک هم ایناشکالات کوچیک هم رفع میشه
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        ۲ هفته پیش




        نادر مسلمی (  ن م قطره )
        نادر مسلمی ( ن م قطره )
        ۲ هفته پیش
        نادر مسلمی (  ن م قطره )
        نادر مسلمی ( ن م قطره )
        ۲ هفته پیش
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام مجدد خدمت جناب نوری عزیز
        عرض ادب به محضر شما و جناب رمضانی

        باید عرض کنم راجع به اشکال قوافی حق با جناب رمضانی است.
        مثالهایی که از مولانا آوردید درست هستند ، البته ربطی به بحث پیش رو ندارند!

        عنایت بفرماید:
        کلمات مقفا باید...
        در صورت حذف الحاقیه ها باز هم مقفا باشند.در غیر این صورت خطاست.
        برخی الحاقیه ها عبارتند از:
        1-وند ها(چه پیشوند و چه پسوند)
        2-نشانه های جمع(ان،ها،ات)
        3-ضمایر متصل (ام، َت ، َش و...)
        5-کلمات مرکب با جز مشترک.(مثلاً مهرو و خوشرو مقفا نیستند)
        4_حتی مصادر جعلی
        و ...
        این عیب که عرض کردم عیب ایطاست.
        باقی عیوب را هم جناب رمضانی اشاره فرمودند.

        برای عیب اقوا هم باید صامت های مشترک را در نظر نگیریم و معیار را مصوت قرار دهیم .
        ***********************************
        بررسی قوافی معیوب شعر:

        /ا ز چه رو یا رب چنینم کرده ای
        عشق مجنو نی ، نصیبم کرده ای/ (ایطا)
        چنینم _ نصیبم (حذف ملحقات) =چنین و نصیب مقفا نیستند !

        /در منِ لیلی توان عشق نیست
        پس بگو این آزمون و مشق چیست/ (اقوا)
        عشق _مشق ...... "ق"صامت است پس به حرف قبلی مراجعه می کنیم."ش" هم صامت است.باز هم قبلی...
        می رسیم به دو واج مصوت ( َ ) و ( ِ ) که خطاست!

        بلکه از آن عشق ، دا نی عشقِ ما
        تا بد ا نی را ه و رسم و مشقِ ما
        /باز هم اقوا ! /

        هان بگیر مجنون را ، ا و ما لِ تو
        عشق سو ز انِ جنو نش زان ِتو (اکفا)
        ما لِ _ زان ِ (حذف حرف ربط)= مال _زان مقفا نیستند !

        ***************************
        در مورد حذف رای مفعولی و برخی حروف مکمل افعال هم باید حتی الامکان اجتناب کرد.مخصوصاً رای مفعولی


        خوشحالم که شعر شما باعث این بحث ها شد و از شما آموختم.و بابت انتقادپذیری بالایتان بسیار سپاسگزارم.این نشانه ی بزرگواری شماست.
        شاعری که پتانسیل بهتر شدن و شعری که لیاقت تفاخر را دارد مورد بحث واقع می شود.قدر شعرتان را بدانید بزرگوار
        پوزش می طلبم

        در پناه حق
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        سینای عزیز باسلام مجدد
        مواردی که فرمودی بررسی کردم و مواردی که نیاز به اصلاح داشت اصلاح کردم ازشما سپاسگزارم که برای خط خطی بنده وقت می گذارید هرگونه نقد را با جان دل میپذیرم اگر وارد باشد که همین نقدها باعث پیشرفت میشود
        درود برشما و موفق باشید
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        شما بزرگوارید
        و این نقد پذیری نشان از خوی نیکو و بزرگ منشانانه شماست
        خوشحالم از داشتن دوستانی چون جنابعالی
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        باسلام (سه جدد)برسینای عزیز
        در مورد بیت ششم قافیه (نیست و چیست )است نه (عشق و مشق)
        اصلاحات کل شعر بصورت زیر است لطفا نظرتان را بفر مایید بازهم تشکر میکنم ازشما دوست عزیز که برای اشعار بنده وقت میگذارید درود بر شما

        لیلی و مجنون

        یک شبی لیلا ، بسی در هم شکست
        رفت و ا ند ر کوچه ی مجنون نشست
        عشق مجنون مست ِمستش کرده بود
        فارغ از د نیای هستش کرده بود
        گفت یا رب از چه دلخون گشته ام
        من چر ا لیلایِ مجنون گشته ا م
        من که مجنون تو ا ز سَر بوده ام
        در پی ا ت آماده بر در بو د ه ام
        ا ز چه رو برا و حبیبم کرده ای
        عشق مجنو نی ، نصیبم کرده ای
        در منِ لیلی توان عشق نیست
        پس بگو این آزمون و مشق چیست
        چون نخواهم من د لِ پر خون تو
        پس بگیر از من تو این مجنون تو
        این ندا آمد زحق ای نا شکیب
        مکر شیطان داده ا ینسا نت فریب
        هر زما نی خوا ند مت غایب بُدی
        بر شر و شور ا و لین نایب بُدی
        با خودم گفتم که لیلایت کنم
        در د ل مجنون همی جایت کنم
        بلکه از آن عشق ، دا نی مهرِ ما
        تا بد ا نی را ه و رسم و سحرِ ما
        لیک در قلبت بجز مجنون نبود
        عمق جا نت قصه ی ا و را سرود
        حا ل ، که لیلای مجنون گشته ای
        در گذ رگا ه زمان چون گشته ای
        پس ، بگیر مجنون را ا و جان تو
        عشق سو ز انِ جنو نش زان ِتو
        ما ز ا لطا ف خد ا و ند یِ خو د
        بر تو بخشیدیم رضا مند یِ خود
        از تو میخو ا هم از این پس با وِیش
        سر کُنی ، د مسا ز گردی با نِی اش
        گا ه نیز بر د ر گهِ ما هم بیا
        باز با شد ا ین درِ ما بر شما
        عشق تو، هم عشق مجنون عشق ماست
        عشق ما بربندگان است عشق راست

        عشق آ نها با خد ا د رهم تنید
        بین چه غوغا کرده است ،عشق جدید
        پس تو هم ( احمد ) ا گر پروردگار
        گر که می خوا ند تو را ، رو کن به یار
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        سلام مجدد جناب نوری عزیز
        از این روحیه شما ستودنیست اما...
        درشعر، بزرگان هم خیلی جاها ایراداتی داشته اند،هرچند اینها که شما فرمودید عیوب قافیه ندارند و توصیحاتش یک مثنوی هفتاد من توضیحات میطلبد.
        اما به عنوان مثال به این بیت فردوسی توجه کنید:
        ستم ديده را پيش او خواندند/برِ نامدارانش بنشاندند
        که مشکل وزنی دارد....(کمبود یک واج در هر مصرع)
        .......................................
        اما درباره زبان شعر که فرمودید،ببینید اگر مولانا میگوید نی حریف هر که از یاری برید،خوب با همین زبان هم صحبت میکرده،ولی شما مثلا به مو میگویید طره یا گیسو؟
        پس زبان شعر اگر بخواهد در قرن ماضی بماند یعنی راکد ماندن هنر،که رکود نتیجه اش مطلوب نیست...

        اما درباره ی نسخه ویرایشی عرض کنم که خیلی بهتر است از نسخه قبلی،هرچند باز لنگش های وزنی و سکته هایی مشهود است.
        درصورت تمایلتان بازخواهم گشت...
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        احسنت جناب نوری
        قافیه ها درست شدند.
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        آفرین برسیناوابوالفضل عزیز
        کلاس درسی راه انداختین اینجا
        ممنونیم ماهمآ آموختیم
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        استاد عزیز
        نظر لطف شماست
        در محضرتان درس پس می دهیم
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        ۲ هفته پیش
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        سلام مجدد و دوباره خدمت شما،جناب نوری عزیز و بزرگوار
        عذرخواهم بابت کش دادن موضوع ولی حیف است ایرادات چنین اثر فاخری برطرف نشود.
        در نسخه ی ویرایشی تان قافیه ها درست شدند،اما چند مصرع باز دچارلغزش های وزنی هستند:

        پس بگیر مجنون را او جان تو ...اینجا اگر اشتباه نکنم در بگیر واج اضافه \"ر\" وجود دارد...

        بر تو بخشیدیم رضامندی خود....... واج اضافه م در بخشیدیـ. م


        گاه نیز بر درگه ماهم بیا.... واج اضافه ز در نیز

        همین ها به ذهنم رسید،اگر بازهم هست دوستان اشاره کنند.
        ممنونم

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        احسنت ابوالفضل عزیز
        وممنون ازوقتی که می گدارین باسینا
        واقعا عالیه کارتون
        ماهممی آموزیم درکنارتون
        ممنونیممم
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        شما لطف دارین بانوی عزیز
        درس پس میدیم
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        علی   صادقی
        علی صادقی
        ۲ هفته پیش
        سلام وعرض ادب
        شعری با محتوای خوب خواندم...مزین به نظرها ونقدهای جانانه ی آقا ابوالفضل عزیز...........وهمراهی سینای بزرگوار....
        موردی در لابلای کامنتها دیدم....جا دارد که به این مهم پرداخته شود
        شکی نیست که اشعار کلاسیک کهن در وزن وقوافی بعضا مشکلاتی را دارد...

        اما به این بیت دقت کنید :

        ((ستم دیده را پیش او خواندند
        بر نامدارانش بنشاندند))

        خواندن شاهنامه به وزن حماسی اش لذت بخش است...
        اگر بحث کهنگی را پیش بکشیم...این بیت لغزش وزنی ندارد...
        برای قدیمیها این موراد لفظی خیلی آشناست ومتداول
        س
        تم
        دی
        د
        را
        پی
        ش
        او
        خا
        نَ
        دند
        *********************
        ب
        رِ
        نام
        دا
        رانش
        بن
        شا
        ن
        دند
        *****************فعولن فعولن فعولن فعول...............
        پرده خوانی ....نسخ قدیمی تعذیه خوانی...نقالی.....شواهدی بر این ماجراست

        مایلم نظرات دوستان را هم بدانم ./

        برقرار باشید ./
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب خدمت سما جناب صادقی خیلی عزیز/
        ممنونم از لطف شما.../

        نهان گشت آیین فرزانگان/پراگنده شد نام دیوانگان
        هنر خوار شد جادویی ارجمند/نهان راستی،آشکارا گزند
        شده بر بدی دست دیوان دراز/ز نیکی نبودی سخن جز به راز
        ندانست خود جز بد آموختن/جز از کشتن و غارت و سوختن

        .....
        همانگه یکایک ز درگاه شاه/بر آمد خروشیدن دادخواه
        ستم دیده را پیش او خواندند/برِ نامدارنش بنشاندند


        ..........
        شاهنامه ی فردوسی در وزن فعولن فعولن فعولن فعَل(بحر متقارب مثمن محذوف) سروده شده که بوستان سعدی هم بر همین وزن است/
        از دیگری ویژگی های این کتاب استفاده از واژگان رایج در لهجه های خراسانیست از قبیل "شنیدستی" پندیشتی" و...(به استناد از مادر بزرگم )
        اما درباره ی صحبت شما که فرمودید فتحه بدهیم ب نون ساکن و آن را تلفظ کنیم خوانَدند!
        ببینید خیلی از نارسایی های شاهنامه فردوسی با استفاده از برخی لهجه های محلی خراسانی قابل توجیه اند و مورد دفاع(بازهم به استناد از شاهنامه خوانی مادربزرگم )
        اما اینکه شما می فرمایید، درگویش خراسانی اصلا مطلقا نمیتواند وجود داشته باشد... چرا که خواندن را "خوندن" تلفظ میکنند و گونه ی دیگری نیست،اگر هم به زبان دری سری بزنید خواندن(خَواندن) تلفظ میشده (باتلفظ واو معدوله)
        از سوی دیگر اگر توجه به نقال ها داشته باشید این افراد با کش و قوس دادن الفاظ سعی در پوشاندن این نارسایی ها دارند که اگر استناد به این ها کنید حرفتان صحیح است لکن همین افراد سخن را هم سُخُن تلفظ میکنند تا اکفا در قوافی را رفع و رجوع کنند.
        منتظر نظرات شما و دیگران دوستان خواهم بود.
        ممنونم
        ارسال پاسخ
        علی   صادقی
        علی صادقی
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما ............
        خداوند مادربزرگها وپدر بزرگها را حفظ کند ..که ذخیره هایی هستند در علم ودانش...من هم عمویی دارم که شاهنامه را طوری می خواند که این به قول شما نارسایی ها اصلا محسوس نیست....زبان دری هم در گویش ما موجود هست.......
        عر ض کردم بنا به بحث کهنگی ...الفاظ ان قابل قبولند...والا در خود کلاسیک کهن هم دیگر کاربردی نیست...
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب خدمت همه ی بزرگواران
        وفور اختیارات شعری و بعضاً مشکلات قوافی (چون اقوا،اکفا و ایطا ) در مثنوی های بلند به سبب طویل بودن منعنا قابل اغماض و چشم پوشیست.
        حالا به قول جناب رمضانی شاید بتوان با تلفظ لغات بر پایه ی لهجه های محلی ،قسمتی از این نارسایی ها را رفع کرد.
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و عرض ادب حضور جناب نوری
        سروده ای بسیار زیبا و پر محتوا قلم زده اید
        دستمریزاد... موید باشید
        🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        حدود ۱ ماه پیش
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        حدود ۱ ماه پیش
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        حدود ۱ ماه پیش
        جناب رفیعی باسلام ودرودبرشما
        به دفتر شعر این حقیر خوش آمدی ازلطف شما سپاسگزارم بنده شعرهای شما را مطالعه کردم از خواندنشان واقعا لذت بردم احساس میکنم شعر های ما یک جورهای شبیه همدیگه است لطفا هر وقت فرصت دارید به خط خطی های این حقیر سر بزنید ارادتمند نوری (احمد)
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        حدود ۱ ماه پیش
        سلام و عرض ادب مجدد محضر جناب نوری
        به دیده منت ... در خدمتم
        بسیار عالی می سرائید و توفیقی است برای حقیر خواندن و بهره مندی از سروده های جنابعالی.🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        ارسال پاسخ
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        حدود ۱ ماه پیش
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        با تشکر وسپاس ازشما ودرود برشما
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        ۲ هفته پیش

        درود بر شما جناب نوری بزرگوار

        الهام گرفته از شعر مرتضی عبداللهی

        یک شبی مجنون نمازش را شکست
        بی وضو در کوچه لیلا نشست

        عشق آن شب مست مستش کرده بود
        فارغ ازجام الستش کرده بود


        مانا باشید و نویسا
        زنده باشید به مهر
        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        حدود ۱ ماه پیش
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        اسفندیاری (سیاوش)
        اسفندیاری (سیاوش)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        ۲ هفته پیش




        آرزو نامداری (عتیق)
        آرزو نامداری (عتیق)
        ۲ هفته پیش
        سلام استاد نوری بزرگوار
        بسیار زیبا ممنون از شعر خوبتون خیلی به دلم نشست پاینده باشید
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود بربانوی فرهیخته بانو نامداری سبز باشید وبرقرار از اینکه به خط خطی بنده سر میزنید سپاسگزارم
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود برشما بانوی فرهیخته بانو ناصری نسب هروقت که مورد تشویق دوستان قرار میگیرم
        انگیزه ام برای سرودن دو چندان می شود برقرار باشید وپایدار
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        عظیمه ایرانپور
        عظیمه ایرانپور
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما
        پندآموز و زیباست
        جسارتا کمی به وزن بیشتر دقت کنید
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        سلا م بر بانو ایرانپور به دفتر شعر من خوش آمدید درود برشما موردتان را حتما مد نظر
        خو اهم داد
        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        سینا دژآگه
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب جناب نوری عزیز
        شعر زیباییست و مضمون نوستالژیکی هم دارد.
        فقط با نکاتی که عزیزان به خصوص جناب رمضانی اشاره فرمودند،بهتر هم خواهد شد.
        لذت بردم
        در اوج بسرایید
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود بر شاعر جوان وتوانا سینای عزیز سپاسگزارم به خط خطی بنده سری زدید
        هروقت که بشعرهای بنده هم سر میزنید انگیزه ام برای سرودن چند برابر میشود
        درود برشما پاینده باشید
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        ۲ هفته پیش




        ارسال پاسخ
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        ۲ هفته پیش
        سلام بزدگوار
        بسیاااار
        زیباااااااو پر شور

        دوستان هم به خوبی به ایرادات اندکی که در شعرتان بود اشاره فرمودند

        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود برشما بانوی فرهیخته بانو بابا خانی سپاسگزارم ازشما که به اشعار این حقیر هم سر میزنید
        ارسال پاسخ
        علی   صادقی
        علی صادقی
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما بزرگوار..............

        بسیار زیبا وپر شور سروده اید...........

        موفق وموید باشید ./
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود برشما استاد به دفتر شعر من خوش آمدی از اینکه به شعر این حقیر
        سر زدیدکمال تشکر وسپاسگزاری را دارم درود برشما
        ارسال پاسخ
        اسفندیاری (سیاوش)
        اسفندیاری (سیاوش)
        ۲ هفته پیش
        در پاسخ به شعر زیبا و معروف:
        یک شبی مجنون نمازش را شکست
        بی وضو در کوچه لیلا نشست
        عشق آنشب مست مستش کرده بود
        فارغ از جام الستش کرده بود .............
        شعری زیبا سرودید جناب نوری عزیز
        که با کمی بازبینی میتوانید ، آنرا کامل کنید
        البته اگر کمی داستان شعر را تغییر دهید ، زیبایی اثر را دو چندان میکند جناب نوری عزیز
        چون تقریبا با شعر ، (معروف یک شبی مجنون نمازش را شکست)
        هم موضوع است ..‌..

        در هر صورت مثنوی زیبا یی سرودید جناب نوری عزیز
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        ۲ هفته پیش




        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        باسلام ودرود بر استاد اسفند یاری
        به دفتر شعر من خوش آمدید
        ازاینکه به خط خطی بنده سرزدید تشکر وقدردانی میکنم درود برشما
        واما بعد
        استاد عزیز من بقدری از این شعر خو شم می امد که حیف دیدم خودم یک چنین سروده ای نداشته باشم
        مطلب بعدی اینکه آقا چرا همش مجنون بیچاره دچار سختی وگرفتار ی شود یه مقدار لیلی هم سختی ببیند و گرفتار شود بهتر نیست ؟....... (شوخی بود)
        اسفندیاری (سیاوش)
        اسفندیاری (سیاوش)
        ۲ هفته پیش
        همچون شما منم شیفته این اثر زیبای جناب عبدالهی هستم....
        سوال بسیار خوبی را مطرح کردید جناب نوری

        چرا فقط مجنون دچار سختی و گرفتاریست؟
        در این مقوله شعری دارم که هنوز تکمیل نشده ولی انشاالله بمحض الهام گرفتن ، چاپش میکنم،
        شعری با این مضنون
        معشوق گر عاشق بشد ، شیرین و فرهادی نبود
        در دفتر شعر و غزل ، دادی و فریادی نبود....

        همینقدر بگوییم که لیلا اگر عاشق قیس بود ، مجنونی پدیدار نمیشد
        و عشق تبدیل به وصال میشد ،‌
        این رسم عشقهای افسانه ایی است که معشوق به طنازی و دلربایی مشغول باشد ، و عاشق به سوختن و سوختن ......
        بهر حال شما موضوع جالب و در خور تحسینی را انتخاب کردید ، که با کمی ویرایش داستان میتواند ، همچون اثر جناب عبدالهی جاودان شود ، مشروط بر آنکه داستان عشق لیلی و مجنون را دچار تغییر و تحول نکند ، که نسل جوان و امروزی عجیب عاشق تغییر و تحول و خلق اثری جدید است ....
        مانا باشید جناب نوری عزیز
        ارسال پاسخ
        علی اسماعیلی
        علی اسماعیلی
        ۲ هفته پیش
        حضرت حافظ در این زمینه میفرماید:
        میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
        چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

        معاشران گره از زلف یار باز کنید
        شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

        حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
        و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

        رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند
        که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

        به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
        گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

        میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
        چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

        نخست موعظه پیر صحبت این حرف است
        که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

        هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
        بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

        وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
        حوالتش به لب یار دلنواز کنید
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        باسلام ودرود برشما استاد اسفند یاری
        ازاینکه به این شاگرد لطف دارید نهایت سپاس گزاری را دارم در بهتر شدن این شعر تمام تلاش خود را خواهم کرد تا بتوانیم اثر خوبی داشته باشیم منتظر شعری هم که فرمودی هستم درود برشما ارادتمند نوری
         صحبت  پارکی ( صُبی )
        صحبت پارکی ( صُبی )
        ۲ هفته پیش
        با سپاس
        از شما شاعر خوش ذوق
        -----
        یک شبی مجنون نمازش را شکست
        بی وضو در کوچه لیلا نشست

        عشق آن شب مست مستش کرده بود
        فارغ از جام الستش کرده بود

        سجده ای زد بر لب درگاه او
        پر ز لیلا شد دل پر آه او

        گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
        بر صلیب عشق دارم کرده ای

        جام لیلا را به دستم داده ای
        وندر این بازی شکستم داده ای

        نشتر عشقش به جانم می زنی
        دردم از لیلاست آنم می زنی

        خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
        من که مجنونم تو مجنونم مکن

        مرد این بازیچه دیگر نیستم
        این تو و لیلای تو … من نیستم

        گفت: ای دیوانه لیلایت منم
        در رگ پنهان و پیدایت منم

        سال ها با جور لیلا ساختی
        من کنارت بودم و نشناختی

        عشق لیلا در دلت انداختم
        صد قمار عشق یک جا باختم

        کردمت آوارهء صحرا نشد
        گفتم عاقل می شوی اما نشد

        سوختم در حسرت یک یا ربت
        غیر لیلا بر نیامد از لبت

        روز و شب او را صدا کردی ولی
        دیدم امشب با منی گفتم بلی

        مطمئن بودم به من سر میزنی
        در حریم خانه ام در میزنی

        حال این لیلا که خوارت کرده بود
        درس عشقش بیقرارت کرده بود

        مرد راهم باش تا شاهت کنم
        صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        ۲ هفته پیش




        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود بر استاد پارکی
        استاد به ما کم سر می زنید دلمان برای شما تنگ شده بود ازاینکه این حقیر را لایق می دانید وبه ما سر میزنید سپاس فراوان دارم از شما سبز باشید و پایدار
        اردتمند نوری (احمد)
         صحبت  پارکی ( صُبی )
        صحبت پارکی ( صُبی )
        ۲ هفته پیش

        از سروده ات بسیار لذت بردم
        برایت توفیق بیشتر
        سلام
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        استاد پارکی ازلطف شما سپاس گزارم در محضر شما شاگردی می کنم امیدوارم شاگرد لایقی باشم ارادتمند نوری (احمد)
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        سلام مجدد و دوباره خدمت شما،جناب نوری عزیز و بزرگوار
        عذرخواهم بابت کش دادن موضوع ولی حیف است ایرادات چنین اثر فاخری برطرف نشود.
        در نسخه ی ویرایشی تان قافیه ها درست شدند،اما چند مصرع باز دچارلغزش های وزنی هستند:

        پس بگیر مجنون را او جان تو ...اینجا اگر اشتباه نکنم در بگیر واج اضافه \"ر\" وجود دارد...

        بر تو بخشیدیم رضامندی خود....... واج اضافه م در بخشیدیـ. م


        گاه نیز بر درگه ماهم بیا.... واج اضافه ز در نیز

        همین ها به ذهنم رسید،اگر بازهم هست دوستان اشاره کنند.
        ممنونم
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        ابولفضل عزیز با سلا م
        دوست گرامی ازاینکه این همه احساس مسئولیت میکنید کارتان ستودنی است مواردی که فرمودید بصورت زیر اصلاح کردم
        پس بگیرش از منش او جانِ تو
        برتو دادیم ما رضا مندیِ خود
        گاه با دل بر درِ ماهم بیا
        لطفا نظرتان را اعلا م بفرمایید درود برشما دوست گرامی
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        جناب نوری عزیز
        سلام دوباره
        مصرع اول و سوم درست شد مصرع دوم هنوز یک واج اضافه دارد...
        پیشنهاد بنده:
        های،از لطف خداوندی ما
        بر تو ارزان شد رضامندی ما


        خوش حال شدم از پا گرفتن این بحث،آموختم
        ممنونم
        درپناه حق
        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        سپاسگزارم ازبحث خیلی چیزها آموختم درود برشما دوست جوان من سبز باشیدو پایدار
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        ۲ هفته پیش
        قربان شما،همیچنین بنده هم آموختم از شما و سینا ی عزیز
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۲ هفته پیش
        عشق زمینی و رابطه اش با عشق عرفانی و عشق مجازی و ..
        شاعران زیادی سروده اند. و بعصی اعتقاد دارند که برای رسیدن به عشق حقیقی باید از عشق مجازی گذشت و عده ای هم با ان مخالف بودند
        بنده انتظار جمع بندی کامل تری در پایان شعرتان داشتم
        به این خاطر اگر شعرتان از نظر زیبایی دیده شود اهنگین بود ولی از نظر معنا نقطه پایان نداشت و دیدگاهتان را دوست دارم واضح تر میدیدم.
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        دوست گرامی با سلام ودرود برشما
        به دفتر شعر من خوش آمدی
        بحث عشق زمینی وعشق عرفانی همیشه مطرح بوده وبه ظاهر باهم درتناقض بوده اند ولی دوست گرامی عنصر عشق را را خداوندد رانسان قرار داده ونهادینه کرده است وجهت رسیدن به عشق معنوی باید انسان درکی از عشق داشته باشد که این درک بواسطه عشق زمینی ویا عشق به هرچیز دیگر سهل تر میشود وچه بسا بزرگانی که از همین عشق زمینی به عشق الهی رسیده وبه درجات عالیه کمالات رسیده اند .
        واما بنده در بیت آخر شعر تکلیف عشق لیلی و مجنون را بهم وبه خدا مشخص کردم توجه بفرمایید
        عشق آنها باخدا درهم تنید
        بین چه غوغا کرده است عشق جدید
        این بیت می خواهد این نکته را یاد آور باشد که
        اولا عشق دو انسان به همدیگر باعشق بخدا هیچ منافاتی باهم ندارد
        ثانیا خود خداوند عشق را در انسان قرارداده ودر مکتب اسلام بحث ازدواج را که ابزار عشق است تاکید زیادی کرده است
        ثا لثا این بیت میخواهد بگوید که عشقهای زمینی پس از بهم رسیدن باتوجه به کمبودی که در خود احساس میکنند بدنبال یک عشق معنوی نیز هستند که ان هم عشق به خداست که این مهم درکنار هم بهتر حاصل می شود . امید وارم توضیحاتم کامل بوده باشد با سپاس از شما نوری
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۲ هفته پیش
        سلام
        بسیار ممنون از شما
        این بحث شاید دفاتر بطلبد برای اثبات یکی و رسیدن به دیگری و برعکس بزرگان زیادی هم وجود دارند همچون حافظ که نظر شما را قبول دارند و سهروردی و کاشانی که ... به طریق دیگری نظر میدهند و متناقض با نظر شماست.
        که البته از نوشته های انها میتوان این را فهمید و شاید هم کمی تفسیر به شخص بطلبد همانطور که میبینید بعضی ها حافظ را فقط تعابیر معنوی میکنند و بعضی به حوادث تاریخی ان دوره در تفسیر شعر های او توجه میکنند.
        البته برای شناخت عشق به گاهی لحضه و گاهی یک عمر زمان نیاز است و بعضی ها تا اخر عمر هم معنی عشق را نمی فهمند که بر میگردد به ذات درونی انها.
        از وقتی که برایم گذاشتید نهایت سپاس را دارم
        فرهاد علی محمدی
        فرهاد علی محمدی
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا سروده اید👍👌👌 دردو برشما🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما دوست گرامی خوش آمدی به دفتر شعر این حقیر سپاسگزارم از لطف شماسبز باشید و برقرار
        ارسال پاسخ
        رحیم نیکوفر
        رحیم نیکوفر
        ۲ هفته پیش


        درود برشما
        بهره مند شدم همه سروده
        هم از نکته نظرات اساتید
        سپاس از شما
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        ۲ هفته پیش




        ارسال پاسخ
        حمیدنوری(احمد)
        حمیدنوری(احمد)
        ۲ هفته پیش
        درود بر شما دوست گرامی به دفتر شعر من خوش آمدید سپاسگزارم از لطف شما گرامی سبز باشیدو پایدار در سایه پروردگار
        نادر مسلمی (  ن م قطره )
        نادر مسلمی ( ن م قطره )
        ۲ هفته پیش
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.